پارمیس آی تی : رشته حسابداری همه ساله فارغ التحصیلان زیادی دارد ، اما همه ی آن ها نمی توانند جذب بازار کار شوند و یا شغل مورد نظر خود را پیدا کنند . چند نفر از فارغ التحصیلان حسابداری از مهارت های مورد نیاز برای موفقیت در این حوزه آگاهی دارند ؟ نام این رشته ممکن است در نگاه اول ، گزینه ی شغلی بزرگ و فریبنده ای نباشد ، اما اگر مهارت های لازم را کسب کرده و نگاهی دقیق تر پیدا کنید ، می توانید خود را در قلب کسب و کار و تصمیم گیری های کلیدی یک شرکت بزرگ پیدا کنید .

  دیگر بزرگ یا کوچک بودن شرکت ها اهمیتی ندارند ؛ در حال حاضر همه ی آن ها به یک نیروی حسابداری نیاز دارند . شاید نیروی مورد نظر برای حسابرسی ، مدیریت مالیاتی و یا مالی به کار گرفته شود و احتمالا  شما در یکی از این مسیرهای شغلی ( حسابداری شرکتی ، حسابداری خرده فروشی ، حسابداری عمده فروشی ، حسابداری تولیدی یا حسابداری بازرگانی ) شروع به کار خواهید کرد . در این مطلب مهارت های مورد نیاز برای کسانی که با حساب و کتاب در ارتباط هستند را گرد آوری کردیم تا آینده ی شغلی خوبی پیش رو داشته باشید :

  1. نوآوری

  حسابداری از ملزومات هر کسب و کار در روز های اول شکل گیری آن است . هیچ پروژه ای نمی تواند بدون کنترل دقیق و روش مستحکم پیشرفت کند . از این رو ، نوآوری از اولین مهارت های مورد نیاز شماست ؛ زیرا همانطور که کسب و کار شما گسترش پیدا کرده و تکامل می یابد ، نیازهای حسابداری که با آن روبرو می شوید ، پیچیده تر می شوند و خلاقیت و تشخیص شماست که می تواند نجات بخش باشد . در مصاحبه های شغلی ، اغلب کارفرمایان نیز به دنبال فردی خلاق و با ایده های تازه هستند که در آینده حسابداری کسب و کارشان تأثیر گذار باشد .

  1. فهم و ادراک

  دستیابی به نوآوری های مورد نیاز در شغل شما ، به درک و فهم کامل از زمینه ای که در آن مشغول به کار هستید مرتبط است . جمع آوری و تحلیل اطلاعات و داده های جدید ، مدیریت پروژه یا ملاقات با مشتریان جدید ، ستون اصلی کارهای روزانه است . بدین ترتیب ، فهم سریع اطلاعات از طریق سوالاتی که به خوبی درک شده اند ، می توانند به آسانی مشکلات پیش رو در شغل شما را حل کنند .

  1. مهارت های ارتباطی

  بخشی از نیازهای اساسی در هر صنعت و یا کسب و کار ، ارتباطات حیاتی بین واحد های آن است . حسابداران باید اطلاعات پیچیده را از آسان ترین راه انتقال دهند . این که شما یک شرکت برون سازمانی هستید که از طرف یک کسب و کار استخدام شده یا بخشی از یک تیم حسابداری داخل شرکت باشید ، همکاری همه جانبه ی شما برای پیشرفت شرکت در تمام سطوح مورد نیاز است . ارزیابی این مهارت ها از زمانی که شما برای اولین سمت حسابداری خود درخواست می دهید ، شروع خواهد شد .

  1. آگاهی تجاری

  در حالی که نیاز به آگاهی تجاری از مهم ترین مهارت های یک حسابدار است ، شاید کمی تعجب برانگیز باشد که اغلب افراد این مهارت را فراموش می کنند . آگاهی تجاری در واقع به شناخت راهکارها و جایگاهی که کسب و کار شما در بازار دارد گفته می شود . اینکه چطور و چگونه از تغییرات اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی تاثیر می پذیرد و از چه طریقی می توان از آن تغییرات استفاده سودمند کرده و تکامل یافت . به طور خلاصه باید بازار شغل خود را به خوبی بشناسید تا بهترین تصمیمات را برای کسب و کارتان بگیرید .

  1. اشتیاق

  نه تنها در حسابداری ، بلکه در هر زمینه ی دیگر ، داشتن شور و ذوق برای کار و یادگیری بیشتر ، از فاکتور های اصلی موفقیت در آن شغل است . توانایی ایجاد جو مثبت و انتقال آن به تیم و و باور به آنچه که در حال کار بر روی آن هستید ، بسیار مهم است. شور و شوق مسری است  و نشان می دهد که شما علاقه مند به تجارت خود هستید .

مهارت حسابداری

  1. ابتکار عمل

  ابتکار عمل ، مهارتی تلفیقی از فهم و ادراک و اشتیاق شما است . اینکه شما یک تفکر مستقل دارید و می توانید کار خودتان را بدون وابستگی به درستی انجام دهید ، باعث اعتماد بیشتر به شما و در نتیجه ، مسئولیت بیشترتان خواهد شد . این مهارت از این رو مهم است که اگر تصمیم بگیرید در مرحله بعد از زندگی حرفه ای خود ، یک حسابدار آزاد Freelance باشید ، بدون کوچکترین مشکلی امور مالی کسب و کار ها را مدیریت کنید .

  1. اعتبار و امانت داری

  همه ما به برند های خاصی که مدنظرمان داریم متعهد هستیم و تمایل به استفاده از آن ها را داریم . اغلب اوقات استدلال ما در انتخاب هایمان به یک چیز می رسد : اعتماد.

  در همان حال که شما در حال ارتقای حرفه ای خود هستید ، اعتمادی که افراد و یا سازمان ها به شما می کنند ارزشی مثل پول در تجارت خواهد داشت – یعنی همه چیز !  با اعتبار بیشتری که کسب می کنید ، فرصت های بیشتری پیش رو خواهید داشت . با ایجاد یک نام تجاری معتبر برای خودتان ، آینده ای مستحکم و خوب برای شما پدید خواهد آمد .

  1. انعطاف پذیری

  توانایی کار کردن برای رسیدن به اهداف دشوار ، نیازهای چندگانه ی کارفرمایان و مشتریان و ... از چالش های پیش  رو در حسابداری است ؛ مهارتی که نباید نادیده گرفته شود و یا تعجب برانگیز باشد . انعطاف پذیری ، توانایی خونسردی و در عین حال اعتماد به مهارت های فردی خودتان است .

  1. ثبات و پایداری

  اگر چه ممکن است این مهارت مستقیما بر حرفه ی شما اثر گذار نباشد ، اما آن را باید قبل از شروع زندگی حرفه ای خود به عنوان مهارتی مهم در نظر بگیرید . ممکن است یکی از مزایا و جذابیت های حرفه ای در حسابداری انعطاف پذیری آن باشد ؛ اما با این حال بنیاد مستحکم خود را در اوایل زندگی کاریتان بسازید . تغییرات زیادی که در سطح مالی و حسابداری هر ساله در شرکت ها روی می دهد ، می تواند از معایب مدیریت باشد ؛ اما دلیل آن این است که کارفرمایان به دنبال فردی با ثبات خوب و حرفه ای هستند که باعث پیشرفت شرکت آن ها شود .

  1. تجارب بین المللی

  بسیاری از شرکت های تجاری بر مرحله ی رشد سازمانی خود متمرکز بوده و به دنبال تجارت خارج از کشور هستند . داشتن این تجربه برای یک حسابدار می تواند به نقطه ی مثبتی در رزومه ی او تبدیل شود و در نهایت موقعیت های کاری خوبی برایش فراهم کند .

