مفهوم خطر حسابرسی:

خطر حسابرسی به این خطر اشاره دارد که حسابرس ممکن است بدلیل عدم کشف تحریفات با اهمیت در صورت های مالی یا به دلیل خطا یا تقلب، گزارش فاقد صلاحیت را انتشار دهد. خطر حسابرسی هم در مرحله ی برنامه ریزی و هم در اجرای عملیات مالی، مورد توجه حسابرسان می باشد.

خطر حسابرسی تابعی از خطر تحریف با اهمیت صورتهای مالی و خطر عدم کشف است. خطر تحریف با اهمیت یعنی خطر وجود تحریف با اهمیت در صورتهای مالی و خطر عدم کشف به معنای آن است که حسابرس قادر به کشف این تحریفات نباشد.

حسابرس باید روشهای حسابرسی را برای تشخیص و برآورد خطرهای تحریف با اهمیت اجرا کند و با طراحی و اجرای روشهای حسابرسی مناسب در برخورد با خطرهای مزبور، خطر عدم کشف را محدود و خطر حسابرسی را تا سطح قابل قبول کاهش دهد. این فرآیند، مدیریت خطر حسابرسی نامیده می شود.

 

مفهوم حسابداری مبتنی بر ریسک:

حسابرسی داخلی مبتنی بر ریسک، روشی را فراهم می‌کند که اطمینان می‌دهد ریسک‌های سازمان مدیریت شده‌اند. برآورده کردن نیازهای هیات‌مدیره مسوولیت بخش حسابرسی داخلی است.

در حقیقت حسابرسی داخلی مبتنی بر ریسک، آنچه سازمان و اهداف آن را تهدید می‌کند، بررسی می‌کند. این ریسک‌ها شامل ریسک مالی، عملیاتی و استراتژیک، چه در درون سازمان و چه در برون سازمان خواهد بود.

حسابرسی داخلی مبتنی بر ریسک، روشی است که در بخش حسابرسی داخلی مورد استفاده قرار میگیرد و برای ارائه اطمینان‌بخشی از اینکه ریسک‌ها مدیریت شده‌اند استفاده می شود.

 

انواع خطر های حسابرسی:

1- خطر رد نادرست (خطر آلفا): در مواردی رخ می دهد که صورت های مالی از تمام جنبه های با اهمیت مطابق با استاندارد های حسابداری باشد؛ اما حسابرس گزارش غیر مقبول صادر نماید، این خطر کارایی حسابرسی را تحت تاثیر قرار می دهد.

2- خطر پذیرش نادرست (خطر بتا): در مواردی رخ می دهد که صورت های مالی از جنبه های با اهمیت مطابق با استاندارد های حسابداری نباشد؛ اما حسابرس گزارش مقبول صادر نماید، این خطر اثر بخشی حسابرسی را تحت تاثیر قرار می دهد.

خطر بتا نسبت به خطر آلفا از اهمیت بیشتری برخوردار است.

3- خطر تحریف با اهمیت: حسابرس این خطر را در دو سطح ارزیابی می کند

1) در سطح کلیت صورت های مالی

2) در سطح ادعاها (گروه معاملات، مانده حساب ها و افشاء)

   3-1 خطر ذاتی

   3-2 خطر کنترل

این دو خطر مربوط به واحد مورد رسیدگی است و صرف نظر از حسابرسی شدن یا نشدن صورت های مالی وجود دارد.

4- خطر عدم کشف: خطری که به حسابرس و اثر بخشی حسابرسی ارتباط دارد، خطر عدم کشف نامیده می شود و در فرمول خطر حسابرسی هدف حسابرس یافتن همین خطر می باشد.

   4-1 خطر بررسی تحلیلی

   4-2 خطر عدم کشف ناشی از آزمون جزییات مانده حسابها و گروه معاملات.

 

نکته های مهم:

 

1- حسابرس در تدوین طرح کلی حسابرسی باید شناخت کافی از فعالیت واحد مورد رسیدگی، شناخت سیستم های حسابداری و کنترل داخلی، خطر و اهمیت، نوع و ماهیت، زمانبندی، اجرا و حدود روش های حسابرسی، هماهنگی، هدایت، سرپرستی و بررسی و سایر موارد موثر را در نظر داشته باشد.

 

2- تردید درمورد فرض تداوم فعالیت توسط حسابرس در مرحله ی برنامه ریزی صورت می پذیرد.

 

3- دارایی های با ارزش بالا و با قابلیت نقل و انتقال بسیار، مانند وجوه نقد، چتحریف پذیرتر از سر فصل حساب هایی مانند دارایی ثابت می باشند و از خطر ذاتی بالایی برخوردار می باشند.

 

• هسته های اصلی کار حسابرسی داخلی:

 

1. اطمینان دادن در مورد اینکه فرآیندهای به‌کار رفته توسط مدیریت برای شناسایی همه خطرات قابل توجه موثر هستند.

2. اطمینان دادن در مورد اینکه خطرات به درستی توسط مدیریت بر مبنای اولویت‌بندی آنها ارزیابی شده است.

3. ارزیابی فرآیندهای مدیریت ریسک، برای اطمینان از پاسخ به هر گونه ریسک که مطابق با سیاست‌های سازمان است.

4. ارزیابی گزارش ریسک‎های کلیدی توسط مدیران به هیات مدیره.

5. بررسی ریسک‌های کلیدی توسط مدیران برای اطمینان از کنترل‌های قرار داده شده در داخل عملیات و در حال نظارت.

 

مراحل حسابرسی داخلی مبتنی بر ریسک چیست؟

1. ارزیابی ریسک سازمان

2. تنظیم کردن یک برنامه برای انجام حسابرسی (معمولا به صورت سالانه انجام می‌گیرد.)

3. انجام دادن حسابرسی مبتنی بر ریسک و بازخوردهای نتایج حسابرسی.

 

يك روش جديد كه توسط توماس باير گردآوري شده است . در حسابرسي بر مبناي خطر ، حسابرسان در همان طرف ميز كه مشتري مي ايستد ، آن ها نيز مي ايستند . اكنون مشتري يك نفر را با خود دارد چون ديد آن ها به كار تجاري يكسان است . 

محدوديت هاي روش قديمي :

اكنون بيایید با هم موارد مخصوص مربوط به ساختار كار تجاري را بدست آوريم . در حسابرسي قديمي ، حسابرسان واقعاً تمام تصميمات حسابرسي شان را بر مبناي جنبه مادي اتخاذ مي كردند ، كه آن در صد (يا كسري از درصد ) كار پيمانكار مي باشد . كنترل هاي داخلي كه توسط پيمانكار صورت مي گرفت براي اهداف حسابرسي كه بيمار سودمند بودند به طور گسترده مورد ارزيابي قرار نمي گرفتند ، چون توجه فقط بر روي تغيير ارقام و اعدادي بود كه در صورت حساب هاي مالي گزارش مي شدند  و در پايان حسابرسي چيزي را كه قبلا پيمانكار مي دانست تغيير مي داد كه آن اين بود كه شركت بر روي بعضي شغل سرمايه گذاري كند و همچنين بعضي از شغل ها را رها كند . پس پيمانكار يك صورت حساب و جريان كاري بدست مي آورد كه خودش را دوباره سال بعد تكرار مي كرد . 

در بعضي موقعيت ها اين تنها روشي است كه حسابرسان مي توانند بر عهده بگيرند به خاطر كنترل ضعيف محيط كه در شركت ارائه مي شود به طور كلي زماني كه كنترلهاي ضعيف داخلي وجود دارد  به اين خاطر است كه مديريت تصميم هوشيارانه اي اتخاذ كرده كه كنترلهاي داخلي به اندازه عوامل ديگر كار تجاري مهم نيستند . به هر حال كنترل ضعيف محيط به خودي خود يك خطر آشكاري دست و چيزي است كه بايد مورد توجه مديريت قرار داد (اهميت آن را به ياد مديريت آورد) در حالي كه روش قديمي حسابرسي فقط در محيط هايي با كنترل ضعيف كار مي كرد ، حسابرسي بر مبناي خطر اين ضعف ها را تشخيص مي داد تا اين كه مديريت بتواند گام هاي شايسته اي بردارد تا كنترل هاي داخلي را قوت ببخشد . 

فايده هاي روش بر مبناي خطر 

در حالي كه در حسابرسي بر مبناي خطر به اعداد و ارقام توجه مي شود ، اما به هر حال به درك فعاليت هاي تجاري نيز توجه دارد چون اعداد و ارقام از اين فعاليت ها گرفته شده اند که شامل تسلط بر روي پرسنل اصلي مي شود و بفهميم چگونه آن ها فكر مي كنند و در تصميماتشان از چه اطلاعاتي استفاده مي كنند . در اينجا مواردي ذكر شده كه اساساً در حسابرسي بر مبناي خطر مورد توجه قرار مي گيرد . 

اين ساختار تجاري مخصوص چگونه است كه او را در رقابت مجزا كرده است و موقعيت حساس رقابتي اش چيست ؟

از لحاظ استراتژيكي اهداف بلند مدت و كوتاه مدت پيمانكار چه هستند ؟ 

موانع بلند مدت و كوتاه مدت (مانند كمبودهاي مواد و كار ) چه هستند كه شركت براي رسيدن به اهدافش بايد بر آن ها غلبه كند و چگونه شركت اين كار را طراحي مي كند ؟

مشكلات روزمره مربوط به كار كه مديريت ارشد با آن ها مواجه مي شود چه هستند ؟

چگونه آيا مديريت ضعف هاي مربوط به كار را مورد توجه قرار مي دهد . 

چه كنترل هاي عملي در محيط كار صورت مي گيرد تا مطمئن شويم كه قراردادهاي اجرا شده اند و كار مطابق با روشها و خط مشي هاي داخلي اش صورت گرفته است ؟

چه كنترل هاي داخلي در محيط كار صورت مي گيرد تا مطمئن شويم كه كار مربوط به گزارشات و حساب هاي مالي بدون اشتباه و فريبكاري صورت مي گيرد ؟

چگونه آيا مديريت بايد از درستي اطلاعات مالي كه در اتخاذ تصميمات مهمش از آن ها استفاه مي كند مطمئن شود ؟

از لحاظ تاريخي ، چه افرادي در شركت بي تجربه هستند و يا سطح كمتري از كار را نسبت به افراد قبل انجام داده اند ؟

به عبارت ديگر در حسابرسي بر مبناي خطر ، بر حسابرس واجب است كه تمام ويژگي هاي آن خاص ساختار تجاري كه قرار است مورد حسابرسي قرار دهد ، بفهمد . 

مراحلي كه بايد در يك حسابرسي بر مبناي خطر طي شود : 

در مورد اين سطح جديد خدمات حسابرسي به روش جديدي از آمادگي و هدايت خود حسابرسي نياز است . 

زماني كه روش حسابرسي بر مبناي خطر پذيرفته مي شود ما نيز بيشتر خودمان را براي بررسي مقدماتي و طراحي آماده مي كنيم . ما زمان بيشتر را صرف مي كنيم تا كنترلهاي عملي شركت را بفهميم ،كنترلهاي داخلي آن ها مربوط به كار گزارشات مالي هستند از نقطه نظر حسابرس ، اين كار مقدماتي بسيار با ارزش است . چون ما واقعاً در اين زمان وارد جريان كار مي شويم و جواب اغلب سوالاتي كه قبلا پرسيده ايم را مي دانيم . 

در اينجا سه مرحله اصلي حسابرسي بر مبناي خطر ذكر شده است . 

