بازاریابی تلفنی چیست؟ راهنمای جامع تکنیک‌ها، مراحل و ابزارهای اندازه‌گیری موفقیت

زمان مورد نیاز برای مطالعه: 34 دقیقه
بازاریابی-تلفنی-چیست؟
فهرست عناوین مقاله

با وجود نارضایتی گسترده که در بین افراد از دریافت تماس‌های تبلیغاتی وجود دارد و در مواردی افراد این تماس را جواب نداده یا مسدود می‌کنند، بازاریابی تلفنی همچنان یکی از پرکاربردترین روش‌های بازاریابی و فروش مستقیم در دنیا محسوب می‌شود؟

📘

بازاریابی تلفنی، فرایند سیستماتیک برقراری تماس با مخاطبان هدف (به‌ صورت فردی یا از طریق فهرست‌های از پیش تعیین‌شده) با هدف ایجاد ارتباط، انتقال ارزش پیشنهادی و هدایت مخاطب به مرحله بعدی قیف فروش است.

تفاوت اصلی بین یک تماس مزاحم که باعث عصبانیت مخاطب می‌شود و یک تماس مؤثر که می‌تواند به فروش منجر شود، مربوط به ابزار آن یعنی تلفن نیست. بلکه این داده، هدفمندی و زمان‌بندی پشت تماس است که باعث تمایز آن می‌شود. بازاریابی تلفنی حرفه‌ای که امروز توسط کسب و کارها انجام می‌شود، به تماس‌های تصادفی و بی‌هدف که در سال‌های گذشته انجام می‌شد، شباهت ندارد. نسخه مدرن بازاریابی تلفنی یک فرایند کاملا مبتنی بر داده است که از گردآوری اطلاعات دقیق مشتریان شروع شده و با تحلیل مستمر عملکرد ادامه پیدا می‌کند.
در این مقاله قصد داریم به این موضوع بپردازیم که بازاریابی تلفنی چیست و برای چه کسب و کارهایی مناسب است. با مراحل و تکنیک‌های آن آشنا شویم و بررسی کنیم که چطور یک سیستم یکپارچه می‌تواند این فرایند را از یک فعالیت تصادفی به یک فعالیت داده‌محور تبدیل کند.

بازاریابی تلفنی چیست؟

بازاریابی تلفنی (Telemarketing) به فرایندی گفته می‌شود که در آن از طریق تماس تلفنی، ارتباط مستقیم بین یک کسب و کار با مشتریان بالقوه یا فعلی برقرار می‌شود. هدف از این ارتباط می‌تواند معرفی محصول یا خدمت، ایجاد سرنخ فروش (Lead Generation)، پیگیری یک پیشنهاد قبلی یا نهایی‌سازی فروش باشد.

تفاوت بازاریابی تلفنی با فروش تلفنی (Telesales)

یکی از رایج‌ترین اشتباهات مفهومی که در کسب و کارهای مختلف دیده می‌شود، یکسان دانستن بازاریابی تلفنی با فروش تلفنی است. شاید در نگاه اول این دو مفهوم یکسان باشند اما هر کدام اهداف متفاوتی را دنبال می‌کنند. در جدول زیر این تفاوت‌ها به صورت کامل‌تر بررسی شده است:

معیار مقایسه
بازاریابی تلفنی (Telemarketing)
فروش تلفنی (Telesales)
هدف اصلی
ایجاد آگاهی، جمع‌آوری اطلاعات، سنجش نیاز مخاطب و تولید سرنخ فروش
نهایی‌سازی معامله و دریافت تعهد خرید از مخاطب
جایگاه در قیف فروش
ابتدای قیف؛ مرحله جذب و پرورش سرنخ
انتهای قیف؛ مرحله بستن فروش
نوع مخاطب تماس
معمولاً سرنخ‌های سرد یا گرم که هنوز تصمیم قطعی نگرفته‌اند
معمولاً سرنخ‌های گرم یا داغ که تا حدی برای خرید آماده شده‌اند
محور اصلی گفتگو
شناخت نیاز، معرفی ارزش پیشنهادی و ایجاد ارتباط اولیه
مذاکره روی قیمت، شرایط پرداخت و رفع موانع نهایی خرید
مهارت کلیدی کارشناس
گوش دادن فعال، پرسشگری و ایجاد اعتماد
متقاعدسازی، مدیریت اعتراض و بستن معامله (Closing)
طول معمول تماس
معمولاً کوتاه‌تر و اکتشافی
معمولاً طولانی‌تر و مبتنی بر مذاکره
معیار موفقیت تماس
تعداد درخواست ثبت شده برای خرید یا استعلام قیمت و…
تعداد فروش نهایی‌شده یا مبلغ قرارداد بسته‌شده
خروجی نهایی تماس
انتقال سرنخ به مرحله بعدی قیف (نه لزوماً فروش)
ثبت سفارش، صدور فاکتور یا دریافت تعهد پرداخت

به بیان ساده‌تر، بازاریابی تلفنی در جستجوی فرصت است، در حالی که فروش تلفنی تلاش می‌کند این فرصت را نهایی کرده و ببندد. به همین دلیل در بسیاری از کسب و کارها، این دو نقش حتی توسط دو تیم جداگانه انجام می‌شود؛ تیم بازاریابی تلفنی سرنخ را شناسایی و آماده می‌کند و تیم فروش تلفنی وارد عمل شده و معامله را نهایی می‌کند.

💡

در بازاریابی تلفنی ممکن است نتیجه مستقیم فروش آنی یک محصول یا خدمت نباشد در حالی که در فروش تلفنی اصلی‌ترین هدف نهایی‌کردن فروش است. به بیان ساده‌تر، بازاریابی تلفنی در جستجوی فرصت است در حالی که فروش تلفنی تلاش می‌کند این فرصت را نهایی کرده و ببندد. بر این اساس فروش تلفنی مرحله بعد از بازاریابی تلفنی محسوب می‌شود.

انواع بازاریابی تلفنی

بازاریابی تلفنی روشی است که می‌تواند بسته به عوامل مختلف به شکل‌های متفاوتی اجرا شود. به همین دلیل شناخت انواع آن پیش از طراحی یک کمپین بازاریابی به صورت تلفنی از اهمیت زیادی برخوردار است. به طور کلی انواع این بازاریابی را می‌توان در سه دسته زیر تقسیم‌بندی کرد:

  • جهت برقراری تماس: ورودی (Inbound) و خروجی (Outbound)
  • نوع مخاطب: سازمانی (B2B) و مصرف‌کننده نهایی (B2C)
  • هدف کمپین: تولید سرنخ، تعیین قرار ملاقات، تحقیقات بازار، فروش مستقیم و وفادارسازی مشتری

در جدول زیر مهم‌ترین انواع بازاریابی تلفنی بر اساس هدف کمپین، به همراه ویژگی‌ها و تکنیک‌های کلیدی هر کدام آورده شده است:

نوع بازاریابی تلفنی
هدف اصلی
ویژگی کلیدی
تکنیک و رویکرد غالب
تولید سرنخ (Lead Generation)
شناسایی و جذب مخاطبان بالقوه جدید
معمولاً روی فهرست‌های سرد یا نیمه‌گرم اجرا می‌شود
سوالات سنجش نیاز و ارائه ارزش پیشنهادی کوتاه
تعیین وقت ملاقات (Appointment Setting)
هماهنگی جلسه حضوری یا آنلاین با کارشناس فروش یا مشاور
معمولاً در فروش‌های پیچیده و B2B با ارزش معامله بالا کاربرد دارد
تمرکز بر جلب توجه اولیه، نه بستن فروش در همان تماس
تحقیقات بازار (Market Research)
جمع‌آوری نظر، بازخورد یا داده از مخاطبان درباره محصول، برند یا بازار
هدف این نوع تماس، فروش نیست بلکه گردآوری داده است
پرسشگری ساختاریافته و بی‌طرفانه
فروش مستقیم تلفنی (Direct Telesales)
نهایی‌سازی خرید در همان تماس یا در تماس‌های پیگیری نزدیک
بیشتر برای محصولات یا خدمات با تصمیم‌گیری ساده کاربرد دارد
مدیریت اعتراض و تکنیک‌های بستن فروش (Closing)
وفادارسازی و بازفعال‌سازی (Retention & Reactivation)
حفظ ارتباط با مشتریان فعلی یا بازگرداندن مشتریان غیرفعال
مبتنی بر داده تاریخچه خرید و تعامل قبلی مشتری است
شخصی‌سازی پیام بر اساس سابقه خرید
بازاریابی تلفنی ورودی (Inbound)
پاسخ‌گویی به تماس مشتری همراه با شناسایی فرصت فروش یا بازاریابی
ابتکار تماس در دست مشتری است
گوش دادن فعال و ارائه پیشنهاد مرتبط در لحظه
بازاریابی تلفنی خروجی (Outbound)
آغاز تماس با مخاطب بر اساس فهرست از پیش تعیین‌شده
ابتکار تماس در دست تیم فروش یا بازاریابی است
اسکریپت انعطاف‌پذیر و زمان‌بندی دقیق تماس
💡

یک کمپین بازاریابی تلفنی می‌تواند از ترکیب چند نوع بالا طراحی شود. برای مثال یک کمپین ممکن است با هدف تولید سرنخ آغاز شود، در ادامه به تعیین وقت ملاقات برسد و در نهایت وارد فاز فروش مستقیم شود. به همین دلیل پیش از اجرای هر کمپین باید مشخص شود که کدام نوع یا ترکیبی از انواع بالا، متناسب با هدف کسب و کار است.