منبع : brightnetwork.co.uk

منتشر شده در مقالات

سوالی که معمولا برای بیشتر صاحبان کسب و کار بوجود می آید، تفاوت میان حسابدار مالی و حسابدار مدیریتی است، زیرا هر کدام به ظاهر کاری یکسان انجام میدهند ولی در اصل مسیرهای شغلی گوناگونی را طی کرده و اطلاعات مختلفی را ارائه مینمایند. به طور کلی، حسابدار مالی به جمع آوری اطلاعات حسابداری در صورتهای مالی میپردازد و اطلاعات جمع آوری شده از حسابهای مالی را برای ارائه به شرکت های خارجی و اداره مالیاتی و مراجع قانونی اماده میکند در حالی که حسابدار مدیریتی اطلاعات برای تصحیح و تحلیل فرآیندهای داخلی و سیر مسیر پیشرفت شرکت اماده و ارئه میکند.

12 تفاوت میان حسابدار مالی و حسابدار مدیریتی به شرح زیر میباشد:

1-تراکم اطلاعات: گزارشات حسابدار مالی اساسا بر مبنای کل یک کسب و کار ارائه میشود اما حسابدار مدیریتی همیشه در سطوح دقیق تری از کسب کار گزارش تهیه میکند مانند مقدار سود کسب شده برای هر محصول، خط تولید، مشتریان و علایق آنها و منطقه جغرافیایی.

2-کارایی: گزارشات حسابدار مالی بر سودآوری و در نتیجه کارایی یک کسب و کار تاکید دارد در حالی که گزارشات حسابدار مدیریتی به طور خاص به این میپردازد که چه چیزی باعث رخ دادن مشکل خاصی شده و چگونه میتوان این مشکل را حل نمود.

3-اطلاعات ثبت شده: حسابداری مالی مستلزم آن است که سوابق مالی و ترازنامه ها و در مجموع همه مدارک مالی و مالیاتی نگهداری و بایگانی شود تا بتوان بعدا به صورت قانونی از آنها استفاده شود اما حسابداری مدیریتی اغلب با برآوردها و تخمین ها روبه رو است و کمتر اسناد مالی قابل اسناد را نگهداری میکند.

4- تمرکز گزارشات: در حسابداری مالی تمرکز گزارشات بر روی صورتهای مالی است که در داخل و خارج از شرکت بوجود می آید اما در حسابداری مدیریتی بیشتر بر روی گزارشات عملیاتی تمرکز میشود که فقط در شرکت بوجود می آید.

5-استاندارها: حسابداری مالی باید بر طبق استانداردهای تعیین شده توسط مراجع قانونی فعالیت نماید در حالی که حسابداری مدیریتی به دلیل اینکه در داخل شرکت استفاده خواهد شد، نیازی به مطابقت با استانداردهای قانونی ندارد.

بهترین نرم افزار حسابداری چیست؟

7-بازه زمانی: : حسابداری مالی مربوط به نتایجی است که در حال حاضر به دست آمده است اما حسابداری مدیریتی ممکن است از طریق پیش بینی هایی که انجام میدهد به اینده مرتبط شود.

8-زمان سنجی: : حسابداری مالی مستلزم آن است که گزارش های مالی را پس از پایان دوره حسابرسی صادر نماید در حالی که در حسابداری مدیریتی ممکن است گزارشات مکرر و در فواصل کوتاه زمانی تولید شود زیرا این گزارشات دارای اهمیت زیادی هستند و هر زمانی که مدیران احساس نیاز و یا خطر نمایند باید به آنها دسترسی پیدا کنند.

9-ارزش گزاری: حسابدار مالی دارایی ها و بدهی ها را ارزیابی میکند و بنابراین با اختلالات ارزی و پولی و نواسانات درگیر است اما حسابداری مدیریتی نه تنها با ازرش اقلام در ارتباط است بلکه با بهره وری و سودآوری اقلام نیز در ارتباط میباشد.

10-مورد استفاده از اطلاعات: اطلاعات حسابدار مالی برای افراد خارج از شرکت مانند دولت، سازمان مالیاتی، شرکا، وام دهندگان، بانک ها و غیره استفاده میشود ولی اطلاعات حسابدار مدیریتی برای استفاده داخلی توسط مدیران و کارمندان تولید میشود.

11-ماهیت اطلاعات: : اطلاعات مالی فقط ماهیت مالی دارند ولی اطلاعات مدیریتی هم ماهیت مالی و هم ماهیت غیر مالی دارند.

12-محدودیت های قانونی: حسابدار مالی دارای محدودیت های قانون و مالیاتی است اما حسابدار مدیریتی هیچگونه محدودیتی ندارد.

در نتیجه موارد بالا به این نتیجه میرسیم که وجود حسابدار مالی در یک شرکت به صورت ضروری تلقی شده ولی حسابدار مدیریتی به صورت یک انتخاب مطرح است که در صورتی که صاحب شرکت خواهان افزایش بهره وری و سودآوری باشد میتواند به استخدام حسابدار مدیریتی مبادرت ورزد.

منتشر شده در مقالات

در کسب و کارهای کوچک و متوسط عموماً حسابداران مسئولیت مدیریت و رسیدگی به حساب ها را به عهده دارند که مسئولیت مهم و قابل توجهی است. لذا وجود یک حسابدار متعهد و با تجربه می تواند عامل مهمی در موفقیت این شرکت های کوچک و متوسط باشد. در شرکت های بزرگ نیز عموماً بیش از یک حسابدار مشغول به فعالیت هستند و مسئولیت بخش های مختلف را به عهده می گیرند که به اندازه حسابدار یک شرکت کوچک نیز مسئولیت مهمی دارند. اما در نهایت ﻓﺎﺭﻍ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﯽ یک ﮐﺴﺐ ﻭ ﮐﺎﺭ، ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ یک شرکت و یا واحد اقتصادی و تجاری، ﺑر ﻋﻬﺪﻩ ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻞ آن شرکت ﺍﺳﺖ . ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺯﻣﺮﻩ ﯼ ﺻﺎﺣﺒﺎﻥ ﮐﺴﺐ ﻭ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﻫﺴﺘﯿﺪ، ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩﯼ ﺷﻤﺎ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺑﯿﺶﺗﺮ ﻭﻇﺎﯾﻒ ﺣﺴﺎﺱ ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻠﯽ ﮐﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ، ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﮔﯿﺮﯼ ﺍﺻﻮﻝ حسابداری و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻣﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ.

یکی از دلایلی که ما را به این نتیجه می رساند، شکست کسب و کارهای نوپا در چند ساله اول فعالیت شان است. برخی کسب و کارها آغازی پر شور دارند اما به دلایلی که از جمله آن می توان به عدم مدیریت منابع مالی اشاره کرد، دچار شکست می شوند و اصطلاحاً ورشکست می شوند.

ﺁﻣﺎﺭﻫﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﺑﯿﺶﺍﺯ ﻧﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﮐﺴﺐ ﻭ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﻇﺮﻑ ۴ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﺷﮑﺴﺖ ﺭﻭﺑﻪﺭﻭ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﻨﯿﺎﻥﮔﺬﺍﺭ یا ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻞ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﺴﺐ ﻭ ﮐﺎﺭ، ﻣﺴﺘﻠﺰﻡ به گذراندن ﺩﻭﺭﻩﺍﯼ ﺑود ﮐﻪ ﺍﺻﻮﻝ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻣﺎﻟﯽ ﻭ ﻧﺤﻮﻩﯼ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﮏ ﮐﺴﺐ ﻭ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺁﻥﻫﺎ، ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﭘﺎﯾﺪﺍﺭﯼ ﺑﻪﻃﻮﺭ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮﯼ ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽﯾﺎﻓﺖ و احتمال شکست آن بسیار ناچیز بود.

