هزینه مستقیم و غیرمستقیم چیست؟ تفاوت + نحوه محاسبه و تخصیص

زمان مورد نیاز برای مطالعه: 33 دقیقه
هزینه-مستقیم-و-غیر-مستقیم
فهرست عناوین مقاله


در یک شرکت تولیدی، حسابدار صرفاً یک ثبت‌کننده سند نیست؛ او مهندس بهای تمام‌شده است. شاید ردیابی مواد اولیه به عنوان یک هزینه مستقیم در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما چالش واقعی جایی شروع می‌شود که باید هزینه‌های خاکستری مثل استهلاک تجهیزات، سهم برق مصرفی یا اجاره سوله را به شکلی عادلانه در دل هر واحد کالا جای دهید.

در مقاله انواع هزینه‌ها در حسابداری به طبقه‌بندی هزینه‌ها براساس قابلیت ردیابی اشاره کردیم. بنا بر این طبقه‌بندی، اشتباه در تفکیک هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم، یعنی ارائه گزارش‌های گمراه‌کننده‌ای که می‌تواند به قیمت‌گذاری غلط و در نهایت، خروج بی‌صدا از بازار منجر شود. به همین دلیل است که به عنوان یک حسابدار چاره‌ای جز درک کوچکترین نکات درباره محاسبه هزینه مستقیم و هزینه غیرمستقیم و شیوه ثبت آنها در دفاتر حسابداری و یا نرم افزار حسابداری نخواهید داشت.

کارخانه تولید خودکار ایکس، جایی که اعداد را در دنیای واقعی لمس می‌کنیم 

در ادامه مقاله، هر جا به مفاهیم تخصصی حسابداری صنعتی یا مدیریت تولید رسیدیم، به کارخانه ایکس بازمی‌گردیم و مفاهیم و اطلاعات مرتبط با شناسایی، ردیابی، محاسبه و تخصیص هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم را در این مثال واقعی بررسی می‌کنیم. در نظر داشته باشید که ما جزئیات خط تولید، لیست مواد اولیه و ساختار نیروی انسانی این کارخانه را در بخش‌های مربوط به هر هزینه، به صورت تفکیک شده بررسی خواهیم کرد.

کارخانه ایکس، تولید کننده یک مدل خودکار با نام تجاری XWriter است که در دو رنگ قرمز و آبی تولید می‌شود. شرکت ایکس به غیر از مکانیزم نوک خودکارها که وارداتی است، کلیه قطعات این محصول را در کارخانه خود تولید می‌کند و مسئولیت پخش و توزیع محصولات را نیز خود به عهده گرفته است.

  • این کارخانه، از 12 کارگر و 2 سرپرست تولید در خط تولید بهره‌ می‌برد که در 2 شیفت کاری مشغول به کارند.
  • در خط تولید 6 دستگاه وجود دارد که هر یک با یک اپراتور کار می‌کنند.
  • در بخش اداری 5 نفر مشغول به کارند که شامل مدیر عامل هم می‌شود.
  • 2 نگهبان در دو شیفت مشغول به کار هستند.
  • کنترل کیفیت محصولات در این کارخانه به عنوان یک خدمات برون سپاری شده و فاکتور ماهانه آن دریافت می‌شود.

🔼 بازگشت به لیست تیترها

 

هزینه مستقیم، هزینه‌های قابل ردیابی


در این بخش می‌خوانید: هزینه‌های مستقیم / انواع هزینه مستقیم / مواد مستقیم / دستمزد مستقیم / سایر هزینه‌های مستقیم/ردیابی هزینه‌های مستقیم/ محاسبه هزینه‌های مستقیم


 

هزینه مستقیم یا DIRECT COST به مجموعه هزینه‌هایی گفته می‌شوند که به طور مشخص قابل ردیابی و اختصاص به یک موضوع هزینه یا COST OBJECT (محصول یا خدمت یا فعالیت) در کسب و کار تولیدی یا خدماتی هستند.

هزینه‌هایی مانند مواد مستقیم (مواد اولیه مصرفی در یک محصول) یا حقوق کارکنان خط تولید محصول، به عنوان هزینه مستقیم شناخته می‌شوند. هزینه‌های مستقیم همیشه ثابت نیستند و می‌توانند ثابت یا متغیر باشند.

🔼 بازگشت به لیست تیترها

انواع هزینه مستقیم

از آنجایی که هزینه‌های مستقیم با محصول یا خدمت ارتباطی بدون واسطه و قابل ردیابی دارند، بخش قابل‌توجهی از این هزینه‌ها در خطوط تولید یا در فرآیند ارائه خدمات شکل می‌گیرند.

بر همین اساس هزینه های مستقیم را می‌توان در 3 دسته اصلی طبقه‌بندی کرد:

  • مواد مستقیم (Direct Material)
  • دستمزد مستقیم (Direct Labor)
  • سایر هزینه‌های مستقیم (Other Direct Costs)

مواد مستقیم

تمامی مواد اولیه‌ای که در تولید یک محصول مشخص یا ارائه یک خدمت مشخص مصرف می‌شوند، مواد مستقیم در نظر گرفته می‌شوند. این مواد اولیه می‌توانند مواد خام پردازش نشده یا حتی یک محصول میانی (نیم ساخت) در فرایند تولید باشند.

چه هزینه‌هایی با مواد مستقیم در ارتباطند:

  • هزینه خرید مواد اولیه
  • هزینه انتقال مواد اولیه به کارخانه یا انبار اصلی
  • هزینه‌های نگهداری و انبارداری (Landed Cost)، تنها هزینه‌هایی که لازم باشد تا مواد اولیه به < وضعیت قابل استفاده > برسند، نه همه هزینه‌های انبارداری
  • هزینه بیمه مواد اولیه

برای تعیین قیمت و هزینه مواد اولیه، می‌توانید از یکی از روش‌های قیمت‌گذاری استاندارد زیر استفاده کنید. این انتخاب متناسب با شرایط بازار و کسب‌و‌کار شما خواهد بود.

  • لایفو Last in, First out: LIFO
  • فایفو First in, First Out: FIFO
  • میانگین ثابت Standard (Fixed) Average Cost
  • میانگین موزون Weighted Average Cost
  • شناسه ویژه Specific Identification
  • آخرین خرید Last Purchase Price
⚠️
نکته : در استاندارد حسابداری ایران، روش LIFO منسوخ شده و دیگر مجاز نیست.

مدیریت بهای تمام‌شده بدون تعیین دقیق قیمت مواد اولیه غیرممکن است. با نرم‌افزار انبار، می‌توانید موجودی کالا و قیمت مواد خام ورودی را لحظه‌ای کنترل کرده و با روش‌های استاندارد حسابداری، قیمت‌گذاری دقیقی برای خروجی‌های تولید داشته باشید.

دستمزد مستقیم

دستمزد مستقیم به حقوق و مزایای کارکنانی اشاره دارد که مستقیماً در فرآیند ساخت کالا یا ارائه خدمت نقش دارند؛ به طوری که فعالیت آن‌ها به‌وضوح با یک محصول مشخص قابل ردیابی است. یک ملاک تشخیص ساده این است: با توقف تولید (و تسویه حساب فرضی با کارکنان آن بخش)، پرداخت این هزینه نیز متوقف می‌شود.

باید توجه داشت که دستمزد مستقیم معمولاً یک هزینه نیمه‌متغیر است؛ زیرا بخشی از آن (حقوق پایه) ثابت و بخش دیگر (مانند اضافه‌کاری، حق تولید یا نوبت‌کاری) متغیر است. همچنین، تمام هزینه‌های جانبی این کارکنان شامل سهم بیمه کارفرما، بن کارگری، حق مسکن و سنوات نیز بخشی از دستمزد مستقیم محسوب می‌شوند.

حقوق مدیرعامل و دیگر کارکنان اداری که مستقیما در تولید نقشی ندارند، به عنوان هزینه مستقیم در نظر گرفته نمی‌شود.

💡

نکته کلیدی: صرفِ ارتباط با محیط کارخانه به معنای «مستقیم» بودن نیست. برای مثال، مهندسین تعمیر و نگهداری، اگرچه برای تداوم تولید حیاتی هستند، اما دستمزد آن‌ها به عنوان سربار تولید (دستمزد غیرمستقیم) شناسایی می‌شود. چرا؟ چون آن‌ها روی «خودِ محصول» کار نمی‌کنند، بلکه «بستر تولید» را آماده نگه می‌دارند. در مقابل، این اپراتور دستگاه است که با حضورش، ماده اولیه را به محصول نهایی تبدیل می‌کند.

در مقاله “دستمزد مستقیم و غیرمستقیم” به طور کامل این مفاهیم را توضیح داده‌ایم.

محاسبه سهم دقیق دستمزد مستقیم کارگران خط تولید و تفکیک آن از هزینه‌های غیرمستقیم پرسنل اداری، چالشی بزرگ است. نرم‌افزار حقوق و دستمزد این فرآیند را خودکار کرده و گزارش‌های تحلیلی دقیقی برای تخصیص هزینه‌های پرسنلی به محصولات ارائه می‌دهد.

سایر هزینه های مستقیم (Other Direct Costs)

آیا هزینه‌ای وجود دارد که نه «مواد» باشد و نه «دستمزد»، اما همچنان مستقیم محسوب شود؟ ضلع سوم خطوط تولید در کنار کارگران و مواد اولیه، ماشین‌آلات هستند و بخشی مهمی از این فرایند را تشکیل می‌دهند. هزینه‌های مرتبط با این فرایندها نیز بخشی از هزینه‌های مستقیم را تشکیل می‌دهند.