از میان انواع بازاریابی تلفنی که در بالا اشاره شد، تفکیک بر اساس جهت تماس (ورودی/خروجی) از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، چون تفاوت‌های اجرایی و نرخ موفقیت این دو رویکرد با یکدیگر بسیار متفاوت است. بازاریابی تلفنی بر اساس جهت برقراری تماس دو نوع دارد که شامل بازاریابی تلفنی ورودی (Inbound) و بازاریابی تلفنی خروجی (Outbound) می‌شود.
بسیاری از سازمان‌ها فقط روی بخش خروجی بازاریابی تلفنی متمرکز می‌شوند و از ظرفیت بازاریابی تلفنی ورودی غافل می‌مانند. در حالی که در بخش ورودی به این دلیل که ابتکار تماس در دست مشتری است، معمولا نرخ پذیرش بالاتر است.

بازاریابی تلفنی برای چه کسب و کارهایی مناسب است؟

بر خلاف تصوری که وجود دارد، بازاریابی تلفنی یک ابزار همه‌کار نیست و به همین دلیل برای هر نوع کسب و کار به یک اندازه موثر نخواهد بود. نتیجه‌گیری در این روش بازاریابی به عوامل مختلفی مانند ماهیت محصول یا خدمت، پیچیدگی فرایند تصمیم‌گیری خرید و ارزش هر معامله یا خرید بستگی دارد.
در جدول زیر میزان تناسب استفاده از روش بازاریابی تلفنی برای کسب و کارهای مختلف به همراه دلایل آن توضیح داده شده است:

 

نوع کسب و کار
میزان تناسب
دلیل
کسب و کارهای B2B با ارزش معامله بالا
بسیار مناسب
در این کسب و کارها فرایند فروش معمولاً نیازمند مذاکره مستقیم، پاسخ به سوالات تخصصی و ایجاد اعتماد است که تماس تلفنی به‌ خوبی این نیاز را پوشش می‌دهد
کسب و کارهای خدماتی نیازمند مشاوره (بیمه، مالی، آموزشی، پزشکی)
مناسب
ماهیت این خدمات نیاز به توضیح و پاسخ به ابهامات مخاطب دارد که در قالب یک مکالمه تلفنی بهتر از یک متن تبلیغاتی منتقل می‌شود
کسب و کارهای B2C با محصول قابل توضیح کلامی
نسبتاً مناسب
این روش برای محصولاتی که ویژگی‌های آن‌ها به ‌سادگی از طریق گفتگو قابل انتقال است (مثلاً بسته‌های اینترنتی، اشتراک خدمات) مناسب است.
فروشگاه‌های آنلاین با محصول کاملاً بصری
نامناسب
محصولاتی که تصمیم خرید آن‌ها به ‌شدت وابسته به مشاهده بصری (مانند پوشاک یا دکوراسیون) است، تجربه بهتری از طریق کانال‌های تصویری کسب می‌کنند
کسب و کارهای نیازمند تجربه فیزیکی محصول
نامناسب
محصولاتی مانند خودرو یا املاک که نیاز به بازدید حضوری دارند، تماس تلفنی فقط می‌تواند نقش مکمل (هماهنگی بازدید) داشته باشد، نه ابزار اصلی فروش

 

⚠️

در صورتی که بازاریابی تلفنی بدون استفاده از داده‌های دقیق و بدون هدف‌گذاری مشخص انجام شود، می‌تواند برای کسب و کارهایی که این روش برای آن‌ها مناسب است، نتیجه معکوس داشته باشد. انجام تماس‌های بی‌هدف و پرتکرار با مخاطبانی که علاقه‌ای به شنیدن موضوع ندارند، نه تنها منابع کسب و کار را هدر می‌دهد بلکه می‌تواند به تصویر برند آسیب جدی وارد کند.

بازاریابی تلفنی چه مراحلی دارد؟ (فرایند اجرای یک کمپین)

برخی از کسب و کارها تصور می‌کنند که اجرای یک کمپین بازاریابی تلفنی موفق به معنای در اختیار داشتن یک فهرست از شماره تلفن مخاطبان و شروع به تماس گرفتن با آن‌ها است. این کار یک فرایند چند مرحله‌ای است که در آن هر مرحله پیش‌نیاز مرحله بعدی محسوب می‌شود.

بسیاری از کمپین‌های ناموفق به دلیل ضعف کارشناسان فروش در لحظه تماس به این سرنوشت دچار نشده‌اند، بلکه نادیده گرفتن یک یا چند مرحله از این فرایند باعث شده که در همان ابتدای مسیر با شکست مواجه شوند. مراحل اجرای یک کمپین بازاریابی تلفنی به شرح زیر است:

 

مرحله
اقدام کلیدی
رایج‌ترین اشتباه در این مرحله
1
تعیین هدف
تعریف هدف کمی و قابل اندازه‌گیری
استفاده از اهداف کلی و غیرقابل سنجش مانند «افزایش فروش»
2
تعریف پرسونا
مشخص کردن دقیق ویژگی‌های مشتری ایده‌آل
تلاش برای فروش به «همه»، بدون تمرکز روی یک بخش مشخص
3
گردآوری فهرست
جمع‌آوری و پاک‌سازی داده متناسب با پرسونا
استفاده از فهرست خام و پاک‌سازی‌نشده برای صرفه‌جویی در زمان
4
تدوین اسکریپت
طراحی چارچوب گفتگوی انعطاف‌پذیر
نوشتن اسکریپتی خشک که کارشناس عیناً آن را می‌خواند
5
اجرا و ثبت
برقراری تماس و ثبت دقیق نتیجه
ثبت نتایج به‌ صورت کلی و ناقص (مانند: تماس گرفته شد)
6
پیگیری
تماس مجدد در زمان‌بندی مناسب
تأخیر بیش از حد در پیگیری یا فراموش کردن کامل آن
7
تحلیل و بهینه‌سازی
بررسی شاخص‌ها و اصلاح استراتژی بعدی
پایان دادن به کمپین بدون هیچ بازبینی یا مستندسازی نتیجه

مرحله اول: تعیین هدف کمپین

کسب و کارها پیش از هر اقدامی باید به صورت دقیق مشخص کنند که این کمپین قرار است چه نتیجه‌ای برای آن‌ها داشته باشد. هدف‌گذاری مبهم مانند «میخواهیم فروش بیشتری داشته باشیم» در عمل هیچ راهنمایی برای تیم اجرایی کمپین فراهم نمی‌کند.
از مهم‌ترین اهداف رایج که در کمپین‌های بازاریابی تلفنی مورد توجه قرار دارد، می‌توان به سه دسته از اهداف زیر اشاره کرد:

  • ایجاد سرنخ جدید (Lead Generation): تماس با مخاطبانی که هنوز با برند آشنایی ندارند، با هدف معرفی اولیه و سنجش میزان علاقه
  • فروش مستقیم: تماس با هدف نهایی‌سازی خرید، معمولاً برای محصولات یا خدماتی با فرایند تصمیم‌گیری ساده‌تر
  • بازفعال‌سازی مشتریان قدیمی (Reactivation): تماس با مشتریانی که مدتی است خرید انجام نداده‌اند، با هدف بازگرداندن آن‌ها به چرخه خرید

همانطور که گفته شد تعیین کردن اهداف مبهم و کلی مانند افزایش فروش، کمکی به تیم اجرایی نمی‌کند. اهداف تعیین شده باید SMART باشند. یعنی:

  • مشخص (Specific)
  • قابل اندازه‌گیری (Measurable)
  • قابل دستیابی (Achievable)
  • مرتبط (Relevant)‌
  • زمان‌دار (Time-bound)

مثال هدف گذاری اسمارت برای یک کسب و کار

«ایجاد ۸۰ سرنخ واجد شرایط از میان مخاطبان صنعت پخش مویرگی ظرف چهار هفته، با نرخ تبدیل حداقل ۱۵ درصد به جلسه دموی محصول.» در این نوع هدف‌گذاری هم مبنای انتخاب فهرست تماس مشخص شده و هم معیار دقیقی وجود دارد که بتوان میزان موفقیت کمپین را در پایان اجرای آن سنجید.

💡

بدون تعیین کردن هدف مشخص برای کمپین، هر کدام از مراحل بعدی بر اساس حدس و سلیقه شخصی انجام می‌شوند و بر پایه یک استراتژی منسجم استوار نیستند. علاوه بر این در صورت عدم وجود هدف کمی مشخص، در پایان کمپین معیار عینی وجود ندارد که با استفاده از آن بتوان درباره موفقیت یا شکست آن قضاوت کرد.

مرحله دوم: تعریف پرسونای مخاطب هدف

مرحله دوم پس از تعیین هدف این است که مخاطب تماس‌ها به طور دقیق مشخص شود. در واقع کسب و کارها در این مرحله باید پرسونای مخاطب هدف خود را تعریف کنند؛ یعنی پروفایلی که ویژگی‌های مشترک مشتریان ایده‌آل یک کسب و کار را مشخص می‌کند. در کسب و کارهای B2B و B2C این پرسونا شامل موارد جدول زیر می‌شود:

پرسونای مخاطب B2B
پرسونای مخاطب B2C
  • صنعت و حوزه فعالیت شرکت هدف
  • اندازه شرکت (تعداد کارکنان یا میزان گردش مالی)
  • جایگاه سازمانی فرد تصمیم‌گیرنده (مدیر خرید، مدیرعامل، کارشناس مالی)
  • نوع نیاز یا مشکلی که محصول یا خدمت شما آن را حل می‌کند
  • محدوده سنی و وضعیت اقتصادی و اجتماعی
  • الگوی رفتار خرید قبلی (در صورت وجود داده تاریخچه)
  • نیاز یا دغدغه‌ای که محصول شما پاسخگوی آن است

به عنوان مثال یک شرکت ارائه‌دهنده نرم‌افزار حسابداری ابری، پرسونای مخاطب هدف خود را به شکل زیر تعریف کرده است:

«مدیران مالی یا حسابداران شرکت‌های تولیدی کوچک تا متوسط با ۲۰ تا ۱۵۰ کارمند، که هنوز از سیستم حسابداری دستی یا نرم‌افزارهای قدیمی استفاده می‌کنند.»