برخی ﻋوامل ﮐﻠﯿﺪﯼ که میتواند به مدیرعاملان در این راستا کمک شایانی کند به شرح زیر هستند :

* ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻼﻥ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺑﺎﻗﯽﻣﺎﻧﺪﻩ ﺗﺎ ﺳﺮﺭﺳﯿﺪ ﺣﺴﺎﺏﻫﺎﯼ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻨﯽ ﻭ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺑﺎﻗﯽﻣﺎﻧﺪﻩ ﺗﺎ ﺳﺮﺭﺳﯿﺪ ﺣﺴﺎﺏﻫﺎﯼ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﯽ ﺭﺍ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﮐﻨﻨﺪ و از این طریق ﺭﺍﺑﻄﻪﯼ ﺑﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ عامل ﻭ ﺗﺎﺛﯿﺮ آنها را ﺭﻭﯼ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ.

* ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻼﻥ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺣﺴﺎﺑﺪﺍﺭﯼ ﺭﺍ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻼﻥ ﻣﻮﻓﻖ ﯾﺎﺩ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺻﻮﺭﺕﻫﺎﯼ ﻣﺎﻟﯽ ‏( ﺗﺮﺍﺯﻧﺎﻣﻪ، ﻭ ﺳﻮﺩ ﻭ ﺯﯾﺎﻥ ‏) ﺭﺍ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺣﺴﺎﺑﺪﺍﺭ ﺩﺍﺧﻠﯽ یا ﯾﺎ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺑﻪﻃﻮﺭ ﻣﺮﺗﺐ ‏(ﺣﺪﺍﻗﻞ ﻫﺮ ۳ ﻣﺎﻩ ‏) ﺍﺭﺍﺋﻪ می کند را ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﮐﻨﻨﺪ.

* ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻼﻥ ﻣﻮﻓﻖ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ مفهوم ﺣﺎﺷﯿﻪﯼ ﺳﻮﺩ ﻧﺎﺧﺎﻟﺺﺷﺎﻥ ﭼﯿﺴﺖ.

* ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻼﻥ ﺑﺎﻫﻮﺵ ﻧﺴﺒﺖ ﻓﺮﻭﺵ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺭﺍ ﻫﺮ ﻣﺎﻩ ﭘﯿﮕﯿﺮﯼ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﭼﻪ زمانی مناسبترین فرصت برای خرج کردن و سرمایه گذاری بیشتر است.

* ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻼﻥ ﻣﻨﻀﺒﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻤﻊﺁﻭﺭﯼ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ، ﺭﺍﻫﺒﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺳﻮﺩ ﺍﻧﺒﺎﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﯼ ﮐﻮﺗﺎﻩﻣﺪﺕ ﻭ ﺑﻠﻨﺪﻣﺪﺕ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﮐﻨﻨﺪ.

* ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻼﻥ ﺑﺎﮐﻔﺎﯾﺖ ﺷﺎﺧﺺﻫﺎ ﻭ ﻧﺴﺒﺖﻫﺎﯼ ﺣﺴﺎﺱ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺮﺍﺯﻧﺎﻣﻪ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁﺷﺎﻥ ﺑﺎ ﺻﻮﺭﺕ ﺳﻮﺩ ﻭ ﺯﯾﺎﻥ را ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.

* ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻼﻥ ﺯﯾﺮﮎ ﻭ ﺩﺍﻧﺎ ﻣﻮﺟﻮﺩﯼ خود ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻓﺮﻭﺵﻫﺎﯼ ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ ﺷﺪﻩ، ﻣﻄﺎﻟﺒﺎﺕ، ﻭ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ ﺭﺻﺪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ تا بتوانند دیدگاه آینده نگرانه ای داشته باشند.

* ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻼﻧﯽ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺗﻠﺦ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺭﺷﺪ ﻓﺮﻭﺵ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺩﺭﺳﺘﯽ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﺑﻮﺩﺟﻪ ﻧﺸﻮﺩ ﺗﺎ ﭼﻪ ﺣﺪ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﮔﯽ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ این واقعیت را می دانند که ممکن است با یک اشتباه موفقیت کسب و کارشان را از دست بدهند.

* ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻼﻥ ﻣﻮﻓﻖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﺤﻮﻝ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍ ﺗﺎ چند سال ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﺩﺍﺭﻧﺪ.

* وﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﮐﺴﺐﻭﮐﺎﺭ ﺳﻮﺩﺁﻭﺭ ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻼﻥ ﺣﺮﻓﻪﺍﯼ ﻣﻮﺍﻧﻊ ﺍﺻﻠﯽ ﺳﻮﺩﺁﻭﺭﯼ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ، ﻗﺎﻃﻌﯿﺖ، ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ تا چرخه سرمایه گذاری و کسب سود به گردش دربیاید.

ﻣﻬﻢﺗﺮﯾﻦ ﺿﺎﺑﻄﻪ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻣﺎﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣلان چیست؟

ﺭﺍﺑﻄﻪﯼ ﺑﯿﻦ ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ درک کنند و آنها را ﺭﺻﺪ ﮐﻨند: ﺧﺮﺝ، ﻓﺮﻭﺵ، ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ.

برای بهره بردن از مزیت های اداره یک کسب و کار و سود آوری هرچه بیشتر توصیه می کنیم دانش خود را در حوزه مدیریت مالی و در جدید ترین شاخه ها بالا ببرید تا از این طریق به عنوان یک مدیر عامل موفق بتوانید حساب و کتاب ها را نظارت کنید و خود به سکوی پرتابی در کسب و کارتان تبدیل شوید.

صنف کاری خود را انتخاب کنید

اگر صنف شما در لیست زیر نبود، لطفاً با کارشناسان بخش فروش پارمیس به شماره 02187758 تماس حاصل نمایید تا راهنمایی های لازم را دریافت نمایید.

منتشر شده در مقالات
پنج شنبه, 26 فروردين 1395 10:20

عوامل ورشکستگی بانک ها چیست؟

بانک های خصوصی یا دولتی جزء پایه های مهم هر نظامی می باشد که میزان نقدینگی و عدم شکست و افت سرمایه بانک ها میتواند تاثیر مستقیمی بر اقتصاد، کارآفرینی، زندگی افراد، مشکلات اقتصادی و ... داشته باشد.

در این مقاله قصد داریم اهداف قانون ورشکستگی بانک‌ها، علل ورشکستگی بانک‌ها و مقررات بانکی را بررسی کنیم. همچنین به بررسی دلایل برخورد متفاوت با بانک ها و راههای ممکن برای پیشگیری از بحران‌های بانکی میپردازیم.

 

ورشکستی یک بانک چه اتفاقاتی را به دنبال دارد؟

یکی از مسائل مطرح در ورشکستی هر شرکت و سازمان و ارگانی، باز پس گیری حق و حقوق طلبکاران و منافع آنها می باشد. حال اینکه در بانک ها به علت تعداد بیشمار سپرده گذاران که شامل سرمایه داران و یا افرادی با سطح مالی متوسط در جامعه هستند که هر کدام به نوعی در تولید سرمایه آن بانک سهیم بوده اند و در زمان ورشکستی یقیناً خواستار حق و حقوق قانونی خود می باشند.

