مسیربندی فروش مویرگی چیست؟ اصول و روش‌های بهینه‌سازی مسیر

زمان مورد نیاز برای مطالعه: 21 دقیقه
مسیربندی-فروش-مویرگی-چیست؟-تصویر-شاخص
فهرست عناوین مقاله

مسیربندی فروش مویرگی یعنی مشخص کردن اینکه هر بازاریاب، کدام مشتریان را، در چه زمان و ترتیبی و با چه تعداد مراجعه‌ای پوشش دهد. هدف فقط پیدا کردن کوتاه‌ترین مسیر نیست، بلکه باید زمان ویزیت، فاصله مشتریان، ساعات فعالیت، اولویت مشتری و ظرفیت کاری بازاریاب هم در برنامه لحاظ شود.

🔑

مراحل مسیربندی فروش مویرگی

برای مسیربندی فروش مویرگی ابتدا اطلاعات مشتریان و موقعیت آن‌ها بررسی می‌شود، سپس مشتریان بر اساس اولویت و فرکانس ویزیت دسته‌بندی و به مناطق و بازاریاب‌ها تخصیص داده می‌شوند. در مرحله بعد، ترتیب مراجعه و زمان‌بندی مسیر تعیین و عملکرد مسیر با داده‌های واقعی اصلاح می‌شود. تعداد ویزیت روزانه نیز عدد ثابتی ندارد و به زمان ویزیت، زمان جابه‌جایی، تراکم مشتریان و شرایط کاری بستگی دارد.

در ادامه، مراحل مسیربندی، روش‌های طراحی و بهینه‌سازی مسیر، تفاوت آن برای انواع کالا و شاخص‌های ارزیابی عملکرد را بررسی می‌کنیم. همچنین توضیح می‌دهیم GPS چه نقشی در اجرای مسیر دارد و نرم‌ افزار پخش مویرگی چگونه می‌تواند برنامه‌ریزی و کنترل مسیرهای فروش را ساده‌تر کند.

مسیربندی فروش مویرگی چیست؟

مسیربندی فروش مویرگی (Sales Route Planning) فرآیندی برای برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی ویزیت مشتریان است. در این فرایند مشخص می‌شود هر ویزیتور کدام مشتریان را، با چه فرکانسی، در چه زمان و با چه ترتیبی پوشش دهد. بنابراین، مسیربندی فقط پیدا کردن کوتاه‌ترین مسیر بین مشتریان نیست و تصمیم‌های مختلفی را از انتخاب مشتری تا برنامه‌ریزی مسیر در بر می‌گیرد.
مهم‌ترین تصمیم‌ها در مسیربندی عبارت‌اند از:

  • انتخاب مشتریان هدف: مشخص کردن مشتریانی که باید در برنامه ویزیت قرار بگیرند.
  • تعیین فرکانس ویزیت: مشخص کردن فاصله زمانی مناسب بین مراجعات هر مشتری.
  • تخصیص مشتری به ویزیتور: تقسیم مشتریان و مناطق بین ویزیتورها بر اساس محدوده جغرافیایی و ظرفیت کاری.
  • تعیین زمان مراجعه: در نظر گرفتن ساعات فعالیت و بازه زمانی مناسب برای هر مشتری.
  • تعیین ترتیب بازدید: مشخص کردن توالی مراجعه برای کاهش زمان و مسافت جابه‌جایی.
  • بازبینی مسیر: مقایسه برنامه با عملکرد واقعی و اصلاح آن در صورت تغییر شرایط.

در این فرایند، مسیریابی (Route Planning) و بهینه‌سازی مسیر (Route Optimization) به تعیین و اصلاح مسیر حرکت بین نقاط انتخاب‌شده کمک می‌کنند، در حالی که مدیریت قلمرو فروش (Territory Management) بیشتر به تقسیم مناطق و تخصیص مشتریان به ویزیتورها مربوط است. این مفاهیم به هم مرتبط‌اند، اما در برنامه‌ریزی فروش مویرگی هرکدام نقش متفاوتی دارند.

📖

اگر می‌خواهید پیش از طراحی مسیر، با ساختار کلی و تعاریف پایه این مدل توزیع بیشتر آشنا شوید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله پخش مویرگی چیست را مطالعه کنید.

تفاوت منطقه‌بندی، مسیربندی و مسیریابی چیست؟

منطقه‌بندی، مسیربندی و مسیریابی سه مفهوم مرتبط در برنامه‌ریزی فروش مویرگی هستند، اما هر کدام به یک تصمیم متفاوت پاسخ می‌دهند. به‌صورت ساده، منطقه‌بندی مشخص می‌کند چه کسی کجا را پوشش دهد، مسیربندی تعیین می‌کند چه مشتریانی در برنامه ویزیت قرار بگیرند و چه زمانی و با چه فرکانسی مراجعه شوند و مسیریابی به ترتیب و مسیر حرکت بین مشتریان انتخاب‌شده مربوط است.

مفهوم
سوال  اصلی
خروجی
منطقه‌بندی
هر ویزیتور مسئول کدام محدوده و مشتریان باشد؟
قلمرو فروش
مسیربندی
کدام مشتریان، چه زمانی و با چه فرکانسی ویزیت شوند؟
برنامه ویزیت
مسیریابی
بین مشتریان انتخاب‌شده با چه ترتیب و مسیری حرکت کنیم؟
مسیر و ترتیب بازدید

این سه فرایند الزاما یک مسیر خطی و یک‌باره ندارند. برای مثال، اگر پس از طراحی مسیر مشخص شود حجم کاری یک ویزیتور بیش از ظرفیت اوست، ممکن است تخصیص مشتریان یا منطقه‌بندی دوباره اصلاح شود و مسیرها نیز بر اساس آن تغییر کنند. بنابراین، در یک سیستم فروش مویرگی، برنامه‌ریزی مسیر معمولاً با اجرای واقعی و داده‌های عملکردی بازبینی و به‌روزرسانی می‌شود.

