قدرت اقتصادی به توانایی کشور ها ، شغل ها یا افراد تلقی می گردد که در تلاش برای ارتقای کیفیت زندگی خود و افراد ذی نفعشان هستند . این تلاش در نهایت به آزادی عملکرد آن ها برای تصمیم گیری هایی پر سود است که در نهایت به نفع افراد است منجر می گردد و نتیجه ی این قدرت اقتصادی کاهش نفوذ قدرت های خارجی برای جلوگیری از پیشرفت و صلب آزادی های اقتصادی آن ها خواهد بود .

  قدرت خرید یکی از شاخص ترین ویژگی های رونق اقتصادی است . کشورها ، شرکت ها و افراد هر یک به اندازه ی ظرفیتشان ، با افزایش درآمد زایی که نتیجه ی آن افزایش ثروتشان خواهد بود ، تاثیر بسزایی در قدرت اقتصادی و کسب آن برای خود خواهند داشت . این مورد به آن ها برای خرید کالا ها و خدماتی با کیفیت بهتر برای رفع نیازهای مختلف کمک شایانی خواهد کرد .

  یکی از روش های افزایش درآمد و رونق اقتصادی ، عرضه ی محصولی است که نیاز و تقاضای جهانی برای آن بالا باشد و همچنین برای مردم و جهان مفید واقع شود . قوانین تقاضا و بازار نشان دهنده ی این موضوع است که مشتریان برای بهره گیری از کیفیت های برتر ، حاضر به پرداخت هزینه های بیشتری هستند . مثالی از این مورد برای یک کشور می تواند تولید و عرضه ی جهانی آخرین تکنولوژی ها و تجهیزات با مهیا کردن نیروی کار ارزان و یا داشتن منابع نفتی زیاد باشد . شرکت هایی مانند Apple با فروش آخرین محصولات تکنولوژی ، Google با داشتن بزرگترین موتور جستجو در دنیا و  Amazon با ایجاد سریع ترین و وسیع ترین مجموعه از تحویل کالا از دسته شرکت هایی هستند که با این سیاست کار می کنند . افرادی نیز مانند پزشکان ، مهندسان نرم افزار و ورزشکاران حرفه ای با ارائه ی خدمات تخصصی می توانند بر رونق و افزایش قدرت اقتصادی تاثیرگذار باشند .

 

  ارائه ی خدمات انحصاری توسط بعضی شرکت های بزرگ به رشد اقتصادی آن ها کمک بسیاری کرده است . این شرکت ها با بیشترین میزان تقاضا از کالا یا خدماتشان روبرو هستند . به عنوان مثال شرکت Google تقریبا انحصار جستجوی تحت وب را در اختیار خود دارد . طبق آمار ها ، مردم برای 65% از جستجوهای خود در اینترنت از Google استفاده می کنند . جدی ترین رقبای گوگل ، مرورگر Bing  از شرکت Microsoft و مرورگر Yahoo هستند که با یکدیگر 34% از سهم استفاده ی افراد از موتور های جستجو را شامل می شوند . گوگل به دلیل ارتقای همیشگی الگوریتم های جستجوی خود تا 80% به تبلیغاتی که به جستجو ها وابسته هستند ، کمک کرده است .

قدرت اقتصادی در مقابل قدرت سیاسی

  قدرت سیاسی ، قدرتی است که در اغلب کشور ها توسط مردمشان به سیاستمداران اعطا شده است . در حکومت های دموکراتیک این رای مردم است که نوع سیاست کشورشان را مشخص می کند . رای دادن اغلب با اهدافی مانند دست آوردن خواسته ها ، ارزش بیشتر برای مردم و اشتغال بهتر صورت می گیرد . در حکومت های استبدادی ، ارتش و نظامیان قدرت تصمیم گیری در سطح بالا را دارند . پول و ثروت ، اولین ضامن هر سیاستمدار برای حفظ قدرت سیاسی است و در وهله ی بعدی توسط آزادی های اجتماعی که به مردم اعطا می شود و همچنین افزایش قدرت خریدشان ، تضمین می گردد .

رتبه بندی کشور ها در قدرت اقتصادی

  تولید ناخالص ملی ، از معیار های سنجش قدرت اقتصادی برای کشور ها است . برای مقایسه بین کشور ها باید از معیار برابری قدرت خرید بین مردم ، برای خنثی کردن تاثیر نرخ تبادلات در رونق اقتصادی استفاده کرد .