ناتوانی یک بانک از انجام تعهداتش موضوعاتی را مطرح می‌کند که بسیار فراتر از سهامداران و مشتریان آن است. به‌عنوان مثال ممکن است سایر بانک‌ها تحت‌تاثیر این وضعیت قرار گیرند و به این ترتیب یک بحران سیستمی به‌وجود آید. نظام پرداخت‌های یک کشور ممکن است دچار اختلال شود و این امر ممکن است آثار گسترده اقتصادی داشته باشد.

زمانی که بانک ورشکسته در بیش از یک کشور اشتغال به فعالیت داشته باشد، مساله از این هم پیچیده‌تر می‌شود. علاوه‌بر تمام اینها، این مساله که تعداد زیادی از رای‌دهندگان سرمایه‌های خود را از دست داده‌اند، نتایج سیاسی خاص خود را خواهد داشت. دولتی که نتوانسته باشد برای پیشگیری از ناتوانی بانک‌ها در ایفای تعهداتشان اقدامی انجام دهد، با کاهش محبوبیت در میان مردم روبه‌رو خواهد شد و این امر اثر منفی بر شانس انتخاب مجدد آن دولت خواهد داشت. در اکثر کشورها ورشکستگی یک بانک، حداقل تا حدودی متفاوت از ورشکستگی سایر موسسات تجاری تلقی شده است.

 

آیا امکان پیشگیری از بحران ورشکستی بانک ها ممکن است؟

برای اینکه از بحران‌های بانکی پیشگیری شود، کشورها سیستمی از وضع مقررات و نظارت دارند، اما عموما تصدیق شده است که هدف چنین سیستمی نباید به صفر رسیدن احتمال ورشکستگی باشد. چراکه ایجاد چنین وضعیتی مشکلات خاص خود را خواهد داشت. یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که مکررا گفته شده است، افزایش مخاطره اخلاقی است؛ چراکه انجام فعالیت‌های مخاطره آمیز توسط مدیران بانک‌ها و کسانی که در بانک‌ها سپرده‌گذاری می‌کنند را تشویق می‌کند. وضعیت ایده‌آل آن است که سیستمی طراحی شود که بر اساس آن رفتار کسانی که مدیریت بانک‌ها را بر عهده دارند کنترل شود و در عین حال کسانی که در بانک‌ها پول خود را پس‌انداز می‌کنند نیز برای رفتار خویش مسئولیت‌پذیر باشند.

اگر سپرده‌گذاران از هر مسوولیتی مبرا دانسته شوند، سپرده‌ها قطع نظر از هر نوع ریسکی به بانکی‌ که بیشترین سود را می‌دهد خواهند رفت و این به نوبه خود انتظام بازار را به هم خواهد زد و خطرهای بی‌ثباتی را افزایش خواهد داد. البته این امر بدون شک در جایی درست است که مشتریان بانک‌ها به‌طور کافی آموزش دیده باشند و دسترسی به اطلاعات بروز و قابل استفاده داشته باشند، اما در عمل این شرایط به سختی محقق می‌شود و این دلیل دیگری است که چرا سپرده‌گذاران اغلب به‌عنوان طبقه‌ای ممتاز در ورشکستگی بانک‌ها تلقی می‌شوند.

 

سیستم وضع مقررات بانکی باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

بسیاری از بانک‌ها گاه به مشکلات نقدینگی برخورد می‌کنند. این مشکلات نقدینگی ایجاب می‌کند که از بانک مرکزی به‌عنوان وام‌دهنده واپسین درخواست کمک کنند. هنگامی که یک سری شرایط خاص وجود داشته باشد، بانک مرکزی می‌تواند تامین مالی نقدی اضطراری انجام دهد. در صورتی که مشکل بانک، تنها مشکل نقدینگی باشد، این تامین مالی می‌تواند به تنهایی کمک کند که بانک به وضعیت عادی بازگردد. اما اگر بانک، مشکلاتی داشته باشد که فراتر از تامین مالی از طرق غیررسمی یاد شده باشد، لازم است سایر عوامل نیز بررسی شود؛ بنابراین اموری همچون تلاش برای بازسازی و نجات بانک دارای مشکل و زنده نگه داشتن آن تا تصفیه آن به نحو موثر باید مورد بررسی قرار گیرد.

سیستم وضع مقررات باید حاوی قواعدی باشد که اثری مثبت بر رفتار مدیران بانک‌ها داشته باشد و قانون حاکم بر مدیریت شرکت‌ها باید حاوی مقرراتی باشد که رفتار مدیران بانک‌ها را کنترل کند به‌عنوان مثال باید مقرراتی درباره سلب صلاحیت از مدیران شرکت‌ها و حکم به پرداخت جریمه شخصی مالی برای آنها وضع کرد.

اگر تلاش‌ها برای بازسازی بانک به نتیجه نرسید، بانک یا آنچه از آن باقی مانده است باید تصفیه شود. هنگامی که یک بانک تصفیه می‌شود، احتمال اندکی وجود دارد که تمامی طلبکاران، تمامی مطالباتی که از بانک دارند را دریافت کنند. در حقیقت دارایی اندکی برای تقسیم باقی می‌ماند و طلبکارانی که مطالباتشان را با وثیقه تضمین نکرده‌اند باید انتظار دریافت مبلغی اندک یا حتی عدم دریافت هیچ مبلغی را داشته باشند. در اینجا می‌توان با برخی و نه تمام طلبکاران بانک‌ها برخوردی ویژه و خاص داشت.

 

یک قانون ورشکستگی بیانگر چه اهدافی است؟

اهداف و غایت‌های یک قانون ورشکستگی عبارتند از:

-         بازگرداندن شرکت به وضعیت سوددهی

-         به حداکثر رساندن دریافتی‌های طلبکاران

-         فراهم آوردن یک نظام عادلانه و منصفانه برای طبقه‌بندی طلبکاران

-         تعیین دلایل ناتوانی شرکت از ایفای تعهداتش

-         مجازات مقامات و مدیرانی که با سوء‌مدیریت خود باعث ورشکستگی شرکت شده‌اند

 

اگر یک بانک ورشکسته به وضعیت سوددهی بازگردانده شود، از طلبکاران نیز حمایت شده است؛ چراکه آنها می‌توانند کل مطالبات خود را دریافت کنند. در این میان سه سوال اساسی مطرح می شود:

-         چگونه می‌توان دریافتی‌های طلبکاران را در هنگام ورشکستگی یک بانک افزایش داد؟

-         آیا می‌توان یک نظام عادلانه و منصفانه برقرار کرد که بر اساس آن با برخی از طلبکاران برخورد ویژه و جدا از دیگران صورت گیرد؟

-         چگونه مجازات مدیران و مقامات عالی بانک می‌تواند به طلبکاران کمک کند؟

 

در حقوق ورشکستگی شرکت‌ها معیار ارزیابی ورشکستگی یک موسسه دارای دو مولفه است؛

اولی عبارت است از ترازنامه و بررسی اینکه آیا اموال شرکت بیشتر از تعهدات آن است یا خیر؟

اگر دارایی‌های شرکت کمتر از تعهدات آن باشد از جهت تکنیکی شرکت ورشکسته است.