۱. منطقه‌بندی فروش (Territory Planning)

منطقه‌بندی فروش، چه کسی کجا را پوشش دهد؟
منطقه‌بندی (Territory Planning) به تقسیم محدوده جغرافیایی و مشتریان میان ویزیتورها مربوط می‌شود. در این مرحله باید مشخص شود هر ویزیتور مسئول کدام منطقه، مشتریان یا محدوده فروش است.
هدف فقط تقسیم نقشه نیست، بلکه باید تراکم مشتریان، حجم کار، فاصله‌های جغرافیایی و ظرفیت کاری ویزیتورها نیز در نظر گرفته شود. در غیر این صورت ممکن است بخشی از بازار کم‌پوشش بماند یا حجم کاری یک ویزیتور از ظرفیت عملیاتی او بیشتر شود. خروجی این مرحله، قلمرو یا محدوده مسئولیت هر ویزیتور یا به عبارتی قلمرو فروش است.

۲. مسیربندی فروش (Sales Route Planning)

مسیربندی، چه مشتریانی، چه زمانی و با چه فرکانسی ویزیت شوند؟
مسیربندی فروش (Sales Route Planning) یک مرحله گسترده‌تر از تعیین مسیر حرکت است. در این مرحله، مشتریان هدف برای چرخه‌های ویزیت مشخص می‌شوند و برنامه مراجعه آن‌ها شکل می‌گیرد.
تصمیم‌های اصلی شامل موارد زیر است:

  • تعیین مشتریان هدف
  • تعیین فرکانس ویزیت یا فاصله بین مراجعات
  • تعیین روز و زمان مراجعه
  • تخصیص مشتریان به برنامه یا ویزیتور
  • در نظر گرفتن ساعات فعالیت و محدودیت‌های زمانی مشتری

خروجی اصلی مسیربندی، برنامه ویزیت مشتریان است.

۳. مسیریابی فروش (Route Planning)

مسیریابی، با چه ترتیبی بین مشتریان حرکت کنیم؟
مسیریابی (Route Planning) به تعیین مسیر و ترتیب حرکت بین نقاطی مربوط است که برای ویزیت انتخاب شده‌اند. در این مرحله، عواملی مانند فاصله، زمان سفر، موقعیت مشتریان و محدودیت‌های مسیر می‌توانند در تعیین ترتیب بازدیدها موثر باشند.
اگر هدف، کاهش زمان یا مسافت جابه‌جایی با توجه به مجموعه‌ای از محدودیت‌ها باشد، از بهینه‌سازی مسیر (Route Optimization) استفاده می‌شود. خروجی اصلی مسیریابی، ترتیب مراجعه و مسیر حرکت ویزیتور است.

📖

برای اینکه بدانید یک بازاریاب در میدان عمل چه مسئولیت‌هایی بر عهده دارد و تفکیک وظایف چگونه انجام می‌شود، خواندن مقاله وظایف ویزیتور فروش مویرگی پیشنهاد می‌شود.

مسیربندی فروش مویرگی چگونه انجام می‌شود؟

مسیربندی فروش مویرگی با جمع‌آوری و تحلیل داده‌های مشتریان شروع می‌شود. موقعیت جغرافیایی، حجم فروش، سابقه سفارش، ساعات فعالیت و الگوی مراجعه، بخشی از اطلاعاتی هستند که برای طراحی یک برنامه ویزیت قابل اجرا به کار می‌روند. هرچه این داده‌ها دقیق‌تر باشند، تخصیص مشتریان و طراحی مسیر نیز واقع‌بینانه‌تر خواهد بود.
به‌طور معمول، این فرایند در هفت گام انجام می‌شود:

  1. جمع‌آوری داده مشتریان،
  2. دسته‌بندی آن‌ها،
  3. منطقه‌بندی،
  4. تعیین فرکانس ویزیت،
  5. تخصیص مشتریان به ویزیتورها،
  6. تعیین ترتیب مراجعه،
  7. اجرای برنامه و بازبینی آن بر اساس عملکرد واقعی.

۱. اطلاعات مشتریان را جمع‌آوری و به‌روز کنید

مسیربندی فروش مویرگی با داده‌های دقیق مشتریان شروع می‌شود. موقعیت جغرافیایی، اطلاعات تجاری و محدودیت‌های زمانی هر مشتری باید به‌روز باشد تا برنامه ویزیت بر اساس شرایط واقعی طراحی شود.
داده‌های مهم برای هر مشتری شامل موارد زیر است:

  • موقعیت مکانی دقیق و در صورت امکان مختصات جغرافیایی
  • نوع مشتری، مانند خرده‌فروشی، عمده‌فروشی یا سوپرمارکت
  • سابقه خرید و ارزش فروش
  • تعداد و فرکانس سفارش‌ها
  • ساعات فعالیت و روزهای مناسب برای مراجعه
  • محدودیت‌های زمانی یا عملیاتی مشتری
  • میانگین زمان ویزیت
  • تاریخ آخرین ویزیت و نتیجه آن

در صورتی که موقعیت مکانی یا ساعات فعالیت مشتری اشتباه باشد، حتی یک مسیر از نظر محاسباتی بهینه نیز ممکن است در عمل قابل اجرا نباشد.

۲. مشتریان را بر اساس ارزش و نیاز دسته‌بندی کنید

همه مشتریان به یک اندازه به ویزیت نیاز ندارند. ارزش فروش، پتانسیل رشد، فرکانس خرید، سودآوری، نیاز به خدمات و اهمیت استراتژیک می‌توانند در تعیین اولویت مشتریان مؤثر باشند.

یکی از روش‌های رایج، دسته‌بندی A-B-C است. در این مدل، مشتریان A معمولا در گروه با اولویت بالاتر، مشتریان B در سطح میانی و مشتریان C در گروه با اولویت پایین‌تر قرار می‌گیرند. با این حال، معیار تعیین هر گروه باید بر اساس داده‌ها و اهداف همان شرکت مشخص شود.

این دسته‌بندی زمانی ارزش عملیاتی دارد که در برنامه ویزیت اثر بگذارد، برای مثال، در تعیین فرکانس مراجعه، اولویت ورود مشتری به برنامه و میزان توجه ویزیتور استفاده شود.

۳. منطقه‌بندی فروش را انجام دهید

منطقه‌بندی فروش (Territory Planning) فقط تقسیم نقشه به چند محدوده مساوی نیست. نزدیکی جغرافیایی مشتریان، تراکم مشتری، حجم کار، فرکانس موردنیاز ویزیت و ظرفیت ویزیتور باید هم‌زمان در نظر گرفته شوند.