در یک ماشین پرس تزریقی، قالب مورد استفاده در خط تولید، مستقیما با تولید محصول نهایی یا محصول نیم‌ساخته در ارتباط است. هزینه طراحی و تولید قالب و استهلاک آن بخشی از هزینه‌های تولید کالا هستند، اما کدام یک جزء هزینه‌های مستقیم لحاظ می‌شود؟

دارایی ثابت (Fixed Asset): خود قالب، به عنوان یک دارایی محسوب می‌شود. چرا؟ قالب برای تولید بیش از یک پارت از محصول یعنی تیراژ بالا تهیه شده است. پس هزینه آن نمی‌تواند برای تولید یک پارت مشخص لحاظ گردد. اما دارایی‌ها معمولا با هزینه‌ای بی صدا مواجهند به اسم استهلاک.

استهلاک: آیا هزینه استهلاک هزینه مستقیم است؟ پاسخ به این سوال به یک شرط بستگی دارد؟ آیا این قالب منحصرا برای یک محصول خاص است. فرض کنید در تولید یک خودرو از قالب یک درپوش پلاستیکی استفاده شده که تنها و تنها در یک مدل خاص از همان خودرو استفاده شده است. در این صورت استهلاک این قالب درپوش در تولید آن مدل از خودرو، هزینه مستقیم است.

اما اگر همین قالب درپوش در مدل دیگری از خودرو مثلا هم پراید 111 هم 131 استفاده شود، دیگر نمی‌توان آن را هزینه مستقیم در نظر گرفت.

 

ردیابی هزینه مستقیم

Cost Tracing یا ردیابی هزینه به فرایند تخصیص هزینه‌های مستقیم به یک موضوع هزینه اشاره دارد. منظور از موضوع هزینه محصول یا خدمت نهایی است. هزینه‌های مستقیم برخلاف هزینه‌های غیرمستقیم، نسبت به یک محصول قابل ردیابی هستند؛ اما این ردیابی از چه طریقی انجام می‌شود؟

عموماً این اندازه گیری می‌تواند از 3 روش انجام شود:

  • ردیابی عینی
  • اسناد و مدارک
  • شناسایی انحصاری

روش عینی در گذشته و در حسابداری مدرن

اولین و ساده ترین روش ردیابی عینی است. در این روش یک یا چند نیروی انسانی باید بر مصرف اقام نظارت داشته باشند. شاید در نظر داشته باشید که این روش همواره با خطا روبروست، اما در یک کارگاه کوچک با 2 یا 3 نیرو، که تعداد مواد اولیه و گردش تعدادی آن کم است، این روش پاسخگوست. البته این روش در حسابداری مدرن با تکنولوژی (مثل بارکدخوان یا RFID) جایگزین شده تا حتی در مقیاس بزرگ هم شبیه «ردیابی عینی» عمل کند.

اسناد حسابداری و BOM

روش دوم، استناد به اسناد حسابداری انبار، فرمول ساخت (BOM) و سیستم‌های ساعت زنی است. حواله انبار مشخص میکند که در چه تاریخی، جه تعدادی از یک محصول و برای کدام خط تولید اختصاص داده شده است. اسناد سیستم ساعت زنی نیز تعداد ساعات کارکرد کارکنان خطوط تولید را به دقت مشخص می‌کنند. فرمول ساخت لیست دقیق مواد اولیه و قطعات مورد نیاز برای تولید یک واحد محصول است. این سند مرجع اصلی حسابدار برای ردیابی است که مشخص می‌کند

روش سوم شناسایی اختصاصی

شناسایی اختصاصی با هزینه‌های اختصاصی یک محصول در ارتباط است مانند قالب اختصاصی که در بالا به آن اشاره کردیم. قالبی که تنها برای یک محصول خاص استفاده می‌شود. در این صورت 100% این هزینه مستقیم برای این محصول انجام شده است.

محاسبه هزینه‌های مستقیم

پس از شناسایی و ردیابی، نوبت به محاسبه می‌رسد. فرمول کلی ساده به نظر می‌رسد:

🧮

هزینه مستقیم = مواد مستقیم + دستمزد مستقیم + سایر هزینه‌های مستقیم

اما در دنیای واقعی، محاسبه هر کدام از این اضلاع (به‌خصوص در محصولاتی با BOM پیچیده) چالش‌های خاص خود را دارد. برای اینکه رشته کلام از دست نرفته و وارد پیچیدگی‌های ریاضی نشویم، موضوع محاسبه استهلاک و هزینه مستقیم در مقاله‌ای مجزا با عنوان ” محاسبه استهلاک در بهای تمامی شده” کالا مورد بررسی قرار می‌گیرد.

🔼 بازگشت به لیست تیترها

 

محاسبه هزینه‌های مستقیم در کارخانه XWRITER


در این بخش می‌خوانید: لیست مواد و ماشین‌آلات/ مواد مستقیم در کارخانه/دستمزد مستقیم در کارخانه/هزینه استهلاک در کارخانه


نگاهی مجدد به کارخانه XWriter، پیش از ردیابی هزینه‌های مستقیم در آن

حسابدار کارخانه ایکس در بررسی حساب‌های کارخانه به این لیست از هزینه‌ها دست پیدا کرده است. مدیر مالی از او خواسته است تا لیست هزینه‌های مستقیم را برای تعیین بهای تمام شده کالا استخراج کند.

لیست مواد، ماشین آلات و ابزار و مواد دیگر

لیست مواد، ماشین آلات و ابزار و مواد دیگر در کارخانه خودکارسازی
📦 مواد
  1. پلاستیک خام بی رنگ برای تولید: بدنه شفاف خودکار (مشترک در هر دو رنگ)
  2. پلاستیک خام مات برای تولید لوله جوهر نیمه مات (مشترک در هر دو رنگ)
  3. پلاستیک خام برای تولید درپوش بالای خودکار آبی
  4. پلاستیک خام برای تولید درپوش بالای خودکار قرمز
  5. پلاستیک خام برای تولید درپوش پایین خودکار آبی
  6. پلاستیک خام برای تولید درپوش پایین خودکار قرمز
  7. مکانیزم نوک خودکار (وارداتی) (مشترک در هر دو رنگ)
  8. جوهر آبی
  9. جوهر قرمز
  10. مواد بسته‌بندی اولیه (Primary Packaging)
  11. ضایعات عادی مواد (Normal Spoilage)
🏭 ماشین آلات و ابزار
  1. ماشین های قالب گیری تزریقی
  2. قالب بدنه شفاف خودکار (مشترک در هر دو رنگ)
  3. قالب درپوش پایین خودکار (مشترک در هر دو رنگ)
  4. قالب درپوش بالای خودکار (مشترک در هر دو رنگ)
  5. دستگاه‌ها به صورت ماهیانه بازدید و در صورت نیاز تعمیر می‌شوند.
⚡💧🔥انرژی و قبض‌ها
  1. برق برای کار دستگاه ها و ماشین آلات قالب‌گیری
  2. برق برای روشنایی سالن کارگاه، کار تجهیزات الکترونیک مانند کامپیوتر، سیستم تهویه …
  3. گاز برای گرمایش محیط
  4. آب برای استفاده کارکنان و موارد مورد نیاز در کارگاه

پاسخ به سوال مواد مستقیم در کارخانه XWriter

در این کارخانه، دو نوع از یک محصول تولید می‌شود که دارای اشتراکات و تفاوت‌هایی هستند. بنابراین باید بگوییم در نهایت کارخانه 2 محصول مشخص را تولید می‌کند: خودکار آبی و قرمز
مواد مستقیم مرتبط با خودکار آبی شامل موارد زیر می‌شوند؛ زیرا مستقیماً با محصول در ارتباطند.

خودکار آبی
خودکار قرمز
  • پلاستیک خام برای تولید درپوش بالای خودکار آبی
  • پلاستیک خام برای تولید درپوش پایین خودکار آبی
  • جوهر آبی
  • مواد بسته‌بندی اولیه بکار رفته برای خودکار آبی
  • پلاستیک خام برای تولید درپوش بالای خودکار قرمز
  • پلاستیک خام برای تولید درپوش پایین خودکار قرمز
  • جوهر قرمز
  • مواد بسته‌بندی اولیه بکار رفته برای خودکار قرمز

موارد مشترک چطور؟ مواد مستقیم هستند یا غیر مستقیم؟

پلاستیک برای تولید بدنه شفاف و پلاستیک برای تولید لوله مات در کنار مکانیزم نوک در هر دو محصول بکار می‌روند. آیا این مواد مستقیم هستند یا غیرمستقیم؟ این موضوع را از چند زاویه نگاه می‌توان بررسی کرد:

چون شما می‌دانید برای هر خودکار آبی دقیقاً ۱ عدد نوک و مقدار مشخصی پلاستیک بدنه مصرف شده، پس این‌ها هم مواد مستقیم هستند.

برخی معتقدند چون این مواد مشترک هستند، باید غیرمستقیم (سربار) باشند. اما از نظر مهندسی بهای تمام‌شده، چون این مواد به صورت فیزیکی در هر واحد محصول قابل ردیابی هستند (مثلاً هر خودکار دقیقاً یک لوله مات دارد)، این‌ها مواد مستقیم محسوب می‌شوند. استفاده از حساب “کالای نیم‌ساخته” به ما کمک می‌کند تا بهای تمام‌شده هر قطعه را جداگانه محاسبه و سپس به محصول نهایی (آبی یا قرمز) تخصیص دهیم.