دومین معیار، جریان نقدینگی است. بر اساس این معیار، این نکته را بررسی می‌کنیم که آیا وقتی قانونا از شرکت خواسته می‌شود که دیون خود را بپردازد، شرکت می‌تواند این کار را انجام دهد؟

در صورتی که شرکت نتواند بدهی خود را بپردازد و ادعایی هم در مورد مشروعیت و قانونی بودن بدهی نداشته باشد (در صورتی که برخی شرایط شکلی وجود داشته باشد و رعایت شود) در اکثر نظام‌های حقوقی طلبکاران این حق را دارند که از دادگاه رسیدگی به ورشکستگی شرکت را درخواست کنند. برای اکثر انواع شرکت‌های تجاری، معیار مهم، معیار دوم است. در اکثر موارد کسی که با شرکتی معامله می‌کند، وضعیت ترازنامه آن شرکت را نمی‌داند. و اگر مطالبات خود را که درخواست می‌کند دریافت نماید برایش اهمیتی هم ندارد که وضعیت ترازنامه شرکت چگونه باشد. بنابراین معیاری که معمولا بیشترین اهمیت را دارد معیار جریان نقدینگی است.

نکته : در مورد بانک‌ها یک معیار سوم نیز وجود دارد که از آن تحت عنوان معیار مقرراتی یاد می‌شود. این معیار در جایی اعمال می‌شود که بانکی که از جهت تکنیکی ورشکسته نیست و دارایی‌هایش از تعهداتش بیشتر است، نمی‌تواند حداقل سرمایه‌ای را که در کشور محل فعالیتش برای وی الزامی شده است تامین کند. هنگامی که ناظر بانکی متوجه می‌شود که بانک در چنین وضعیتی قرار دارد، اقدام درخصوص آن بانک را آغاز می‌کند.

در بسیاری از کشورها در این مورد تا حدودی انعطاف وجود دارد تا به مدیران بانک فرصت داده شود که از مقررات بانکی تبعیت کنند. معمولا منافع طلبکاران نیز در این است که در چنین مواردی به مدیران بانک فرصت داده شود؛ مشروط به اینکه ناظر بانکی به دقت وضعیت بانک را تحت نظر داشته باشد و مدیران نیز تلاش کنند که بانک را به وضعیت عادی بازگردانند؛ اما در جایی که در کشور یک ناظر قوی و دارای منابع کافی وجود نداشته باشد، این فرصت‌ها که به بانک داده می‌شود مشکل‌ساز خواهد بود.

 

اقداماتی که بعد از ورشکستی بانک صورت میگیرد چیست؟

بانک ورشکسته باید بلافاصله تحت نظارت یک حافظ اموال قرار داده شود تا از ارزش اموالش حفاظت شود و منافع طلبکاران مورد حمایت قرار گیرد. مهم است که قوانین ذی‌ربط، اختیارات و وظایف مشخصی را برای حافظ اموال مشخص کنند و این اختیارات و وظایف شامل موارد ذیل خواهند بود:

 

• لازم است که حافظ اموال بانک اختیار داشته باشد که کنترل اموال بانک را فوراً در اختیار گیرد، وضعیت مالی بانک را کنترل کند و هر اقدامی که برای جمع آوری مطالبات بانک لازم است انجام دهد.

 

• حافظ اموال بانک باید تمامی اختیاراتی را که مدیران شرکت قبلاً داشته‌اند، دارا باشد، البته این امر فقط برای مدتی محدود و تحت نظارت مقام نظارتی بانکی خواهد بود.

 

• برای اکثر طلبکاران، بهترین نتیجه این خواهد بود که بانک، وارد مرحله تصفیه نشود. حافظ اموال باید این اختیار را داشته باشد که بررسی کند آیا راه دیگری غیر از تصفیه نیز برای حل مشکل بانک وجود دارد یا خیر؟ و اگر چنین راهی وجود داشته باشد باید گزارش دهد.

 

• وقتی که حافظ اموال پس از بررسی وضعیت کلی مالی بانک به این نتیجه رسید که راه دیگری غیر از تصفیه بانک وجود ندارد، قانون باید اجازه دهد که عملیات تصفیه فورا آغاز شود.

 

• حافظ اموال در تصمیم‌گیری درخصوص اینکه چه اقدامی انجام دهد نباید توجهی به منافع سهامداران داشته باشد.

در پایان باید به این نکته اشاره کرد که وجود حسابداران با تجربه می تواند در حسابرسی و حسابداری امور بانکی موثر باشد و با تحلیل داده های آماری و عددی بانک راهکارهای جلوگیری از بحران ورشکستگی را بیابند.

منتشر شده در اخبار حسابداری

حسابداران موفق یقیناً از همان ابتدای فعالیت حرفه ای خودشان، مهارت ها و تجربیات لازم برای یک حسابداری سودآور را نداشته اند و به مرور زمان و با کسب تجربیات مختلف و شرکت در چالش های حسابداری و حسابرسی، در طول زمان مهارت های لازم برای اینکه به یک حسابدار موفق تبدیل شوند را به دست آوردند.

حسابرسی و حسابداری جزء مشاغل حساسی می باشند که نیازمند دقت بالا و توانایی تحلیل قوی هستند. حسابداران جوان و تازه کار معمولاً پس از ورود به بازار کار حرفه ای حسابداری، دچار سردرگمی هایی می شوند که ممکن است مانع از پیشرفت و ترقی آنها شود. اما برای اینکه جزء حسابداران موفق باشیم به چه چیزی نیاز داریم؟

در این مقاله به 5 مهارت اصلی و کلیدی حسابداران موفق اشاره می کنیم که می توانید با رعایت این نکات به حسابداری موفق تبدیل شوید.

 

1- آشنایی با قانون مالیات ها:

یکی از مواردی که برای حسابداران لازم و ضروری می باشد، آشنایی با قانون مالیات ها است. مالیات از ارکان اصلی در حسابداری می باشد و یک حسابدار خبره، با تسلط کافی به قانون مالیات ها می تواند از هر گونه ضرر و زیان ناشی از عدم پرداخت مالیات و دیرکرد آن جلوگیری کند و همچنین شرایط قانونی معافیت از مالیات را نیز در کسب و کار به کار ببرد.

2- آشنایی با قانون کار:

قانون کار نیز مانند سایر قوانین و ضوابط، دارای تبصره ها و شرایط و مفاد گوناگونی می باشد؛ دانش و تسلط کافی بر این قانون در محاسبه حقوق و دستمزد و ارائه تسهیلات و سایر موارد مرتبط با استخدام پرسنل و ... می تواند به حسابداران کمک شایانی کند.

3- آشنایی با استانداردهای حسابداری:

استانداردهای حسابداری، مواردی هستند که رعایت آنها در ارائه اسناد حسابداری، رسیدگی به اسناد و دفاتر، ارائه اظهارنامه ها، تهیه گزارشات و سایر موارد حسابداری و حسابرسی امور ضروری است. بنابراین در صورتی که حسابداران بر استانداردهای حسابداری تسلط کافی داشته باشند از بروز هرگونه خطا و اشتباه می توان جلوگیری نمود و بدون اتلاف وقت تمامی موارد را بر اساس استانداردهای حسابداری تهیه نمود.

4- آشنایی با قانون تجارت:

قانون تجارت به حسابداران کمک می کند تا زمان خرید و فروش کالا، صادرات، معاملات و هرگونه تجارتی که در سازمان صورت میپذیرد، روال قانونی را طی کنند و بر اساس مفاد مشخص شده در این قانون عمل نمایند تا از هرگونه کلاه برداری و مواردی که منجر به ضرر و زیان شرکت و سازمان می شود جلوگیری نمایند.

5- آشنایی با قانون تامین اجتماعی:

دانش کافی درباره قانون تامین اجتماعی نه تنها برای حسابداران بلکه تقریباً برای تمامی شاغلین در هر کسب و کاری لازم است چرا که تقریباً هر فردی به نوعی با این قانون در ارتباط است؛ بنابراین دانستن شرایط و ضوابط مشخص شده در این قانون می تواند به اجرای صحیح آن کمک کند. 