هدف این است که هر ویزیتور محدوده‌ای در اختیار داشته باشد که بتواند مشتریان آن را با فرکانس تعیین‌شده و در زمان کاری موجود پوشش دهد. بنابراین، یک منطقه متراکم از نظر جغرافیایی لزوماً سبک‌تر نیست، ممکن است مشتریان آن به زمان ویزیت بیشتری نیاز داشته باشند یا تعداد مراجعات بیشتری برای آن‌ها تعریف شده باشد.

۴. فرکانس ویزیت را تعیین کنید

فرکانس ویزیت (Visit Frequency) مشخص می‌کند هر مشتری در چه فاصله زمانی دوباره باید ویزیت شود. این فاصله برای همه مشتریان یکسان نیست و باید بر اساس رفتار خرید، ارزش و پتانسیل مشتری، نیاز به خدمات و اهداف فروش تعیین شود.

برای مثال، ممکن است یک مشتری به ویزیت هفتگی نیاز داشته باشد، در حالی که مشتری دیگری در چرخه دوهفته‌ای یا ماهانه قرار بگیرد. بنابراین، فروش بالاتر به‌تنهایی نباید معیار تعیین فرکانس باشد و بهتر است مجموعه‌ای از شاخص‌های تجاری و عملیاتی در تصمیم‌گیری استفاده شود.

در کنار فرکانس، روزها و بازه‌های زمانی قابل‌قبول برای مراجعه نیز باید ثبت شوند. برای مثال، اگر مشتری فقط دوشنبه و چهارشنبه بین ساعت ۹ تا ۱۲ امکان پذیرش ویزیت داشته باشد، این محدودیت باید هنگام طراحی برنامه و ترتیب مسیر لحاظ شود.

۵. مشتریان را به ویزیتورها تخصیص دهید

تخصیص مشتریان به ویزیتورها باید بر اساس تعادل بار کاری انجام شود، نه صرفاً تعداد مساوی مشتریان. تعداد مشتری، فرکانس ویزیت، میانگین زمان مراجعه و زمان جابه‌جایی، همگی در تعیین بار واقعی هر ویزیتور نقش دارند.

برای مثال، ۳۰ مشتری متراکم در یک محدوده ممکن است زمان کمتری نسبت به ۵۰ مشتری پراکنده در چند منطقه نیاز داشته باشند. بنابراین، ظرفیت هر ویزیتور باید بر اساس مجموع زمان مورد نیاز برای ویزیت و جابه‌جایی سنجیده شود.

۶. ترتیب ویزیت مشتریان را تعیین کنید

پس از مشخص شدن مشتریان هر روز، باید ترتیب مراجعه به آن‌ها تعیین شود. در این مرحله، صرفاً کوتاه‌ترین فاصله بین دو نقطه ملاک نیست و محدودیت‌های مختلف مسیر باید هم‌زمان بررسی شوند.
عوامل مؤثر می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

  • موقعیت جغرافیایی مشتریان
  • فاصله و زمان واقعی رانندگی
  • شرایط ترافیکی
  • ساعات و بازه زمانی قابل‌قبول برای مراجعه
  • اولویت مشتری
  • زمان تخمینی هر ویزیت
  • نقطه شروع و پایان مسیر

در مسیرهای پیچیده‌تر، بهینه‌سازی مسیر (Route Optimization) می‌تواند این عوامل و محدودیت‌ها را هم‌زمان در نظر بگیرد و ترتیب مناسب‌تری برای مراجعه پیشنهاد دهد.

۷. مسیر را اجرا و بازبینی کنید

مسیربندی با اجرای برنامه به پایان نمی‌رسد. بعد از اجرای مسیر باید مشخص شود برنامه تا چه اندازه با واقعیت میدان مطابقت داشته است.
برای این ارزیابی می‌توان داده‌هایی مانند موارد زیر را بررسی کرد:

  • تعداد ویزیت‌های برنامه‌ریزی‌شده و انجام‌شده
  • میزان تحقق برنامه ویزیت
  • زمان صرف‌شده برای جابه‌جایی
  • تفاوت مسیر واقعی با مسیر برنامه‌ریزی‌شده
  • تعداد ویزیت‌های منجر به سفارش، در صورت مرتبط بودن با هدف ویزیت
  • فروش یا سایر نتایج حاصل از هر مسیر

اگر مشخص شود یک مسیر به‌طور مداوم بیش از ظرفیت ویزیتور است، زمان سفر آن بالاست یا بخشی از مشتریان در آن پوشش داده نمی‌شوند، باید فرکانس ویزیت، تخصیص مشتری، منطقه‌بندی یا ترتیب مسیر دوباره بررسی و اصلاح شود. طراحی مسیر و زمان‌بندی ویزیت در شبکه‌های توزیع، وابستگی مستقیمی به نوع فرآیندها دارد، برای اطلاعات بیشتر در این زمینه، مقاله پخش گرم چیست را بررسی کنید.

⚠️

مدیریت انحرافات و بسته‌بودن فروشگاه در حین اجرا

در شرایط واقعی میدان، ممکن است برخی مشتریان در زمان مراجعه بسته باشند، فرد مسئول حضور نداشته باشد یا تیم فروش با ترافیک پیش‌بینی‌نشده مواجه شود. در چنین شرایطی، ویزیتور نباید کل برنامه روزانه را رها کند. ثبت آنی وضعیت مشتری (مانند مشتری بسته یا عدم پذیرش) در اپلیکیشن ویزیتور کمک می‌کند مدیر فروش در جریان انحرافات قرار گیرد و در صورت نیاز، بازنگری‌های لازم برای ویزیت جایگزین را انجام دهد.

تعداد مناسب ویزیت روزانه چقدر است؟

تعداد استاندارد و ثابتی برای ویزیت روزانه وجود ندارد. ظرفیت هر ویزیتور به عواملی مانند مدت زمان هر ویزیت، فاصله و تراکم مشتریان، ترافیک، ساعات فعالیت مشتریان، فرکانس مورد نیاز مراجعه و زمان مفید کاری بستگی دارد. به همین دلیل، یک عدد ثابت نمی‌تواند برای همه شرکت‌های پخش و مناطق فروش معیار مناسبی باشد.
برای برآورد اولیه می‌توان از یک محاسبه ساده استفاده کرد:

🧮

ظرفیت نظری ویزیت ≈ زمان مفید کاری ÷ (میانگین زمان ویزیت + میانگین زمان جابه‌جایی بین دو مشتری)

برای مثال، اگر ویزیتور ۷ ساعت زمان مفید کاری داشته باشد، میانگین هر ویزیت ۱۰ دقیقه و میانگین زمان جابه‌جایی بین مشتریان ۵ دقیقه باشد، ظرفیت نظری حدود ۲۸ ویزیت در روز خواهد بود. اگر زمان جابه‌جایی به‌دلیل پراکندگی مشتریان به ۱۵ دقیقه افزایش پیدا کند، این ظرفیت به حدود ۱۷ ویزیت کاهش می‌یابد.
این محاسبه فقط یک برآورد نظری است و نباید به‌عنوان استاندارد صنعت در نظر گرفته شود. در شرایط واقعی، زمان‌هایی مانند ثبت سفارش، گفت‌وگو با مشتری، پارک خودرو، تأخیر، تماس‌های کاری، استراحت و ثبت اطلاعات نیز بخشی از روز کاری را مصرف می‌کنند.