💡

نکته حرفه‌ای: چرا میان حسابداران اختلاف‌نظر وجود دارد؟
روش اول (غیرمستقیم دیدن مواد مشترک) عمدتاً ناشی از ترس از پیچیدگی محاسبات است، در حالی که روش دوم (مستقیم دیدن) به دلیل وجود نرم‌افزارهای حسابداری مدرن، امروزه روش استاندارد و دقیق‌تری است.

ضایعات مواد، مواد مستقیم در نظر گرفته می‌شود یا غیر مستقیم؟

برای پاسخ به این سوال به کتاب حسابداری بهای تمام‌شده (Cost Accounting) اثر چارلز هورن‌گرن (Horngren) مراجعه می‌کنیم. در فصل مربوط به Spoilage, Rework, and Scrap، هورن‌گرن صراحتاً بیان می‌کند:

📜

چارلز هورن‌گرن

(Horngren)

“Normal spoilage is spoilage that is inherent in a particular production process and arises even under efficient operating conditions. Costs of normal spoilage are typically included as a component of the costs of good units manufactured.“


ضایعات عادی، ضایعاتی هستند که جزء جدایی‌ناپذیر یک فرآیند تولیدی خاص بوده و حتی در شرایط عملیاتی کارآمد (بهینه) نیز رخ می‌دهند. هزینه‌های مربوط به ضایعات عادی به‌طور معمول به‌عنوان یکی از اجزای بهای تمام‌شده کالاهای سالمِ تولیدشده در نظر گرفته می‌شوند.

بر همین اساس ضایعات نرمال به عنوان مواد مستقیم در نظر گرفته می‌شوند.

دستمزد مستقیم در کارخانه XWriter

مواد مستقیم تنها هزینه‌های مستقیم در کارخانه نیستند. دستمزد کارکنانی که در این کارخانه مشغولند نیز می‌تواند جزو هزینه‌های مستقیم تولید خودکار در نظر گرفته شوند.

نگاهی مجدد به کارخانه XWriter، پیش از ردیابی هزینه‌های مستقیم در آن

بنا به توضیحی که در بالا دادیم در کل 21 نفر در کارگاه XWriter مشغول به کارند. این افراد ماهیانه حقوق و مزایای مشخصی را به همراه بیمه دریافت می‌کنند.

سوال: حقوق و مزایای کدام یک از این افراد به عنوان دستمزد مستقیم لحاظ می‌شود؟

در پاسخ به این سوال، بازهم به تعریف هزینه مستقیم رجوع می‎‌کنیم. هزینه مستقیم باید در ارتباط مستقیم با تولید یک کالا باشد. یعنی با توقف تولید، آن هزینه هم متوقف شود. حالا اگر ما خط تولید خودکار را متوقف کنیم، پرداخت حقوق به کدام کارکنان باید متوقف شود؟

  • اولین گروه: کارکنان خط تولید. یعنی 12 کارگری که در 2 شیفت کاری در خط تولید مشغول به کارند.
  • دومین گروه: مدیران تولید که هر یک در یک شیفت کاری مشغول به کارند.

حقوق نگهبانان و کادر اداری قطع نخواهد شد. زیرا آنها هنوز مشغول به کار هستند و حقوق آنها چه در زمان تولید یا توقف تولید پرداخت می‌‌شود.

  1. پس حقوق و مزایای گروه اول (کارگران خط تولید) دستمزد مستقیم در نظر گرفته می‌شود.
  2. در ارتباط با گروه دوم ممکن است تصور شود چون بدون برنامه‌ریزیِ مدیر تولید، کارخانه متوقف می‌شود، پس حقوق او هزینه مستقیم است. اما در حسابداری، حقوق مدیر تولید را “هزینه پشتیبانی تولید” یا “سربار ثابت” در نظر می‌گیرند. مدیر تولید بسترسازِ تولید است، نه انجام‌دهنده مستقیم آن بر روی هر واحد کالا.
💡

نکته مهم حسابداری صنعتی:
تفاوت هزینه مستقیم و غیرمستقیم در میزان اهمیت آن‌ها نیست (چون هر دو برای تولید ضروری هستند)، بلکه در نحوه تخصیص آن‌ها به هر واحد محصول است.

⚠️

نکته مهم حسابداری:
دستمزد مستقیم فقط «حقوق پایه» نیست؛ بلکه حق بیمه سهم کارفرما، بن کارگری، حق مسکن و سنوات متعلق به آن ۱۲ کارگر هم همگی جزو هزینه مستقیم دستمزد هستند.

هزینه استهلاک در کارخانه XWriter

از بین هزینه‌های ذکر شده در خط تولید، هنوز تکلیف هزینه تولید و استهلاک استفاده از قالب ها روشن نشده است. همانطور که اشاره شد، مواد مستقیم و دستمزد مستقیم در این کارخانه ردیابی شده‌اند. حالا 2 سوال مطرح می‌شود:

  1. آیا تولید و ساخت قالب یک هزینه مستقیم است؟ اگر بله جزء کدام دسته هزینه‌های مستقل است؟
  2. آیا استهلاک ناشی از قالب یک هزینه مستقیم است؟ اگر بله جزء کدام دسته هزینه‌های مستقل است؟

آیا هزینه تولید و ساخت قالب، یک هزینه مستقیم است؟

در بخش تئوریک گفتیم که قالب یک دارایی ثابت است. حالا ممکن است این سوال مطرح شود که در کارخانه XWriter این یک قالب اختصاصی است و در هیچ محصول دیگری استفاده نمی‌شود، پس هزینه ساخت آن باید هزینه مستقیم باشد. در پاسخ باید گفت خیر، چرا؟ این قالب اگرچه تنها برای یک مدل استفاده می‌شود، اما در پارت های مختلف تولید تا زمان مشخصی کار خواهد کرد. حالا سوال اینجاست که هزینه آن باید به کدام پارت تولید و در چه ماهی اختصاص پیدا کند؟ به همین دلیل قالب در اینجا هم یک دارایی ثابت است و هزینه تولید آن در دسته مخارج سرمایه‌ای (CAPEX) قرار می‌گیرد و در ترازنامه به عنوان دارایی ثبت می‌شود.

آیا استهلاک قالب، یک هزینه مستقیم است؟

بله؛ با هر بار استفاده از کیفیت قالب در قالب استهلاک کاسته می‌شود و کارخانه را به تاریخ تعویض قالب نزدیکتر می‌کند. اگر این قالب برای مدل های دیگر خودکار نیز استفاده می‌شود، آن وقت هزینه استهلاک آن به یک محصول مشخص نسبت داده نمی‌شود، اما چون این بدنه شفاف در قالب تنها در این مدل تولید می‌شود، استهلاک آن هزینه مستقیم در نظر گرفته می‌شود.

استهلاک Xwriter در یک نگاه

استهلاک XWriter
شرح آیتم نوع دسته‌بندی علت
هزینه ساخت ۳ قالب اصلی دارایی ثابت (CAPEX) استفاده در بلندمدت و تیراژ بالا
استهلاک قالب‌ها هزینه مستقیم انحصاری بودن برای این مدل خودکار
بازدید و تعمیر ماشین‌آلات هزینه غیرمستقیم (سربار) مشترک بودن دستگاه بین محصولات مختلف
⚠️

نکته کلیدی: هزینه بازدید و نگهداری ماشین‌آلات، برخلاف استهلاکِ قالب، نمی‌تواند تنها به یک محصول اختصاص یابد؛ زیرا این ماشین ممکن است امروز خودکار تولید کند و فردا قطعه‌ای دیگر. اینجاست که با اولین نمونه از هزینه‌های غیرمستقیم و سربار روبرو می‌شویم.

🔼 بازگشت به لیست تیترها

هزینه غیر مستقیم


در این بخش می‌خوانید: تعریف هزینه غیرمستقیم/انواع هزینه غیرمستقیم / مواد غیرمستقیم / دستمزد غیرمستقیم / محاسبه هزینه‌های غیرمستقیم


هزینه‌های غیرمستقیم، هزینه‌هایی هستند که نمی‌توان آنها را به یک موضوع هزینه مشخص مرتبط کرد. به این هزینه‌ها هزینه‌های سربار یا دوره‌ای هم گفته می‌شود. نکته مهم این است که اگرچه این هزینه‌ها را نمی‌توان به یک محصول مشخص اختصاص داد؛ اما این مخارج برای حفظ عملکرد روزانه سازمان یا کسب و کار و ادامه چرخه تولید ضروری هستند.
بسیاری از هزینه‌های غیرمستقیم (مانند اجاره یا استهلاک قسطی) ماهیت “ثابت” دارند و با نوسانات حجم تولید تغییر نمی‌کنند، اما باید توجه داشت که برخی هزینه‌های غیرمستقیم مثل برق تولیدی یا مواد مصرفی فنی، همگام با تغییر حجم تولید نوسان خواهند داشت.