منتشر شده در اخبار حسابداری
شنبه, 19 تیر 1395 13:45

مفروضات حسابداری چیست

برای اینکه یک حسابدار با تجربه باشید و در طول زمان در حرفه حسابداری خبره شوید، لازم است که دانش کافی و مفیدی در زمینه حسابداری داشته باشید. برای اینکه هر امری را چه در حوزه حسابداری و چه در سایر شاخه ها به طور صحیح انجام دهید، لازم است که با اصول آن آشنایی داشته باشید. اصول حسابداری جزء یکی از مهمترین مسائلی است که کار و فعالیت در این حوزه را تحت الشعاع قرار می دهد.

مفروضات حسابداری منشاء اصول حسابداری و مبنای تهیه و تنظیم صورتهای مالی را تشکیل می دهند. هر کدام از مفروضات حسابداری می تواند منشا یک یا چند اصل حسابداری می باشد. این مقاله به تشریح مفروضات حسابداری برای حسابداران و علاقه مندان به حسابداری می پردازد.

مفروضات حسابداری ۵ مورد است :

-         فرض تداوم فعالیت

-         فرض تفکیک شخصیت

-         فرض یا مبنای تعهدی

-         فرض واحد پولی ( واحد اندازه گیری )

-         فرض دوره مالی

در ادامه به بررسی این ۵ فرض می پردازیم.

 

1- فرض تداوم فعالیت

فرض تداوم فعالیت به این معنی است که عملیات موسسه در آینده قابل پیش بینی تداوم خواهد یافت و قصد انحلال یا توقف فعالیت آن وجود ندارد. این فرض بدان معنی نیست که موسسه دارای عمر نامحدود است، بلکه حاکی از آن است که موسسه برای یک دوره زمانی کافی برای اجرای عملیات، انجام قراردادها و ایفای تعهدات خود، دوام و بقا خواهد داشت. براساس این فرض است که مبالغ پرداختی در یک دوره مالی کلاً  به حساب هزینه منظور نمی شود، بلکه بخشی از این پرداخت ها تحت عناوین مختلف دارایی به سال های بعد منتقل می گردد. بعلاوه، طبقه بندی دارایی ها و بدهی ها به جاری و بلند مدت ( غیرجاری ) بر این فرض مبتنی است.

اگر فرض تداوم فعالیت حاکم نباشد، تمایز بین اقلام جاری و بلند مدت ( غیرمجازی ) اهمیت خود را از دست می دهد. ثبت دارایی ها به بهای تمام شده نیز بر اساس فرض تداوم فعالیت صورت می پذیرد. اگر موسسه در حال تصفیه یا فروش باشد، فرض تداوم فعالیت و اصل بهای تمام شده برای تهیه صورت های مالی مصداق ندارد و اقلام صورت های مالی به ارزش های جاری ( بازار ) در صورت های مالی منعکس می شوند .

 

2- فرض تفکیک شخصیت

بر اساس فرض تفکیک شخصیت، برای هر موسسه شخصیتی مستقل از مالک ( مالکان ) آن و همچنین مستقل از سایر موسسات موجود در جامعه در نظر گرفته می شود. فعالیت های مالی به اعتبار شخصیت حسابداری تجزیه و تحلیل و ثبت شده و صورت های مالی به منظور انعکاس وضعیت مالی و نتایج عملیات شخصیت مزبور تهیه و ارائه می گردند .

 

3- فرض یا مبنای تعهدی

فرض تعهدی یکی از زیربنائی ترین و مهمترین مفروضات حسابداری است. توسعه و گسترش حسابداری تا حد زیادی مدیون این فرض است. براساس فرض تعهدی درآمدها به محض تحقق و هزینه ها به محض تحمیل، بدون توجه به زمان دریافت و پرداخت وجه نقد مربوطه، شناسایی و ثبت می شوند. اغلب در متون حسابداری بجای عبارت فرض تعهدی از عبارت مبنای تعهدی استفاده می شود. مبنای تعهدی در مقابل مبنای نقدی قراردارد. در مبنای نقدی هر دریافت وجهی توسط شرکت که از ناحیه صاحبان شرکت یا وام دهندگان نباشد به عنوان درآمد و هر پرداخت وجهی توسط شرکت که به اشخاصی غیر از صاحبان شرکت یا وام دهندگان صورت پذیرد به عنوان هزینه تلقی می شود .

 

4 – فرض واحد پول ( واحد اندازه گیری )

فرض واحد پول به این معنی است که آثار و نتایج کلیه معاملات و عملیات مالی موسسه باید برحسب پول، اندازه گیری و گزارش شود . از آن جا که پول وسیله مبادله و مقیاس مشترک اندازه گیری ارزش در کلیه مبادلات اقتصادی است، در حسابداری نیز معاملات و عملیات مالی و رویدادهای دارای اثر مالی بر حسب واحد پول به عنوان مقیاس مشترک ، اندازه گیری و گزارش می شود .

البته اموال مختلف را به مقیاسهای متفاوتی از جمله زمین را با متر مربع ، سیمان را با کیلو و بنزین را با لیتر می توان اندازه گیری نمود . اما اگر ترازنامه ای تهیه کنیم که در آن هر کدام از اموال فوق با مقیاس مذکور ارائه شده باشند آیا این ترازنامه قابل استفاده است ؟

به دلیل همین محدودیتهاست که در حسابداری ، واحد پول ( مثلا” ریال ) به عنوان مقیاسی که بین همه معاملات و عملیات مالی مشترک است ، مبنای ثبت قرار می گیرد. 

 

5- فرض دوره مالی

نتایج واقعی عملیات موسسه را فقط در پایان اجرای عملیات و بعد از بستن سال مالی میتوان تعیین کرد. اما به دلیل نیاز مدیران و صاحبان موسسه و سازمان های بیرونی به داشتن اطلاعات در فواصل زمانی کمتر، عمر طولانی یک موسسه به دوره های زمانی مساوی کوتاه تر، معمولاً یکساله، تقسیم می شود و برای هر دوره گزارشهای مالی جداگانه ای ارائه می گردد. به این دوره زمانی اصطلاحاً “دوره مالی” یا “دوره حسابداری” می گویند. هر دوره مالی را که برابر یک سال کامل باشد سال مالی می گویند . انطباق سال مالی با سال تقویمی اجباری و الزامی نیست . مثلاً در ایران الزامی نیست که سال مالی از اول فروردین ماه شروع و به پایان اسفند ماه ختم شود . بهتر است سال مالی به نحوی انتخاب شود که پایان آن مصادف با دوران پائین ترین سطح فعالیت موسسه طی سال باشد . زیرا در این صورت قسمت حسابداری فرصت مناسبی را برای تکمیل عملیات حسابداری لازم در پایان سال مالی پیدا می کند .

 

منتشر شده در مقالات

یکی از وظایف مهم حسابداران توانایی تجزیه و تحلیل اسناد و صورتهای مالی در حسابداری می باشد. به این شکل که یک حسابدار خبره و با تجربه باید بتواند با مشاهده صورت های مالی نتیجه گیری های صحیحی انجام دهد تا در پیشرفت و توسعه کسب و کار تاثیر گذار باشد.

تجزیه و تحلیل صورت های مالی شامل ارزیابی سه ویژگی یک بنگاه اقتصادی است که عبارت است از:

-         نقدینگی

-         سود دهی

-         قدرت پرداخت دیون

هر کدام از این ویژگی ها جایگاه و اهمیت خود را دارند. مثلا قدرت نقدینگی یک شرکت برای بانکی که میخواهد وامی به آن شرکت پرداخت کند مهم است زیرا قدرت وام گیرنده برای تعهداتش در موعد سررسید را نشان می دهد.