نقش مرجوعی‌ها و کنترل موجودی در زمان ویزیت

در فروش مویرگی، ویزیتور صرفا ثبت‌کننده سفارش نیست. بررسی موجودی قفسه‌ها، کنترل تاریخ انقضا و ثبت درخواست‌های مرجوعی یا تعویض کالا بخش مهمی از زمان مراجعه را به خود اختصاص می‌دهد. اگر زمان مورد نیاز برای بررسی موجودی و ثبت مرجوعی‌ها در محاسبات ظرفیت روزانه ویزیتور دیده نشود، برنامه زمان‌بندی مسیر در عمل با تاخیر و شکست مواجه خواهد شد.

💡

به‌جای تعیین یک هدف ثابت برای همه ویزیتورها، بهتر است ظرفیت ویزیت بر اساس منطقه، نوع مشتری، مدت ویزیت و زمان جابه‌جایی محاسبه شود. عدد مناسب برای یک ویزیتور را می‌توان با مقایسه برنامه ویزیت با عملکرد واقعی در طول زمان تعیین و در صورت تغییر شرایط، اصلاح کرد.

مسیربندی برای انواع کالا چه تفاوتی دارد؟

یک الگوی ثابت برای مسیربندی همه شبکه‌های پخش مناسب نیست. نوع کالا، تعداد مشتریان، فرکانس خرید، مدت زمان ویزیت و محدودیت‌های حمل می‌توانند منطق طراحی مسیر را تغییر دهند. برای مثال، در پخش کالاهای تند مصرف معمولاً پوشش تعداد بیشتری از نقاط فروش اهمیت دارد، در حالی که برای کالاهای حجیم، ظرفیت خودرو و زمان تحویل نیز وارد محاسبات مسیر می‌شود.

کالاهای تند مصرف (FMCG)

در پخش کالاهای تند مصرف، تعداد نقاط فروش و تکرار سفارش می‌تواند زیاد باشد. به همین دلیل، تراکم مشتریان، فرکانس ویزیت و زمان هر مراجعه اهمیت زیادی پیدا می‌کند.
در این مدل، خوشه‌بندی جغرافیایی مشتریان می‌تواند از رفت‌وآمدهای غیرضروری جلوگیری کند. همچنین تعیین فرکانس مناسب برای گروه‌های مختلف مشتریان کمک می‌کند ظرفیت ویزیتورها صرف مشتریانی شود که به پوشش بیشتری نیاز دارند. در مسیر بندی FMCG معمولا باید بین پوشش مشتریان، تعداد ویزیت و زمان جابه‌جایی تعادل برقرار شود.

📖

برای شناخت دقیق‌تر ویژگی‌ها، الگوهای خرید و ماهیت این گروه از محصولات، مطالعه مقاله کالای FMCG چیست به شما کمک خواهد کرد.

کالاهای غیر تندمصرف

در کالاهای غیر تندمصرف، الگوی خرید و مراجعه می‌تواند متفاوت باشد. ممکن است تعداد مشتریان هدف کمتر باشد، اما هر ویزیت به زمان بیشتری برای مذاکره، بررسی نیاز مشتری یا ارائه اطلاعات محصول نیاز داشته باشد. در چنین شرایطی، صرفاً افزایش تعداد ویزیت روزانه معیار مناسبی برای طراحی مسیر نیست. ارزش مشتری، پتانسیل فروش، فرکانس مورد نیاز مراجعه و مدت زمان ویزیت باید در کنار فاصله جغرافیایی در نظر گرفته شوند.
در نتیجه، مسیرهای این گروه ممکن است مشتریان کمتری داشته باشند، اما زمان بیشتری برای هر مراجعه اختصاص دهند.

کالاهای حجیم و سنگین

در پخش کالاهای حجیم یا سنگین، طراحی مسیر فقط به حرکت ویزیتور بین مشتریان محدود نمی‌شود. ظرفیت خودرو، وزن و حجم سفارش، زمان بارگیری و تخلیه و محدودیت‌های تحویل نیز می‌توانند بر ترتیب و انتخاب مسیر اثر بگذارند.

برای مثال، اگر چند سفارش حجیم در یک برنامه قرار داشته باشند، نزدیک بودن جغرافیایی مشتریان به‌تنهایی دلیل کافی برای قرار دادن همه آن‌ها در یک مسیر نیست. ظرفیت خودرو و امکان اجرای تحویل نیز باید بررسی شود. بنابراین، در این مدل‌ها مسیربندی باید میان پوشش مشتری، زمان سفر و ظرفیت حمل تعادل برقرار کند.

در پخش کالاهای حجیم و سنگین، کنترل دقیق موجودی، زمان بارگیری و گردش کالا اهمیت بالایی دارد که استفاده از یک نرم افزار انبارداری یکپارچه می‌تواند این فرآیند را مدیریت کند.

ابزارهای مسیربندی فروش مویرگی چیست؟

مسیربندی فروش مویرگی می‌تواند با ابزارهای مختلفی انجام شود، از نقشه و اطلاعات مکانی گرفته تا GPS و نرم‌افزارهای تخصصی پخش. انتخاب ابزار به تعداد مشتریان، تعداد ویزیتورها و میزان پیچیدگی مسیرها بستگی دارد.