آیا هزینه غیرمستقیم همان هزینه سربار است؟

نکته بسیار مهم: در ادبیات حسابداری، نباید هزینه‌های غیرمستقیم را با «سربار» کاملاً یکسان دانست. هزینه‌های سربار همواره غیرمستقیم هستند، اما هر هزینه غیرمستقیم لزوماً سربار نیست. هزینه‌های غیرمستقیم شامل دامنه‌ی وسیعی هستند که هم بخش تولید (سربار) و هم بخش‌های غیر تولیدی (اداری، فروش و عمومی) را پوشش می‌دهند.
از مهمترین هزینه‌های غیرمستقیم می‌توان به این موارد اشاره کرد:

  • هزینه اجاره دفتر کارخانه یا شرکت
  • حقوق کارمندان حراست و نگهبانان
  • هزینه بازدید و نگهداری ماشین آلات خط تولید.
⚠️

نکته مهم
عدم اختصاص این مخارج به یک محصول به معنای اهمیت کمتر آنها یا امکان حذف آنها نیست. بسیاری از این مخارج هنوز در بخش تولید جاری هستند و بدون آنها تولید متوقف می‌شود. تفاوت هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم در قابلیت ردیابی آنهاست نه در میزان اهمیت آنها در تولید محصول یا خدمت و نه در سهم آنها در تعیین قیمت نهایی محصول

به عنوان یک حسابدار باید در نظر داشته باشید ردیابی و پایش هزینه‌های غیرمستقیم در حفظ سوددهی شرکت حیاتی هستند. عدم مدیریت این هزینه‌های پنهان می‌تواند یک شرکت بهینه در تولید را به ورشکستگی بکشاند. وقت آن است که به سراغ انواع هزینه‌های غیرمستقیم برویم و بیشتر با آنها آشنا شویم.

انواع هزینه غیرمستقیم

برای اینکه هزینه‌های غیرمستقیم از حالت یک توده مبهم خارج شوند، حسابداران آن‌ها را به سه دسته اصلی تقسیم می‌کنند. این دسته‌بندی به ما کمک می‌کند بفهمیم هزینه در کدام بخش از سازمان (تولید یا خارج از تولید) ریشه دارد:

  • مواد غیرمستقیم (Indirect Material): موادی که در فرآیند تولید مصرف می‌شوند اما یا در محصول نهایی دیده نمی‌شوند و یا مقدار آن‌ها آنقدر ناچیز است که ردیابی‌شان صرفه اقتصادی ندارد (مانند روغن دستگاه‌ها، چسب، و ملزومات نظافتی).
  • دستمزد غیرمستقیم (Indirect Labor): حقوق و مزایای افرادی که در محیط تولید حضور دارند اما مستقیماً روی کالا کار نمی‌کنند (مانند نگهبانان، مدیران تولید، و تیم تعمیر و نگهداری).
  • سایر هزینه‌های غیرمستقیم (Other Indirect Costs): مخارجی که بستر تولید و فعالیت شرکت را فراهم می‌کنند (مانند اجاره، بیمه، برق، گاز و هزینه‌های اداری و فروش).

بر اساس این داده‌ها، یک دسته‌بندی اساسی‌تر هم برای هزینه‌های غیرمستقیم خواهیم داشت: 

  • هزینه غیرمستقیم سربار که در تولید نقش دارد و در بهای تمام شده کالا نقش دارد.
  • هزینه غیرمستقیم دوره‌ای که در نهایت از سود کاسته می‌شود.

مواد غیرمستقیم

شاید در تعریفی ساده بگوییم تمامی مواد خریداری شده یا تولید شده که ماده مستقیم محسوب نمی‌شوند؛ مواد غیرمستقیم تلقی می‌شوند. اما نکته مهمی وجود دارد. اشاره کردیم که هزینه‌های غیرمستقیم از هزینه‌های سربار گسترده‌تر هستند. یعنی هزینه سربار زیر مجموعه هزینه‌های غیرمستقیم است. با در نظر گرفتن این نکته:

تصور کنید که برای نظافت کف سالن تولید یک ماده شیمیایی مشخصی خریداری شود. این یک هزینه غیرمستقیم است. اما باید در هزینه تولید لحاظ شود یا نه؟ اگر هزینه سربار باشد (در ادامه به طور کامل توضیح خواهیم داد)، این هزینه در بهای تمام شده و با فرمول‌های مشخص لحاظ می‌شود. اما اگر هزینه غیرمستقیم سربار نباشد از سود به عنوان هزینه دوره کم می‌شود.
پس اهمیت درک تفاوت در اینجاست:

هزینه غیرمستقیم سربار در بهای تمام شده محاسبه می‌شود، اما هزینه غیرمستقیم دوره‌ای از سود کم می‌شود. بنابراین، ماده شیمیایی نظافت اگر در سالن تولید مصرف شود، به قیمت تمام‌شده‌ی هر خودکار کمی اضافه می‌کند، اما اگر در دفتر مدیریت مصرف شود، مستقیماً از سود نهایی شرکت کسر می‌شود. 

دستمزد غیر مستقیم

همه کسانی که در محیط کارخانه (سوله) حضور دارند، مستقیماً دست‌شان به محصول نمی‌خورد، اما حضورشان برای چرخیدن چرخ تولید حیاتی است. حقوق این افراد را دستمزد غیرمستقیم می‌نامیم که بخشی از سربار ساخت محسوب می‌شود.

  • سرپرستان نوبت‌کاری (Supervisors): کسانی که بر کار کارگران نظارت می‌کنند اما خودشان خودکار مونتاژ نمی‌کنند.
  • تیم تعمیر و نگهداری (Maintenance): تکنسین‌هایی که دستگاه‌های قالب‌گیری را سرویس می‌کنند تا خط متوقف نشود.
  • واحد کنترل کیفیت (QC): بازرسانی که نمونه‌ها را چک می‌کنند تا از سلامت خودکارها مطمئن شوند.
  • انبارداران سوله تولید: کسانی که مواد اولیه را به خط می‌رسانند و محصولات نیم‌ساخته را جابجا می‌کنند.
  • تیم نظافت و نگهبانی سوله: افرادی که امنیت و بهداشت محیط تولید را حفظ می‌کنند.

نکته: دقت کنید که اگر همین فرد (مثلاً نگهبان یا نیروی خدماتی) در ساختمان دفتر مرکزی مشغول به کار باشد، دیگر دستمزد غیرمستقیم (سربار) نیست، بلکه مستقیماً هزینه اداری محسوب می‌شود.

💡

چرا دستمزد مدیر تولید «غیرمستقیم» است؟ چون حقوق ماهانه مدیر تولید یا نگهبان سوله، به این بستگی ندارد که امروز ۱۰ عدد خودکار تولید شده یا ۱۰ هزار عدد. ردیابی حقوق آن‌ها روی تک‌تک محصولات غیرممکن یا بسیار دشوار است؛ بنابراین این هزینه در مخزن سربار جمع شده و در پایان دوره به محصولات تخصیص می‌یابد.

محاسبه هزینه‌های غیرمستقیم

تا به اینجا با ماهیت و طبقه‌بندی هزینه‌های غیرمستقیم آشنا شدیم، اما شناختِ تئوریک تنها نیمی از راه است. چالش اصلی در حسابداری صنعتی، تبدیل این مفاهیم به اعداد دقیق و نهایی است. با توجه به اینکه برای درک بهتر فرایند محاسبه‌ هزینه‌ها باید ابتدا با مفهوم هزینه سربار آشنا شویم، در ادامه مقاله، محاسبات هزینه‌های غیرمستقیم و سربار را به‌طور کامل توضیح خواهیم داد؛ اما پیش از آن، بیایید برای درک بهتر این مفاهیم، مصداق‌های واقعیِ هزینه‌های غیرمستقیم را در کارخانه خودکارسازی XWriter بررسی کنیم.

🔼 بازگشت به لیست تیترها

 

محاسبه هزینه‌های غیرمستقیم در کارخانه XWRITER


در این بخش می‌خوانید: مواد غیرمستقیم در کارخانه / مواد سربار ساخت در کارخانه / مواد غیرمستقیم دوره‌ای / دستمزد غیرمستقیم در کارخانه ایکس رایتر / سایر هزینه‌های غیرمستقیم


هزینه‌های مستقیم کارخانه خودکارسازی مشخص شده‌اند. اکنون وقت آن است که به سراغ هزینه‌های غیرمستقیم برویم. هزینه‌های غیرمستقیم کارخانه را براساس دسته‌بندی انواع هزینه غیرمستقیم که ارائه کردیم ردیابی و شناسایی می‌کنیم. بنابراین ما باید به 3 دسته هزینه غیرمستقیم بپردازیم:

  • مواد غیرمستقیم
  • دستمزد غیرمستقیم
  • سایر هزینه‌های غیر مستقیم

سپس باید هر یک از این هزینه‌ها را در دسته‌بندی مهم‌تر یعنی سربار یا دوره‌ای قرار دهیم تا جایگاه مالی آنها نیز مشخص شوند.