از طرفی برای اعتبار دهنده بلند مدت مثل دارنده اوراق قرضه، سوددهی و قدرت پرداخت دیون در یک شرکت مهم است چون نشان دهنده توانایی شرکت برای بقای بلند مدت است.

همچنین سهامداران شرکت به سودآوری و قدرت پرداخت دیون شرکت توجه دارند و میخواهند احتمال پرداخت سود سهام و نیز رشد بالقوه سهام خود را ارزیابی کنند.

 

چرا به تحلیل مقایسه ای نیاز دارید؟

هر یک از اقلام گزارش شده در صورت های مالی اهمیت زیادی دارند. وقتی شرکتی مبلغ ۷۲۹ میلیون ریال به عنوان وجه نقد در ترازنامه خود گزارش می کند؛ متوجه میشویم در مانده حساب های شرکت در تاریخ ترازنامه معادل این مبلغ وجه نقد وجود داشته است، ولی متوجه نمی شویم این مانده در طول سال افزایش داشته و مقدار آن برای نیازهای شرکت کافی بوده است یا خیر.

برای به دست آوردن چنین اطلاعاتی، مقایسه مقادیر وجه نقد با دیگر داده های صورت های مالی ضروری است. این مقایسه مبانی مختلفی دارد که در ادامه به آن می پردازیم.

 

مبنای مقایسه صورتهای مالی

 

۱- مبنای مقایسه درون شرکتی

در این مبنا، یک قلم مالی و یا روابط مالی در درون شرکت برای سال جاری با سال یا سالهای قبلی مقایسه می شود. مثلا شرکتی که در بالا مطرح شد میتواند مانده وجه نقد خود را در پایان سال جاری با این مانده در پایان سال قبل مقایسه کند تا به افزایش یا کاهش آن پی ببرد. همچنین این شرکت می تواند درصد وجه نقد به کل دارایی های جاری با این درصد در سالهای قبل را مقایسه نماید. مقایسه های درون شرکتی در مشاهده و کشف تغییرات در روابط مالی و نیز روندهای با اهمیت مفید است.

 

۲- میانگین صنعت

در این مبنا یک قلم یا روابط مالی در یک شرکت با میانگین صنعت مقایسه می شود. مثلا سود خالص یک شرکت را با میانگین سود خالص همه شرکتهای آن صنعت مقایسه می کند. این مقایسه اطلاعات خوبی در رابطه با عملکرد نسبی شرکت در مقایسه با صنعت مشابه ایجاد می کند.

 

۳- مبنای بین شرکتی

در این مبنا، یک قلم یا روابط مالی در یک شرکت با همین قلم یا روابط مالی در یک یا چند شرکت دیگر مقایسه می شود. این مقایسه بر اساس اطلاعات مالی منتشر شده توسط این شرکتها انجام میشود. مقایسه بین شرکتی در تعیین موقیع شرکت از لحاظ رقابتی بسیار مفید است.

 

ابزارهای تحلیل صورت های مالی

 

ابزارهای مختلفی برای ارزیابی داده های صورتهای مالی به کار گرفته میشوند. سه نوع معمول این ابزارها به شرح زیر است:

تحلیل افقی: یکسری از داده های صورتهای مالی در طول یک دوره زمانی ارزیابی می شوند و هدف آن تعیین افزایش یا کاهش داده طی دوره مالی است. به آن تحلیل روند نیز می گویند.

تحلیل افقی اساساً در مقایسه های درون شرکتی مورد استفاده قرار می گیرد. دو ویژگی در صورت های مالی انجام این مقایسه را تسهیل می کند. اول اینکه صورت های مالی اساسی به صورت مقایسه ای و حداقل برای دو سال، ارائه می شود. دوم اینکه خلاصه ای از داده های مالی، برای یک دوره ۵ تا ۱۰ ساله در یادداشتهای پیوست صورت های مالی، ارائه می شود.

تحلیل عمودی: داده های هر یک از اقلام صورت های مالی به صورت درصد نسبت به یک مقدار مبنا، مورد ارزیابی قرار می گیرند. مثلاً در ترازنامه میگوییم دارایی های جاری ۲۵ درصد کل دارایی ها هستند. به آن تحلیل هم مقیاس نیز میگویند.

تحلیل عمودی در مقایسه های درون شرکتی و نیز بین شرکتی استفاده می شود.

تحلیل نسبت ها: ارتباط بین اقلام منتخب داده های صورت های مالی بیان میشود. یک “نسبت”، رابطه ریاضی بین یک مقدار را با دیگری بیان می کند که این ارتباط به صورت نرخ و یا یک نسبت ساده بیان می شود. تحلیل نسبت ها در انواع مقایسه ها کاربرد دارد.

در تحلیل صورتهای مالی اساسی، نسبت ها را میتوان در ارزیابی نقدینگی، سودآوری و قدرت پرداخت دیون به کار برد.

 

منتشر شده در مقالات

مقدمه
محیط کسب‌وکار، پویا و همیشه دستخوش تغییر و دگرگونی است. فناوری مدام در حال تغییر و پیچیده‌تر شدن است. شرکتها و سازمانها به‌دنبال فناوری جدید برای ارتقای کارایی فرایندهای کسب‌وکارشان هستند و از این‌رو سیستمهای اطلاعاتی پیچیده‌تر شده‌اند. حوزه حسابرسی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و به‌شدت تحت تاثیر توسعه فناوری اطلاعات قرار گرفته است.
 با کامپیوتری شدن هرچه بیشتر سازمانها، ‌تصمیمگیران بیشتر نگران صحت داده‌ها یا اطلاعاتی می‌شوند که باید براساس آنها تصمیمهای راهبردی بگیرند. ران وبر (Ron Weber) در مقدمه کتاب خود با عنوان «حسابرسی سیستمهای اطلاعاتی» بر این مطلب تاکید کرده است که حسابرس باید در کسب‌وکار از مشتری برتر باشد. در دهه اخیر که فناوری در حال تغییر دنیای کسب‌وکار بوده است، ‌‌متاسفانه حسابرسان از این تغییر عقب مانده‌اند. فریب دادن حسابرسان با مدارک ساختگی، امضای جعلی، ‌توضیحهای دروغین و مواردی این گونه، ‌برای مدیران بنگاه یا واحد تحت رسیدگی بسیار ساده شده است .

 حسابرسان باید به یاد داشته باشند که چنانچه تقلبی آشکار شود،‌ جامعه به بهانه‌هایی مانند اینکه «مدیران به ما نگفتند که حسابسازی کرده‌اند» یا «ما برای کشف تقلب آموزش ندیده‌ایم»، توجه یا آن را باور نخواهند کرد . در دنیای در حال تغییر، رسیدن به چنین درجه‌ای از مهارت، رویایی نیست؛ بلکه وظیفه است . شغل حسابرس علاوه بر حسابرسی،‌ پیش‌بینی تغییر جهت فناوری اطلاعات و تاثیری که این تغییرها و پیامدهای آنها ممکن است بر هدفهای تجاری بگذارند را نیز در برمی‌گیرد.
 یکی از عوامل کلیدی موفقیت در رسیدن به این هدفها،‌ درک کامل نقش حسابرس است. حسابرسان باید تلاش کنند که تصویر حسابرس به‌عنوان «پلیس فناوری اطلاعات» را با تصویر حسابرس به مثابه فردی که به‌عنوان شریک کسب‌وکار،‌ واحدهای تحت رسیدگی را در نیل به هدفهایشان یاری می‌رساند، جایگزین کنند. تغییر نقش حسابرس در عرض دو دهه اخیر را می‌توان به شکل جدول ۱ نمایش داد .