مرحله اول : سوال از تمام كاركنان اصلي 

در صورت امكان حسابرسي با رئيس / LEO/ يا مالك شركت صحبت مي كند آن فردي است كه مي تواند درباره خطرات و اهداف بلند مدت و كوتاه مدت شركت صحبت كند . پس ما مي خواهيم بدانيم (حسابرس) 

بزرگترين خطري كه شركت سال بعد با آن مواجه مي شود چيست ؟ و در مورد خطر 5 سال بعد چه چيز ؟ 

آيا طرحهايي براي از بين بردن يا رفع آن خطرات وجود دارد ؟

با چه مشكلاتي كار تجاري امسال مواجه شده است ؟ 

آيا نگراني هاي مخصوصي وجود دارد كه ما بايد از آن ها مطلع شويم بخصوص زماني كه كار حسابرسي انجام مي دهيم ؟

و چيزي كه ما انتظار داريم در اعداد و ارقام ببينيم ؟

بعلاوه ما مواردي را كه در حسابرسي سال قبل بيان شده نيز دنبال مي كنيم . پس ما به سوي سطوح پايين تر مديريت مي رويم و با مديريت هاي سطوح پايين تر نيز صحبت مي كنيم و كارمان را با CFO شروع مي كنيم . و از او سوالات مشابه سوالات مديريت ارشد مي پرسيم كه به حوزه مسئوليت او مربوط است . همچنين سودمند است كه در اين مرحله با نمايندگي انبار و كساني كه از كار حمايت مي كنند نيز صحبت كنيم . حتي وكيل مشتري نيز مي تواند اطلاعات سودمندي را در مرحله طراحي در اختيار ما بگذارد . 

از نقطه نظر حسابرس ، اين فرايند كار اوليه در كوتاه كردن و خلاصه كردن روش هاي حسابرسي كمك زيادي خواهد كرد . در اين مرحله ، ما انتظارات حسابرسي را توسعه مي دهيم و به صورت اميدوارانه ، مدارك و شواهد مورد تاييد حسابرسي را بدست مي آوريم كه در زمان كار حسابرسي واقعي از آن ها استفاده كنيم . ما همچنين مي فهميم چه چيز در شركت جديد است و ارزيابي مي كنيم چگونه ما مي توانيم براي مشتري مان با ارزش تر باشيم . 

مرحله دوم : مستند كردن كنترلها (سند كردن كنترلها ) 

بعد از اينكه كنترلهاي مربوط به عملكرد و كنترلهاي داخلي به صورت جزئي وجودشان اثبات شد ، براي ساختار شركت ، كنترل ها در سايت شغل و گردش اطلاعات از سايت شغل به اداره و بر عكس مي تواند به مهمي كنترل هاي داخلي در اداره باشد . در اين مرحله در جريان كار ، ما حسابرسان به گونه اي يكنواخت مي رسيدم چرا ؟ به عنوان مثال چرا اين سياست در اينجا اعمال مي شود . 

چرا آيا نظارت و سرپرستي همان زمان هاي مشخص كه كار بايد صورت بگيرد همانند موارد ديگر حفظ نمي كند ؟ چه خطري را آيا مدير ندانسته پذيرفته و چرا ؟

تمام اين سئوالات ممكنه از نظر مديريت بسيار دردناك باشند . چون هيچ كس دوست ندارد درباره سياست هايش ، روش ها و كنترلهاي داخلي اش صحبت كند . 

به هر حال ، كنترلهاي داخلي فقط به اين مطلب محدود نمي شود كه مطمئن شويم شركت به اندازه كافي وظايفش را در بخش حسابداري تفكيك كرده است . كنترل هاي ديگري نيز وجود دارد كه خارج از حوزه حسابداري صورت مي گيرد كه همچنين بايد ارزيابي شود . براي اينكه به گونه اي شايسته يك حسابرسي بر مبناي خطر را هدايت كنيم ما بايد روش آن استاندارد كار تجارت را بفهميم كه با پرسيدن سوالات سخت ، ضعفهاي آن مهم نيز مشخص مي شوند . بعضي از سوالاتي را كه يك حسابرس ممكنه بپرسد عبارتند از :

چه نوع كنترل ها يا توجهات در شركت براي فرايند تخمينات (براورد ها ) اعمال مي شود . 

آيا شركت از سودها بر روي قرارداد T,M با آماده نكردن مطالبات اجاره اي تجهيزات صرف نظر مي كند ؟ 

چگونه آيا مديريت مطمئن مي شود كه مطالبات مربوط به تجهيزات نسبتا روشن براي شغل ها جمع آوري شده اند جايي كه تجهيزات استفاده شده اند ؟

آيا برآورد كننده ها (تخمين زنندگان) پيشنهاد قيمتي براي خريد كالا را بدون بازنگري مهم از اينكه تا حدودي قيمت را كاهش دهند ارائه مي دهد ؟

اين نوع سوالات و جواب ها كه دريافت مي شوند براي موفقيت حسابرسي بر مبناي خطر ، قطعي هستند . 

سودهاي ساخت CFMA سپتامبر / اكتبر 2002 

مرحله سوم : تحليل و بررسي اطلاعات : 

در شكل سوم حسابرسي بر مبناي خطر ، اطلاعات مالي بازنگري تحليلي اوليه را طي مي كنند و روشهاي حسابرسي توسعه مي يابند . هدف در اينجا اين است كه حسابرسي زيادي را تاحد امكان كه از يك روش تحليلي استفاده نموده انجام دهد . به جاي اينكه جزئيات را مورد تست و آزمايش قرار دهد . اگر ما همانند حسابرسان شما معتقد باشيم كه كنترلهاي داخلي به گونه اي مفيد عمل مي كنند ، ممكنه كنترل را مورد تست قرار دهيم و تست هاي جزئي تر ديگر را كم كنيم . اگر خطرات و كنترلها به اندازه كافي مشخص شوند و ارزيابي شوند ، ما مي توانيم پس روشهاي تحليل مان را بر مبناي انتظاراتي درباره اينكه چه چيزهايي بايد اطلاعات مالي نشان دهد را گسترش دهيم . 

چون ما قبلا سوالاتي را مطرح كرده ايم و اطلاعاتي را از سطوح مختلف مديريتي جمع آوري كرده ايم ، پس ما مي توانيم روش هاي تحليلي مان را بر روي اين اطلاعات قرار دهيم . اگر اعداد و ارقام انتظارات ما را برآورده نمي كنند ، پس ما متعهديم روشهاي بيشتري را انجام دهيم . به عنوان مثال ، برنامه شغلي براي پيمانكاران استاندارد يك سري اطلاعات كليدي است و كسي است كه ما قبلا در حسابرسي براي تحليل خطر نياز داشتيم . 

در حقيقت ما ممكنه اين اطلاعات را قبل از انجام مراحل 1و2 بالا در مقابل مان داشته باشيم . موضوع اين نيست كه تخليل ما از خطر در مراحل مقدماتي حسابرسي چه نشان مي دهد برآوردهاي مديريت (كه دربرنامه شغلي هستند ) هميشه نقطه مركزي هستند زماهني كه ما درباره خطر صحبت مي كنيم . بنابراين برنامه شغلي به گونه اي مجزا مورد تحليل و بررسي قرار مي گيرد تا مشخص كند كدام شغل ها خطر بيشتري را ارائه مي دهند . در زير تعدادي از عوامل ذكر شده اند كه در اتخاذ تصميمات استفاده مي شوند . 

  • درصد اطلاعات تكميل شده در تراز نامه 
  • اندازه قرارداد 
  • نوع قرار داد 
  • تجربه پيمانكار در نوع قرار داد 
  • كارمندان اصلي در قرار داد (سرپرست ، مدير ، پروژه)
  • ناخالصي سود برآورده شده 
  • ميزان هزينه هاي كار در قرار داد 
  • وجود شروطي در قرار داد مانند مجازات هايي براي تاخير تكميل كار 
  • وجود مصرف زياد زمان يا هزينه بيش از ميزان انتظار داشته يا مشكلات ديگري با توجه به پرسش آن ديگر ذكر شد . 

روشهاي تحليلها معمولا به ما اجازه مي دهند كه زمان اختصاص يافته به تست ها درباره جزئيات را به حداقل برسانيم . زماني كه روشهاي آن تحليلي مدرك حسابرسي با ارزش تري نسبت به روشهاي حسابرسي ديگر در اختيار ما مي گذارند پس ما نه فقط موثرتر نيستم بلكه ما همچنين كار آمد تر نيز هستيم . حسابرسي بر مبناي خطر به درستي مثالي از موقعيت موفقيت آميز چيزي است كه احتمالا چنين مطلبي را شما درباره حسابرسي قديمي نشنيده ايد . 

نتايج :

اگر حسابرسي بر مبناي خطر بدرستي انجام شود به هر كسي اجازه مي دهد كه تا انتهاي فرآيند كار جلو برود و درباره چيزي كه انجام شده نيز احساس خوبي داشته باشد . حسابرسان احساس مي كنند خدماتي با ارزش واقعي براي مشتري فراهم كرده اند مشتريان نيز احساس مي كنند كه آن ها اطلاعات با ارزش دريافت كرده اند كه آن ها مي توانند استفاه كنند تا شركت هايشان را قدرتمند سازند ، بالاخره من اعتقاد دارم كه حسابرسي بر مبناي خطر مي تواند كل فرآيند حسابرسي را تغيير داده و به يك تجربه پاداشي براي تمام قسمت ها تبديل كند .

منتشر شده در مقالات

یکی از مزایای نرم افزار حسابداری در هر بنگاه اقتصادی، تولید گزارشات جهت تصمیم گیری مدیریتی می باشد. ویژگی مهمی که گزارشات تهیه شده توسط نرم افزار حسابداری دارند، دقت بالا و مکانیزه بودن این گزارشات بر اساس استاندارد حسابداری است.

انواع گزارشات ترازنامه، آمار فروش، گزارشات مقایسه سالانه هزینه ها و در آمد ها از جمله گزارشاتی می باشند که جهت تصمیم گیری های مدیریتی قابل استفاده می باشند. اما وجود برخی پارامتر ها در گزارشات باعث می شود ارائه گزارش در جلسات تصمیم گیری و مدیریتی بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

 

1- استفاده از نمودار در گزارشات مدیریتی

نمودار ها همیشه از جداول پر از اعداد، گویا تر است، حتما پیش آمده که گزارشی را که برای تهیه آن زحمت کشیده اید و انواع آمار فروش و در آمد را مقایسه کرده اید هنگام ارائه در جلسه هیات مدیره با استقبال روبرو نشده باشد.

اما اگر بخشی از آن آمار را بصورت یک نمودار میله ای ارائه دهید همه مجذوب آن می شوند. امروزه برخی نرم افزار ها توانایی ایجاد انواع نمودار ها را دارند. برای تهیه این گزارشات برخی تولید کنندگان نرم افزار مالی امکاناتی مانند داشبورد مدیریت، سیستم گزارش ساز و … تهیه کرده اند، البته یکی از ابزار های عمومی در این زمینه نرم افزار اکسل است. 

 

2- استفاده از آمار مقایسه ای در گزارشات مدیریتی

مقایسه در گزارشات و تصمیم گیری ها همیشه مهم است. شاید گفتن اینکه فروش ما در این ماه چند میلیون بوده خیلی توجه مدیران را جلب نکند اما اگر بگوییم که نسبت به ماه گذشته یا نسبت به همین ماه در سال گذشته این میزان افزایش یا کاهش داشته ایم قطعا مورد توجه قرار می گیرد. توجه داشته باشید همیشه مقایسه معیار ها را واقعی تر می کند. مقایسه ها می تواند بین پارامتر های مختلف صورت گیرد بطور مثال:

- بازه های زمانی یکسان مانند: سال مالی، ماه، دوره های سه ماهه و شش ماه و …

- مقایسه بین گروه مشتریان بر اساس کسب و کار شما مثلا در زمینه تجهیزات پزشکی بین پزشکان، کلینیک ها، بیمارستانها

- مقایسه بین مکانهای جغرافیایی مثل استانها، کشور ها، مناطق و …

گزارشات مقایسه ای به مدیران نشان می دهد که به کدام سمت حرکت می کنند.

 

گزارشات حسابداری

 

3- نمودار مقایسه ای

اگر مدیر عامل یک شرکت هستید و می خواهید شرکا را برای انجام کاری متقاعد کنید حتما نمودار مقایسه ای ارائه کنید، آنچه می خواهید انجام دهید را با آنچه اکنون در حال انجام است در یک نمودار مقایسه کنید. مطمئن باشید اثر سخن شما را چند برابر می کند. تصویر همیشه گویا تر از اعداد است و تفاوت را سریعتر و بهتر نشان می دهد.