در سال 2014 ، چین به بزرگترین اقتصاد در جهان بدل شد و اتحادیه اروپا و آمریکا در سایه ی این ابر قدرت قرار گرفتند . کشورهای هند ، ژاپن و آلمان به ترتیب در ادامه ی این کشور ها در لیست قرار گرفته اند .

رونق-اقتصادی-؛-چه-کسانی-آن-را-دارند-و-چه-کسانی-آن-را-به-دست-خواهند-آورد

چرا قدرت اقتصادی آمریکا بیشتر از تولید ناخالص ملی آن است ؟

  ایالات متحده دارای قدرت اقتصادی فراتر از تولید ناخالص ملی آن است . دلیل عمده ی آن به واحد پول آمریکا یعنی دلار باز می گردد . این واحد پولی جهانی بوده و برای معاملات بین المللی مانند قرارداد های نفتی از آن استفاده می شود . این وضعیت از زمان جنگ جهانی دوم و در کنفرانس Bretton Woods شکل گرفت و ادامه پیدا کرد . 19 کشور جهان که بیشترشان منابع نفتی زیادی دارند و یا از مراکز سرمایه گذاری در جهان هستند ، در حال حاضر تولید ناخالص ملی بیشتری نسبت به آمریکا به ازای هر نفر دارند ، اما این دلیل بر قدرت اقتصادی این کشور ها نیست . برای مثال کشورهایی مانند نروژ و برمودا ، تولید ناخالص ملی بیشتری دارند ، اما به هیچ وجه مانند آمریکا به چرخ های اقتصاد دنیا تبدیل نشده اند . همچنین کشور چین که در حال حاضر بزرگترین اقتصاد جهان است ، تولید ناخالص ملی آن به ازای هر نفر تنها 12.900$ است . در صورتی که سطح رفاه شهروندان آن به استاندارد ها نزدیک نباشد ،  این مورد به قدرت اقتصادی تبدیل نمی شود .

  در حقیقت تولید ناخالص بسیاری از کشور ها با ایالت های آمریکا میزان یکسانی را دارند . برای مثال ایالت کالیفرنیا و تگزاس تولیدی به اندازه ی کشور فرانسه و کانادا دارد . قدرت اقتصادی آمریکا به دلیل فراوانی منابع طبیعی آن است . منابع آبی فراوان ، هکتار ها زمین حاصلخیز ، معادن زغال سنگ ، نفت و گاز طبیعی و همچنین دارا بودن دو خط ساحلی شرقی و غربی که از لحاظ اقتصادی بسیار استراتژیک هستند ، از دلایل قدرت اقتصادی آمریکا است .

  در مقایسه با اتحادیه اروپا ، تمامی ایالت های آمریکا تحت نظر یک دولت ، یک نظام سیاسی و پولی و یک زبان واحد هستند . این موارد در مقایسه با اتحادیه اروپا از نقاط قوت آمریکا محسوب می گردد . اتحادیه اروپا (EU) شامل 28 کشور با نظام های سیاسی و زبان های متفاوت است . این موارد ، مدیریت واحد پولی اتحادیه اروپا یعنی یورو را با چالش هایی روبرو کرده است .

  سومین برتری آمریکا ، همسایگی با کشور هایی صلح جو به نام کانادا و مکزیک است . این به آن معناست که آمریکا مجبور به حصار کشیدن در اطراف مرزهای خود نیست . از این رو با توافقی به نام توافقنامه ی آمریکای شمالی ، بزرگترین منطقه ی تجارت جهانی خلق شد . همسایه های کشوری مانند چین شامل هند ، روسیه و ژاپن هستند که در طول تاریخشان نیز صلح زیادی را تجربه نکرده اند . از این رو اجرای هرگونه توافقنامه تجاری بین این کشورها دشوار تر خواهد بود .

  مورد چهارم جمعیت عظیم و متمایز آمریکا است .این مزیت به کمپانی ها اجازه می دهد بازار محصول خود را قبل از عرضه کردن آن آزمایش کنند . این مورد به کاهش و مدیریت هزینه های تولید در آمریکا کمک شایانی کرده است .