مواد غیرمستقیم در کارخانه خودکار سازی

دوباره به کارخانه و بخش عملی باز می‌ گردیم. هزینه‌های مستقیم را شناسایی کردیم حالا نوبت هزینه‌های غیرمستقیم در کارخانه خودکار سازی است.
اگر مواد مستقیم را از فرایند تولید کنار بگذاریم، باید برای باقیمانده مواد مورد استفاده در کارخانه تصمیم‌گیری کنیم. در واحد تولید هنوز موادی هستند که کاربرد دارند، اما مواد مستقیم نیستند:

  • قطعات یدکی مصرفی مانند واشرهای پلاستیکی، پیچ و مهره‌های کوچکی که در سرویس دوره‌ای دستگاه تزریق تعویض می‌شوند، یا تسمه‌های نقاله
  • ابزارهای کم عمر مانند کاترها برای بریدن اضافات پلاستیک، دستکش‌های کارگران، مته‌های ظریف برای تمیز کردن نازل جوهر.
  • اقلام ایمنی و بهداشت مثل کپسول آتش نشانی و کمک های اولیه، ماسک های فیلتردار، کلاه ایمنی و …
  • روغن و گریس صنعتی برای روان سازی دستگاه ها که توسط خود اپراتورها استفاده می‌شود.
  • ملزومات شیمیایی نظافت در کارخانه
  • ملزومات بسته بندی خودکارها و پالت های کارتن خودکار
  • اقلام مورد استفاده در بخش اداری برای پذیرایی، نظافت، انجام امور اداری مانند کاغذ، چسب، خودکار، چای و مواد خوراکی
  • سیستم‌های الکترونیکی، مانند سیستم ساعت زنی، کامپیوترها نمایشگر ال سی دی سالن کنفرانس و …

متناسب با اینکه این مواد در تولید نقش دارند یا نه به 2 دسته تقسیم می‌شوند:

  • هزینه غیرمستقیم سربار ساخت
  • هزینه غیرمستقیم دوره‌ای

مواد سربار ساخت در XWriter

خوب حالا به سراغ هزینه مواد غیرمستقیم می‌رویم که در تولید نقش دارند و به عنوان سربار ساخت شناخته می‌شوند. این هزینه‌ها در بهای تمام شده کالا نقش دارند.
این مواد در تولید نقش مستقیم دارند، اما به یک محصول مشخص اختصاص پیدا نمی‌کنند، پس سربار ساخت محسوب می‌شوند.

  • قطعات یدکی مصرفی
  • روغن و گریس صنعتی
  • آن بخش از اقلام بهداشت که در سالن تولید استفاده شده‌اند، زیرا در ادامه تولید نقش داشته‌اند مانند ماسک در زمان قالب‌گیری برای محافظت از اپراتور
  • ملزومات بسته بندی کارتن های خودکار
  • ملزومات بسته بندی پالت های کارتن خودکار
💡

اما تجهیزات دارای مانند کامپیوتر یک دارایی ثابت است و استهلاک آن چون در تولید نقش ندارد، هزینه دوره‌ای محسوب می‌‌شود.

در مقابل، این ابزارها (مثل کاتر یا دستکش) با اینکه بیش از یک بار استفاده می‌شوند، اما چون عمرشان کوتاه یا بهای آن ناچیز است، طبق «اصل فزونی منافع بر مخارج»، مستقیم به حساب هزینه غیرمستقیم (سربار) می‌روند و درگیر بازی استهلاک نمی‌شوند.

حالا این سوال مطرح می‌شود که تکلیف تجهیزات اداری و ماشین آلات تولیدی مانند کامپیوترها و دستگاه پرس تزریقی چیست؟ آیا باید آنها را به عنوان هزینه غیرمستقیم سربار ساخت محاسبه کنیم؟ پاسخ ساده است و قبلا به آن اشاره کرده ایم. اگر ماشین آلات مستقیما در ساخت نقش داشته باشند، به عنوان دارایی ثابت ثبت می‌شوند، اما استهلاک آنها به دو دسته تقسیم می‌شود.

  • اگر به یک محصول انحصاری اختصاص پیدا کند، استهلاک هزینه مستقیم در نظر گرفته می‌شود و در بهای تمام شده لحاظ می‌شود.
  • اگر به یک محصول مشخص منحصر نشود، هزینه استهلاک به عنوان سربار ساخت لحاظ می‌شود و در بهای تمام شده قرار می‌گیرد.

پس نه خود تجهیزات ادارای و نه استهلاک آنها جز هزینه سربار محاسبه نمی شود.

مواد غیرمستقیم و هزینه دوره‌ای در XWriter

این موارد به عنوان هزینه‌های غیرمستقیم دوره‌ای در نظر گرفته می‌شوند، زیرا در تولید نقش مستقیم ندارند.

  • مواد شیمیایی برای نظافت سالن های اداری و غیر تولیدی
  • اقلام اداری و پذیرایی

دستمزد غیرمستقیم در کارخانه XWriter

قبلا در بخش هزینه‌های مستقیم تکلیف دستمزد 12 نفر از کارگران و اپراتورهای خط تولید مشخص شد. هزینه حقوق آنها به واسطه اینکه مستقیما با محصول مشخص در ارتباط هستند به عنوان دستمزد مستقیم در نظر گرفته شد. اما یک سوال مطرح شد، حقوق سرپرست تولید؟
حقوق سرپرست تولید اگرچه مستقیما با تولید در ارتباط است و تاثیرگذار، اما چون به یک محصول مشخص تخصیص داده نمی‌شود به عنوان دستمزد غیرمستقیم و هزینه غیرمستقیم در نظر گرفته می‌شود.

سوال بعدی: دستمزد مابقی حقوق پرداختی کارکنان به چه شکلی دسته بندی می‌شود:
لیست حقوق پرداختی:

  • حقوق کارکنان حراست، 2 نگهبان در 2 شیفت کاری چرخشی
  • حقوق مدیر عامل 1 نفر با فرض اینکه مدیر عامل صاحب کارخانه و سهامدار کل است.
  • حقوق کارکنان اداری 4 نفر

به یاد داشته باشید که در حسابداری صنعتی، هر ریال پرداختی باید در جای درست خود بنشیند تا سود و زیان واقعی پنهان نماند.

دستمزد کارکنان حراست (۲ نگهبان در ۲ شیفت)

  • طبقه‌بندی: دستمزد غیرمستقیم – سربار تولید.
  • تحلیل: چرا سربار؟ چون نگهبان از سوله تولید، مواد اولیه و ماشین‌آلات گران‌قیمت محافظت می‌کند. بدون امنیت، فرآیند تولید مختل می‌شود. پس هزینه امنیت سوله، بخشی از «بهای تمام‌شده» محصولات شماست.

حقوق مدیرعامل (۱ نفر – صاحب کارخانه)

  • طبقه‌بندی: دستمزد غیرمستقیم – هزینه دوره (اداری و عمومی).
  • تحلیل: حتی اگر مدیرعامل صاحب کل سهام باشد، حقوق او (یا معادل حقوقی که باید به یک مدیر تخصیص یابد) هزینه تولید نیست. مدیرعامل در حال مدیریتِ «بیزینس» است، نه مدیریتِ «تبدیل ماده به کالا». بنابراین حقوق او از سود نهایی کسر می‌شود و روی قیمت هر عدد خودکار نمی‌نشیند.

حقوق کارکنان اداری (۴ نفر)

  • طبقه‌بندی: دستمزد غیرمستقیم – هزینه دوره (اداری و عمومی).
  • تحلیل: این افراد (حسابدار، کارشناس فروش، منشی و…) بستر اداری و فروش را فراهم می‌کنند. فعالیت آن‌ها برای کل شرکت است و با متوقف شدن خط تولید برای یک هفته، کار آن‌ها (مثل وصول مطالبات یا تنظیم دفاتر) متوقف نمی‌شود. پس این‌ها هزینه دوره هستند.

تله‌ی برداشت شخصی مدیرعامل (نکته ویژه حسابداری)

در بسیاری از کارگاه‌ها یا کارخانه‌های کوچک، ممکن است ببینید مدیرعامل (که صاحب سرمایه هم هست)، برای خرید شخصی یا پرداخت هزینه‌های منزل خود، از حساب بانکی کارخانه استفاده می‌کند.

از نظر حسابداری چه اتفاقی می‌افتد؟

  1. نقض اصل تفکیک شخصیت: اولین اصل حسابداری می‌گوید شخصیت واحد تجاری از شخصیت مالک آن کاملاً جداست. پولی که از فروش خودکار XWriter به دست می‌آید، متعلق به «شرکت» است، نه «شخصِ مالک».
  2. آیا این یک هزینه غیرمستقیم است؟ خیر! بسیاری از افراد به اشتباه فکر می‌کنند اما حقیقت این است:
    برداشت شخصی مالک، اصلاً «هزینه» نیست!
  3. ثبت درست چیست؟ در حسابداری حرفه‌ای، این مبالغ باید در حسابی به نام «جاری شرکاء» یا «برداشت» ثبت شود. این پول در واقع بدهیِ مالک به شرکت است یا کاهنده حقوق مالکانه او (سرمایه).
    اگر این پول را به عنوان «هزینه اداری» یا «هزینه غیرمستقیم» ثبت کنید، سود شرکت را به شکل کاذب پایین نشان می‌دهید و بهای تمام‌شده و مالیات را دچار انحراف جدی می‌کنید.

چرا این موضوع برای بقای XWriter خطرناک است؟

اگر حسابدار اجازه دهد این برداشت‌ها تحت عنوان «هزینه» در سیستم پنهان شوند:

  • مدیر مالی هرگز نمی‌فهمد کارخانه واقعاً چقدر سودآور است.
  • در زمان قیمت‌گذاری، ممکن است قیمت خودکار را بالاتر ببرید تا «خرج‌های شخصی مدیر» را پوشش دهید و این یعنی شکست در مقابل رقبا در بازار.

برای دستیابی به ردیابی کامل اطلاعات و جریان مالی شفاف، داشتن یک سیستم متمرکز ضروری است. نرم‌افزار یکپارچه پارمیس استار (ERP) با اتصال تمام بخش‌ها از تولید تا مالی، بستری امن برای ثبت یکپارچه داده‌ها و تحلیل هوشمندانه جریانات نقدینگی فراهم می‌کند تا از بروز این مشکلات در بخش‌های مختلف جلویگیری شود.