همچنین برای مشاهده آموزش تهیه گزارش سه ماهه دارایی در نرم افزار حسابداری پارمیس پلاس میتوانید اینجا را بخوانید.

 

منتشر شده در اخبار حسابداری

اکنون که مدت زیادی به پایان سال باقی نمانده است و کم کم زمان آن رسیده که تمامی واحد های تجاری و تولیدی و بازرگانی و اداری و ... اقدام به بستن دوره مالی یا سال مالی خود کنند. لذا مقاله ای را برای شما خواننده گرامی آماده نمودیم که به تشریح دوره مالی و سال مالی، نکاتی در این زمینه و نحوه بستن حساب های پایان سال می پردازد.

مهم ترین معیار سنجش موفقیت واحدهای تجاری، مقدار سود به دست آمده توسط واحد تجاری می باشد و مدیران واحدهای تجاری هم علاقمند به دانستن میزان سود واحدهای تجاری خود می باشند. بهترین راه برای تعیین دقیق میزان سود هر واحد تجاری، فروش کلیه دارایی های آن، تسویه بدهی ها و در نهایت مقایسه مبلغ وجه باقیمانده با آورده های مالکان می باشد (این عمل در حسابداری، تصفیه نامیده می شود).

انجام این روش به دلیل هزینه های بالا و همچنین جلوگیری از ادامه فعالیت شرکت که برای فعالیت تا مدت نامحدودی راه اندازی شده است، غیر قابل قبول و غیر منطقی است.

راه حل این مشکل تعیین میزان سود شرکت در دوره های زمانی مشخص، طی گزارشات مالی و بدون فروش دارایی ها و تسویه بدهی ها می باشد. دوره زمانی ذکر شده به دو نوع قابل تقسیم می باشد که در زیر به تعریف هر یک می پردازیم:

 

- دوره مالی چیست؟

برای تعیین وضعیت سود یا زیان واحد های تجاری، مدت فعالیت آن ها به دوره های کوتاه  تقسیم می شود که به هر یک از این دوره ها، دوره مالی گفته می شود. در پایان هر دوره مالی وضعیت مالی شرکت ها در گزارشات مالی بیان می شود.

 

- سال مالی چیست؟

به دوره مالی که مدت آن یک سال باشد "سال مالی" گفته می شود. طبق قواعد و قوانین موجود در پایان هر سال مالی حسابداران و شرکت ها موظف به ارائه صورت های مالی و تحویل اظهارنامه عملکرد می باشند. این عمل در برنامه حسابداری قابل انجام می باشد و می توانید تمامی این عملیات را از طریق نرم افزار حسابداری پارمیس انجام دهید تا از بروز هرگونه خطا و اشتباه در عملیات دستی حسابداری جلوگیری شود.

سال مالی بیشتر شرکت ها در ایران مطابق با تقویم خورشیدی و از ابتدای فروردین تا آخر اسفند ماه می باشد. برخی شرکت های دیگر نیز بر اساس نوع فعالیت خود، تاریخ های متفاوتی را برای سال مالی خود انتخاب می کنند مانند واحد های تجاری فعال در زمینه محصولات کشاورزی که بسته به فصول فعالیت خود را انجام می دهند.

 

نکاتی درباره دوره مالی و سال مالی:

-         در برخی موارد برای اطلاع سریع تر از وضعیت سود یا زیان واحد تجاری و یا برای دریافت تسهیلات و ...، صورت های مالی در دوره های زمانی کوتاه تری تهیه می شود. این نوع گزارشات به "گزارشات میان دوره ای" معروف می باشند. معمول ترین گزارشات میان دوره ای 3 یا 6 ماهه می باشند.

-         همه شرکت های سهامی عام موظف به تهیه گزارشات میان دوره ای 3 ماهه می باشند.

-         تا زمان تصفیه واحد تجاری، گزارشات تهیه شده جنبه برآوردی دارد.

-         معمول ترین دوره مالی یک ساله می باشد.

-         پایان دوره مالی معمولا زمانی در نظر گرفته می شود که فعالیت واحد تجاری در پایین ترین سطح قرار دارد.

-         با توجه به کاربرد گزارشات، می توان صورت های مالی را در بازه های زمانی کمتری مانند یک ماه نیز تهیه نمود.

 

قبل از بستن سال مالی ابتدا باید انواع حسابها را شناسایی کنیم. در حسابداری دوبل یا دو طرفه گروهی از حسابها دائم یا ترازنامه ای و گروهی از حسابها موقت یا سود و زیانی هستند.

 

- حسابهای دائم یا ترازنامه ای

حسابهایی که مانده آنها مربوط به یک دوره مالی نیست و به دوره های مالی بعد منتقل می شود، حسابهای ترازنامه ای یا دائم می باشند. مانند حسابهای بانکی، بدهکاران تجاری، بستانکاران تجاری و …

 

- حسابهای موقت یا سود و زیانی

حسابهایی که مانده آن مربوط به یک دوره مالی می باشد. مانده این حسابها در پایان یک دوره مالی صفر می شود و به دوره مالی بعد منتقل نمی شود. مانند حسابهای هزینه، درآمد ها، فروش و …

 

مراحل بستن سال مالی

برای بستن یک دوره مالی ابتدا از ثبت تمامی اسناد مربوط به آن سال مالی و صحت آنها باید مطمئن شد. سپس در یک سند، کلیه حسابهای موقت که مانده بستانکار دارند را به اندازه مبلغ مانده حساب، بدهکار کرده و مانده آنها را صفر می کنیم. بعد کلیه حسابهای موقت که مانده بدهکار دارند را معادل مانده همان حساب بستانکار می کنیم.

برای بالانس شدن این سند از حساب سود و زیان جاری باید استفاده کرد یعنی مانده کلیه حسابهای موقت، سود و زیان جاری می شود. به همین دلیل است که به حسابهای موقت حساب سود و زیانی نیز گفته می شود.

 

- سند سود و زیان

بعد از مشخص شدن سود و زیان معمولا سندی صادر می شود که در آن تکلیف سود و زیان جاری مشخص می شود، یعنی یا به حساب سود و زیان انباشته منتقل می شود، یا بین سهامداران تقسیم می شود و یا به صورت افزایش سرمایه ثبت می شود.

 

- سند اختتامیه

در سند اختتامیه کلیه حسابهایی که هنوز مانده دارند نیز صفر می شوند، با توجه به تراز بودن کلیه حسابها این سند بدون استفاده از حساب واسط نیز بالانس می باشد، اما بنا به سلیقه می توان از حساب واسط سند تراز اختتامیه نیز استفاده کرد. این حساب معادل ریالی حسابهایی که بدهکار شده اند، بستانکار می شود. از نظر ریالی مبلغ بدهکار و بستانکار شدن این حساب برابر است. در نتیجه مانده آن صفر خواهد شد.

 

- سند افتتاحیه

مانده کلیه حسابهای دائم در ابتدای هر دوره مالی، در این سند مشخص می شود. این سند دقیقا مانند سند اختتامیه دوره مالی قبل می باشد با این تفاوت که کلیه مبالغ بدهکار، بستانکار می شود و کلیه مبالغ بستانکار، بدهکار می شود.

همچنین می توانید ویدئوی آموزش بستن حسابها در نرم افزار حسابداری پارمیس را از اینجا مشاهده نمایید.

امیدواریم که این مقاله توانسته باشد اطلاعات مفیدی را درباره حسابرسی سال مالی و دوره مالی در اختیار شما خواننده گرامی قرار داده باشد.

 

منتشر شده در مقالات

حرفه حسابداری جزء یکی از مشاغل حساس جامعه محسوب می شود؛ در واقع به دلیل محاسبات و جزییاتی که در این شغل اهمیت زیادی دارند، دقت و توجه بالای حسابدار را می طلبد. اما بسیاری از افراد، زمانی که در این شاخه فارغ التحصیل می شوند، برای ورود به بازار کار حسابداری دچار مشکلاتی از قبیل عدم آگاهی از وظایف شغلی و مسئولیت ها می شوند. به همین منظور در مقاله زیر توضیح مختصر و مفیدی درباره حرفه حسابداری و وظایف حسابدار آماده نمودیم تا بتواند برای حسابداران تازه کار و جوان در جهت آشنایی بیشتر با آینده شغلیشان مفید واقع شود.

 

 

 

آشنایی با حسابداری

 

حسابداری یک سیستم است که در آن فرآیند جمع آوری، طبقه بندی، ثبت، خلاصه کردن اطلاعات و تهیه گزارش های مالی و صورت های حسابداری در شکل ها و مدلهای خاص انجام می گیرد تا افراد ذی نفع درون سازمانی مثل مدیران سازمان و یا برون سازمانی مثل بانک ها، مجمع عمومی سازمان مورد نظر و یا مقامات مالیاتی بتوانند از این اطلاعات استفاده کنند.

 

وظیفه اصلی حسابدار چیست؟

 

کار حسابدار به طور خلاصه، شامل سه مرحله ثبت، تهیه گزارش و ارایه آن است؛ یک حسابدار معمولا اطلاعات مالی را ثبت و گزارشات مالی را تهیه و به مدیریت شرکت یا مراجع قانونی ارائه می کند. حسابدارن داده های خام را در دفاتر و نرم افزارهای حسابداری ثبت و به آنها نظم می بخشند. محصول نهایی کار یک حسابدار گزارشات و صورت های مالی است که مبنای تصمیم گیری ذینفعان (مدیران، مجامع عمومی سازمان، سرمایه گذاران، دولت و…) می باشد.

 

حسابدار سرپرست چه وظیفه ای دارد؟

 

کار حسابدار سرپرست یا رئیس حسابداری معمولا پیچیده تر از حسابداراست و او باید علاوه بر وظایف ذکر شده، بر فعالیت سایر حسابداران نیز نظارت دارد و مشکلات احتمالی آنها را حل و فصل می نماید. همچنین رئیس حسابداری علاوه بر بررسی و تهیه گزارشات مالی، باید در مورد یافته های خود به مدیریت و سایر ذینفعان توضیح دهد. در این خصوص باید جلساتی حضوری با مدیران شرکت/سازمان و یا حسابرسان داخلی و یا خارجی داشته و گزارشات مکتوب و مبتنی بر استاندارهای مالی و حسابداری تهیه و ارائه نمایند.

 

ارتقاء از حسابداری به مدیریت مالی

 

از سوی دیگر یک حسابدار متخصص و یا رئیس حسابداری، در آینده می تواند مدیر مالی یک سازمان یا شرکت گردد. یعنی می تواند به مدیریت یک شرکت ایده بدهد که منابع موجودش را در چه راه هایی سرمایه گذاری نماید تا استفاده بهینه از آن صورت گیرد و یا اگر شرکت به منابع مالی جدید نیاز داشت یک مدیر مالی بر اساس دانش آکادمیک و تجارب حرفه ای خود می تواند بگوید که از چه طریقی باید تامین مالی کرد.

 

حسابداری در حوزه های تخصصی

 

بسیاری از حسابداران بسته به نوع سازمان هایی که برایشان کار می کنند، در حوزه خاصی متخصص می شوند مثلا بعضی در حوزه بیمه، برخی در حوزه سلامت و برخی نیز در حوزه پیمانکاری فعالیت دارند.

 

ساعت و محل کار حسابدار

 

اکثر حسابداران در ادارات و شرکت ها کار می کنند. اگرچه برخی از آنها در خانه مشغول به کارند. اغلب آنها به صورت تمام وقت کار می کنند. البته در زمان های خاص مانند پایان سال مالی (در ایران مصادف با اسفند ماه) یا زمان ارائه اظهارنامه مالیاتی که در ایران مصادف با اوایل تابستان است ساعات کاری آنها افزایش می یابد.