تیم اجرایی با مشاهده این تعریف بلافاصله متوجه می‌شوند که با چه گروهی از مخاطبان باید تماس بگیرند و تماس با یک شرکت چندملیتی بزرگ یا یک فروشگاه خرده‌فروشی کوچک، خارج از دایره هدف تعیین شده برای کمپین است.

💡

تعریف دقیق پرسونای مخاطب از این نظر اهمیت دارد که در صورت عدم تعریف آن، تیم گردآوری داده در مرحله بعدی نمی‌داند که فهرست تماس را بر چه اساس آماده کند. در نتیجه یک فهرست پراکنده و کم‌بازده آماده می‌شود که به اهداف تعیین شده نزدیک نیست.

مرحله سوم: گردآوری و آماده‌سازی فهرست تماس

بر اساس پرسونای مخاطب هدف که در مرحله قبل تعیین شد، در این مرحله یک فهرست از مخاطبان واجد شرایط گردآوری می‌شود. برای تهیه این فهرست می‌توان از منابع داخلی (مانند سرنخ‌های ثبت شده در وب‌سایت یا مشتریان قبلی) یا منابع خارجی (مانند رویدادها و نمایشگاه‌ها و…) استفاده کرد. برای آماده‌سازی فهرست تماس باید چند اقدام کلیدی زیر انجام شود:

  • پاک‌سازی داده: حذف شماره‌های تکراری، نامعتبر یا قدیمی
  • دسته‌بندی بر اساس اولویت: تفکیک سرنخ‌های سرد، گرم و داغ
  • غنی‌سازی داده: افزودن اطلاعات تکمیلی مانند سمت شغلی، صنعت فعالیت یا سابقه تعامل قبلی به هر رکورد، در صورت وجود این اطلاعات

فرض کنید یک کسب و کار در نتیجه شرکت در یک رویداد صنعتی، یک فهرست خام از 1000 شماره تلفن در اختیار دارد. در صورتی که این فهرست به صورت خام و بدون پاکسازی و دسته‌بندی در اختیار تیم اجرایی قرار بگیرد، بدون شک شماره‌های تکراری، مخاطبانی که خارج از پرسونای هدف هستند و افرادی که در طول رویداد اظهار عدم علاقه کرده‌اند، در این لیست موجود است. تماس با این لیست بازدهی تماس‌ها را به میزان محسوسی کاهش خواهد داد.

اگر کسب و کار این فهرست را بر اساس پرسونای تعریف شده یا بر اساس میزان تعامل در رویداد (به عنوان مثال کسانی که بیش از 5 دقیقه از غرفه بازدید داشته‌اند) پاکسازی کند و مخاطبان را بر این اساس اولویت‌بندی کند، می‌تواند بازدهی تماس‌ها را به میزان قابل توجهی افزایش دهد.

مرحله چهارم: تدوین اسکریپت و سناریوی گفتگو

اسکریپت، چارچوبی است که در آن مسیر کلی مکالمه تیم اجرایی با مخاطب مشخص می‌شود؛ از جمله معرفی که برای معرفی فرد و کسب و کار گفته می‌شود تا سوالاتی برای سنجش نیاز مخاطب، پاسخ‌هایی برای اعتراضات رایج و در آخر یک درخواست مشخص برای قدم بعدی.
یک اسکریپت خوب معمولاً شامل بخش‌های زیر است:

بخش اسکریپت
هدف
نکته کلیدی
مقدمه و معرفی (۱۰-۱۵ ثانیه اول)
جلب توجه و ایجاد دلیلی برای ادامه گوش دادن
باید کوتاه، شفاف و بدون اغراق باشد
سوالات سنجش نیاز
فهمیدن اینکه آیا مخاطب واقعاً به این محصول یا خدمت نیاز دارد یا نه
سوالات باز باشند، نه سوالاتی که با «بله و خیر» ساده پاسخ داده می‌شوند
ارائه ارزش پیشنهادی
نشان دادن اینکه چطور محصول شما مشکل مشخص‌شده مخاطب را حل می‌کند
تمرکز روی نتیجه برای مخاطب، نه صرفاً فهرست ویژگی‌های محصول
پاسخ به اعتراضات متداول
رفع نگرانی‌های رایج مخاطب بدون ایجاد حس دفاعی
پاسخ‌ها باید از پیش آماده و تمرین‌شده باشند
درخواست قدم بعدی
مشخص کردن اقدام بعدی به ‌صورت شفاف
باید یک اقدام مشخص و قابل اجرا باشد، نه یک جمله کلی

 

💡

اینکه گفته می‌شود اسکریپت مشخص‌کننده چارچوب مکالمه با مخاطب است به این معنی نیست که باید یک متن حفظ‌کردنی و خشک باشد که کارشناس آن را کلمه به کلمه تکرار کند. بهترین اسکریپت باید به گونه‌ای طراحی شود که کارشناس بتواند بر اساس واکنش واقعی مخاطب در لحظه، بین بخش‌های مختلف آن جابجا شود. به عنوان مثال اگر مخاطب در ابتدای مکالمه به طور صریح نیاز خود را بیان کرد، کارشناس بتواند مستقیم به بخش ارزش پیشنهادی برود نه اینکه اسکریپت را از اول تا رسیدن به آن بخش تکرار کند.

مرحله پنجم: اجرای تماس‌ها و ثبت نتیجه

در این مرحله بر اساس فهرست آماده شده در مرحله قبل و بر اساس زمان‌بندی مشخص، تماس‌های واقعی برقرار می‌شود. نکته کلیدی در این مرحله این است که نتیجه هر تماس باید به صورت دقیق و کامل ثبت شود. هر تماس باید حداقل شامل اطلاعات ثبت شده زیر باشد:

  • روز و ساعت دقیق تماس
  • نتیجه تماس (بی‌پاسخ، مکالمه کوتاه بدون نتیجه، مکالمه مؤثر، درخواست تماس مجدد، عدم علاقه قطعی)
  • خلاصه‌ای از نکات کلیدی مطرح‌شده در گفتگو
  • اقدام بعدی تعیین‌شده (در صورت وجود)

تصور کنید یک کارشناس در یک کسب و کار در طول یک روز با 50 مخاطب تماس می‌گیرد اما نتیجه را برای هر کدام از این تماس به این صورت ثبت می‌کند: «تماس گرفته شد». یک هفته بعد که زمان پیگیری تماس‌ها است، هیچ کدام از کارشناسان حتی همان فردی که با این مخاطبان تماس گرفته، نمی‌داند مخاطب چه واکنشی داشته، چه سوالاتی پرسیده یا مخاطب در چه مرحله‌ای از تصمیم‌گیری قرار دارد. نتیجه این کار یا منجر به از دست رفتن یک سرنخ یا تکرار یک گفتگو می‌شود که می‌تواند تجربه بد برای مخاطب ایجاد کند.

مرحله ششم: پیگیری سرنخ‌های واجد شرایط

در بازاریابی تلفنی، تماس اول به ندرت به نتیجه نهایی منجر می‌شود؛ به همین دلیل اکثر فرصت‌های فروش به یک یا چند مرحله پیگیری نیاز دارند. این مرحله شامل تماس مجدد، ارسال اطلاعات تکمیلی (مانند کاتالوگ یا پیش فاکتور) یا هماهنگی برای جلسه بعدی می‌شود.
نکته مهمی که در این مرحله باید مورد توجه قرار بگیرد، زمان‌بندی پیگیری است.

نکته مهم در این مرحله، زمان‌بندی پیگیری است. تحقیقات نشان می‌دهد سرعت واکنش در پیگیری، تأثیر مستقیمی بر نتیجه نهایی دارد. بر اساس پژوهش مشترک جیمز اولدروید (James Oldroyd) با همکاری شرکت InsideSales.com که در نشریه Harvard Business Review با عنوان “The Short Life of Online Sales Leads” منتشر شده، احتمال تبدیل یک سرنخ به مشتری واجد شرایط، در صورتی که تماس پیگیری ظرف ۵ دقیقه اول پس از ابراز علاقه یا ثبت درخواست مشتری برقرار شود، تا ۱۰۰ برابر بیشتر از تماسی است که با تأخیر ۳۰ دقیقه‌ای گرفته می‌شود.

باکس مثال
یک فرایند پیگیری ساختاریافته می‌تواند به صورت زیر باشد:

  • روز اول: تماس اولیه و ارسال اطلاعات محصول در صورت ابراز علاقه
  • روز دوم یا سوم: تماس پیگیری برای پاسخ به سوالات احتمالی درباره اطلاعات ارسال‌شده
  • روز هفتم: در صورت عدم پاسخ، ارسال یک پیام یادآوری کوتاه به ‌جای تماس مجدد فوری
  • روز چهاردهم: آخرین تلاش پیگیری پیش از انتقال سرنخ به وضعیت «غیرفعال موقت»
💡

در بسیاری از تیم‌های فروش، تمام انرژی کارکنان و کارشناسان صرف برقرار کردن تماس‌های اولیه می‌شود و مرحله پیگیری یک اقدام کم اهمیت‌تر محسوب می‌شود. در حالی که بخش قابل توجهی از فروش نهایی نه در تماس اول، بلکه در تماس‌های پیگیری اتفاق می‌افتد.