سایر هزینه‌های غیرمستقیم در XWRITE

ما میدانیم که کارخانه خودکار سازی کنترل کیفی محصول را برون سپاری کرده است. این یعنی هزینه. و هنوز هزینه‌هایی مانند اجازه سوله و دفتر شرکت، هزینه‌های بازاریابی، قبوض بخش اداری و هزینه توزیع باقی مانده است.

سایر هزینه‌های سربار (تولیدی)

  1. هزینه برون سپاری کنترل کیفی: با تولید مستقیما در ارتباط است اما به یک محصول اختصاص ندارد، پس سربار تولید است.
  2. اجاره سوله: با تولید مستقیما در ارتباط است اما به یک محصول اختصاص ندارد، پس سربار تولید است.
  3. بیمه کارخانه: با خود خط تولید و کارکنان در ارتباط است، به یک محصول اختصاص ندارد، پس سربار تولید است.
  4. تعمیرکار خارج از شرکت برای تعمیرات : با تولید مستقیما در ارتباط است اما به یک محصول اختصاص ندارد، پس سربار تولید است.
  5. استهلاک در ماشین آلات مشترک: با تولید مستقیما در ارتباط است اما به یک محصول اختصاص ندارد، پس سربار تولید است.

سایر هزینه‌های غیرمستقیم (دوره‌ای)

  • اجاره دفتر مرکزی: هزینه‌ی اجاره ساختمانی که تیم فروش و حسابداری در آن مستقر هستند. با تولید در ارتباط مستقیم نیست، پس هزینه غیرمستقیم دوره‌ای است.
  • تبلیغات و بازاریابی: هزینه‌های چاپ کاتالوگ یا تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی برای برند XWriter. با تولید در ارتباط مستقیم نیست، پس هزینه غیرمستقیم دوره‌ای است.
  • هزینه‌های توزیع و فروش: چون XWriter خودش پخش را انجام می‌دهد، هزینه سوخت و استهلاک خودروهای وانت که خودکارها را به مغازه‌ها می‌برند، در این دسته قرار می‌گیرند. با تولید در ارتباط مستقیم نیست، پس هزینه غیرمستقیم دوره‌ای است.
  • اشتراک نرم‌افزارها: هزینه ماهانه یا سالانه نرم‌افزار حسابداری و اتوماسیون اداری، با تولید در ارتباط مستقیم نیست، پس هزینه غیرمستقیم دوره‌ای است.

🔼 بازگشت به لیست تیترها

 

هزینه‌های سربار (جایی که هزینه‌ها پنهان می‌شوند)

در ادبیات حسابداری صنعتی، سربار ساخت (Manufacturing Overhead) به تمامی هزینه‌هایی گفته می‌شود که در جریان تولید نقش دارند، اما نمی‌توان آن‌ها را به راحتی و با صرفه اقتصادی، به یک واحد مشخص از محصول ردیابی کرد.

نکته کلیدی: سربار همیشه یک هزینه غیرمستقیم است، اما زیرمجموعه‌ای خاص از آن است که فقط در «محدوده سوله تولید» پرسه می‌زند.

انواع هزینه سربار

برای اینکه در محاسبات سردرگم نشوید، سربار را در سه دسته کلاسیک طبقه‌بندی می‌کنیم:

  1. مواد غیرمستقیم: (مثل روغن دستگاه، دستکش کارگر، مواد شوینده سوله).
  2. دستمزد غیرمستقیم: (مثل حقوق سرپرست خط، نگهبان کارخانه، تعمیرکار).
  3. سایر هزینه‌های سربار: (مثل اجاره سوله، استهلاک ماشین‌آلات تولیدی، قبض برق دستگاه‌ها).

هزینه های سربار ثابت و متغیر

سربار ثابت: هزینه‌هایی که با کم و زیاد شدن تولید، تغییر نمی‌کنند (مثل اجاره سوله یا بیمه سالانه ماشین‌آلات).
سربار متغیر: هزینه‌هایی که همگام با تولید بالا و پایین می‌روند (مثل برق مصرفی دستگاه‌ها؛ هرچه بیشتر تولید کنید، قبض برق سنگین‌تر می‌شود).

محاسبه هزینه سربار

محاسبه سربار فرآیندی است که از «انباشت» شروع شده و به «جذب» ختم می‌شود. چالش اصلی حسابدار اینجاست که چطور عددی مثل «اجاره سوله» را به شکلی عادلانه بین محصولات تقسیم کند. این فرآیند شامل مراحل زیر است:

  1. شناسایی و انباشت هزینه‌ها در مراکز هزینه
  2. تسهیم هزینه‌های مشترک (مثل قبض برق)
  3. جذب سربار به محصولات بر اساس مبناهای واقعی (مثل ساعات کارکرد ماشین)

🔼 بازگشت به لیست تیترها

 

محاسبه هزینه‌های سربار در کارخانه XWRITER

برای اینکه بدانیم هر عدد خودکار XWriter چقدر برای کارخانه هزینه داشته، باید تمام هزینه‌های غیرمستقیمی که در محدوده سوله و فرآیند تولید رخ داده‌اند را جمع‌آوری کنیم. این لیست نهایی هزینه‌های سربار ماست:

مواد غیرمستقیم تولیدی (سربار مواد)

    • روغن و گریس صنعتی: جهت روان‌کاری دستگاه‌های پرس تزریق.
    • قطعات یدکی مصرفی: واشرها، پیچ و مهره‌ها و تسمه‌های نقاله که در سرویس دوره‌ای تعویض می‌شوند.
    • ابزارهای کم‌عمر: کاترها، دستکش‌های کارگران و مته‌های ظریف (طبق اصل فزونی منافع بر مخارج).
    • ملزومات ایمنی و بهداشت سوله: شارژ کپسول آتش‌نشانی، ماسک‌های فیلتردار و اقلام جعبه کمک‌های اولیه.
    • مواد شیمیایی نظافت سوله: شوینده‌های مخصوص کف سالن تولید.
    • بسته‌بندی ثانویه: کارتن‌های مادر و پالت‌های پلاستیکی برای جابجایی انبوه خودکارها.

دستمزد غیرمستقیم تولیدی (سربار دستمزد)

    • حقوق ۲ سرپرست تولید: که بر هر دو شیفت و هر دو محصول (آبی و قرمز) نظارت دارند.
    • حقوق ۲ نگهبان سوله: که وظیفه حفاظت از مواد اولیه و ماشین‌آلات را بر عهده دارند.
    • حقوق تکنسین تعمیرات: که مسئول آماده‌به‌خطر نگه داشتن ماشین‌آلات است.
    • حقوق نیروی نظافتچی سوله: (فقط آن بخشی که مربوط به سالن تولید است).

سایر هزینه‌های سربار (سربار عمومی تولید)

    • هزینه برون‌سپاری کنترل کیفیت: فاکتور ماهانه شرکت بازرسی فنی.
    • اجاره سوله تولید: بهای فضای اختصاص یافته به خط تولید.
    • بیمه آتش‌سوزی و حوادث: مربوط به سوله و تجهیزات تولیدی.
    • استهلاک ماشین‌آلات: استهلاک دستگاه‌های پرس تزریق که بین محصولات مشترک هستند.
    • استهلاک سیستم‌های سالن: مانند سیستم ساعت‌زنی و نمایشگرهای اعلان تولید در سالن.

هزینه‌های خدماتی و قبوض سوله (Utility Costs)

    • قبض برق سوله: برقی که صرف چرخش موتور دستگاه‌ها و روشنایی سالن تولید می‌شود.
    • قبض گاز سوله: جهت گرمایش هیترهای دستگاه‌های تزریق و گرمایش محیطی سوله.
    • قبض آب سوله: (در صورت استفاده در سیستم خنک‌کننده دستگاه‌ها یا شستشوی صنعتی)
⚠️

نکته طلایی برای حسابدار XWriter:

دقت کنید که در این لیست، اثری از حقوق مدیرعامل، کاغذهای اداری یا قبض تلفن دفتر مرکزی نیست. چرا؟ چون آن‌ها «هزینه دوره» هستند و نباید وارد «سربار ساخت» شوند.

🔼 بازگشت به لیست تیترها

محاسبه و تخصیص هزینه‌های غیر مستقیم و سربار


در این بخش می‌خوانید: تفکیک روش‌های قیمت‌گذاری انبار / محاسبه هزینه‌های مستقیم / محاسبه دستمزد مستقیم / محاسبه سایر هزینه‌های مستقیم / تخصیص هزینه‌های غیرمستقیم و سربار / مبنای تخصیص در کارخانه XWriter / جمع‌بندی نهایی بهای تمام شده یک واحد


تا به این‌جا با اصول شناسایی و ردیابی هزینه‌ها آشنا شدیم و با استفاده از همین اصول در کارخانه خودکارسازی، هزینه‌ها را شناسایی و دسته‌بندی کردیم. مرحله بعد، استفاده از این هزینه‌ها برای تعیین بهای تمام شده کالا است؛ چرا که تنها با قیمت‌گذاری درست، حاشیه سود واقعی و مسیر رشد کسب‌وکار روشن می‌شود.
ما در مقاله «بهای تمام شده کالا» به طور کامل و با در نظر گرفتن تمامی جزئیات، مراحل تعیین بهای تمام شده را بیان کرده‌ایم، اما در این‌جا نیز مهم‌ترین مباحث محاسباتی را به طور خلاصه بررسی می‌کنیم. پیش از شروع، ذکر یک نکته حیاتی ضروری است.