 

وظایف حسابدار

 

  • ثبت اسناد حسابداری در دفاتر و یا نرم افزار حسابداری؛ با توجه به پیشرفت هایی که در زمینه نرم افزار صورت گرفته است، امروزه کمتر سازمان، شرکت، فروشگاه، تولیدی و یا اداره ای به صورت دستی به امور حسابداری و حسابرسی رسیدگی می کنند. استفاده از نرم افزار حسابداری در روند حسابرسی سرعت و دقت بیشتری را ایجاد می کند. برای آشنایی با انواع محصولات نرم افزار حسابداری پارمیس برای مشاغل و اصناف مختلف، می توانید اینجا را ببینید.
  • تهیه و بررسی صورت های مالی و کسب اطمینان از درستی و انطباق آنها با قوانین و مقررات مالی و محاسباتی جاری کشور
  • محاسبه بدهی مالیاتی، تهیه اظهارنامه مالیاتی و نظارت بر پرداخت صحیح و به موقع مالیات ها
  • ثبت درآمدها و هزینه های شرکت و کنترل حساب سود و زیان و ارائه گزارش های دوره ای در این خصوص به مدیریت
  • تهیه، سازماندهی و نگهداری گزارشات مالی قانونی
  • ثبت اطلاعات کارکنان و محاسبه حقوق و دستمزد ماهیانه آنها و پرداخت فیش حقوقی به آنها. در انجام این مرحله نیز می توان از امکانات موجود در نرم افزار حسابداری بهره برد. برای اطلاع بیشتر از امکانات نرم افزار حسابداری پارمیس استار برای مدیریت حقوق و دستمزد اینجا را ببینید.
  • ارزیابی عملیات مالی و پیشنهاد بهترین روشها به مدیریت
  • پیشنهاد روشهای کاهش هزینه، افزایش درآمد و بهبود سود

امیدواریم که مطالعه این مقاله اطلاعات کافی در زمینه فعالیت در حرفه حسابداری را در اختیار شما خواننده گرامی قرار داده باشد...

منتشر شده در مقالات

با وجود بهبود قابل توجه درآمدهای مالیاتی در دولت یازدهم و رسیدن به رقم ۷۱ هزار میلیارد تومانی در سال ۱۳۹۳ (رشد ۴۴ درصدی نسبت به سال ۱۳۹۲)، همچنان سهم درآمدهای مالیاتی در بودجه دولت پایین بوده؛ به نحوی که در سال ۱۳۹۳ حدود ۴۰ درصد از مخارج دولت از طریق درآمدهای مالیاتی تامین مالی شده است.



هر چند این سهم، طی یک دهه گذشته با افزایش قابل توجهی مواجه بوده و از حدود ۲۵ درصد به بالای ۴۰ درصد رسیده است. علاوه بر تغییر صورت گرفته در ترکیب درآمدهای دولتی و اتکای بیشتر درآمدها به مالیات، بررسی ترکیب خود درآمدهای مالیاتی نیز نشان می دهد طی سال های گذشته، سهم مالیات های غیرمستقیم از کل درآمدهای مالیاتی افزایش یافته و به عنوان مثال مالیات بر مصرف و فروش، از ۱۷ درصد کل درآمدهای مالیاتی در ابتدای دهه هشتاد، به بیش از ۳۰ درصد در سال گذشته افزایش یافته است.
البته تکیه بیشتر بر درآمدهای مالیاتی، تا حدودی تحت تاثیر «تصمیم» خود دولت ها و تا حدودی هم، به دلیل شرایط ناگزیر تحریم و کاهش درآمدهای نفتی بوده است و البته هنوز هم، سهم نفت در بودجه در مقایسه با اقتصادهای توسعه یافته، بالاست و تبعات مخرب خود را برای اقتصاد به همراه دارد؛ بنابراین با وجود بهبود ساختار مالی دولت، هنوز راه زیادی برای رسیدن به دولتی متکی به مالیات و بدون وابستگی به رانت نفت در پیش است. تامین مالی مخارج عمومی با درآمدهای مالیاتی و همچنین، تدوین یک نظام مالیاتی کارآ با ترکیب مناسب درآمدهای مالیاتی مستقیم و غیرمستقیم، گام هایی است که برای اصلاح ساختار مالی دولت و همچنین، کارآ کردن نظام بازتوزیعی اقتصاد، باید برداشته شود. در این زمینه، یکی از مهم ترین گام هایی که باید در ابتدا برداشته شود گسترش چتر مالیاتی با افزایش پایه های مالیاتی و جلوگیری از فرار مالیاتی – به خصوص از سوی بنگاه های بزرگ – است.

نفت؛ دولت رانتی و ضعف مالیات ستانی 
دولت در اقتصاد ایران به عنوان کشوری نفت خیز برای سال های متمادی است که بودجه خود را با اتکا به درآمدهای نفتی تنظیم کرده و وابستگی به درآمد نفت به معضلی ساختاری برای دولت تبدیل شده است. در ادبیات اقتصادی، دولتی که بخش عمده درآمدهای خود را از رانت خارجی حاصل از صدور یک یا چند ماده خام به دست آورد، دولتی رانتی لقب می گیرد.
در واقع استقلال مالی دولت از عملکرد اقتصاد داخلی موجب می شود تا دولت نسبت به تقویت امر تولید و روند رشد و توسعه اقتصادی و در نتیجه ایجاد پایه مالیاتی گسترده تر حساسیت کمتری داشته باشد. دولتی که برای تامین مالی خود نیاز به مالیات ستانی از اقتصاد داخلی دارد، قطعا نگرانی بیشتری نسبت به عملکرد و میزان تولید اقتصادی دارد تا دولتی که عمده منابع مالی خود را از منابع رانت برونزا به دست می آورد.
از آنجا که دولت رانتی به دلیل دسترسی به منابع عظیم رانتی احساس استقلال می کند دیگر توجهی به عملکرد حقیقی اقتصاد داخلی نشان نداده و این روند به مرور موجب تضعیف دولت می شود. همچنین دولتی که به دلیل وجود منابع رانت برون زا برای تامین مالی مخارج خود احساس نگرانی نمی کند، برای به وجود آوردن نهادهای کارآ و ساختار سازمانی با زیرساخت قانونی و نظام بوروکراتیک متمرکز، قوی و منسجم جهت مالیات ستانی از اقتصاد داخلی حساسیتی نخواهد داشت. منابع درآمدی دولت، نحوه جمع آوری این درآمدها و نحوه استفاده از آنها عاملی مهم در تعیین ماهیت دولت و کارآیی آن خواهد بود. چنانچه دولت از درآمدهای ناشی از رانت برخوردار باشد نیاز بیشتری به اخذ مالیات خواهد داشت و در نتیجه دولت به سمت ایجاد یک نظام بوروکراتیک قوی به اخذ مالیات خواهد رفت. در چنین فضایی تمرکز دولت بر افزایش سهم درآمدهای مالیاتی در بودجه اقدامی مثبت جهت بهبود تخصیص منابع در اقتصاد کشور خواهد بود. برنامه ریزی برای اتکای بیشتر دولت بر درآمدهای مالیاتی از یکسو دولت را به این سمت هدایت خواهد کرد تا با تقویت ساختار خود به تقویت مالیات ستانی بپردازد که این امر خود به بهبود عملکرد و افزایش کارآیی دولت در تخصیص منابع خواهد انجامید. از سوی دیگر اتکای بیشتر دولت بر درآمدهای مالیاتی موجب تقویت ارتباط عملکرد دولت و عملکرد اقتصادی داخلی خواهد شد و دولت تلاش خواهد کرد تا با ایجاد فضای مناسب برای رشد تولید، درآمدهای مالیاتی خود را افزایش دهد. تقویت نظام مالیات ستانی خود یکی از راه های رهایی از دولت رانتی وابسته به منابع رانت نفت است.

روند درآمدهای مالیاتی در بودجه دولت 
بررسی روند رشد درآمدهای مالیاتی از سال ۱۳۸۰ نشان دهنده تغییرات مهمی در روند رشد درآمدهای مالیاتی با تغییر دولت ها است. نرخ رشد درآمدهای مالیاتی از سال ۱۳۸۰ و در دولت هشتم از حدود ۱۴ درصد با روندی تقریبا صعودی مواجه بوده و تا پایان دولت هشتم در نیمه سال ۱۳۸۴ به مرز ۴۰ درصد نیز رسیده است. با شروع به کار دولت نهم در نیمه دوم سال ۱۳۸۴ رشد درآمدهای مالیاتی تا پایان همان سال به مرز ۶۰ درصد رسید و از آن به بعد با افت چشمگیری مواجه شد به طوری که در بهار ۸۶ رشد این متغیر تا ۹ درصد نیز تنزل یافت. پس از آن مقدار رشد این متغیر تا ۳ سال بعد؛ یعنی بهار ۸۹ در محدوده ۱۴ تا ۲۸ درصد در نوسان بوده است. کمترین میزان رشد درآمدهای مالیاتی در این دوره در پایان سال ۱۳۸۹ با رشد منفی ۵ درصد تجربه شد. پس از آن رشد درآمدهای مالیاتی افزایش یافت و تا پایان دولت دهم در محدوده ۱۰ تا ۲۶ درصد در نوسان بود و دولت دهم درآمدهای مالیاتی را با نرخ رشد ۱۵ درصدی به دولت یازدهم تحویل داد. با روی کار آمدن دولت یازدهم نرخ رشد درآمدهای مالیاتی وارد مسیر صعودی شد و در پایان سال ۱۳۹۳ به بیش از ۴۰ درصد افزایش یافت.
اما نکته اینجاست که فارغ از روند نوسانی رشد درآمدهای مالیاتی دولت آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، سهم مالیات در تامین مالی مخارج دولت است. روند سهم مالیات در تامین مالی مخارج دولت حاکی از آن است که به رغم نوسانات زیاد در رشد درآمدهای مالیاتی دولت، روند سهم مالیات در تامین مالی مخارج دولت تقریبا فارغ از این نوسانات بوده؛ به نحوی که سهم مالیات در تامین مالی مخارج دولت از سال ۱۳۸۲ مسیر صعودی نسبتا همواری را طی کرده و از حدود ۲۵ درصد در اوایل دهه هشتاد به فراتر از ۴۰ درصد در پایان سال ۱۳۹۳ افزایش یافته است.
بررسی این روند نشان دهنده افزایش این سهم در طول این مدت اما با شیب ملایم بوده است؛ بنابراین نوسان ناچیز این متغیر طی این دوره همراه با روند صعودی آن نشان دهنده آن است که دولت ها در تامین مالی مخارج خود همواره تلاش کرده اند سهم درآمدهای مالیاتی را بهبود بخشند، اما افزایش این سهم به حدود ۴۰ درصد در پایان سال ۱۳۹۳ حاکی از آن است که دولت یازدهم با تکیه بیشتر بر درآمدهای مالیاتی، به ویژه با توجه به نزول درآمدهای نفتی، سهم بیشتری از مخارج خود را از مسیر درآمدهای مالیاتی تامین کرده و اتکای بودجه به نفت را کاهش داده است.