مرحله هفتم: تحلیل نتایج و بهینه‌سازی

آخرین مرحله از فرایند بازاریابی تلفنی که اغلب توسط کسب و کارها نادیده گرفته می‌شود، تحلیل نتایج است. در این مرحله باید شاخص‌های عملکردی تعریف شده برای کمپین مورد بررسی قرار گرفته و نقاط قابل بهبود برای کمپین‌های بعدی شناسایی شود.
برای ارزیابی نتایج در این مرحله، باید سوالات زیر مطرح شده و به آن‌ها پاسخ داده شود:

  • کدام بخش از فهرست تماس (بر اساس صنعت، منبع داده یا نوع سرنخ) بالاترین نرخ تبدیل را داشته است؟
  • کدام بخش از اسکریپت بیشترین مقاومت یا اعتراض را از سوی مخاطبان ایجاد کرده است؟
  • آیا زمان‌بندی تماس‌ها بر اساس داده واقعی بهینه بوده یا نیاز به تنظیم مجدد دارد؟
  • هزینه نهایی به ازای هر سرنخ یا فروش، در مقایسه با سایر کانال‌های بازاریابی، توجیه‌پذیر بوده است یا نه؟

در مورد مرحله آخر باید به این نکته اشاره کرد که این مرحله نقطه پایان نیست؛ بلکه نقطه شروع دوباره است. خروجی ناشی از این مرحله باید به صورت مستقیم به مرحله اول (مرحله تعیین هدف) در کمپین بعدی متصل شود. به این ترتیب هر کمپین بازاریابی تلفنی یک رویداد مجزا نیست، بلکه یک حلقه از یک چرخه مستمر بهبود است.

نقش CRM در گردآوری، تحلیل و بهبود بازاریابی تلفنی

اگر همه مراحل و معیارهایی که تا اینجا مطرح شد را مرور کنید، این سوال در ذهن شما شکل می‌گیرد که چطور می‌تواند این حجم از داده (شماره تماس، نتایج هر تماس، معیارهای عملکرد و…) را بدون سردرگمی مدیریت کرد؟
در پاسخ به این سوال باید گفت که CRM یا نرم‌افزار مدیریت ارتباط با مشتری ابزاری است که می‌تواند در همه مراحل بازاریابی تلفنی برای مدیریت داده‌ها و ارتباطات مورد استفاده قرار بگیرد. CRM در هر یک از مراحل این نوع بازاریابی می‌تواند نقش متفاوت و مهمی ایفا کند:

مرحله بازاریابی تلفنی
بدون CRM (روش سنتی)
با CRM (روش داده‌محور)
گردآوری داده مشتری
فهرست‌های پراکنده در اکسل یا کاغذ، بدون تجمیع از کانال‌های مختلف
تجمیع خودکار داده از تمام کانال‌ها (وب‌سایت، رویداد، پشتیبانی) در یک بستر واحد
ثبت نتیجه تماس
ثبت دستی و ناقص، وابسته به حافظه یا یادداشت شخصی کارشناس
ثبت خودکار متادیتای هر تماس شامل زمان، مدت و نتیجه دقیق
اولویت‌بندی سرنخ‌ها
تصمیم‌گیری بر اساس حدس یا ترتیب دریافت فهرست
بخش‌بندی و اولویت‌بندی خودکار سرنخ‌ها بر اساس داده تاریخی و رفتار مشتری
تحلیل عملکرد
محاسبه دستی و زمان‌بر شاخص‌ها، معمولاً با تاخیر زیاد
گزارش‌گیری خودکار و لحظه‌ای از تمام KPIهای کلیدی
بهینه‌سازی زمان‌بندی
حدس و تجربه شخصی کارشناسان
تحلیل الگوهای رفتاری واقعی مشتریان برای شناسایی بهترین زمان تماس اختصاصی هر کسب و کار

بر اساس توضیحات ارائه شده در جدول بالا می‌توان به این نتیجه دست پیدا کرد که بدون داشتن یک ابزار یکپارچه مانند CRM، مدیریت کلیه مراحل و معیارهایی که در بخش‌های قبل توضیح داده شد بسیار دشوار خواهد بود. در واقع CRM مانند یک هسته مرکزی عمل می‌کند و با قرار دادن داده‌های جزیره‌ای در کنار هم، بازاریابی تلفنی را از یک فعالیت وابسته به حافظه و تجربه فردی، به یک فرایند داده‌محور، سازمانی و قابل تکرار تبدیل می‌کند.

گردآوری مشتری در بازاریابی تلفنی چگونه انجام می‌شود؟

همانطور که در بالا اشاره شد، یکی از مراحل مهم اجرای کمپین بازاریابی تلفنی در کسب و کارها، گردآوری مشتری یا داشتن فهرست دقیق از مخاطبان هدف است. کیفیت این فهرست یکی از عواملی است که به صورت مستقیم بر نرخ موفقیت کل کمپین اثر می‌گذارد. به همین دلیل گردآوری مشتری صرفا جمع‌آوری هر چه بیشتر شماره تلفن مخاطبان نیست، بلکه یک فرایند هدفمند و اصولی است.

تفکیک سرنخ سرد، گرم و داغ در فهرست تماس

پس از اینکه بر اساس توضیحات بخش قبل پرسونای مخاطب هدف خود را به صورت دقیق مشخص کرده و بر اساس آن فهرست تماس‌ها آماده کردید، باید سرنخ‌های مختلف را در این فهرست تفکیک و دسته‌بندی کنید. انواع سرنخ و اولویت تماس هر کدام به شرح جدول زیر است:

نوع سرنخ
تعریف
اولویت تماس
سرنخ سرد (Cold Lead)
فردی که هیچ تعامل قبلی با برند نداشته و صرفاً بر اساس پرسونای هدف انتخاب شده
اولویت پایین‌تر؛ نیازمند اسکریپت متفاوت و آماده‌سازی بیشتر
سرنخ گرم (Warm Lead)
فردی که قبلاً با محتوا، تبلیغات یا وب‌سایت برند تعامل داشته (مثلاً فرم درخواست اطلاعات پر کرده)
اولویت متوسط تا بالا؛ زمینه ذهنی اولیه وجود دارد
سرنخ داغ (Hot Lead)
فردی که به‌ صراحت درخواست تماس، مشاوره یا پیش‌فاکتور کرده است
بالاترین اولویت؛ باید در سریع‌ترین زمان ممکن پیگیری شود

شماره‌ها و اطلاعات تماس از کجا به دست می‌آید؟
یکی از سوالاتی که توسط مدیران کسب و کارها مطرح می‌شود این است که شماره و اطلاعات تماس مشتریان بالقوه از کجا تأمین می‌شود؟ منابع مختلفی برای بدست آوردن این داده وجود دارد که در جدول زیر هر کدام از این منابع و کیفیت داده‌های آن‌ها توضیح داده شده است:

 

منبع شماره
کیفیت داده
ملاحظه مهم
فرم‌های درخواست اطلاعات در وب‌سایت و لندینگ‌پیج
گرم تا داغ
مخاطب خودش رضایت به تماس داده؛ بالاترین کیفیت داده
ثبت‌نام مشتریان در رویدادها و نمایشگاه‌ها
گرم
نیاز به پیگیری سریع دارد چون علاقه اولیه ممکن است به ‌مرور کم‌رنگ شود
مشتریان فعلی و تاریخچه خرید (برای فروش مکمل یا ارتقا)
داغ
بالاترین نرخ تبدیل را دارد چون رابطه اعتماد از قبل شکل گرفته
معرفی و ارجاع توسط مشتریان راضی (Referral)
داغ
معمولاً بالاترین نرخ پاسخ‌گویی و تبدیل را در میان همه منابع دارد
عضویت در خبرنامه یا باشگاه مشتریان
گرم
مخاطب به ‌طور ضمنی علاقه به ارتباط مستمر نشان داده است
خرید یا اجاره فهرست داده از منابع تجاری
سرد
نیازمند احتیاط جدی از نظر قانونی و کیفیت داده

 

کدام منبع داده برای چه کسب و کاری مناسب‌تر است؟

انتخاب منبع گردآوری داده باید با توجه به نوع کسب و کار و مدل فروش انجام شود. با توجه به تفاوت‌هایی که در ماهیت کسب و کارهای مختلف وجود دارد، برخی از منابع گردآوری داده برای یک سری از کسب و کارها مناسب‌تر بوده و کاربرد بیشتری دارند. در جدول زیر کاربرد هر یک از منابع بر اساس نوع کسب و کار مشخص شده است:

 

منبع داده
کسب و کار مناسب برای استفاده
دلیل تناسب
فرم‌های درخواست اطلاعات در وب‌سایت و لندینگ‌پیج
کسب و کارهای B2B و B2C با محصول یا خدمت نیازمند توضیح
مخاطب آگاهانه و با میل شخصی اطلاعات داده، بنابراین آمادگی ذهنی بالایی برای دریافت تماس دارد
ثبت‌نام مشتریان در رویدادها و نمایشگاه‌ها
کسب و کارهای B2B با ارزش معامله بالا (نرم‌افزار سازمانی، تجهیزات صنعتی)
این نوع مخاطبان معمولاً تصمیم‌گیرندگان واقعی هستند و نیاز به توضیح تخصصی دارند که تماس تلفنی آن را پوشش می‌دهد
مشتریان فعلی و تاریخچه خرید
کسب و کارهایی با محصول یا خدمت قابل ارتقا یا تکرار خرید (نرم‌افزار، خدمات اشتراکی، محصولات مصرفی)
رابطه اعتماد از قبل شکل گرفته و امکان فروش مکمل (Upsell, Cross-sell) با هزینه کمتر وجود دارد
معرفی و ارجاع توسط مشتریان راضی (Referral)
کسب و کارهای خدماتی و مشاوره‌ای (بیمه، مالی، حقوقی، پزشکی)
در این حوزه‌ها اعتماد نقش تعیین‌کننده دارد و توصیه یک فرد آشنا این اعتماد را از پیش ایجاد کرده است
عضویت در خبرنامه یا باشگاه مشتریان
کسب و کارهای B2C با تعامل مستمر (فروشگاه‌های آنلاین، برندهای خرده‌فروشی)
مخاطب علاقه به ارتباط مستمر با برند نشان داده و بستر مناسبی برای معرفی پیشنهادهای جدید است
خرید یا اجاره فهرست داده از منابع تجاری
کسب و کارهای B2B در حال ورود به بازار یا صنعت جدید (با احتیاط)
در شرایطی که کسب و کار هنوز فهرست مشتریان اختصاصی ندارد، می‌تواند به‌عنوان نقطه شروع اولیه استفاده شود، نه منبع اصلی و مستمر
💡

در صورتی که انتخاب منبع داده متناسب با مدل کسب و کار نباشد، حتی در صورت داشتن بهترین اسکریپت و کارشناس، نتیجه کمپین را تضعیف می‌کند. به عنوان مثال استفاده از فهرست‌های خریداری‌شده برای یک کسب و کار خدماتی حساس مانند مشاوره مالی، به دلیل نبود زمینه اعتماد اولیه، معمولاً نرخ تبدیل بسیار پایینی خواهد داشت؛ در حالی که همین نوع کسب و کار از منبع «معرفی توسط مشتریان راضی» نتیجه بسیار بهتری می‌گیرد.