ابزار
کاربرد اصلی
نقشه و داده‌های مکانی
شناخت موقعیت، پراکندگی و تراکم مشتریان
GPS و داده‌های موقعیت مکانی
کنترل اجرای مسیر و مقایسه مسیر طی‌شده با برنامه
نرم‌افزار مسیربندی و پخش
برنامه‌ریزی ویزیت، تخصیص مشتری، بهینه‌سازی و مدیریت مسیر

در مقیاس کوچک، نقشه و داده‌های مکانی می‌توانند برای شناخت محدوده مشتریان کافی باشند. با افزایش تعداد مشتریان و ویزیتورها، هماهنگی فرکانس ویزیت، تخصیص مشتریان و ترتیب مراجعه پیچیده‌تر می‌شود و استفاده از نرم‌افزار تخصصی می‌تواند مدیریت این متغیرها را یکپارچه‌تر کند.

در این میان، GPS بیشتر برای پایش اجرای مسیر کاربرد دارد و به‌تنهایی جایگزین فرآیند مسیربندی نیست. طراحی مسیر به اطلاعاتی مانند موقعیت مشتریان، فرکانس ویزیت، اولویت مشتری، زمان سفر و محدودیت‌های مراجعه نیاز دارد، در حالی که داده‌های GPS بیشتر برای بررسی مسیر اجرا شده و مقایسه آن با برنامه به کار می‌روند.

GPS چه نقشی در مدیریت مسیر فروش دارد؟

GPS بیشتر برای کنترل و پایش اجرای مسیر کاربرد دارد و به‌تنهایی جایگزین فرآیند مسیربندی نیست. با استفاده از داده‌های موقعیت مکانی می‌توان مسیر طی‌شده توسط ویزیتور را بررسی و آن را با برنامه‌ریزی انجام‌شده مقایسه کرد.

در سامانه‌هایی که قابلیت‌هایی مانند Geofencing دارند، امکان بررسی حضور ویزیتور در محدوده جغرافیایی تعریف‌شده نیز وجود دارد. این داده‌ها می‌توانند برای ارزیابی اجرای برنامه، شناسایی انحراف از مسیر و بررسی عملکرد ویزیتور مورد استفاده قرار گیرند.

بنابراین، GPS را باید بخشی از زنجیره کنترل و ارزیابی مسیر در نظر گرفت، نه ابزار اصلی طراحی آن. طراحی مسیر ابتدا به اطلاعات مشتری، فرکانس ویزیت، اولویت‌ها، زمان سفر و محدودیت‌های عملیاتی نیاز دارد و داده‌های GPS بیشتر در مرحله اجرا و ارزیابی به کار می‌آیند.

نرم‌افزار چگونه مدیریت مسیربندی را ساده‌تر می‌کند؟

وقتی تعداد مشتریان، ویزیتورها و محدودیت‌های روزانه افزایش پیدا می‌کند، مدیریت دستی مسیرها دشوارتر می‌شود. فایل‌های پراکنده و برنامه‌ریزی دستی، تغییر تخصیص مشتریان، به‌روزرسانی برنامه ویزیت و بررسی عملکرد مسیر را نیز زمان‌بر می‌کنند.

نرم‌افزار تخصصی پخش مویرگی می‌تواند اطلاعات مشتریان، محدوده‌های فروش، برنامه ویزیت، مسیر و عملکرد بازاریاب‌ها را در یک سیستم واحد مدیریت کند. در نتیجه، تغییر یک مسیر یا تخصیص مشتری می‌تواند بدون بازطراحی دستی تمام برنامه‌ها انجام شود.

در نرم‌افزار پخش مویرگی پارمیس، قابلیت‌هایی مانند منطقه‌بندی فروش، تخصیص مشتری به بازاریاب، برنامه‌ریزی ویزیت روزانه، مدیریت مشتریان مسیر و بهینه‌سازی مسیر حرکت بازاریاب ارائه شده است. در نرم افزار پارمیس اسمارت نیز ویزیتور می‌تواند فهرست مشتریان مسیر و برنامه ویزیت روزانه خود را مشاهده و مسیر حرکت را مدیریت کند.

کنترل شیفت‌های کاری و گزارش‌گیری از عملکرد فروشندگان نیز به مدیر کمک می‌کند ظرفیت و عملکرد تیم فروش را در کنار برنامه‌های مسیر بررسی کند. از طرف دیگر، یکپارچگی این اطلاعات با بخش‌هایی مانند حسابداری، انبار، اشخاص، بازرگانی و خزانه باعث می‌شود اطلاعات مسیر از سایر داده‌های عملیاتی کسب‌وکار جدا نباشد.

در چنین ساختاری، نرم‌افزار جایگزین اصول مسیربندی نمی‌شود، بلکه اجرای آن‌ها، به‌روزرسانی برنامه و ارزیابی عملکرد مسیر را ساده‌تر می‌کند. در نظر داشته باشید که یکپارچگی اطلاعات مسیر ویزیت با فرآیندهای خرید، فروش و سفارش‌گیری در بخش نرم افزار بازرگانی کمک می‌کند تا تمامی عملیات تجاری شرکت در یک بستر واحد کنترل شوند.

روش‌های مسیربندی فروش مویرگی چیست؟

روش مسیربندی باید با توجه به هدف فروش، پراکندگی مشتریان، فرکانس ویزیت، محدودیت زمانی و ظرفیت نیروهای فروش انتخاب شود. سه روش رایج برای طراحی مسیر فروش مویرگی شامل خوشه‌بندی جغرافیایی، برنامه‌ریزی مبتنی بر اولویت و فرکانس و مسیربندی الگوریتمی است.

خوشه‌بندی جغرافیایی

در این روش، مشتریانی که از نظر جغرافیایی به یکدیگر نزدیک هستند، در یک محدوده یا خوشه قرار می‌گیرند و در یک برنامه ویزیت مشترک قرار می‌گیرند. هدف اصلی، کاهش رفت‌وآمدهای غیرضروری و استفاده بهتر از زمان ویزیتور است.

برای مثال، می‌توان مشتریان چند خیابان یا محله نزدیک به هم را در یک مسیر روزانه قرار داد تا ویزیتور به‌جای جابه‌جایی مکرر بین مناطق دور، بخش بیشتری از زمان خود را به بازدید از مشتریان اختصاص دهد. این روش برای مناطقی که مشتریان در محدوده‌های نسبتاً مشخص و پرتراکم قرار دارند، کاربرد بیشتری دارد. البته صرف نزدیکی جغرافیایی برای طراحی مسیر کافی نیست و عواملی مانند ساعات پذیرش مشتری و تعداد ویزیت‌های مورد نیاز نیز باید در نظر گرفته شوند.