انواع مالیات بر درآمدهای دولت 
بررسی مقطعی انواع مالیات بر درآمدهای دولت در دو مقطع زمانی سال ۱۳۸۰ و ۱۳۹۳ نشان دهنده تغییر معنادار سهم برخی از انواع مالیات در مقابل عدم تغییر سهم برخی دیگر از انواع مالیات است. مالیات ها در دو تقسیم بندی به مالیات های مستقیم و غیر مستقیم تقسیم می شوند. مالیات های مستقیم به آن دسته از مالیات ها اطلاق می شود که شمولیت پرداخت آن مستقیما نزد بدهکار مالیاتی به وجود می آید. مالیات بر درآمد، مالیات اشخاص حقوقی و مالیات بر ثروت جزو این دسته از مالیات ها است. سهم مالیات اشخاص حقوقی در درآمدهای مالیاتی در سال ۱۳۸۰، حدود ۳۰ درصد بوده است که این مقدار در سال ۱۳۹۳ با تغییر اندک به ۳۴ درصد افزایش یافته است، اما سهم مالیات بر درآمد از ۲۱ درصد در سال ۱۳۸۰ به ۱۳ درصد در سال ۱۳۹۳ کاهش یافته است. این نوع مالیات در سال ۱۳۹۳ نسبت به سال ۱۳۸۰ با کاهش ۸ درصدی مواجه شده است. مالیات بر ثروت نیز سهم اندکی در حدود ۴ درصد از درآمدهای مالیاتی را داشته است.
مالیات بر واردات و مالیات بر مصرف و فروش نیز در دسته بندی مالیات های غیرمستقیم قرار می گیرند. مالیات غیرمستقیم آن دسته از مالیات هایی است که به طور غیرمستقیم بر کالاهای مصرفی اشخاص وضع شده و از مصرف کنندگان وصول می شود. مالیات بر واردات نیز در سال ۱۳۹۳ نسبت به سال ۱۳۸۰ از ۲۸ درصد به ۱۹ درصد کاهش یافته است. کاهش در مالیات بر واردات در چند سال اخیر عمدتا به دلیل کاهش واردات در سایه تحریم های اقتصادی بوده است.
افزایش ۱۴ درصدی مالیات بر مصرف و فروش از اتفاقات مثبتی است که در نظام مالیاتی رخ داده است. این نوع از مالیات با سهم ۱۷ درصدی در سال ۸۰ به ۳۱ درصد در سال ۹۳ رسیده است. افزایش در سهم این نوع از مالیات نشان دهنده انتقال مالیات به مصرف کننده است که گسترش مالیات بر ارزش افزوده در سال های اخیر یکی از مصادیق بارز آن است. در طبقه بندی مالیات ها، مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات غیر مستقیم بر مصرف و فروش داخلی کالاها و خدمات است. این نوع مالیات، چند مرحله ای و در هر یک از مراحل تولید و تکمیل تا مصرف نهایی، بر حسب ارزش افزوده ایجاد می شود. به عبارت دیگر مالیات بر ارزش افزوده، نوعی مالیات بر فروش چند مرحله ای است که خرید کالاها و خدمات واسطه ای را از پرداخت مالیات معاف می کند. ارزش افزوده یک بنگاه از تفاوت عایدات فروش کالایا خدمات و کل هزینه هایی که صرف خرید کالاها و خدمات واسطه ای شده است، ناشی می شود.

تغییر نظام مالیاتی و کارکرد مالیات های مستقیم و غیرمستقیم 
در ادبیات اقتصادی مالیات ها، نظرهای مختلفی در مورد ارجح بودن مالیات های مستقیم و غیرمستقیم وجود دارد. برخی رویکردها مالیات های مستقیم را از جمیع جهات مناسب تر از مالیات های غیرمستقیم می دانند و اصولااعتقاد دارند که مالیات های غیر مستقیم به علت عدم توانایی نظام مالیاتی، به تشخیص درآمدهای واقعی به اجبار بر بازارها برقرار می شوند. علاوه بر این مالیات های مستقیم ابزاری برای تغییر توزیع درآمد و نیل به توزیع برابر و مناسب تر درآمد است. در مقابل مالیات های غیرمستقیم یک روش کسب درآمد برای دولت است. بر این اساس عموما پیشنهاد یک ترکیب بهینه از مالیات مستقیم و غیرمستقیم ارائه می شود تا دولت بتواند هم به اهداف درآمدزایی و هم به اهداف توزیع مناسب درآمد دست یابد.
در شرایط فعلی با وجود تقویت درآمدهای مالیاتی، همچنان سهم درآمدهای مالیاتی در بودجه دولت پایین بوده و حدود ۴۰ درصد از مخارج دولت توسط درآمدهای مالیاتی تامین می شود. همچنین کل درآمدهای مالیاتی در سال ۱۳۹۳ حدود ۶/ ۶ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور بوده است. این امر حاکی از ظرفیت بالقوه مالیات برای کسب درآمد دولت است. روشن است که هرچه دولت اتکای خود به درآمدهای مالیاتی را افزایش داده و در مقابل وابستگی به درآمدهای نفتی را کاهش دهد نه تنها به ارتقای کارآیی ساختار خود کمک می کند، بلکه به تقویت و توسعه نظام تولید نیز کمک می کند.
در زمینه توسعه درآمدهای مالیاتی، علاوه بر کارکرد نرخ های مالیاتی، دولت باید توجه ویژه ای به گسترش پایه مالیاتی نیز داشته باشد. علاوه بر این توجه به کارکردهای انواع مالیات در زمینه کسب درآمد برای دولت و تغییر توزیع درآمد نیز از ضروریات است به نحوی که دولت به یک ترکیب بهینه از مالیات مستقیم و غیرمستقیم برسد که هم به اهداف درآمدزایی و هم به اهداف توزیع مناسب درآمد دست یابد.

منتشر شده در اخبار حسابداری

مقدمه
محیط کسب‌وکار، پویا و همیشه دستخوش تغییر و دگرگونی است. فناوری مدام در حال تغییر و پیچیده‌تر شدن است. شرکتها و سازمانها به‌دنبال فناوری جدید برای ارتقای کارایی فرایندهای کسب‌وکارشان هستند و از این‌رو سیستمهای اطلاعاتی پیچیده‌تر شده‌اند. حوزه حسابرسی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و به‌شدت تحت تاثیر توسعه فناوری اطلاعات قرار گرفته است.
 با کامپیوتری شدن هرچه بیشتر سازمانها، ‌تصمیمگیران بیشتر نگران صحت داده‌ها یا اطلاعاتی می‌شوند که باید براساس آنها تصمیمهای راهبردی بگیرند. ران وبر (Ron Weber) در مقدمه کتاب خود با عنوان «حسابرسی سیستمهای اطلاعاتی» بر این مطلب تاکید کرده است که حسابرس باید در کسب‌وکار از مشتری برتر باشد. در دهه اخیر که فناوری در حال تغییر دنیای کسب‌وکار بوده است، ‌‌متاسفانه حسابرسان از این تغییر عقب مانده‌اند. فریب دادن حسابرسان با مدارک ساختگی، امضای جعلی، ‌توضیحهای دروغین و مواردی این گونه، ‌برای مدیران بنگاه یا واحد تحت رسیدگی بسیار ساده شده است .

 حسابرسان باید به یاد داشته باشند که چنانچه تقلبی آشکار شود،‌ جامعه به بهانه‌هایی مانند اینکه «مدیران به ما نگفتند که حسابسازی کرده‌اند» یا «ما برای کشف تقلب آموزش ندیده‌ایم»، توجه یا آن را باور نخواهند کرد . در دنیای در حال تغییر، رسیدن به چنین درجه‌ای از مهارت، رویایی نیست؛ بلکه وظیفه است . شغل حسابرس علاوه بر حسابرسی،‌ پیش‌بینی تغییر جهت فناوری اطلاعات و تاثیری که این تغییرها و پیامدهای آنها ممکن است بر هدفهای تجاری بگذارند را نیز در برمی‌گیرد.
 یکی از عوامل کلیدی موفقیت در رسیدن به این هدفها،‌ درک کامل نقش حسابرس است. حسابرسان باید تلاش کنند که تصویر حسابرس به‌عنوان «پلیس فناوری اطلاعات» را با تصویر حسابرس به مثابه فردی که به‌عنوان شریک کسب‌وکار،‌ واحدهای تحت رسیدگی را در نیل به هدفهایشان یاری می‌رساند، جایگزین کنند. تغییر نقش حسابرس در عرض دو دهه اخیر را می‌توان به شکل جدول ۱ نمایش داد .

با تغییر سریع فناوری و توسعه الگوهای تجاری، شیوه دسترسی به شواهد حسابرسی دگرگون شده و چالش جدیدی متوجه حسابرسی سنتی گشته است؛ کامپیوتر از دو جنبه بر حسابرس اثر گذاشته است:
جنبه اول: موجب پیدایش مقدمه بسیار مهمی در حسابرسی کامپیوتری به نام «حسابرسی سیستمهای کامپیوتری» شده است. درصورتی که نتایج حاصل از حسابرسی سیستمهای اطلاعاتی به‌درستی انجام گیرد و اتکاپذیر تشخیص داده شود، شرایط برای ورود به مرحله بعدی آسان می‌گردد.
جنبه دوم: بعد از آنکه از صحت سیستم اطلاعاتی اطمینان به‌دست آمد، می‌توان از «کامپیوتر به‌عنوان یک ابزار حسابرسی» استفاده کرد.
 در صورتی‌که «استفاده از کامپیوتر به‌عنوان یک ابزار حسابرسی» درخور اتکا و کاربری نباشد، به‌طور معمول از «حسابرسی دور زدن کامپیوتر» استفاده می‌شود. در این «حسابرسی»، حسابرس فرض می‌کند که کامپیوتری در میان نیست و با شناخت روابط در محیط و نادیده گرفتن سیستم کامپیوتری، حسابرسی را در واقع با نادیده گرفتن کامپیوتر انجام می‌دهد. این شیوه، در محیط سیستمهای ساده تا کمی پیچیده کامپیوتری امکان‌پذیر است؛ ولی در محیطهای سیستمهای پیچیده و پیشرفته کامپیوتری ممکن است امکان‌پذیر نباشد .

 

 

 فناوری اطلاعات و فرضیه‌های بدیهی حسابرسی
مرور ادبیات موجود نشان می‌دهد که به‌طور معمول فیلسوفان و علمای منطق، ۵ ویژگی برای فرضیه‌های بدیهی قائلند:
۱- برای توسعه هر زمینه علمی ضروری‌اند،
۲- به‌طور مستقیم قابل تایید نیستند،
۳- مبنایی برای استنتاج می‌باشند،
 ۴- مبانی ایجاد ساختار یک تئوری هستند، و

۵- در پرتو پیشرفت علم در معرض پرسش و تردید قرار دارند.
ارسطو چنین می‌گوید: “نقطه آغاز هر علمی، ‌تعدادی فرضیه‌های بدیهی است که نیازی به اثبات آنها نیست.”
 فرضیه‌های بدیهی سنگ زیربنای هر تئوری را تشکیل می‌دهند؛‌ زیرا بدون آنها نمی‌توان نقطه آغازی داشت.‌ این فرضیه‌ها در حقیقت نوعی قضیه‌اند که باید بدون هر سئوالی آنها را پذیرفت. در علم حسابداری نیز وضع به همین‌گونه است. برای مثال، یکی از فرضیه‌های بدیهی که در درس اصول حسابداری ۱ در بدو ورود به دانشگاه با آن آشنا شدیم این بود: «رویدادهای مالی را می‌توان براساس مقادیر پولی و به‌صورت معنیداری بیان کرد». فرض پول به‌عنوان واحد اندازه‌گیری، ‌یک فرض بدیهی است که هیچ فرد مبتدی هرگز آن را مورد تردید و سئوال قرار نمی‌دهد؛ در حالی که ممکن است پس از آن اعتبار خود را از دست بدهد که در آن صورت، دیگر یک فرض بدیهی نخواهد بود .
بررسی نظرهای موجود و متون معتبر حسابرسی نشان می‌دهد که اعتماد به گواهی حسابرس، اظهارنظر در خصوص کیفیت اطلاعات، میزان مهارت حسابرس و شواهد حسابرسی به‌طور مستقیم تحت تاثیر فناوری اطلاعات قرار گرفته‌اند که در نتیجه فرضیه‌های بدیهی حسابرسی مرتبط را نیز متاثر خواهند ساخت. در زیر به برخی از این فرضیه‌های بدیهی اشاره می‌شود:
• «کیفیت اطلاعات مندرج در صورتهای مالی، ‌بدون گواهی حسابرسان مستقل اعتمادپذیر نیست.»
• «گواهی کیفیت اطلاعات مندرج در صورتهای مالی برای ذینفعان، ‌با انجام حسابرسی حاصل می‌شود.»
• «حسابرس برای گواهی کیفیت اطلاعات مندرج درصورتهای مالی، دارای مهارت و تجربه کافی است.»