تکنیک‌های موثر بازاریابی تلفنی

پس از بدست آوردن شماره‌های تماس از کانال‌های مختلف و آماده‌سازی فهرست تماس و تدوین چارچوب اولیه اسکریپت، مهم‌ترین بخش فرایند بازاریابی تلفنی، یعنی گفتگو با مخاطب آغاز می‌شود. تفاوت بین یک کارشناس معمولی و یک کارشناس حرفه‌ای در داشتن اطلاعات بیشتر درباره محصول یا خدمت نیست، بلکه در تسلط برای مجموعه‌ای از تکنیک‌های ارتباطی است که به صورت مستقیم واکنش ذهنی مخاطب را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

 

تکنیک
هدف روان‌شناختی اصلی
نتیجه مورد انتظار در ذهن مخاطب
اسکریپت انعطاف‌پذیر
کاهش حس «تماس ماشینی و از پیش برنامه‌ریزی‌شده»
احساس گفتگوی طبیعی و انسانی
گوش دادن فعال
ایجاد حس شنیده شدن و درک شدن
افزایش اعتماد و کاهش حالت دفاعی
شخصی‌سازی پیام
کاهش حس «یکی از هزاران تماس مشابه بودن»
احساس ارزشمندی و توجه ویژه
مدیریت اعتراض
کاهش تنش و مقاومت طبیعی در برابر پیشنهاد فروش
احساس اینکه نگرانی او به ‌جای نادیده گرفته شدن، پاسخ داده شده
تعیین قدم بعدی مشخص
حذف ابهام و ایجاد تعهد ضمنی برای ادامه ارتباط
وضوح ذهنی درباره اتفاق بعدی، به ‌جای فراموش شدن موضوع

 

تکنیک اول: تدوین و استفاده هوشمندانه از اسکریپت انعطاف‌پذیر

سوءتفاهم رایج در اغلب تیم‌های فروش این است که فکر می‌کنند اسکریپت تدوین شده باید به صورت کلمه به کلمه خوانده شود. در واقع یکی از مهم‌ترین دلایلی که باعث می‌شود مخاطب از همان ابتدا، تماس را تبلیغاتی و غیرواقعی بداند، خواندن کلمه به کلمه اسکریپت است. اسکریپت خوب باید مانند یک نقشه راه عمل کند و فقط یک نمایشنامه از پیش نوشته شده نباشد. یعنی کارشناس در زمان گفتگو با مخاطب باید بتواند بر اساس واکنش لحظه‌ای، بین بخش‌های مختلف اسکریپت جابجا شود.

مثال:
فرض کنید اسکریپت شما با این جمله شروع می‌شود: «سلام، من از شرکت X تماس می‌گیرم، می‌خواستم چند دقیقه درباره نرم‌افزار حسابداری‌مان صحبت کنم…»
در این شرایط اگر مخاطب بلافاصله بگوید «ما همین الان یک نرم‌افزار حسابداری خریدیم»، یک کارشناس مبتدی که به اسکریپت وابسته است، ممکن است سردرگم شود یا مستقیم به جمله بعدی از پیش نوشته‌شده برود که اصلاً به این پاسخ مرتبط نیست.
اما یک کارشناس ماهر، بلافاصله مسیر گفتگو را تغییر می‌دهد: «متوجه شدم، چه نرم‌افزاری انتخاب کردید؟ خوشحال می‌شوم بدانم چه ویژگی‌هایی برایتان مهم بوده، شاید بتوانیم در آینده کمکتان کنیم.» این پاسخ، هم گفتگو را زنده نگه می‌دارد و هم دری برای تعامل آینده باز می‌گذارد.

ساختار پیشنهادی برای یک اسکریپت انعطاف‌پذیر

یک اسکریپت انعطاف‌پذیر باید شامل بخش‌های زیر باشد:

بخش
محتوا
نکته اجرایی
باز کردن مسیرهای متعدد
برای هر پاسخ احتمالی مخاطب (علاقه‌مند، بی‌علاقه، مردد، مشغول)، یک مسیر گفتگوی جداگانه از پیش طراحی شود
این کار نیازمند پیش‌بینی سناریوهای مختلف پیش از شروع کمپین است
کلمات کلیدی نه جملات کامل
به‌جای حفظ کردن جملات دقیق، کارشناس نکات کلیدی هر بخش را در ذهن داشته باشد و آن‌ها را با کلام طبیعی خودش بیان کند
این کار طبیعی‌تر به نظر رسیدن گفتگو را تضمین می‌کند
تمرین با شبیه‌سازی واقعی
اسکریپت باید از طریق تمرین با سناریوهای واقعی (Role-play) تست شود، نه صرفاً خواندن روی کاغذ
مشکلات اسکریپت معمولاً فقط در تعامل واقعی مشخص می‌شوند

 تکنیک دوم: گوش دادن فعال (Active Listening)

یکی از اشتباهات بزرگ کارشناسان فروش در زمان برقراری تماس تلفنی این است که به صحبت‌های مخاطب گوش نمی‌دهند و مدام در ذهن خود در حال آماده کردن جمله بعدی هستند. در این شرایط نکات مهمی که مخاطب بیان می‌کند، نادیده گرفته شده و از دست می‌رود.
گوش دادن فعال به این معنی است که کارشناس فروش نه تنها کلمات مخاطب را می‌شوند بلکه می‌تواند نیت، نگرانی و نیاز پنهان شده پشت کلمات را تشخیص داده و این درک را به مخاطب خود بازتاب دهد.
تکنیک‌های عملی گوش دادن فعال به شرح زیر است:

  • بازتاب دادن (Reflecting): خلاصه کردن صحبت مخاطب با کلمات خود پیش از پاسخ دادن. مثال: مخاطب می‌گوید «ما الان با سیستم فعلی‌مان مشکل خاصی نداریم، فقط گاهی گزارش‌گیری‌ کند است.» کارشناس ماهر پاسخ می‌دهد: «متوجه شدم، پس مسئله اصلی شما سرعت گزارش‌گیری است، نه کل عملکرد سیستم. درست است؟» این بازتاب، هم نشان می‌دهد شما واقعاً گوش داده‌اید و هم به شما امکان می‌دهد پیشنهاد خود را به صورت دقیق روی همان نقطه درد متمرکز کنید.
  • سکوت هدفمند: بعد از اینکه یک سوال مهم پرسیده می‌شود، به جای اینکه سکوت را با توضیحات اضافه پر کنید، چند ثانیه صبر کنید تا مخاطب فرصت کافی برای فکر کردن و پاسخ کامل‌تر داشته باشد.
  • سوالات پیگیرانه: به جای اینکه یک پاسخ سطحی را از مخاطب بپذیرید، یک سوال کوتاه مطرح کنید و عمق بیشتری از پاسخ مخاطب بگیرید. به عنوان مثال بپرسید «چرا این موضوع الان برای شما اهمیت پیدا کرده؟»
💡

تکنیک گوش دادن فعال به این دلیل مؤثر است که اگر مخاطب احساس کند که واقعا نگرانی، نیاز یا دغدغه او شنیده می‌شود، اعتماد او به برند به میزان قابل توجهی افزایش پیدا می‌کند. در این شرایط مقاومت اولیه مخاطب در برابر ادامه گفتگو کاهش می‌یابد.

تکنیک سوم: شخصی‌سازی پیام بر اساس داده از پیش گردآوری‌شده

یکی از مهم‌ترین عواملی که باعث تمایز بازاریابی تلفنی مدرن از روش سنتی می‌شود، میزان شخصی‌سازی پیام‌ها است. تماس‌هایی که عمومی و برای همه مخاطبان یکسان باشند، امروز به سرعت توسط مخاطبان شناسایی شده و رد می‌شوند. در مقابل اگر تماس تلفنی نشان دهد که شما اطلاعاتی در مورد مخاطب یا کسب و کار او دارید، اعتبار بیشتری کسب می‌کند.
برای شخصی‌سازی پیام سطوح مختلفی وجود دارد که در جدول زیر توضیح داده شده است:

سطح شخصی‌سازی
توضیح
مثال
سطح پایه
استفاده از نام مخاطب و نام شرکت او
«سلام آقای احمدی، تماس می‌گیرم از…»
سطح متوسط
اشاره به منبع آشنایی یا نحوه دریافت اطلاعات تماس
«دیدم فرم درخواست دموی نرم‌افزار حسابداری را در وب‌سایت ما پر کرده بودید»
سطح پیشرفته
اشاره به تعامل یا خرید قبلی مخاطب
«می‌بینم که شش ماه پیش بسته پایه ما را خریداری کرده بودید، می‌خواستم بپرسم تجربه‌تان تا الان چطور بوده»
سطح حرفه‌ای
ترکیب داده‌های مختلف برای ارائه یک پیشنهاد کاملاً هدفمند
«با توجه به اینکه تیم فروش شما اخیراً بزرگ‌تر شده (بر اساس داده‌های لینکدین یا اطلاعات عمومی شرکت)، فکر کردم بسته سازمانی ما می‌تواند برایتان مناسب باشد»

 

مثال:
فرض کنید دو کارشناس با یک مخاطب یکسان تماس می‌گیرند. کارشناس اول می‌گوید: «سلام، ما یک نرم‌افزار مدیریت مشتریان داریم که فکر می‌کنیم برای کسب و کار شما مفید باشد.» کارشناس دوم می‌گوید: «سلام، دیدم شما دو هفته پیش در وبینار ما درباره مدیریت سرنخ‌های فروش شرکت کرده بودید؛ می‌خواستم بپرسم آیا سوالی درباره موضوعاتی که آنجا مطرح شد دارید؟»
در این مثال احتمال ادامه پیدا کردن مکالمه با کارشناس دوم به ‌طور قابل توجهی بیشتر است، چون مخاطب احساس می‌کند تماس برقرار شده برای تبلیغات نیست، بلکه ادامه طبیعی یک تعامل قبلی است.