برنامه‌ریزی مبتنی بر اولویت و فرکانس

در این روش، همه مشتریان با یک میزان اهمیت و تعداد دفعات ویزیت در برنامه قرار نمی‌گیرند. مشتریان بر اساس معیارهایی مانند ارزش مشتری، پتانسیل فروش، نیاز به ویزیت و اهمیت تجاری اولویت‌بندی می‌شوند و تعداد دفعات مراجعه متناسب با این اولویت تعیین می‌شود.

برای نمونه، یک مشتری کلیدی ممکن است به ویزیت هفتگی نیاز داشته باشد، درحالی‌که برای مشتری دیگری ویزیت دو هفته یک‌بار یا ماهانه کافی باشد. در نتیجه، برنامه مسیر فقط بر اساس فاصله جغرافیایی شکل نمی‌گیرد و اهمیت هر مشتری نیز در زمان‌بندی ویزیت‌ها اثر می‌گذارد. این روش زمانی کاربرد بیشتری دارد که شرکت بخواهد علاوه بر کاهش زمان رفت‌وآمد، ظرفیت تیم فروش را به مشتریان با ارزش یا نیاز بیشتر اختصاص دهد.

مسیربندی الگوریتمی

در مسیربندی الگوریتمی، مسیرها با استفاده از الگوریتم‌های بهینه‌سازی و بر اساس مجموعه‌ای از محدودیت‌ها و اهداف مشخص طراحی می‌شوند. سیستم می‌تواند عواملی مانند موقعیت مشتریان، فاصله، زمان سفر، مدت ویزیت، اولویت مشتری، ساعات مجاز مراجعه و ظرفیت ویزیتور را هم‌زمان در نظر بگیرد. این رویکرد برای شبکه‌هایی که تعداد مشتریان زیاد است یا محدودیت‌های متعددی دارند، کاربرد بیشتری دارد، زیرا بررسی دستی تمام ترکیب‌های ممکن مسیر دشوار و زمان‌بر است. الگوریتم می‌تواند در میان گزینه‌های مختلف، مسیری را پیدا کند که با اهداف و محدودیت‌های تعریف‌شده سازگارتر باشد.

در این روش، منظور از «بهینه» لزوماً یک مسیر واحد و قطعی برای همه شرایط نیست. نتیجه به هدف تعریف‌شده، داده‌های ورودی و محدودیت‌های مسئله بستگی دارد. برای همین، در پیاده‌سازی واقعی باید معیارهایی مانند کاهش مسافت، افزایش تعداد ویزیت، کاهش زمان سفر یا رعایت سطح خدمت مشتری از ابتدا مشخص شوند.

چگونه مسیر فروش مویرگی را بهینه کنیم؟

بهینه‌سازی مسیر فروش مویرگی یعنی استفاده بهتر از زمان و ظرفیت ویزیتورها، بدون اینکه پوشش مشتریان یا کیفیت ویزیت کاهش پیدا کند. برای این کار، مسیر نباید فقط بر اساس فاصله جغرافیایی تعیین شود، زمان ویزیت، ساعات فعالیت مشتری، اولویت مشتریان، ظرفیت ویزیتور و شرایط واقعی اجرای مسیر هم باید در نظر گرفته شوند.

۱. مسیر را فقط بر اساس فاصله جغرافیایی طراحی نکنید

نزدیک‌ترین مشتری بعدی همیشه بهترین انتخاب نیست. ممکن است مشتری‌ای که از نظر جغرافیایی دورتر است، اولویت بالاتری داشته باشد یا فقط در بازه زمانی مشخصی امکان ویزیت داشته باشد. بنابراین، ترتیب مشتریان باید بر اساس مجموعه‌ای از عوامل مانند فاصله، زمان سفر، اولویت مشتری و محدودیت زمانی مراجعه تعیین شود.

۲. زمان ویزیت را وارد محاسبات کنید

هر ویزیت بخشی از ظرفیت کاری روزانه را مصرف می‌کند. فرض کنید میانگین زمان هر ویزیت ۱۰ دقیقه باشد. در مسیری با ۳۰ مشتری، فقط زمان انجام ویزیت‌ها به ۳۰۰ دقیقه یا ۵ ساعت می‌رسد، بدون اینکه زمان جابه‌جایی، توقف، ثبت سفارش و تأخیر های احتمالی محاسبه شده باشد. بنابراین، تعداد مشتریان مسیر باید با زمان مفید کاری ویزیتور هماهنگ باشد. مسیری که روی نقشه کوتاه به نظر می‌رسد، اگر تعداد ویزیت‌های زیادی داشته باشد، ممکن است در عمل قابل اجرا نباشد.

۳. ساعات فعالیت و بازه زمانی مراجعه مشتریان را در نظر بگیرید

دو مشتری ممکن است فاصله کمی از یکدیگر داشته باشند، اما محدودیت زمانی متفاوتی داشته باشند. برای مثال، یکی ممکن است فقط صبح‌ها پذیرش کند و دیگری در ساعات بعدازظهر در دسترس باشد. در چنین شرایطی، ترتیب جغرافیایی مشتریان به‌تنهایی کافی نیست. بازه زمانی مراجعه (Time Window) باید در طراحی مسیر لحاظ شود تا ویزیتور در زمان مناسب به هر مشتری برسد.

۴. مشتریان نزدیک به هم را در یک خوشه قرار دهید

خوشه‌بندی جغرافیایی مشتریان می‌تواند از رفت‌وآمدهای غیرضروری بین مناطق مختلف جلوگیری کند. به‌جای اینکه ویزیتور در طول یک روز چند بار بین مناطق پراکنده جابه‌جا شود، مشتریان نزدیک به هم می‌توانند در یک برنامه ویز

چه شاخص‌هایی برای ارزیابی مسیربندی وجود دارد؟

برای ارزیابی عملکرد مسیربندی، صرفاً تعداد ویزیت‌ها یا میزان فروش کافی نیست. شاخص‌ها باید نشان دهند که برنامه تا چه اندازه اجرا شده، چه مقدار از زمان صرف سفر شده و مسیر تا چه حد به هدف فروش یا پوشش مشتریان رسیده است.