• «حسابرس به‌عنوان کارشناس حرفه‌ای نسبت به کیفیت کار خود پاسخگوست.»
• «شواهد کافی و معتبر برای تایید نظر حسابرسی در مورد کیفیت صورتهای مالی ‌وجود دارند و حسابرس می‌تواند این شواهد را در یک زمان منطقی و با هزینه‌ای معقول جمع‌آوری و ارزشیابی کند.»
 با توجه به فرضهای فوق، حسابرس باید اطمینان یابد که داده‌های مندرج در صورتهای مالی عاری از تحریف بااهمیت هستند تا کیفیت اطلاعات مندرج در صورتهای مالی درخور گواهی باشد ‌ و حسابرسان باید برای انجام کار حسابرسی دارای صلاحیت (مهارت و تجربه) کافی باشند.
در محیطهای فناوری اطلاعات، ماهیت شواهد تغییر کرده و حسابرس را در موقعیت پیچیده‌ای قرار داده است. با فرض وجود سیستمهای اطلاعاتی کامپیوتری‌، این امر بدین معناست که حسابرسان در مورد فناوری اطلاعات۱ و شیوه حسابرسی آن مهارت کافی دارند و ‌اینکه آیا آنان در حال حاضر دارای چنین مهارتهایی هستند، جای شک دارد. حسابرسی مربوط به تایید و اثبات کیفیت، یک موضوع فنی و پیچیده است؛ بنابراین بجاست که فرض کنیم حسابرس مهارت و تجربه کافی و مناسبی برای دستیابی به هدفهای حسابرسی را داراست. این فرض بدیهی با دیدگاه تدوین استانداردهای حسابرسی در امریکا در مورد آموزش فنی، صلاحیت حرفه‌ای و مهارت کافی حسابرس، مطابقت دارد.
اگر حسابرسان به‌صورت اثربخشی ‌قادر به حسابرسی سیستمهای فناوری اطلاعاتی که صورتهای مالی از آن استخراج می‌گردد، ‌نباشند، ‌دیگر دانش تخصصی آنها در مورد اصول پذیرفته‌شده حسابرسی بی‌ارزش خواهد بود. بنابراین، ‌حسابرسان باید حسابرسی خود را در سیستمهای اطلاعاتی صاحبکار به‌نحوی برنامه‌ریزی کنند که شامل سیستمهای مبتنی بر فناوری اطلاعات نیز باشد.
حسابرسان نه‌تنها باید مهارتهای فناوری اطلاعات را دارا باشند، ‌بلکه همچنین باید در مهارتهای فناوری اطلاعات متخصص باشند تا از عهده وضعیتهای مختلف حسابرسی برآیند (Chambers & Curt, 1998).
آنها باید ریسک حسابرسی را مطابق با بی‌اطمینانیهایی که در یک محیط فناوری اطلاعات وجود دارد،‌ ارزیابی کنند

؛ به‌ویژه بی‌اطمینانیهایی که مربوط به کنترل می‌شود. آنها همچنین باید کیفیت عملیات حسابرسیشان را با توجه به هزینه حسابرسی،‌ کارایی و‌ اثربخشی، به‌وسیله استفاده از روشهای حسابرسی مبتنی بر کامپیوتر بهبود بخشند .
پیشرفتهای اخیر در حوزه فناوری اطلاعات و خطر دستکاری اطلاعات با استفاده از آن ممکن است از توانایی حرفه حسابرسی پیشی بگیرد و حسابرسان نتوانند از عهده آن برآیند. تقلبهای کامپیوتری که بر کیفیت صورتهای مالی حسابرسی‌شده اثر می‌گذارد، به‌طور مستقیم به حسابرسان مربوط می‌شود.
اگرچه بسیاری از مؤسسه‌های حسابرسی هنوز به آموزش حرفه‌ای مستمر۲ به‌عنوان یک هزینه اجباری می‌نگرند، باید برای مقابله با چالش پیش‌گفته و بالا بردن سطح صلاحیت و آگاهی مؤسسه‌های حسابرسی، از طریق تشویق (یا اجبار) مؤسسه‌های حسابرسی، ‌حسابرسان را به دریافت مدرک رسمی حسابرسی سیستمهای اطلاعاتی برانگیخت.

فناوری اطلاعات و مفاهیم اهمیت و ریسک
اهمیت، موضوعی است که با ریسک حسابرسی بسیار در ارتباط است. در واقع، ریسک حسابرسی در ارتباط با احتمال کشف نشدن تحریفهای حسابداری بااهمیت، ‌بیان می‌شود. بنابراین، ‌ارتباط اساسی موضوع اهمیت با حسابرسان، زمانی که ریسک حسابرسی یک رویداد مالی را ارزیابی می‌کنند، ‌عبارت است از اینکه در چه نقطه‌ای یک تحریف احتمالی به اندازه کافی بااهمیت می‌شود تا بر عملیات حسابرسی و اظهارنظر آن اثر گذارد؟
در کار حسابرسی دو عامل مرتبط با این موضوع وجود دارد؛ اول ریسک کشف تحریف حسابداری به‌وسیله حسابرسان (به‌دلیل عوامل مرتبط با کنترلهای شرکت و سطح صلاحیت حسابرسان) و دوم ،‌مسئله ماهیت کمی و یا کیفی تحریف و اثر بر صورتهای مالی حسابرسی‌شده و گزارش حسابرسی. بنابراین، ‌اهمیت باید به‌عنوان موضوعی با ماهیت چندبعدی در نظر گرفته شود؛ موضوعی که هم بر حسابدار و هم بر حسابرس اثر می‌گذارد؛ به‌خصوص در ارتباط با اطلاعاتی که محتوای آن بر قضاوت استفاده‌کننده اثر می‌گذارد. در مورد مفهوم اهمیت در حسابرسی، موضوع مشخص این است که اهمیت به‌طور مستقیم بر تصمیمهای حسابرسی در مورد کیفیت صورتهای مالی گزارش‌شده، اثر گذار است. اهمیت بر مربوط بودن و قابلیت اعتماد صورتهای مالی اثر می‌گذارد. بنابراین اهمیت باید به‌وسیله حسابرس و در ارتباط با تاثیر آن بر عملکرد و تصمیمهای استفاده‌کن

نده، ارائه صادقانه پدیده‌ها و در واقع مسئله پاسخگویی مدیریت به صاحبان سهام و سایر ذینفعان، ارزیابی شود.
 نقطه تمرکز حسابرسی مبتنی بر ریسک به‌واسطه فناوری تغییر کرده است. با استفاده از امکانات کامپیوتری و شبکه‌های ارتباطی، بسیاری از اموری که پیش از این به‌صورت جداگانه انجام می‌گرفت، با هم ترکیب شده‌اند که این کار، احتمال خطای سیستمی تکرار شونده را افزایش داده است. تعریف ساده حسابرسی مبتنی بر ریسک چنین است: “یک حسابرسی که درآن گروه حسابرسی تلاشهای خود را بر مواضع دارای ریسک بیشتر متمرکز می‌کند.” از این‌رو، ‌افراد حرفه‌ای باید برای اینکه وقت خود را کجا صرف کنند، ‌دست به انتخاب بزنند. طبیعی است که تمرکز بر مواضع، ‌دارای بیشترین ریسک منطقی خواهد بود و این همان هدف حسابرسی مبتنی بر ریسک است .
سرشت بسیار تکرارشونده بسیاری از توابع استفاده‌شده در برنامه‌های کامپیوتری به این مفهوم است که خطاهای کوچک ممکن است به زیانهای بزرگ بینجامند. برای مثال، یک خطا در محاسبه مالیات بر درامد کارکنان تنها در یک مورد اتفاق نخواهد افتاد؛ اما به محض اینکه یک خطا در سیستم کامپیوتری رخ دهد، بر تمام موارد اثر خواهد گذاشت. آزمون فرایندهای نامرئی، آسیب‌پذیری‌ها در یک سیستم اطلاعاتی را برای ممیزی بازبین، حتمی و لازم‌الاجرا می‌کند تا این اطمینان پدید آید که نه‌تنها کنترلهای کافی وجود دارند، بلکه این کنترلها به‌صورت موثری کار می‌کنند. همچنین اطمینان داده می‌شود که این کنترلها مطابق با ریسکها براورد شده‌اند و عملیات سازمان را در مقابل خطاها، کلاهبرداریها، ‌تقلب و دیگر اعمال، فجایع و تصادفهایی که ممکن است رخ دهد، ارزیابی می‌کنند.
 با توجه به تغییر نقطه تمرکز حسابرسی مبتنی بر ریسک به‌واسطه فناوری و سرشت بسیار تکرارشونده بسیاری از توابع استفاده‌شده در برنامه‌های کامپیوتری، تعریف مفهوم اهمیت به معنای بازبینی اعداد بزرگ به شناسایی موارد پرتکرار تغییر کرده است.

کنترلهای فناوری: آنچه درست درک نشده است
بیانیه استانداردهای حسابرسی شماره ۷۸ با عنوان بررسی ساختار کنترل داخلی در حسابرسی صورتهای مالی بیان می‌کند که کنترل داخلی فرایندی است که «برای فراهم کردن اطمینان معقول از دستیابی به هدفهایی که در گروههای زیر می‌آیند، طراحی شده است: الف) اعتمادپذیری گزارشگری مالی، ب) اثربخشی و کارایی عملیات، و ج) رعایت قوانین و مقررات مربوط».
 حسابرسان برای دستیابی به درک مورد نیاز از کنترلها باید آشنایی فزاینده‌ای با کنترلهای فناوری اطلاعات بیابند‌؛ ولی عمده حسابرسان آگاهی کافی از این موضوع ندارند.‌ هیئت تدوین استاندارد حسابرسی این مشکل را تشخیص داده و در بیانیه استاندارد حسابرسی شماره ۷۸، رهنمودهای بیشتری درباره کنترلهای فناوری اطلاعات ارائه کرده است. متاسفانه این بیانیه تاثیر اندکی بر نحوه اجرای حسابرسی به‌وسیله مؤسسه‌های حسابرسی داشت؛ بنابراین هیئت تدوین استانداردهای حسابرسی در بیانیه ۹۴ تاثیر فناوری اطلاعات بر بررسی کنترلهای داخلی به‌وسیله حسابرسان را مورد توجه قرار داد. به‌صورت مختصر، در این استاندارد چنین بیان شده است: «بشتابید حسابرسان؛ ‌دیگر نمی‌توانید فناوری را نادیده بگیرید!». برای خنثی نمودن تغییرهای فناوری برای مقابله با چالش سریع در حسابرسیِ صاحبکار با ریسک بالا یا پیچیده، ‌مؤسسه‌های حسابرسی باید استفاده از متخصصان فناوری را به‌عنوان عضوی از گروه، ‌مدنظر قرار دهند. به‌طور مسلم این همکاری منجر به حسابرسی با کیفیت بالاتری خواهد شد و احتمال دارد گروه حسابرسی با شناسایی ضعفها و فرصتهای فناوری اطلاعات،‌ خدمات بهتری را به صاحبکاران ارائه نماید .

 برای درک بهتر کنترلهایی که ممکن است در شرکت وجود داشته باشد، از الگوی مفهومی مؤسسه آدیت واچ (Audit Watch) استفاده شده است. در این الگوی مفهومی، مسیر حرکت یک معامله از آغاز تا مقصد نهایی که همانا صورتهای مالی است، به‌صورت «جریان» نمایش داده شده است:
کنترلهای ورودی۳ موجب اطمینان از ورود صحیح اطلاعات به سیستم رایانه‌ای می‌شوند. برای مثال، حسابداری قبل از وارد کردن اطلاعات به رایانه اثبات می‌کند که همه سفارشهای خرید به‌نحو مناسبی تایید و کدگذاری شده است. طی سالها،‌ حسابرسان به هنگام کسب شناخت از سیستم صاحبکار روی این نوع کنترلها تمرکز کرده‌اند.