پیش‌نیاز اجرای این تکنیک چیست؟

شخصی‌سازی مؤثر پیام برای تماس با مخاطبان، در صورت عدم وجود داده دقیق و به‌روز در مورد هر یک از مخاطبان، غیر ممکن است. به همین دلیل مهم‌ترین و اصلی‌ترین پیش‌نیاز اجرای این تکنیک، ثبت و تجمیع‌ داده‌های مشتریان است تا بتوان شخصی‌سازی برای هر مخاطب را به بهترین شکل انجام داد.

تکنیک چهارم: مدیریت اعتراض مشتری (Objection Handling)

یکی از مواردی که در تماس‌های بازاریابی تلفنی با آن مواجه خواهید شد، نوعی مقاومت یا اعتراض از سوی مخاطب است. یکی از تکنیک‌های مهم در برقراری تماس با مخاطبان، توانایی مدیریت این اعتراضات است.
کارشناس فروش حرفه‌ای باید به دقت به این اعتراضات گوش داده و با توجه به نوع اعتراض واکنش مناسب داشته باشد تا بتواند شرایط را به بهترین شکل ممکن مدیریت کند. رایج‌ترین اعتراضاتی که ممکن است کارشناس با آن مواجه شود و رویکرد پیشنهادی برای هر کدام در جدول زیر شرح داده شده است:

اعتراض رایج
تفسیر واقعی پشت این جمله
رویکرد پیشنهادی
«الان وقت ندارم»
ممکن است واقعاً مشغول باشد یا فقط بهانه‌ای برای پایان سریع تماس باشد
با احترام کامل بپرسید چه زمانی برای تماس مجدد مناسب‌تر است؛ اصرار برای ادامه تماس در این لحظه، معمولاً نتیجه معکوس دارد
«قیمت بالا است»
ممکن است واقعاً بودجه کافی نداشته باشد یا هنوز ارزش پیشنهاد را درک نکرده باشد
به‌جای دفاع فوری از قیمت، بپرسید «نسبت به چه چیزی این قیمت را بالا می‌دانید؟» تا مشخص شود مسئله واقعاً قیمت است یا درک ارزش
«باید با تیمم مشورت کنم»
معمولاً واقعی است، به ‌ویژه در فروش B2B؛ اما گاهی راهی برای تعویق مؤدبانه است
پیشنهاد دهید اطلاعاتی آماده کنید که مخاطب بتواند به طور مستقیم با تیم خود به اشتراک بگذارد؛ این کار نشان می‌دهد قصد فشار آوردن ندارید
«قبلاً امتحان کرده‌ایم و جواب نداد»
نشان‌دهنده یک تجربه منفی قبلی است که باید قبل از هر چیز شنیده و درک شود
بپرسید دقیقاً چه مشکلی پیش آمده بود؛ این اطلاعات هم به فروش کمک می‌کند و هم نشان می‌دهد به تجربه مخاطب اهمیت می‌دهید

 

💡

در طول مکالمه تلفنی، لحن پاسخ به اعتراض مخاطب از اهمیت زیادی برخوردار است. کارشناس نباید در پاسخ به اعتراض حالت دفاعی یا مجادله‌ای داشته باشد. یکی از تکنیک‌های مهم که در ادبیات فروش به آن تأیید، سپس پرسش (Acknowledge, then Ask) گفته می‌شود، بهترین رویکرد در این شرایط است. برای این کار در مرحله اول باید نگرانی مخاطب را تأیید کنید (به عنوان مثال بگویید: کاملا درک می‌کنم) و در مرحله بعد به جای وارد شدن به حالت توجیه یا دفاع، با طرح کردن یک سوال، عمق بیشتری از اعتراض بدست آورید.

تکنیک پنجم: تعیین قدم بعدی مشخص در پایان هر تماس

یکی از اشتباهات رایج که حتی ممکن است از کارشناسان باتجربه سر بزند، این است که تماس را با یک جمله مبهم مانند «بعدا دوباره صحبت می‌کنیم» یا «هر وقت سوالی داشتید تماس بگیرید» تمام می‌کنند. این روش از پایان‌بندی در عمل مسئولیت پیگیری تماس بعدی را به طور نامشخص رها می‌کند و به همین دلیل در اکثر موارد پس از این تماس، اتفاقی رخ نمی‌دهد.
هر تماسی که از طرف تیم فروش با مخاطب برقرار می‌شود، صرف‌نظر از اینکه چه نتیجه‌ای داشته است (حتی اگر مخاطب علاقه‌ای نشان نداده) باید با یک اقدام مشخص و قابل پیگیری به پایان برسد. برای درک بهتر اهمیت این موضوع در جدول زیر چند نمونه پایان‌بندی قوی و ضعیف با مورد مقایسه قرار گرفته‌اند:

نوع پایان‌بندی
مثال
مشکل یا مزیت
ضعیف و مبهم
«باشه، هروقت خواستید بهمون زنگ بزنید»
مسئولیت پیگیری به مخاطب واگذار می‌شود که به‌ ندرت اتفاق می‌افتد
قوی و مشخص
«من فردا ساعت ۱۱ صبح دوباره تماس می‌گیرم تا ببینم آیا فرصت کردید اطلاعاتی که فرستادم را مرور کنید»
مسئولیت پیگیری با کارشناس است و زمان دقیق برای آن مشخص شده است
قوی و مشخص (در صورت عدم علاقه فعلی)
«متوجه شدم الان زمان مناسبی نیست؛ اجازه بدهید سه ماه دیگر دوباره تماس بگیرم، شاید شرایط تغییر کرده باشد»
حتی در صورت رد شدن، یک مسیر بازگشت مشخص برای آینده باز نگه داشته می‌شود

 

نتیجه بررسی تجربه تیم‌های فروش مختلف نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از فرصت‌های از دست رفته به دلیل عدم علاقه واقعی مخاطب نبوده، بلکه نبود یک برنامه پیگیری مشخص و شفاف در پایان تماس اول باعث این شرایط شده است. تعیین قدم بعدی در پایان تماس، احتمال از دست رفتن را به حداقل می‌رساند.

پیوستگی در استفاده از تکنیک‌ها

پنج تکنیک مؤثر در بازاریابی تلفنی که در این بخش به آن‌ها اشاره شد، نباید به صورت مجزا و جدا از هم در نظر گرفته شوند. همه این تکنیک‌ها می‌توانند به صورت همزمان و در تعامل کامل با یکدیگر در یک تماس تلفنی واقعی مورد استفاده قرار بگیرند تا بهترین نتیجه حاصل شود.

بازاریابی تلفنی چه معیارهایی برای سنجش موفقیت دارد؟

یکی از نکات مهم در کمپین بازاریابی تلفنی، تعریف معیارهای مشخص و قابل‌ اندازه‌گیری برای ارزیابی موفقیت یا شکست کمپین در پایان اجرا است. در صورتی که شاخص‌های کلیدی برای یک کمپین تعریف نشود، موفقیت یا شکست کمپین بر اساس احساس و برداشت شخصی انجام می‌شود.
در جدول زیر چند نمونه از شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) که می‌توان برای بازاریابی تلفنی تعریف کرد، توضیح داده شده است:

شاخص (KPI)
تعریف
نحوه محاسبه
چرا اهمیت دارد
نرخ پاسخ‌گویی (Answer Rate)
درصد تماس‌هایی که مخاطب پاسخ داده است
(تعداد تماس پاسخ‌داده‌شده ÷ کل تماس‌های برقرارشده) × ۱۰۰
نشان می‌دهد آیا زمان‌بندی و فهرست تماس شما به‌درستی انتخاب شده‌اند یا نه
نرخ تماس مؤثر (Qualified Conversation Rate)
درصد تماس‌هایی که علاوه بر پاسخ‌گویی، منجر به یک گفتگوی واقعی و معنادار شده‌اند
(تعداد تماس مؤثر ÷ کل تماس‌های پاسخ‌داده‌شده) × ۱۰۰
تفاوت بین «تماس برقرارشده» و «تماس نتیجه‌بخش» را نشان می‌دهد
نرخ تبدیل سرنخ به مشتری (Conversion Rate)
درصد سرنخ‌هایی که در نهایت به مشتری واقعی تبدیل شده‌اند
(تعداد مشتریان جدید ÷ کل سرنخ‌های تماس‌گرفته‌شده) × ۱۰۰
مهم‌ترین شاخص برای سنجش بازگشت سرمایه واقعی کمپین
میانگین مدت مکالمه مفید (Average Call Duration)
متوسط زمانی که هر مکالمه موفق طول کشیده است
مجموع مدت مکالمات مؤثر ÷ تعداد آن‌ها
مکالمات بسیار کوتاه معمولاً نشانه عدم تمرکز واقعی مخاطب هستند
هزینه به ازای هر سرنخ یا فروش (Cost per Lead,Sale)
میزان هزینه‌ای که برای کسب هر سرنخ یا فروش صرف شده است
کل هزینه کمپین ÷ تعداد سرنخ یا فروش حاصل‌شده
معیاری برای سنجش کارایی اقتصادی کمپین در مقایسه با سایر کانال‌های بازاریابی
نرخ ریزش در پیگیری (Follow-up Drop Rate)
درصد سرنخ‌های واجد شرایطی که در مرحله پیگیری از دست رفته‌اند
(تعداد سرنخ‌های ازدست‌رفته در پیگیری ÷ کل سرنخ‌های واجد شرایط) × ۱۰۰
نشان‌دهنده ضعف احتمالی در فرایند پیگیری، نه در تماس اولیه
💡

برخی از تیم‌های فروش فقط تعداد کل تماس‌های برقرار شده را به عنوان شاخص عملکرد در نظر می‌گیرند که یک رویکرد گمراه‌کننده است. یک تیم فروش می‌تواند در طول روز صدها تماس تلفنی انجام دهد اما اگر نرخ تماس مؤثر و نرخ تبدیل پایین باشد، این حجم بالا از تماس با مخاطبان در عمل ارزش واقعی برای کسب و کار ایجاد نمی‌کند. به همین دلیل همیشه این شاخص‌ها باید در کنار یکدیگر تحلیل و ارزیابی شوند.