شاخص
چه چیزی را نشان می‌دهد؟
نرخ پوشش مشتری
چه درصدی از مشتریان هدف در چرخه ویزیت قرار گرفته‌اند؟
ویزیت موثر
چه تعداد از ویزیت‌ها مطابق هدف تعیین‌شده انجام شده‌اند، مانند ثبت سفارش، پیگیری مشتری، معرفی محصول یا جمع‌آوری اطلاعات؟
نرخ تبدیل ویزیت به سفارش
چه درصدی از ویزیت‌ها به ثبت سفارش منجر شده‌اند؟
زمان سفر
چه مقدار از زمان کاری ویزیتور صرف جابه‌جایی بین مشتریان شده است؟
بهره‌وری زمان مسیر
چه نسبتی از زمان کاری مسیر به فعالیت‌های هدفمند مانند ویزیت اختصاص یافته است؟
درصد تحقق برنامه ویزیت
چه درصدی از ویزیت‌های برنامه‌ریزی‌شده در عمل انجام شده‌اند؟
فروش به تفکیک مسیر
هر مسیر چه میزان فروش ایجاد کرده است و این فروش در مقایسه با هدف یا ترکیب مشتریان مسیر چگونه است؟

این شاخص‌ها بهتر است در بازه‌های مشخص، مانند هفتگی یا ماهانه، بررسی شوند تا روند عملکرد مشخص شود. تعداد بالای ویزیت به‌تنهایی نشانه بهره‌وری نیست، ممکن است یک مسیر ویزیت بیشتری داشته باشد اما زمان سفر یا نرخ تبدیل پایین‌تری ثبت کند. به همین دلیل، شاخص‌های مرتبط با زمان، پوشش و نتیجه ویزیت باید در کنار یکدیگر بررسی شوند.

برای هر مشکل مسیربندی روی چه متغیری تمرکز کنیم؟

نوع مشکل تعیین می‌کند کدام بخش از برنامه مسیر باید دوباره بررسی شود:

اگر مسئله اصلی شماست…
متغیرهایی که باید بررسی شوند
زمان رفت‌وآمد زیاد است
تراکم مشتریان، زمان سفر و ترتیب مسیر
تعداد مشتریان زیاد است
فرکانس و اولویت ویزیت و ظرفیت ویزیتور
مشتریان ساعات مراجعه متفاوتی دارند
بازه زمانی مراجعه و ترتیب ویزیت
بار کاری ویزیتورها متعادل نیست
تخصیص مشتری و تعادل ظرفیت کاری
حمل سفارش‌های حجیم انجام می‌شود
ظرفیت خودرو، حجم و وزن بار و محدودیت‌های تحویل
شرایط روزانه مرتب تغییر می‌کند
بازتنظیم و بهینه‌سازی مجدد مسیر
برنامه با اجرای واقعی تفاوت دارد
داده‌های اجرای مسیر، تحقق برنامه و در صورت وجود، اطلاعات موقعیت ویزیتور

در این میان، GPS ابزار مسیربندی نیست، می‌تواند در برخی سیستم‌ها برای بررسی موقعیت و عملکرد واقعی ویزیتور و مقایسه آن با برنامه استفاده شود. بنابراین، اگر مسیرهای برنامه‌ریزی‌شده به‌طور مداوم با اجرای واقعی تفاوت دارند، ابتدا باید داده‌های عملکردی بررسی و سپس علت انحراف در تخصیص مشتری، زمان‌بندی یا طراحی مسیر پیدا شود.

اشتباهات رایج در مسیربندی فروش مویرگی

خطاهای زیر در طراحی و اجرای مسیربندی، به‌تدریج بهره‌وری مسیرها را کاهش می‌دهند و اثربخشی تیم فروش را پایین می‌آورند.

  • تقسیم مساوی مشتریان بین ویزیتورها بدون توجه به حجم کار. تعداد مشتری معیار مناسبی برای توزیع کار نیست.
  • طراحی مسیر فقط بر اساس فاصله. نزدیک‌ترین مشتری همیشه اولویت‌دارترین مشتری نیست.
  • تعیین تعداد ثابت ویزیت برای همه مناطق. یک منطقه متراکم و یک منطقه پراکنده، دو عدد متفاوت برای ظرفیت ویزیت دارند.
  • بی‌توجهی به فرکانس خرید. مشتری‌ای که ماهانه خرید می‌کند با مشتری‌ای که هفتگی خرید می‌کند، برنامه ویزیت یکسانی ندارند.
  • نادیده گرفتن ساعات فعالیت مشتری. ویزیتی که در ساعت غیرکاری مشتری انجام شود، عملاً بی‌اثر است.
  • عدم بازبینی مسیر. مسیر بدون اصلاح دوره‌ای، به‌تدریج از تغییرات بازار عقب می‌ماند.
  • استفاده از GPS به‌عنوان جایگزین مسیربندی. GPS ابزار کنترل اجراست، نه طراحی مسیر.
  • جدا کردن داده‌های فروش از اطلاعات مسیر. وقتی داده فروش، ویزیت و مسیر در سیستم‌های جداگانه قرار داشته باشند، تحلیل یکپارچه عملکرد مسیر دشوارتر می‌شود.

نقش نرم افزار پارمیس استار در مدیریت یکپارچه فروش و پخش مویرگی

در شرکت‌های پخش و توزیع مویرگی، چالش اصلی فقط طراحی مسیر یا ثبت سفارش نیست. ایجاد هماهنگی و ارتباط یکپارچه میان واحدهای مالی، انبار، بازرگانی، فروش و تیم توزیع است. اگر اطلاعات مسیر و ویزیتورها از سیستم‌های مالی و موجودی انبار جدا باشد، مدیران با خطای داده‌ای و تاخیر در تصمیم‌گیری مواجه خواهند شد.
نرم افزار پارمیس استار به عنوان سیستم پرچمدار و جامع ERP شرکت پارمیس، با بیش از ۲۰ زیرسیستم تخصصی، تمامی نیازهای یک کسب‌وکار پخش از ثبت سفارش و مسیربندی تا حسابداری، انبارداری، خزانه‌داری و کنترل عملیات را در یک بستر واحد پوشش می‌دهد. با اتصال داده‌های مسیر فروش به ساختار مالی و انبار در این سیستم و استفاده از ابزارهایی مانند نرم افزار داشبورد مدیریتی، مدیران می‌توانند عملکرد تیم فروش، بهره‌وری ویزیتورها و سودآوری هر مسیر را به‌صورت لحظه‌ای رصد کنند و کسب‌وکار خود را با بالاترین دقت توسعه دهند.