تفکیک روش‌های قیمت‌گذاری انبار

باید میان بهایابی مواد اولیه و ارزش‌گذاری محصول نهایی تفاوت قائل شوید. روش‌هایی مانند FIFO (اولین صادره-میانگین موزون و… که پیش‌تر ذکر شد، در دو مقطع زمانی به کار می‌روند:

  1. در مرحله تأمین و مصرف مواد: قیمت مواد اولیه موجود در انبار همواره یکسان نیست. بنابراین برای ردیابی هزینه‌ی «مواد مستقیم و غیرمستقیم» که از انبار خارج و به خط تولید وارد می‌شوند، از این روش‌ها استفاده می‌کنیم.
  2. در مرحله فروش محصول نهایی: تولید محصول در بازه‌های زمانی مختلف، به دلیل تغییر قیمت مواد اولیه یا نوسان دستمزد، می‌تواند با بهای تمام‌شده متفاوتی انجام شود. به همین دلیل، زمانی که محصول نهایی در انبار قرار می‌گیرد، حسابدار مجدداً از روش‌های مذکور (مانند فایفو یا میانگین) استفاده می‌کند تا مشخص کند کالای خارج شده برای فروش، با کدام بهای تولیدی (قدیمی یا جدید) از حساب‌ها خارج شود.

در یکی از اصولی‌ترین روشهای محاسبه بهای تمام شده کالا، روش بهایابی بر اساس فعالیت، هزینه‌های مستقیم شروع می‌کنیم. هزینه‌های مستقیم برخلاف هزینه‌های غیرمستقیم، در یک واحد از محصول مشخص و قطعی هستند و نیاز به تسهیم ندارند. به همین محاسبه آنها ساده است. این روش هم دقیق است و هم در اولین گام به کمک می‌کند تا کف قیمت محصول را بدست بیاوریم. یعنی قیمتی که اگر برای فروش انتخاب شود، تنها هزینه مواد اولیه و کارگران خط تولید را جبران کرده است.

محاسبه هزینه‌های مستقیم

مواد مستقیم اولین و شفاف‌ترین بخش هزینه مستقیم است. این محاسبه بر مبنای BOM یا فرمول ساخت کالا بدست می‌آید.

🧮

فرمول | هزینه مواد مستقیم = مقدار مواد مصرفی طبق استاندارد × نرخ واحد ماده (براساس روش تعیین قیمت کارخانه، لایفو، فایفو ..)

به کارخانه خودکارسازی می‌رویم:

اگر برای یک خودکار آبی، ۵ گرم پلاستیک بدنه (به قیمت هر گرم ۲۰۰ ریال) و ۲ گرم جوهر (به قیمت هر گرم ۵۰۰ ریال) مصرف شود:

  • پلاستیک: 5 × 200 = 1000 ریال
  • جوهر: 500 × 2=1000 ریال
  • جمع مواد مستقیم= 2000 ریال برای هر خودکار

محاسبه دستمزد مستقیم

باید محاسبه کنیم که هر خودکار چقدر از “زمان” کارگران خط تولید را مصرف می‌کند.

🧮

فرمول | دستمزد مستقیم= (زمان استاندارد تولید یک واحد ) × (نرخ دستمزد هر دقیقه/ساعت کارگر )

⚠️

نکته مهم: نرخ دستمزد فقط حقوق پایه نیست؛ باید مزایا، بیمه سهم کارفرما و سنوات را هم به نرخ ساعت اضافه کنید.

باز به کارخانه باز می گردیم:

اگر یک کارگر با تمام هزینه‌های جانبی، دقیقه‌ای ۱,۰۰۰ ریال برای کارخانه هزینه داشته باشد و هر خودکار در ۱.۵ دقیقه تولید شود:

  • جمع دستمزد مستقیم: 1.5 ×1000=1500

محاسبه سایر هزینه‌های مستقیم (Other Direct Costs)

اگر هزینه‌ای وجود دارد که نه مواد است و نه دستمزد، اما فقط برای “همین محصول” انجام شده، اینجا قرار می‌گیرد.

مثال در XWriter: استهلاک قالب اختصاصی خودکار آبی. اگر ساخت قالب ۱۰۰ میلیون ریال هزینه داشته باشد و ظرفیت مفید آن تولید ۱۰۰,۰۰۰ خودکار باشد:

  • سهم استهلاک مستقیم: 1000 = 100000⊹100000000

بهای اولیه (Prime Cost)؛ خروجی این مرحله

با جمع زدن این سه مورد به های اولیه میرسیم:

🧮

بهای اولیه = مواد مستقیم + دستمزد مستقیم + سایر هزینه‌های مستقیم

در مثال ما برای یک خودکار آبی:

این عدد ۴,۵۰۰ ریال، “خط قرمز” شماست. یعنی حتی اگر کارخانه اجاره‌ای نداشته باشد و مدیرعامل هم حقوق نگیرد، تولید این خودکار کمتر از این مبلغ ممکن نیست. هر عددی که بعد از این به بهای تمام‌شده اضافه شود، مربوط به سربار و هزینه‌های غیرمستقیم است که باید با روش‌های “تخصیص” محاسبه شوند.

تخصیص هزینه‌های غیرمستقیم و سربار

اگر هزینه‌های مستقیم “اثر انگشت” محصول باشند، هزینه‌های غیرمستقیم و سربار مثل “هوای سالن تولید” هستند؛ همه از آن استفاده می‌کنند، اما ردیابی دقیق سهم هر نفر سخت است. برای حل این مشکل، حسابداران از روش جذب سربار (Overhead Absorption) استفاده می‌کنند.

مبنای تخصیص در کارخانه XWriter

تخصیص در 3 مرحله انجام می‌شود:

  • گام اول: انتخاب مبنای تخصیص (Allocation Base)
  • گام دوم: محاسبه نرخ جذب سربار (Overhead Rate)
  • گام سوم: تخصیص به محصول نهایی

گام اول: انتخاب مبنای تخصیص (Allocation Base)

چون نمی‌توانیم اجاره یا حقوق نگهبان را مستقیماً به خودکار وصل کنیم، باید یک “واسطه” انتخاب کنیم که بیشترین شباهت را به واقعیت تولید ما داشته باشد. رایج‌ترین مبناها عبارتند از:

  • ساعات کارکرد ماشین: اگر کارخانه XWriter تماماً اتوماتیک باشد (بهترین مبنا برای ما).
  • ساعات دستمزد مستقیم: اگر کار کارگران بیشتر از ماشین‌آلات باشد.
  • تیراژ تولید: تقسیم کل هزینه بر تعداد کل خودکارهای تولید شده (ساده‌ترین اما گاهی غیردقیق‌ترین روش).

گام دوم: محاسبه نرخ جذب سربار (Overhead Rate)

فرض کنید در کارخانه XWriter، مجموع هزینه‌های سربار (اجاره، برق، حقوق سرپرست و…) در ماه ۱۰۰ میلیون تومان است و ماشین‌آلات ما در ماه مجموعاً ۱,۰۰۰ ساعت کار می‌کنند.

 

🧮
کلیه هزینه های سربار کل ساعات کارکرد ماشین=نرخ جدب سربار
100,000,000 1,000=100,000

این یعنی به ازای هر یک ساعتی که ماشین روشن است، ۱۰۰,۰۰۰ تومان هزینه سربار به محصولات تزریق می‌شود.

گام سوم: تخصیص به محصول نهایی

حالا اگر برای تولید یک خودکار آبی، ماشین ما دقیقاً ۳۶ ثانیه (۰.۰۱ ساعت) کار کند:

ریال 1,000 = 100,000 × 0.01 = سهم سربار یک خودکار

تفاوت تخصیص هزینه‌های اداری (هزینه دوره)

یادتان باشد که ما فقط سربار ساخت را به قیمت خودکار اضافه کردیم. هزینه‌های اداری و فروش (مانند تبلیغات یا حقوق مدیرعامل) معمولاً به واحد کالا تخصیص داده نمی‌شوند، بلکه در پایان ماه به صورت یکجا از سود ناخالص کسر می‌شوند. اما اگر مدیرعامل بخواهد قیمت مصرف‌کننده را تعیین کند، حسابدار باید یک “حاشیه سود” (Margin) در نظر بگیرد که علاوه بر هزینه‌های تولید، هزینه‌های اداری و فروش را هم پوشش دهد.

جمع‌بندی نهایی بهای تمام شده یک واحد (Prime + Overhead)

حالا پازل ما کامل شد. برای خودکار آبی کارخانه XWriter داریم:

  • بهای اولیه (مستقیم): ۴,۵۰۰ ریال
  • سهم سربار (غیرمستقیم تولیدی): ۱,۰۰۰ ریال
  • بهای تمام شده نهایی تولید: ۵,۵۰۰ ریال

اگر این تخصیص اشتباه انجام شود (مثلاً هزینه برق دفتر اداری را هم وارد سربار تولید کنید)، بهای تمام شده خودکار به جای ۵,۵۰۰ ریال، مثلاً ۷,۰۰۰ ریال نشان داده می‌شود. نتیجه؟ شما قیمت را بالا می‌برید و مشتریان خود را در بازار از دست می‌دهید، در حالی که در واقعیت هزینه تولید شما کمتر بوده است!