بهترین زمان تماس در بازاریابی تلفنی چه وقت است؟

انتخاب بهترین زمان برقراری تماس با مخاطب، یکی از عواملی است که می‌تواند تأثیر قابل توجهی در موفقیت یک کمپین داشته باشد. زمان دقیق برقراری تماس با مخاطب موضوعی است که در عمل کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. بر اساس تحلیل داده‌محور صورت‌گرفته توسط InsideSales.com، احتمال موفقیت یک تماس فروش بسته به اینکه در چه ساعتی از روز یا چه روزی از هفته برقرار شود، می‌تواند بیش از ۱۶۰ درصد تغییر کند.
این آمار نشان می‌دهد که حتی با داشتن بهترین اسکریپت و با کیفیت‌ترین فهرست تماس، در صورتی که زمان برقراری تماس به درستی انتخاب نشود، نتیجه کمپین را تا حد زیادی تحت تاثیر قرار خواهد داد. برای تعیین بهترین زمان بازاریابی تلفنی باید عوامل مختلفی مانند نوع مخاطب (مخاطب B2B یا مخاطب B2C) نوع تماس، جنسیت مخاطب و… مورد توجه قرار بگیرد و بر این اساس بهترین زمان برای برقراری تماس انتخاب شود.

چالش‌ها و ملاحظات بازاریابی تلفنی

با اینکه بازاریابی تلفنی، مزایای قابل توجهی دارد اما با چالش‌ها و محدودیت‌هایی نیز همراه است که کسب و کارها باید به آن توجه کنند. قبل از اینکه برای کسب و کار خود اقدام به راه‌اندازی کمپین بازاریابی تلفنی کنید، چالش‌ها و محدودیت‌های زیر را مورد توجه قرار دهید:

چالش
توضیح
راهکار کاهش
نرخ رد بالا و خستگی مخاطب از تماس‌های ناخواسته
بسیاری از افراد به دلیل تجربه‌های منفی قبلی، نسبت به تماس‌های ناشناس واکنش دفاعی نشان می‌دهند
استفاده از داده‌های گرم و داغ به‌جای تماس‌های کاملاً سرد و بی‌هدف؛ شخصی‌سازی پیام از همان ابتدای تماس
ملاحظات قانونی و اخلاقی درباره رضایت مشتری
تماس با افرادی که رضایت به دریافت تماس تبلیغاتی نداده‌اند، می‌تواند مشکل‌ساز باشد
استفاده از منابع داده‌ای که مخاطب آگاهانه اطلاعات خود را ثبت کرده و رعایت مقررات مرتبط با حریم خصوصی
نیاز به آموزش مستمر تیم برای حفظ کیفیت مکالمه
افت انگیزه یا مهارت کارشناسان در طول زمان می‌تواند کیفیت تماس‌ها را کاهش دهد
برگزاری جلسات دوره‌ای بازخورد، گوش دادن به نمونه تماس‌های موفق و بازآموزی مستمر
ریسک آسیب به برند در صورت اجرای نادرست
تماس‌های مکرر، بی‌موقع یا اصرارآمیز می‌تواند تصویر منفی از برند ایجاد کند
تعیین محدودیت مشخص برای تعداد تماس با هر سرنخ و احترام به درخواست عدم تماس مجدد

 

💡

بازاریابی تلفنی باید به‌عنوان یک ابزار «قدرتمند اما حساس» در نظر گرفته شود، نه یک راه‌حل بدون عیب و نقص. موفقیت در این حوزه، نیازمند تعادل دقیق بین هدفمندی در فروش و احترام به تجربه و زمان مخاطب است.

راهکار پارمیس استار برای بازاریابی تلفنی

در این مطلب با هفت مرحله اجرای یک کمپین بازاریابی تلفنی، نحوه گردآوری داده‌ها از منابع مختلف، تکنیک‌های مؤثر در گفتگو با مخاطب و معیارهای دقیق سنجش عملکرد کمپین آشنا شدیم. با مرور مطالب گفته شده این سوال در ذهن شکل می‌گیرد که چطور می‌توان همه این مراحل را بدون سردرگمی، از دست رفتن داده یا اتلاف وقت کارشناسان مدیریت کرد؟
در پاسخ به این سوال باید گفت که به یک اکوسیستم نرم‌افزاری یکپارچه برای مدیریت این مراحل نیاز است. نرم‌افزار پارمیس استار به عنوان یک راهکار یکپارچه ERP با استفاده از نرم‌افزارها و ابزارهای مختلف مانند CRM، سازمان همراه و نرم‌افزار اطلاع‌رسانی می‌تواند کسب و کار شما در همه این مراحل به بهترین شکل همراهی کند.

نرم‌افزار CRM پارمیس استار؛ تلفیق قدرتمند CRM عملیاتی و تحلیلی

نرم‌افزار CRM پارمیس استار به عنوان هسته مرکزی این اکوسیستم عمل می‌کند و دقیقا در محل تلاقی دو نیاز اصلی یعنی نیاز به ثبت دقیق داده در هر تماس و نیاز به تحلیل معیارهای عملکرد قرار می‌گیرد. این نرم‌افزار دو کارکرد مکمل دارد:

  • CRM عملیاتی (Operational CRM): فرآیندهای روزمره و اجرایی تیم فروش را تسهیل می‌کند. ثبت خودکار متادیتای هر تماس (روز، ساعت، مدت مکالمه و نتیجه دقیق آن)، مدیریت سرنخ‌ها بر اساس دسته‌بندی سرد، گرم و داغ، ثبت یادآوری‌های پیگیری و برچسب‌گذاری وضعیت هر مکالمه توسط این بخش از نرم‌افزار انجام می‌شود.
  • CRM تحلیلی (Analytical CRM): با پردازش داده‌های انباشته‌شده، الگوهای پنهان رفتار مخاطبان را کشف می‌کند. این بخش به طور دقیق شاخص‌هایی مانند نرخ پاسخ‌گویی، نرخ تماس مؤثر، نرخ تبدیل را که به عنوان معیارهای سنجش موفقیت محسوب می‌شوند، به ‌صورت خودکار محاسبه و در قالب گزارش‌های قابل فهم ارائه می‌دهد.
قابلیت CRM پارمیس استار
مرحله یا مشکلی که پوشش می‌دهد
ثبت خودکار متادیتای تماس
مرحله پنجم (اجرای تماس و ثبت نتیجه)
یادآوری و زمان‌بندی پیگیری
مرحله ششم (پیگیری سرنخ‌های واجد شرایط)
بخش‌بندی سرنخ‌ها (سرد، گرم، داغ)
مرحله سوم (آماده‌سازی فهرست تماس)
گزارش‌گیری خودکار از KPIها
معیارهای سنجش موفقیت کمپین
تحلیل بازدهی هر منبع داده
مرحله هفتم (تحلیل نتایج و بهینه‌سازی)

 

نرم‌افزار اطلاع‌رسانی پارمیس استار؛ پیش‌زمینه‌سازی ذهنی مخاطب پیش از تماس

نرخ رد بالای تماس‌های ناگهانی و بدون زمینه قبلی توسط مخاطبان، یکی از مهم‌ترین چالش‌های کسب و کارها در بازاریابی تلفنی است. نرم‌افزار اطلاع‌رسانی پارمیس استار ابزاری است که به طور دقیق برای حل این مشکل طراحی شده است.
با استفاده از این نرم‌افزار می‌توان از طریق ارسال پیامک‌ها و نوتیفیکیشن‌های هوشمند و زمان‌بندی‌شده، ذهن مخاطب را پیش از برقراری تماس آماده کرد. این پیام‌ها می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

  • یادآوری تماس آتی (فردا ساعت ۱۱ صبح یکی از کارشناسان ما با شما تماس می‌گیرد)
  • ارسال کاتالوگ یا معرفی کوتاه محصول پیش از تماس
  • ارسال پیش‌فاکتور یا خلاصه پیشنهاد قبل از تماس پیگیری
  • یکپارچه بودن نرم‌افزار پارمیس استار این امکان را فراهم می‌کند که بتوان با استفاده از داده‌های ثبت
  • شده در CRM برای هر مشتری، یک پیام اختصاصی و شخصی‌سازی شده برای هر مشتری ارسال کرد.
  • این کار باعث می‌شود که مقاومت مخاطب نسبت به تماس تا حد زیادی کاهش پیدا کند.

نرم‌افزار سازمان همراه پارمیس استار؛ آزاد کردن ظرفیت تیم برای تماس‌های استراتژیک

پرتال مشتریان و نمایندگان (نرم‌افزار سازمان همراه پارمیس استار ) یکی از ابزارهای این سیستم یکپارچه است که بیشتر برای کسب و کارهای B2B طراحی شده است. این نرم‌افزار به مشکل حجم بالای تماس‌های تکراری و اداری می‌پردازد؛ مشکلی که شاید در نگاه اول به صورت مستقیم به بازاریابی تلفنی مرتبط نباشد اما می‌تواند تأثیر عمیقی روی کیفیت آن داشته باشد.