منبع : thebalance.com

 

منتشر شده در مقالات

فساد در نظام اداری، كما و بیش گریبانگیر همه كشورها است، و یكی از بیماریهای مزمن و در واقع كهن ترین جراحت نظام اداری تلقی می شود، یعنی از هنگامی كه فعالیتهای بشری شكل سازمان یافته به خود گرفتند، فساد اداری نیز در نتیجه تعاملات درونی و تعامل با محیط، از متن ساختار ظهور كرد. در جمهوری اسلامی نیز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ملی شدن واحدها و كارخانجات و سپس تأثیرگذاری جنگ بر مراكز دولتی باعث شد پس از اتمام جنگ نیز با توجه به اولویت بازسازی خرابی ها، فرصت اصلاح سیستمها، روشها، نظامات اداری، قوانین و مقررات و نظام نظارت و ارزیابی عملكردها بدست نیامد و لذا پایین بودن ریسك فساد همراه با وجود قدرت انحصار در تصمیم گیری و تصمیم سازی و سوء استفاده از رانتهای اطلاعاتی زمینه های بروز فساد در نظام اداری كشور را فراهم نمود. حال با توجه به اهمیت كنترل، پیشگیری و مقابله با فساد، با بررسی پیامدهای فساد به اختصار به برخی از آنها اشاره می شود.

 

- فساد از طریق خدشه وارد كردن بر سیاستهای دولت باعث اتلاف منابع و همچنین منافع ملت می شود.

- فساد مانع از رشد رقابت و موجب خنثی شدن تلاشها در جهت كاهش  فقر و تبعیض می گردد.

- فساد به افزایش هزینه معاملات و اخلال در روند تصمیم گیری های صحیح منجر می شود.

- فساد، با تضعیف انگیزه ها موجب زیانهای اجتماعی، و با تضعیف نهادهای موجود باعث زیانهای سیاسی، و با توزیع ناعادلانه منابع باعث زیانهای اقتصادی می شود.

ـ فساد موجب تضعیف اعتقاد و اعتماد مردم به توانایی و اراده سیاسی دولت برای جلوگیری از زیاده طلبی ها و در نهایت باعث قطع امید مردم به آینده ای بهتر می شود.

بنابراین ضرورت دارد برای جلوگیری از تشدید آسیبها در آینده، امروز با تمام توان و در تمام زمینه ها با علل و عوامل بروز فساد مالی مبارزه ای جدی و مستمر صورت گیرد. تا در جامعه ای سالم  و عاری از فساد، توسعه پایدار و همه جانبه در كشور محقق گردد.

 

طبقه بندی فساد از لحاظ هزینه و درآمد:

1-      دسته اول فسادی است كه به طور محسوس و ملموس برای دولت بیشترین هزینه را دارد.

2-      دسته دوم، فسادی است كه بیشترین هزینه را برای ارباب رجوع داشته و كمترین هزینه را برای دولت و بیشترین فایده را برای كارمند متخلف دولت دارد. مانند دریافت رشوه توسط برخی مأموران شهرداری و مالیاتی.

3-      دسته سوم فسادی است كه در ظاهر به طور محسوس دارای هزینه و فایده قابل توجهی برای دولت و یا بخش خصوصی و به طور كلی متخلفین نیست .

4-      دسته چهارم فسادی است كه بیشترین هزینه را برای دولت دارد و دارای كمترین هزینه و فایده برای متخلفین است .

5-      دسته پنجم، فسادی است كه به نفع مأمور دولت و ارباب رجوع می باشد و به ضرر دولت صورت می پذیرد مانند عدم دریافت مالیات.

 

مصادیق فساد مالی

مصادیق فساد مالی که در قوانین به آنها اشاره شده است موارد زیر می باشد:

1-      كلاهبرداری

2-      تحصیل مال از طریق نامشروع

3-      رشوه

4-      اختلاس

5-      تبانی در معاملات دولتی

6-      اخذ پورسانت

7-      اعمال نفوذ برخلاف حق و مقررات قانونی

8-      منظور داشتن نفعی برای خود یا دیگری

9-      تصدی بیش از یك شغل

10-  مداخله كاركنان دولت در معاملات دولتی

11-  عدم اعلام برخی جرایم مالی به مراجع ذی صلاح قضائی

12-  اظهارات از روی غرض و برخلاف حق

13-  تضیع اموال و وجوه دولتی

14-  تصرف غیر مجاز در اموال و وجوع دولتی

15-  جلوگیری از اجرای قانون

16-  خیانت در امانت

17-  جعل و تزویر

18-  اخلال در نظام اقتصادی كشور

19-  تخریب، معدن نمودن و ربودن اسناد و مدارك

20-  قاچاق كالا و ارز

21-  عدم پرداخت بدهی دولت با وجود تمكن مالی

22-  فرار مالیاتی

23-  تخلفات اداری

24-  تخلفات غیر اداری و غیر جزایی

 