🔼 بازگشت به لیست تیترها

 

جدول مقایسه هزینه های مستقیم، غیرمستقیم و سربار

مقایسه هزینه های مستقیم، غیرمستقیم و سربار
شاخص مقایسه هزینه مستقیم (Direct) هزینه سربار (Overhead) هزینه غیرمستقیم دوره‌ای (Period)
تعریف ساده هزینه‌ای که مستقیماً به کالا می‌چسبد. هزینه‌های تولیدی که به راحتی قابل ردیابی نیستند. هزینه‌های عمومی و ستادی کل شرکت.
محل وقوع خط تولید (روی محصول) داخل سوله تولید (محیطی) دفتر مرکزی و واحد فروش
نحوه ردیابی بسیار آسان (با فاکتور و ساعت‌زنی) دشوار (نیازمند تسهیم و نرخ جذب) غیرممکن برای محصول (مربوط به زمان)
تأثیر در بهای تمام‌شده مستقیماً قیمت کالا را بالا می‌برد. از طریق تخصیص، وارد قیمت کالا می‌شود. هیچ تأثیری در قیمت ساخت کالا ندارد.
وضعیت در ترازنامه به عنوان دارایی (موجودی کالا) ثبت می‌شود. به عنوان دارایی (موجودی کالا) ثبت می‌شود. به عنوان دارایی ثبت نمی‌شود.
نحوه بستن حساب هنگام فروش کالا (COGS) هنگام فروش کالا (COGS) در پایان دوره مالی (سود و زیان)
مثال در XWriter پلاستیک بدنه، حقوق کارگر خط. اجاره سوله، گریس دستگاه، برق تولید. حقوق حسابدار، تبلیغات، قبض تلفن اداری.

🔼 بازگشت به لیست تیترها

انتخاب مبنای تخصیص؛ پل ارتباطی هزینه‌ها 

بزرگ‌ترین چالش در هزینه‌های غیرمستقیم، پیدا کردن یک «رابطه منطقی» بین هزینه و محصول است. در حسابداری صنعتی، ما مجاز نیستیم هزینه‌ها را به صورت سلیقه‌ای یا حدودی تقسیم کنیم؛ بلکه باید از یک مبنای تخصیص (Allocation Base) استفاده کنیم که نشان‌دهنده میزان مصرفِ آن هزینه توسط محصول باشد.

انتخاب این مبنا به ماهیت فعالیت کارخانه بستگی دارد:

  • ساعات کارکرد ماشین (Machine Hours): بهترین مبنا برای کارخانه‌های اتوماتیک (مثل XWriter) که دستگاه‌ها نقش اصلی را دارند.
  • ساعات دستمزد مستقیم (Direct Labor Hours): مناسب برای کارگاه‌هایی که متکی به هنر و توان دست کارگر هستند.
  • هزینه مواد اولیه: زمانی استفاده می‌شود که بین مقدار مواد مصرفی و هزینه‌های پشتیبانی رابطه مستقیم برقرار باشد.
💡

نکته حرفه‌ای: انتخاب مبنای غلط، منجر به «دگرگونی هزینه» (Cost Distortion) می‌شود؛ یعنی ممکن است یک محصول را گران‌تر و دیگری را ارزان‌تر از واقعیت محاسبه کنید و در نهایت تصمیمات استراتژیک اشتباهی بگیرید.

🔼 بازگشت به لیست تیترها

ثبت هزینه‌ها در دفاتر حسابداری

ثبت هزینه‌ها در دفاتر حسابداری
نوع هزینه سرفصل حساب کل (کجا ثبت شود؟) دفتر معین / تفصیلی (جزئیات) سرنوشت در صورت‌های مالی
مواد مستقیم موجودی کالای در جریان ساخت موجودی مواد اولیه (کاردکس انبار) تبدیل به دارایی در ترازنامه
دستمزد مستقیم موجودی کالای در جریان ساخت کنترل دستمزد (لیست حقوق تولید) تبدیل به دارایی در ترازنامه
مواد غیرمستقیم (تولیدی) کنترل سربار ساخت ملزومات مصرفی سوله / قطعات فنی تبدیل به دارایی (پس از جذب)
دستمزد غیرمستقیم (تولیدی) کنترل سربار ساخت حقوق سرپرستان و نگهبانان سوله تبدیل به دارایی (پس از جذب)
سایر سربار (برق، اجاره سوله) کنترل سربار ساخت هزینه انرژی / اجاره / استهلاک تولید تبدیل به دارایی (پس از جذب)
هزینه‌های اداری (مدیریت) هزینه‌های عمومی و اداری حقوق ستادی / قبض دفتر / ملزومات اداری کسر مستقیم از سود دوره
هزینه‌های توزیع و فروش هزینه‌های فروش و توزیع بازاریابی / انبارداری فروش / سوخت پخش کسر مستقیم از سود دوره

پل ارتباطی (کنترل سربار): دقت کنید که حساب «کنترل سربار» مثل یک ایستگاه اتوبوس است. هزینه‌ها (برق سوله، حقوق سرپرست و…) وارد این ایستگاه می‌شوند و در پایان ماه با یک «نرخ جذب»، سوار اتوبوسِ کالای در جریان ساخت شده و به دارایی تبدیل می‌شوند.

تفکیک فاکتورهای مشترک: اگر یک قبض برق دارید، مبلغ آن را طبق جدولی که قبلاً تسهیم کردید، خرد کنید. سهم سوله را به حساب کنترل سربار و سهم دفتر را به حساب هزینه‌های اداری ببرید.

زمان شناسایی سود: هزینه‌هایی که به “کالای در جریان ساخت” می‌روند، تا زمانی که خودکار فروخته نشود، روی سود و زیان اثر نمی‌گذارند. اما هزینه‌های اداری و فروش، به محض ثبت، سود همان ماه را کم می‌کنند.

🔼 بازگشت به لیست تیترها

 

سوالات متداول درباره هزینه مستقیم و غیرمستقیم

آیا هزینه‌های غیرمستقیم همیشه ثابت هستند؟
خیر. هزینه‌های غیرمستقیم (سربار) می‌توانند ثابت (مثل اجاره سوله)، متغیر (مثل برق مصرفی دستگاه‌ها) یا نیمه‌متغیر باشند. برخلاف تصور عموم، غیرمستقیم بودن یک هزینه به معنای ثابت بودن مبلغ آن نیست، بلکه به معنای دشوار بودنِ ردیابی آن روی یک محصول واحد است.

اگر یک کارگر هم در خط تولید کار کند و هم در نظافت دفتر، حقوق او چگونه ثبت می‌شود؟
این یک هزینه مختلط است. باید بر اساس ساعات کارکرد، حقوق او را تسهیم کنید. بخشی که در خط تولید بوده به عنوان دستمزد غیرمستقیم (سربار) و بخشی که در دفتر بوده به عنوان هزینه اداری (دوره) ثبت می‌شود.

تفاوت اصلی بین «سربار ساخت» و «هزینه دوره» در چیست؟
ساده‌ترین پاسخ «محل و هدف هزینه» است. اگر هزینه برای ساخت کالا در کارخانه انجام شده باشد (سربار)، به بهای تمام‌شده محصول اضافه شده و به انبار می‌رود. اما اگر برای اداره شرکت یا فروش کالا باشد (دوره)، مستقیماً از سود همان ماه کسر می‌شود.

چرا نمی‌توانیم همه هزینه‌ها را «مستقیم» در نظر بگیریم تا محاسبات راحت‌تر شود؟
چون با این کار دقت محاسبه سود از بین می‌رود. برای مثال، شما نمی‌توانید دقیقاً بگویید چقدر از «گریس» روی چرخ‌دنده‌های دستگاه صرف تولید یک عدد خودکار شده است. تلاش برای مستقیم کردن این هزینه‌ها، هزینه‌ی حسابداری شما را از سودِ حاصل از این دقت، فراتر می‌برد (نقض اصل فزونی منافع بر مخارج).

نرخ جذب سربار چه زمانی تغییر می‌کند؟

هر زمان که ساختار هزینه‌های ثابت شما (مثل افزایش اجاره) یا ظرفیت تولید (مثل اضافه شدن دستگاه جدید) تغییر کند، باید نرخ جذب سربار را بازنگری کنید تا بهای تمام‌شده محصولاتتان با واقعیت بازار همخوانی داشته باشد.

آیا هزینه غیر مستقیم همان هزینه سربار است؟
هزینه سربار بخشی از هزینه های غیرمستقیم را تشکیل می‌دهند. به همین دلیل میتوان گفت همه هزینه های سربار، غیرمستقیم هستنذ؛ اما همه هزینه های غیر مستقیم سربار نیستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ساعت پاسخگویی تلفنی :

شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۷:۳۰

پنجشنبه ها از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۲:۳۰

لطفا فرم زیر را پر کنید

برای دانلود PDF مقاله لطفا ایمیل خود را وارد کنید

ارسال رزومه

لطفا فرم زیر را تکمیل کرده و رزومه خود را برای ما ارسال کنید. ما با اشتیاق منتظر دریافت و بررسی رزومه‌های شما هستیم

call-center2

ارتباط با پارمیس

در ساعات کاری با شماره 87758-021 تماس بگیرید تا کارشناسان ما حداکثر تا 24 ساعت آینده با شما تماس بگیرند.
ساعات پاسخگویی تلفنی:
شنبه تا چهارشنبه از ساعت 8:30 تا 17:30
پنجشنبه ها از ساعت 8:30 تا 12:30

لطفا جهت اطلاع از امکانات تماس بگیرید