در بسیاری از کسب و کارهای B2B، بخش قابل توجهی از زمان تیم فروش و پشتیبانی صرف پاسخ به سوالاتی مانند «سفارش من به کجا رسید؟» یا «فاکتور قبلی را دوباره برایم بفرستید» و… می‌شود که ماهیت بازاریابی ندارند. نرم‌افزار سازمان همراه می‌تواند دسترسی مستقیم و 24 ساعته مشتریان و نمایندگان به مواردی مانند سوابق سفارش‌ها، فاکتورها و درخواست‌های خود را فراهم کند تا این دسته از تماس‌ها در عمل حذف شده یا کاهش محسوسی پیدا کند.

چطور این سه ابزار در کنار هم یک زنجیره کامل می‌سازند؟

نرم افزار پارمیس استار به عنوان هسته مرکزی سازمان، ابزارهای تخصصی کسب‌وکار را از حالت جزیره‌ای خارج کرده و آن‌ها را در قالب یک زنجیره عملیاتی پیوسته متصل می‌کند. این سیستم با ایجاد گردش خودکار داده‌ها، مانع از دوباره‌کاری شده و شفافیت کامل را در تمام مراحل اجرایی به وجود می‌آورد.

در بستر راهکار ERP پارمیس استار، هم‌افزایی این ابزارها یک زنجیره ارزش هوشمند می‌سازد:

  • گردش خودکار اطلاعات: ثبت داده در هر بخش، بلافاصله اسناد مالی، موجودی انبار و وضعیت سفارش‌ها را بدون دخالت دست به‌روزرسانی می‌کند.
  • کنترل و پایش لحظه‌ای: مدیریت در هر لحظه دیدی ۳۶۰ درجه از جریان عملیات، از تامین و انبارداری تا فروش و حسابداری، در اختیار دارد.
  • افزایش سرعت و دقت: حذف فرآیندهای موازی و دستی، احتمال خطای انسانی را به حداقل رسانده و سرعت پاسخگویی به مشتریان را افزایش می‌دهد.

دمو و مشاوره رایگان نرم‌افزار پارمیس استار

برای آشنایی کامل با امکانات و محیط نرم‌افزار پارمیس استار، فرم زیر را تکمیل کنید.

parmis support

بعد از تکمیل فرم، کارشناسان ما حداکثر تا ۲۴ ساعت با شما تماس می‌گیرند، نیاز واقعی کسب‌وکارتان را بررسی می‌کنند و بهترین نسخه پارمیس استار را به‌صورت آنلاین به شما معرفی می‌کنند.

جدول زیر نحوه‌ی تعامل و نقش مکمل این ابزارها را در بستر پارمیس استار نشان می‌دهد:

مرحله فرایند کمپین
ابزار پارمیس استار مرتبط
نقش ابزار
گردآوری و بخش‌بندی فهرست تماس
CRM پارمیس استار
تجمیع داده از کانال‌های مختلف و اولویت‌بندی سرنخ‌ها
آماده‌سازی ذهنی مخاطب پیش از تماس
نرم‌افزار اطلاع‌رسانی
کاهش نرخ رد از طریق پیامک و اطلاع‌رسانی هوشمند
اجرای تماس و ثبت نتیجه
CRM پارمیس استار
ثبت خودکار متادیتا و نتیجه هر مکالمه
پیگیری سرنخ‌های واجد شرایط
CRM پارمیس استار + اطلاع‌رسانی
یادآوری خودکار زمان پیگیری و ارسال محتوای تکمیلی
کاهش تماس‌های غیرضروری (فقط برای B2B)
سازمان همراه
آزادسازی ظرفیت تیم برای تماس‌های باکیفیت‌تر
تحلیل نتایج و بهینه‌سازی کمپین بعدی
CRM پارمیس استار
گزارش‌گیری خودکار از KPIها و شناسایی بهترین منابع داده

جمع‌بندی

تصور رایج در مورد بازاریابی تلفنی این است که یک فعالیت شانسی و وابسته به مهارت گفتاری کارشناس فروش است. در صورتی که این تصور اشتباه بوده و این روش بازاریابی یک زنجیره منسجم است که با کیفیت داده ورودی (شماره و اطلاعات مشتری) آغاز، با تکنیک گفتگو زمان‌بندی صحیح ادامه و در نهایت با اندازه‌گیری دقیق شاخص‌های عملکرد به پایان می‌رسد. ضعف در هر یک از حلقه‌های این زنجیره با در اختیار داشتن بهترین کارشناسان فروش، نتیجه نهایی کمپین را به طور مستقیم تحت تأثیر قرار می‌دهد.
به بیان ساده‌تر شکست یک کمپین بازاریابی تلفنی همیشه به علت ضعف عملکرد تیم فروش رخ نمی‌دهد، بلکه در بسیاری از موارد کیفیت فهرست تماس، نبود زیرساخت مناسب برای ثبت و تحلیل داده‌ها یا زمان‌بندی نادرست تماس‌ها باعث شکست می‌شود. اگر صاحب کسب و کار هستید پیش از افزایش حجم تماس‌ها یا استخدام نیروی بیشتر، ابتدا کیفیت داده‌های ورودی و زیرساخت‌های ثبت و تحلیل داده را مورد توجه قرار دهید.

سؤالات متداول (FAQ)

۱. بازاریابی تلفنی چیست و چه تفاوتی با فروش تلفنی دارد؟

بازاریابی تلفنی فرایند برقراری ارتباط تلفنی برای ایجاد آگاهی، سنجش نیاز و تولید سرنخ فروش است، در حالی که فروش تلفنی (تله‌سیلز) هدف مستقیم نهایی‌سازی معامله و دریافت تعهد خرید را دنبال می‌کند. بازاریابی تلفنی معمولاً مرحله پیش از فروش تلفنی محسوب می‌شود.

۲. بازاریابی تلفنی برای چه کسب و کارهایی مناسب‌تر است؟

این روش برای کسب و کارهای B2B با ارزش معامله بالا، خدمات نیازمند مشاوره (مانند بیمه یا خدمات مالی) و محصولات قابل توضیح کلامی مناسب‌تر است. برای محصولات کاملاً بصری یا نیازمند تجربه فیزیکی، معمولاً کانال‌های دیگر بازدهی بهتری دارند.

۳. شماره و اطلاعات تماس مشتریان برای بازاریابی تلفنی از کجا تأمین می‌شود؟

منابع اصلی شامل فرم‌های درخواست اطلاعات در وب‌سایت، ثبت‌نام در رویدادها، تاریخچه خرید مشتریان فعلی، معرفی توسط مشتریان راضی و عضویت در باشگاه مشتریان است. استفاده از منابعی که مخاطب آگاهانه اطلاعات خود را ثبت کرده، همواره کیفیت و نرخ موفقیت بالاتری دارد.

۴. مهم‌ترین معیارها برای سنجش موفقیت یک کمپین بازاریابی تلفنی چیست؟

مهم‌ترین شاخص‌ها شامل نرخ پاسخ‌گویی، نرخ تماس مؤثر، نرخ تبدیل سرنخ به مشتری، میانگین مدت مکالمه مفید و هزینه به ازای هر سرنخ یا فروش است. تعداد کل تماس‌های برقرارشده به‌تنهایی شاخص گمراه‌کننده‌ای محسوب می‌شود.

۵. آیا بازاریابی تلفنی بدون CRM قابل اجراست؟

اجرای آن بدون CRM امکان‌پذیر است، اما در عمل به یک فرایند دستی، وقت‌گیر و مستعد خطا تبدیل می‌شود. نرم‌افزار CRM با ثبت خودکار داده تماس‌ها و ارائه گزارش تحلیلی، فرایند بهینه‌سازی مستمر کمپین‌ها را به‌طور قابل توجهی ساده‌تر می‌کند.

۶. تفاوت بازاریابی تلفنی B2B و B2C در چیست؟

مخاطب B2B معمولاً در ساعات اداری و در حفره‌های آرام بین وظایف کاری بیشترین آمادگی را دارد و تصمیم‌گیری او چندمرحله‌ای است، در حالی که مخاطب B2C معمولاً بعد از پایان ساعت کاری روزانه پذیراتر است و تصمیم‌گیری او تک‌مرحله‌ای و احساسی‌تر است.

۷. چطور می‌توان نرخ رد تماس در بازاریابی تلفنی را کاهش داد؟

استفاده از داده‌های گرم و داغ به‌جای تماس‌های کاملاً سرد، شخصی‌سازی پیام بر اساس سابقه مخاطب، انتخاب زمان‌بندی مناسب تماس و پیش‌زمینه‌سازی ذهنی مخاطب از طریق پیامک یا اطلاع‌رسانی پیش از تماس، از مؤثرترین راهکارها برای کاهش نرخ رد هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت پاسخگویی تلفنی :

شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۷:۳۰

پنجشنبه ها از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۲:۳۰

لطفا فرم زیر را پر کنید

برای دانلود PDF مقاله لطفا ایمیل خود را وارد کنید

ارسال رزومه

لطفا فرم زیر را تکمیل کرده و رزومه خود را برای ما ارسال کنید. ما با اشتیاق منتظر دریافت و بررسی رزومه‌های شما هستیم

call-center2

ارتباط با پارمیس

در ساعات کاری با شماره 87758-021 تماس بگیرید تا کارشناسان ما حداکثر تا 24 ساعت آینده با شما تماس بگیرند.
ساعات پاسخگویی تلفنی:
شنبه تا چهارشنبه از ساعت 8:30 تا 17:30
پنجشنبه ها از ساعت 8:30 تا 12:30

لطفا جهت اطلاع از امکانات تماس بگیرید