پیامدهای فساد مالی در بخش اقتصادی چیست؟ 

-         كاهش سرمایه گذاری و درآمد

-         عدم امكان اعمال سیاست های پولی، مالی ‌و بازرگانی

-         توزیع ناعادلانه فرصت های اقتصادی و درآمدها

-         افزایش نرخ خطر پذیری سرمایه گذاری

-         فرار سرمایه

-         افزایش قلمرو و اقتصاد زیر زمینی

-         اتلاف منابع

-         منع رشد رقابت

-         افزایش هزینه معاملات (تجارت ) رسمی

-         افزایش نا امنی اقتصادی

 

پیامدهای فساد مالی در بخش اداری چیست؟ 

-         باعث می شود كه سازمان نتواند براساس اطلاعات و آمار صحیح، برنامه ریزی واقع بینانه نماید.

-         در صورت برنامه ریزی به دلیل پدیدار شدن حالت های انفعالی، خنثی و بی خاصیت در عده ای از كاركنان، آلودگی به فساد تعدادی دیگر انگشت شمار شدن افراد با انگیزه، سازمان نمی تواند به اهداف تعیین شده خود نایل شود.

-         بر اثر شیوع فساد، بهره وری نیروی انسانی و به طوركلی كارآیی منابع بسیار كاهش پیدا می كند

-         افراد متملق و نالایق به دلیل تمجید و ستایش مقامات مافوق، زمینه رشد بیشتری پیدا می كنند.

-         نارضایتی مشتریان، به دلیل عملكرد ضعیف سازمان افزایش می یابد.

-         به دلیل عدم امكان تأمین نیازهای ضروری و رفاه كاركنان خود سازمان، آنها هم به تدریج ابراز نارضایتی می كنند.

 

پیامدهای فساد مالی در بخش سیاسی چیست؟ 

-         کاهش امكان برنامه ریزی و سیاست گذاری واقع بینانه و صحیح در خصوص امور سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی

-         تضعیف موقعیت دولت

-         ایجاد نارضایتی های عمومی

-         كاهش قدرت چانه زنی دولت در روابط بین المللی

-         پیامدهای فرهنگی و اجتماعی

-         تضعیف فرهنگ قبح اجتماعی ارتكاب فساد

-         كاهش آستانه تحمل اجرای عدالت

-         تضعیف فرهنگ كار

-         فرار مغزها

-         ایجاد شكاف طبقاتی

-         اختلال در فرآیند جامعه پذیری

-         گسترش سایر انواع فساد

 

روشهاي پيشنهادي پيشگيري از فساد و تخلفات اداري و مالی

1- تقويت بنيان هاي مذهبي و اعتقادي كاركنان

2- ايجاد  نظام شايسته سالاري در سازمان

3- برخورد عقلايي با كاركنان بر اساس اصول علمي، انساني و اسلامي

4- دقت و توجه در پرداختها و پاداشها

5- بكارگيري دقيق و موثر سيستم تشويق و تنبيه

6- ايجاد سيستم خود كنترلي در افراد از طريق تقويت وجدان حرفه اي

7- برگزاري دوره هاي آموزشي لازم در جهت ارتقاء سطح دانش، بينش و توانش افراد

8- مشاركت كاركنان در طرحها، برنامه ها و تصميم گيريهاي سازماني

9- چرخش شغلي افراد در پست ها و موقعيت هاي مختلف كاري

10- ايجاد فضاي اعتماد و اطمينان، تفاهم و همدلي و روابط انساني مطلوب و سازنده در ميان كاركنان

11- شناسايي نقاط قوت و ضعف كاركنان در ابعاد شخصيتي، وظيفه اي و دانشي

12- تلاش در جهت ايجاد و بسط عدالت اداري و رفع تبعيض ها

13- تقويت روحيه قانون گرايي

14- خصوصی سازی و کوچک نمودن حجم دولت

15-  بکار گیری تجربه موفق سایر کشورها

منتشر شده در مقالات
نیاز به توضیحات بیشتر دارید؟
کارشناسان پارمیس آماده پاسخگویی به شما هستند...
با ما تماس بگیرید
خبرنامه
خبرنامه پارمیس
با عضویت در خبرنامه آخرین اخبار و اطلاعیه های پارمیس را در ایمیل خود دریافت نمایید.

افتخارات پارمیس

جوایز و افتخارات پارمیس