 

 کنترلهای فناوری اطلاعات‌، کنترلهایی خودکارند که به پیشگیری از تحریفها کمک می‌کنند. برای مثال، ممکن است یک نرم‌افزار حقوق و دستمزد، اطلاعات غیرمعقولی مانند حقوق ساعتی بیش از ۵۰۰ هزار تومان را نپذیرد. با وجود رواج فزاینده فناوری اطلاعات در دنیای تجارت‌، بسیاری از حسابرسان این کنترلها را نمی‌فهمند و در نتیجه از آنها دوری می‌کنند.
 کنترلهای خروجی۴ پس از پردازش اطلاعات در سیستم رایانه‌ای وارد عمل می‌شوند. این کنترلها در هنگام بررسی ستانده‌های تولیدشده به‌وسیله سیستم، مورد استفاده قرار می‌گیرد.‌ برای مثال اگر برای اطمینان از ثبت کلیه بدهیها،‌ پرداختهای بعد از تاریخ ترازنامه کنترل شود،‌ این کنترلها می‌توانند بسیار مفید باشد. به‌همین دلیل، تعداد فزاینده‌ای از حسابرسان برای درک بهتر نحوه عملکرد آنها زمان صرف می‌کنند .
هر چند به‌طور معمول میزان اتکا کردن به کنترلها اختیاری است، ‌اما حسابرسان برای برنامه‌ریزی مناسب حسابرسی، ‌همواره ملزم به درک کافی کنترلها هستند. کنترلهای فناوری اطلاعات به‌منظور کاهش ریسکهای مرتبط در محیط فناوری اطلاعات در نظر گرفته می‌شوند. ‌این کنترلها جزئی از فرایند کنترل داخلی کلی درونی هر سازمان تحت بازبینی هستند. مدیران ارشد مؤسسه‌های حسابرسی باید ضمن در اولویت قرار دادن کنترلهای فناوری اطلاعات، در زمینه حسابسازی و تهدیدکنندگان زیرساختهای سیستم از جمله ویروس۵، ‌تروآ‌۶، درب پشتی۷، ‌یابنده‌های رمز۸،‌ استراق سمع۹‌، و حمله‌های مهندسی اجتماعی، آگاهی داشته باشند و از واگذاری مسئولیتهای خود به رده‌های پایینتر‌، بدون اعمال نظارتی موثر، خودداری کنند.

فناوری اطلاعات و خطرتقلب
سازمانها در همه زمینه‌ها نظیر انجام کسب‌وکار، برقراری ارتباطات۱۰ و فراوری اطلاعات مالی، بر واحد فناوری اطلاعات تکیه می‌کنند. در شرایطی که فناوری اطلاعات به‌طور مناسبی طراحی نشده و یا به‌نحو مطلوبی کنترل نمی‌شود، سازمان ممکن است در معرض تقلب قرار داشته باشد. امروزه سیستمهای رایانه‌ای که متصل به شبکه‌های ملی و بین‌المللی هستند، در معرض تهدیدهای مداوم فضای مجازی و انواع تهدیدهایی قرار دارند که ممکن است منجر به زیانهای اطلاعاتی و مالی بیشماری شوند. فناوری اطلاعات جزو پراهمیتی از فرایند مدیریت خطر است؛ به‌ویژه زمانی که خطر تقلب در دستور کار قرار گیرد. خطرهای فناوری اطلاعات شامل تهدید علیه تمامیت و پیوستگی اطلاعات و همچنین تهدیدهای نفوذکنندگان رایانه‌ای، امنیت سیستم و دزدی اطلاعات حساس مالی مربوط به کسب‌وکار سازمان است. خطر فناوری اطلاعات به‌هر صورتی که باشد، از قبیل نفوذ رایانه‌ای،‌ جاسوسی اقتصادی، ‌دگرگون‌سازی، ‌دستبرد به اطلاعات، ویروسها، دستیابی غیرمجاز به اطلاعات و سایر خطرهای تقلب فناوری اطلاعات، هر کسی را ممکن است تحت تاثیر قرار دهد. در حقیقت، فناوری می‌تواند از سوی افرادی که نیت ارتکاب تقلب دارند، در هریک از سه زمینه تقلبهای مربوط به شغل که به‌وسیله انجمن بررسی‌کنندگان خبره تقلب تعریف شده است، مورد استفاده قرار گیرد.

گزارشگری مالی متقلبانه
دسترسی غیرمجاز به سیستمهای عملیاتی حسابداری-
کارکنان با دسترسی غیرمجاز به دفتر کل، ‌سیستمهای فرعی یا ابزار گزارشگری مالی، ممکن است نسبت به انجام ثبتهای متقلبانه اقدام کنند.
بی‌اثر کردن سیستمهای کنترلهای داخلی- کنترلهای عمومی رایانه‌ای۱۱ شامل محدودیت در دستیابی به سیستم، ‌دستیابی محدود به سیستمهای عملیاتی و کنترلهای تعویض برنامه است. کارکنان فناوری اطلاعات ممکن است قادر به دستیابی غیرمجاز به اطلاعات محدودشده و یا تعدیل ثبتها به‌طور متقلبانه باشند.

سوء‌استفاده از داراییها
سرقت داراییهای مشهود- در سازمانها، ‌افرادی که به داراییهای مشهود (مانند پول نقد، ‌کالا و داراییهای ثابت) و به سیستمهای حسابداری مربوط به ثبت فعالیتهای این داراییها دسترسی دارند، می‌توانند با استفاده از فناوری اطلاعات، ‌دزدی داراییها را مخفی کنند. برای نمونه، ‌فردی ممکن است تامین‌کننده‌ای جعلی در پرونده اصلی تامین‌کنندگان ایجاد کند تا پرداخت در مقابل صورتحساب جعلی خرید را تسهیل سازد؛ یا فردی کالای موجود را دزدیده و بهای اقلام سرقت‌شده را در حساب بهای تمام‌شده ثبت کند تا به این ترتیب، ‌دارایی از ترازنامه حذف شود.
سرقت داراییهای نامشهود- در دنیای امروز ‌با توجه به اقتصادِ دانش محور و مبتنی بر خدمات، پر ارزش‌ترین داراییهای سازمان، ‌داراییهای نامشهودی مانند فهرست مشتریان، ‌تجربه‌های تجاری، ‌حق ‌اختراع و حق چاپ و تقلید است. به‌عنوان نمونه‌هایی از دزدی دارایی نامشهود می‌توان دزدی نرم‌افزارها یا محصولات، یا حق چاپ و تقلید به‌وسیله افراد داخل یا خارج از سازمان را نام برد.

فساد
سوء‌استفاده از مشتریان- کارکنان داخل یا خارج از سازمان می‌توانند اطلاعات کارکنان یا مشتریان را به‌دست آورند و از این اطلاعات برای دستیابی به اعتبار یا هدفهای متقلبانه دیگر استفاده کنند.
به‌خاطر داشته باشید که افراد متقلب در فضای مجازی، ‌حتی مجبور به ترک خانه‌های خود برای ارتکاب به تقلب نیستند؛ ‌بلکه آنها می‌توانند به‌طور عادی و از طریق شرکتهای تلفن محلی، ‌خدمات راه دور،‌ ارائه‌دهندگان خدمات اینترنت و شبکه‌های ماهواره‌ای و بی‌سیم، با دیگران ارتباط برقرارکنند.
آنان می‌توانند قبل از حمله به سیستمهای هدف در سراسر جهان و به‌منظور اختفای خود، به رایانه‌های مستقر در سایر کشورهای جهان وارد شده و ازآنجا اقدام کنند.آنچه اهمیت دارد این است که تمام اطلاعات و نه‌تنها اطلاعات مالی از این بابت در خطر است و خسارتهای ناشی از این‌گونه مخاطرات روزبه‌روز و همزمان با تکامل فناوری، بیشتر و بیشتر می‌شود.
 به‌منظور مدیریت خطر رو به رشد اداره سازمانها در عصر اطلاعات، باید زمینه‌های آسیب‌پذیری شناسایی شود و باید قادر بود مخاطرات را به‌روشی مقرون به‌صرفه کاهش داد. بنابراین، خطر فناوری اطلاعات باید  در ارزیابی خطر تقلب کلی سازمان مورد توجه قرار گرفته و به‌طور کامل در نظر گرفته شود .
ممیزی سیستمهای اطلاعاتی باید این اطمینان را ایجاد کند که علاوه بر حفاظت شایسته از داراییها، امکان استفاده بهینه از آنها در جهت رسیدن به هدفهای سازمانی نیز فراهم است.

نتیجه‌گیری
شغل حسابرس علاوه بر حسابرسی،‌ پیش‌بینی تغییر جهت فناوری اطلاعات و تاثیری را که این تغییرها و پیامدهای آنها ممکن است بر هدفهای تجاری بگذارند نیز در برمی‌گیرد. سرشت بسیار تکرارشونده بسیاری از توابع استفاده‌شده در برنامه‌های کامپیوتری، موجب شده نقطه تمرکز حسابرسی مبتنی بر ریسک تغییر کند و اهمیت به معنای بازبینی اعداد بزرگ، تعریف خود را با شناسایی موارد پرتکرار تعدیل کند. از طرفی، فناوری می‌تواند در کلیه زمینه‌های تقلبِ تعریف‌شده از سوی انجمن بررسی‌کنندگان خبره تقلب، مورد استفاده قرار گیرد.
پیشرفتهای اخیر در فناوری اطلاعات و خطر دستکاری اطلاعات با استفاده از آن، ممکن است از توانایی حرفه حسابرسی پیشی بگیرد و حسابرسان نتوانند از عهده آن برآیند. حسابرسان نه‌تنها باید مهارتهای فناوری اطلاعات را دارا باشند، ‌بلکه همچنین باید در مهارتهای فناوری اطلاعات متخصص باشند تا از عهده وضعیتهای مختلف حسابرسی برآیند. اگر حسابرسان به‌صورت اثربخشی ‌قادر به حسابرسی سیستمهای فناوری اطلاعاتی که صورتهای مالی از آنها استخراج می‌گردد، ‌نباشند، ‌دیگر دانش تخصصی آنها در مورد اصول پذیرفته‌شده حسابرسی بی‌ارزش خواهد بود.‌
در حال حاضر دستیابی به درکی مناسب از کنترلهای فناوری اطلاعات، ‌برای مؤسسه‌های بزرگ امری بسیار مهم است. مؤسسه‌های کوچکتر زیاد نگرانی ندارند، چون اغلب سیستمهای صاحبکار آنها پیچیده نیست؛ ‌با این حال باید به یاد داشته باشیم که با گذشت زمان، هر سال‌ تمام صاحبکاران از نظر فنی پیچیده‌تر می‌شوند و برای ارتقای مهارت و به‌روز شدن نباید صبر کرد تا با توجه به این موضوع خیلی دیر شود!

 

منتشر شده در مقالات

مهلت ارسال گزارشات فصلی اعم از خرید و فروش و قراردادهای فصل پائیز ۹۳ ، حداکثر تا ۳۰ دی ماه تعین شده است که می بایست  بصورت الکترونیکی (برخط یا آنلاین و غیر برخط یا آفلاین ) ارسال شود.

به نقل از سامانه الکترونیکی ارسال صورت معاملات مودیان آمده :

این نرم افزار تنها در سیستم عاملهای XP Service Pack 3، Vista، Window7قابل اجرا می باشد.

جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن های ۱۷- ۳۳۹۶۷۵۱۵تماس حاصل فرمائید .

ورود به سامانه ارسال الکترونیکی صورت معاملات این سامانه در راستای ارائه خدمات الکترونیکی دستورالعمل اجرایی موضوع ماده ۱۶۹ ق.م.م ایجاد گردیده و توسط آن، مودیان محترم مالیاتی می توانند نسبت به ثبت و ارسال اطلاعات خرید و فروش و همچنین پرداخت بابت قراردادها اقدام نمایند. همچنین از طریق این سیستم می توان نسبت به ثبت و ارسال اطلاعات مودیانی که از ارائه شناسه ملی (برای اشخاص حقوقی) و کد ملی (برای اشخاص حقیقی) به فروشنده در زمان خرید کالاها و خدمات امتناع ورزیده اند، نیز اقدام نمود.