ارتباط با مشتریان و عاملیت‌ها با نرم افزار سازمان همراه من

در کنار ابزارهای داخلی فروش و توزیع، دسترسی مشتریان نهایی و نمایندگان به وضعیت سفارش‌ها و حساب‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد. از طریق نرم افزار پرتال مشتریان و نمایندگان (سازمان همراه پارمیس)، عاملیت‌ها، مشتریان عمده و نمایندگان فروش می‌توانند به‌صورت آنلاین و ۲۴ ساعته به ثبت سفارش، بررسی صورت‌حساب‌ها و تعامل با واحد فروش دسترسی داشته باشند تا سرعت پاسخگویی و رضایت‌مندی در زنجیره پخش مویرگی به حداکثر برسد.

دمو و مشاوره رایگان نرم‌افزار پارمیس استار

برای آشنایی کامل با امکانات و محیط نرم‌افزار پارمیس استار، فرم زیر را تکمیل کنید.

parmis support

بعد از تکمیل فرم، کارشناسان ما حداکثر تا ۲۴ ساعت با شما تماس می‌گیرند، نیاز واقعی کسب‌وکارتان را بررسی می‌کنند و بهترین نسخه پارمیس استار را به‌صورت آنلاین به شما معرفی می‌کنند.

جمع‌بندی

مسیربندی فروش مویرگی از منطقه‌بندی صحیح شروع می‌شود، با تعیین فرکانس مناسب ادامه پیدا می‌کند، به تخصیص متعادل مشتریان به ویزیتورها می‌رسد، سپس به یک مسیر قابل اجرا تبدیل می‌شود و در نهایت با کنترل عملکرد و اصلاح مستمر، کارایی خود را حفظ می‌کند.

در نتیجه، مسیر بهینه لزوماً کوتاه‌ترین مسیر نیست، مسیری است که با توجه به مشتریان هدف، فرکانس و زمان مراجعه، ظرفیت ویزیتور و محدودیت‌های جابه‌جایی، بیشترین پوشش مؤثر را با منابع موجود ایجاد کند.
اگر شرکت پخش شما تعداد زیادی مشتری و ویزیتور دارد، مدیریت این فرآیند با فایل‌ها و روش‌های دستی می‌تواند کنترل مسیر و عملکرد را دشوار کند. نرم‌افزار پخش مویرگی پارمیس، ابزارهای لازم برای مدیریت مشتریان، مناطق، ویزیتورها، مسیر و گزارش عملکرد را در یک سیستم یکپارچه در اختیار کسب‌وکار قرار می‌دهد.

 

دمو و مشاوره رایگان نرم‌افزار پارمیس استار

برای آشنایی کامل با امکانات و محیط نرم‌افزار پارمیس استار، فرم زیر را تکمیل کنید.

parmis support

بعد از تکمیل فرم، کارشناسان ما حداکثر تا ۲۴ ساعت با شما تماس می‌گیرند، نیاز واقعی کسب‌وکارتان را بررسی می‌کنند و بهترین نسخه پارمیس استار را به‌صورت آنلاین به شما معرفی می‌کنند.

 

سوالات متداول پیرامون مسیربندی فروش مویرگی

1.مسیربندی فروش مویرگی با مسیریابی چه تفاوتی دارد؟

مسیربندی (Sales Route Planning) تعیین می‌کند چه مشتریانی، در چه روزهایی و با چه فرکانسی ویزیت شوند؛ در حالی که مسیریابی (Route Planning) صرفاً تعیین ترتیب و مسیر حرکت بین مشتریانی است که قبلاً در برنامه ویزیت انتخاب شده‌اند.

2.چند مشتری را می‌توان در یک روز به هر ویزیتور اختصاص داد؟

عدد ثابتی برای همه شرکت‌ها وجود ندارد. ظرفیت واقعی ویزیت روزانه به زمان مفید کاری، مدت زمان هر ویزیت، تراکم جغرافیایی مشتریان، زمان جابه‌جایی و فرایندهایی مانند ثبت مرجوعی و کنترل موجودی بستگی دارد.

3.آیا مسیربندی برای کالاهای FMCG با سایر کالاها متفاوت است؟

در کالاهای تندمصرف (FMCG) تعداد نقاط فروش زیاد، فرکانس خرید بالا و سرعت ویزیت اهمیت دارد. اما در کالاهای غیرتندمصرف یا کالاهای حجیم و سنگین، ظرفیت حمل خودرو، زمان تخلیه بار و مدت زمان مذاکره در مسیربندی لحاظ می‌شود.

4.GPS چه نقشی در مسیربندی فروش مویرگی دارد؟

GPS ابزار طراحی مسیر نیست، بلکه ابزاری برای پایش و کنترل اجرای مسیر است. با داده‌های GPS می‌توان حضور ویزیتور در محدوده، مسیر واقعی طی‌شده و انحراف از برنامه ویزیت را ارزیابی کرد.

5.آیا نرم‌افزار پخش مویرگی می‌تواند مسیر ویزیتورها را مدیریت کند؟

بله. نرم‌افزارهای تخصصی پخش مویرگی فرایند منطقه‌بندی، برنامه‌ریزی ویزیت و مدیریت مسیر را هوشمند می‌کنند. در نرم‌افزار پخش مویرگی پارمیس و اپلیکیشن ویزیتوری پارمیس اسمارت، امکان مشاهده برنامه ویزیت روزانه، بهینه‌سازی مسیر حرکت بازاریاب و گزارش‌گیری از عملکرد فروشندگان به‌صورت یکپارچه فراهم شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت پاسخگویی تلفنی :

شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۷:۳۰

پنجشنبه ها از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۲:۳۰

لطفا فرم زیر را پر کنید

برای دانلود PDF مقاله لطفا ایمیل خود را وارد کنید

ارسال رزومه

لطفا فرم زیر را تکمیل کرده و رزومه خود را برای ما ارسال کنید. ما با اشتیاق منتظر دریافت و بررسی رزومه‌های شما هستیم

call-center2

ارتباط با پارمیس

در ساعات کاری با شماره 87758-021 تماس بگیرید تا کارشناسان ما حداکثر تا 24 ساعت آینده با شما تماس بگیرند.
ساعات پاسخگویی تلفنی:
شنبه تا چهارشنبه از ساعت 8:30 تا 17:30
پنجشنبه ها از ساعت 8:30 تا 12:30

لطفا جهت اطلاع از امکانات تماس بگیرید