دوره ارسال اطلاعات برای خرید و فروش و پرداخت قراردادها سه ماهه بوده و می بایست تا سی روز (۳۰ روز) پس از پایان هر فصل نسبت به ارسال آن اقدام نمود . در مواردی که خریدار از ارائه شماره اقتصادی خودداری کند چنانچه فروشنده مشخصات خریدار و موضوع مورد معامله را ظرف مهلت یک ماه از زمان انجام معامله در فرم “فهرست امتناع” به اداره امور مالیاتی اعلام نمایند مشمول جریمه از این بابت نخواهند بود.

دو روش برای ثبت و ارسال اطلاعات معاملات در سامانه پیش بینی شده است.

۱- روش برخط (online): این روش برای آن دسته از مودیانی می باشد که در سامانه الکترونیکی ثبت نام مودیان ، حداقل مرحله پیش ثبت نام و اعتبار سنجی مربوطه را پشت سر گذاشته و کد کاربری و کلمه عبور مرحله دوم را از طریق پاکات پستی مخصوص مربوطه دریافت نموده اند. برای این دسته از مودیان گرامی با ورود به سامانه، امکان ثبت هر یک از فرم های زیر برحسب نوع اطلاعات فراهم می باشد.

- ثبت گزارش خرید

- ثبت گزارش فروش

- ثبت اطلاعات پرداخت قراردادها

- ثبت گزارش امتناع

پس از تکمیل اطلاعات هر فرم با استفاده از ثبت نهایی، اطلاعات در سیستم ثبت و امکان هیچگونه تغییر یا ورود مجدد نیست.

۲- روش غیر برخط(offline) : مودیانی که از سیستم های رایانه ای خرید و فروش استفاده می نمایند، می توانند در سامانه اینترنتی سازمان امور مالیاتی قالب مورد نظر این سازمان را با هماهنگی متخصصین مربوطه به ویژه تولید کنندگان این گونه نرم افزارها به طور مستقیم از سیستم کامپیوتری خود دریافت و در قالب مذکور وارد (Import ) نمایند، و با استفاده از نرم افزار کنترلی و ارسال اطلاعات با اتصال به شبکه اینترنت مبادرت به ارسال اطلاعات به طور یکجا نموده و رسید دریافت نمایند.

منتشر شده در اخبار حسابداری

پارمیس با بیش از یک دهه تولید نرم افزار حسابداری و با کوله باری از تجربه درصدد است تا با بهره گیری از تجربیات طراحی پارمیس استار، پارمیس همراه و بلاخص پارمیس 9 آپدیت جدید با نام پارمیس 10 جهت رفاه حال کاربران پارمیس 9 ارائه دهد، تا در ضمن قدردانی از همراهی مشتریان دیرینه و صبور پارمیس 9، دین خود را به همراهان واقعی پارمیس ادا نماید. پارمیس استار دارای امکانات فراوان و گستره ای است که جهت مصارف صنعتی و فروشگاهی بزرگ و فروشگاه هایی با حجم کاری بالا طاراحی گردیده است به همین دلیل شرکت فن آوری و اطلاعات پارمیس با بهره گیری از نیازهای مشتریان پارمیس 9 و برنامه جامع پارمیس استار در صدد است تا با ارائه پارمیس 10 نرم افزاری با امکانات پارمیس استار در حد مصارف فروشگاهی متوسط و کوچک جهت رفع نیاز های مشتریان  ارائه نماید. در ادامه به برخی از امکانات پارمیس ده اشاره خواهد شد.

در این نسخه کاربری آسان و در دسترس بودن منوها و اجرای هم زمان چند پنجره چشمگیر خواهد بود.

 parmis 10

قابلیت دیگر این نرم افزار امکان طراحی فضای کاری نرم افزار بر اساس سلیقه و نیاز مشتری است. در این نسخه کاربر می تواند محیط کاری نرم افزار بلاخص فونت ها، اندازه فونت را به دلخواه تغییر داده و  محیطی جذابی برای کار در اختیار داشته باشد.

 

همچنین در این نسخه بسیاری از درخواست های مشتریان مانند گزارش تحلیلی از تفضیلی های شناور، موجودی ریالی انبار تا تاریخ خاص، به روز شدن بهای تمام شده کالاها بر اساس ساعت خرید فروش، تخفیف معادل ارزش افزوده، درصد تخفیف 100 درصدی برای هدیه ها، ایجاد یک ردیف کالا در وسط فاکتور و بسیاری امکانات جدید دیگر اضافه شده است. جهت آشنایی با امکانات پارمیس 10  همچنان اخبار پارمیس را دنبال بفرمایید.

منتشر شده در اخبار

معاون سازمان مالیاتی با بیان اینکه در برخی فروشگاه‌ها روی یک کالا دوبار مالیات بر ارزش افزوده گرفته می‌شود، گفت: این موضوع اشتباه بوده و تخلف محسوب می‌شود. 

 علیرضا طاری‌بخش  در پاسخ به این سوال که در فروشگاه‌های زنجیره‌ای ۲ بار مالیات بر ارزش افزوده از مصرف کننده گرفته می‌شود، اظهار داشت: فاکتوری که از سوی فروشگاه صادر می‌شود، دو بخش است. کالاهایی که مشمول ماده (۱۲) قانون مالیات بر ارزش افزوده می‌شود که نوعاً کالاهای مصرفی خانوارها را تشکیل می‌دهد، از مالیات معاف است و بخش دیگر کالاهایی که طبق قانون و مقررات مشمول مالیات است.

وی در پاسخ به این سؤال که قیمت یک کالا با ارزش افزوده محاسبه شده و مجدد در فاکتور خرید، مالیات بر ارزش افزوده علاوه بر قیمت قبلی از خریدار دریافت می‌شود، بیان داشت: اگر در جایی قیمت کالا با ارزش افزوده مشخص شده است، فروشنده حق ندارد، مبلغ دیگری را بابت مالیات و عوارض ارزش افزوده از مشتری دریافت کند و توصیه ما این است که مراجع نظارتی و سازمان حمایت که مسئولیت نرخ‌گذاری را دارند، باید قیمت اصلی کالا را بدون مالیات بر ارزش افزوده تعیین و مشخص کنند، تا مصرف کننده در تشخیص قیمت واقعی دچار اشتباه نشود و قیمت واقعی را بداند.

معاون مالیات بر ارزش افزوده سازمان امور مالیاتی کشور گفت: مالیات بر ارزش افزوده بخشی از قیمت کالاها نیست، بلکه از طریق حاصل‌ضرب نرخ در قیمت کالا محاسبه و در نهایت با درج در ذیل فاکتور از مشتری وصول می‌شود.

معاون مالیات بر ارزش افزوده سازمان امور مالیاتی در پاسخ به اینکه اکنون ۲ بار مالیات ارزش افزوده از یک کالا در فروشگاه‌های بزرگ و زنجیره‌ای گرفته می‌شود و اینکه چرا برخی فروشگاه‌ها روی فاکتور کلی اجناس، ارزش افزوده را مجدد محاسبه کرده و برخی نیز محاسبه نمی‌کنند، گفت: اگر قیمت کالا با احتساب ارزش افزوده سال جاری تعیین شده باشد، قاعدتاً نباید مالیات بر ارزش افزوده جدید دریافت شود.

وی گفت: در ضمن در این صورت لازم است، مالیات از قیمت کالا تفکیک و مطابق قانون در ذیل صورتحساب فروش درج شود.

طاری‌بخش یادآور شد: میزان ارزش افزوده یک کالا باید در صورت‌حساب مشخص باشد و در غیر این صورت عدم درج قیمت اصلی و میزان ارزش افزوده و یا زیادتر گرفتن وجه صورت حساب به بهانه مالیات بر ارزش افزوده تخلف است.

به گفته وی اگر در داخل قیمت کالایی مالیات ارزش افزوده لحاظ و با احتساب آن قیمت مصرف کننده تعیین شده باشد، اعمال نرخ مجدد مالیات ارزش افزوده از سوی فروشگاه فروشندگان از جمله زنجیره‌ای اشتباه بوده و تخلف محسوب می‌شود.

طاری بخش در پاسخ به این سوال که آیا به شیر نیز ارزش افزوده تعلق می‌گیرد یا خیر؟ تصریح کرد: مطابق بند «۴» ماده (۱۲) قانون مالیات بر ارزش افزوده شیر از شمول این مالیات خارج است و اصولاً مؤدیان مکلف هستند صرفاً در چارچوب قانون مالیات بر ارزش افزوده مالیات و عوارض را از مصرف کننده وصول و به دولت پرداخت نمایند و هرگونه اقدامی بر خلاف آن تخلف از قانون محسوب و سازمان تعزیرات حکومتی می‌تواند با آن برخورد نماید.

منتشر شده در اخبار حسابداری
یک کارشناس مسایل اقتصادی گفت: جایگزینی درآمدهای مالیاتی به جای درآمدهای ناپایدار نفتی همواره از مهم ترین محورهای برنامه های توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور بوده است.

سیدمهدی میرزا مصطفی روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: بررسی ادبیات جدید در حوزه رشد و توسعه اقتصادی نشان می دهد که توانایی دولت ها در کسب درآمدهای مالیاتی از بخش های مختلف جامعه و یا ظرفیت مالی دولت ها یکی از عوامل اساسی توسعه اقتصادی آنها است.

وی یادآورشد: در تئوری های جدید منظور از اصطلاح ظرفیت مالی بطور مشخص، سرمایه گذاری در نظام مالیاتی است.

معاون برنامه ریزی اداره کل امور اقتصادی و دارایی استان زنجان اظهار کرد: این سرمایه گذاری های انجام شده خود با شاخص هایی همچون سهم مالیات بر درآمد درکل درآمدهای مالیاتی و سهم مالیات از تولید ناخالص داخلی قابل ارزیابی است.

میرزا مصطفی گفت: مطالعات نشان داده است که ظرفیت مالی دولت ها تاثیر مثبتی بر رشد و عملکرد اقتصادی بلند مدت کشورها دارد.

وی خاطرنشان کرد: درآمدهای حاصل از صادرات منابع طبیعی تاثیر منفی بر درآمدهای مالیاتی و بطورکلی بر سرمایه گذاری در ظرفیت مالی دارد.

میرزامصطفی ادامه داد: در چندین دهه گذشته وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای پرنوسان وغیر قابل اطمینان حاصل از فروش نفت نه تنها مانع گسترش مناسب ظرفیت مالی دولت بوده بلکه بدلیل عدم پایداری درآمدهای نفتی ناشی از شوک های قیمتی و طی سال های اخیر تشدید تحریم ها، دولت را در تامین تعهدات گسترده خود با مشکل مواجه کرده و نا اطمینانی در عرصه اقتصاد کشور را به همراه داشته است.

این کارشناس مسایل اقتصادی گفت: در ماده 117 قانون برنامه پنجم توسعه به منظور قطع کامل وابستگی هزینه های جاری دولت به درآمدهای نفت و گاز، رسیدن به نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی حداقل 10 درصد در پایان برنامه و نیز رشد سالانه 10 درصدی نسبت درآمدهای عمومی به استثنای درآمدهای نفت و گاز به اعتبارات هزینه ای مورد تاکید قرار گرفته است.

وی تاکید کرد: در سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی نیز اصلاح نظام درآمدی دولت با افزایش سهم درآمدهای مالیاتی مورد توجه بوده است.

میرزا مصطفی تصریح کرد: به رغم تاکیدات صورت گرفته در سیاست ها و برنامه های توسعه ای و اقداماتی که در این زمینه انجام شده، نگاه به برخی شاخص های عملکرد نظام مالیاتی و مقایسه آن با دیگرکشورها نشان می دهد سیستم مالیاتی کشور کماکان با شرایط مطلوب فاصله دارد.

منتشر شده در اخبار حسابداری
نیاز به توضیحات بیشتر دارید؟
کارشناسان پارمیس آماده پاسخگویی به شما هستند...
با ما تماس بگیرید
خبرنامه
خبرنامه پارمیس
با عضویت در خبرنامه آخرین اخبار و اطلاعیه های پارمیس را در ایمیل خود دریافت نمایید.

افتخارات پارمیس

جوایز و افتخارات پارمیس