با تغییر سریع فناوری و توسعه الگوهای تجاری، شیوه دسترسی به شواهد حسابرسی دگرگون شده و چالش جدیدی متوجه حسابرسی سنتی گشته است؛ کامپیوتر از دو جنبه بر حسابرس اثر گذاشته است:
جنبه اول: موجب پیدایش مقدمه بسیار مهمی در حسابرسی کامپیوتری به نام «حسابرسی سیستمهای کامپیوتری» شده است. درصورتی که نتایج حاصل از حسابرسی سیستمهای اطلاعاتی به‌درستی انجام گیرد و اتکاپذیر تشخیص داده شود، شرایط برای ورود به مرحله بعدی آسان می‌گردد.
جنبه دوم: بعد از آنکه از صحت سیستم اطلاعاتی اطمینان به‌دست آمد، می‌توان از «کامپیوتر به‌عنوان یک ابزار حسابرسی» استفاده کرد.
 در صورتی‌که «استفاده از کامپیوتر به‌عنوان یک ابزار حسابرسی» درخور اتکا و کاربری نباشد، به‌طور معمول از «حسابرسی دور زدن کامپیوتر» استفاده می‌شود. در این «حسابرسی»، حسابرس فرض می‌کند که کامپیوتری در میان نیست و با شناخت روابط در محیط و نادیده گرفتن سیستم کامپیوتری، حسابرسی را در واقع با نادیده گرفتن کامپیوتر انجام می‌دهد. این شیوه، در محیط سیستمهای ساده تا کمی پیچیده کامپیوتری امکان‌پذیر است؛ ولی در محیطهای سیستمهای پیچیده و پیشرفته کامپیوتری ممکن است امکان‌پذیر نباشد .

 

 

 فناوری اطلاعات و فرضیه‌های بدیهی حسابرسی
مرور ادبیات موجود نشان می‌دهد که به‌طور معمول فیلسوفان و علمای منطق، ۵ ویژگی برای فرضیه‌های بدیهی قائلند:
۱- برای توسعه هر زمینه علمی ضروری‌اند،
۲- به‌طور مستقیم قابل تایید نیستند،
۳- مبنایی برای استنتاج می‌باشند،
 ۴- مبانی ایجاد ساختار یک تئوری هستند، و

۵- در پرتو پیشرفت علم در معرض پرسش و تردید قرار دارند.
ارسطو چنین می‌گوید: “نقطه آغاز هر علمی، ‌تعدادی فرضیه‌های بدیهی است که نیازی به اثبات آنها نیست.”
 فرضیه‌های بدیهی سنگ زیربنای هر تئوری را تشکیل می‌دهند؛‌ زیرا بدون آنها نمی‌توان نقطه آغازی داشت.‌ این فرضیه‌ها در حقیقت نوعی قضیه‌اند که باید بدون هر سئوالی آنها را پذیرفت. در علم حسابداری نیز وضع به همین‌گونه است. برای مثال، یکی از فرضیه‌های بدیهی که در درس اصول حسابداری ۱ در بدو ورود به دانشگاه با آن آشنا شدیم این بود: «رویدادهای مالی را می‌توان براساس مقادیر پولی و به‌صورت معنیداری بیان کرد». فرض پول به‌عنوان واحد اندازه‌گیری، ‌یک فرض بدیهی است که هیچ فرد مبتدی هرگز آن را مورد تردید و سئوال قرار نمی‌دهد؛ در حالی که ممکن است پس از آن اعتبار خود را از دست بدهد که در آن صورت، دیگر یک فرض بدیهی نخواهد بود .
بررسی نظرهای موجود و متون معتبر حسابرسی نشان می‌دهد که اعتماد به گواهی حسابرس، اظهارنظر در خصوص کیفیت اطلاعات، میزان مهارت حسابرس و شواهد حسابرسی به‌طور مستقیم تحت تاثیر فناوری اطلاعات قرار گرفته‌اند که در نتیجه فرضیه‌های بدیهی حسابرسی مرتبط را نیز متاثر خواهند ساخت. در زیر به برخی از این فرضیه‌های بدیهی اشاره می‌شود:
• «کیفیت اطلاعات مندرج در صورتهای مالی، ‌بدون گواهی حسابرسان مستقل اعتمادپذیر نیست.»
• «گواهی کیفیت اطلاعات مندرج در صورتهای مالی برای ذینفعان، ‌با انجام حسابرسی حاصل می‌شود.»
• «حسابرس برای گواهی کیفیت اطلاعات مندرج درصورتهای مالی، دارای مهارت و تجربه کافی است.»

• «حسابرس به‌عنوان کارشناس حرفه‌ای نسبت به کیفیت کار خود پاسخگوست.»
• «شواهد کافی و معتبر برای تایید نظر حسابرسی در مورد کیفیت صورتهای مالی ‌وجود دارند و حسابرس می‌تواند این شواهد را در یک زمان منطقی و با هزینه‌ای معقول جمع‌آوری و ارزشیابی کند.»
 با توجه به فرضهای فوق، حسابرس باید اطمینان یابد که داده‌های مندرج در صورتهای مالی عاری از تحریف بااهمیت هستند تا کیفیت اطلاعات مندرج در صورتهای مالی درخور گواهی باشد ‌ و حسابرسان باید برای انجام کار حسابرسی دارای صلاحیت (مهارت و تجربه) کافی باشند.
در محیطهای فناوری اطلاعات، ماهیت شواهد تغییر کرده و حسابرس را در موقعیت پیچیده‌ای قرار داده است. با فرض وجود سیستمهای اطلاعاتی کامپیوتری‌، این امر بدین معناست که حسابرسان در مورد فناوری اطلاعات۱ و شیوه حسابرسی آن مهارت کافی دارند و ‌اینکه آیا آنان در حال حاضر دارای چنین مهارتهایی هستند، جای شک دارد. حسابرسی مربوط به تایید و اثبات کیفیت، یک موضوع فنی و پیچیده است؛ بنابراین بجاست که فرض کنیم حسابرس مهارت و تجربه کافی و مناسبی برای دستیابی به هدفهای حسابرسی را داراست. این فرض بدیهی با دیدگاه تدوین استانداردهای حسابرسی در امریکا در مورد آموزش فنی، صلاحیت حرفه‌ای و مهارت کافی حسابرس، مطابقت دارد.
اگر حسابرسان به‌صورت اثربخشی ‌قادر به حسابرسی سیستمهای فناوری اطلاعاتی که صورتهای مالی از آن استخراج می‌گردد، ‌نباشند، ‌دیگر دانش تخصصی آنها در مورد اصول پذیرفته‌شده حسابرسی بی‌ارزش خواهد بود. بنابراین، ‌حسابرسان باید حسابرسی خود را در سیستمهای اطلاعاتی صاحبکار به‌نحوی برنامه‌ریزی کنند که شامل سیستمهای مبتنی بر فناوری اطلاعات نیز باشد.
حسابرسان نه‌تنها باید مهارتهای فناوری اطلاعات را دارا باشند، ‌بلکه همچنین باید در مهارتهای فناوری اطلاعات متخصص باشند تا از عهده وضعیتهای مختلف حسابرسی برآیند (Chambers & Curt, 1998).
آنها باید ریسک حسابرسی را مطابق با بی‌اطمینانیهایی که در یک محیط فناوری اطلاعات وجود دارد،‌ ارزیابی کنند

؛ به‌ویژه بی‌اطمینانیهایی که مربوط به کنترل می‌شود. آنها همچنین باید کیفیت عملیات حسابرسیشان را با توجه به هزینه حسابرسی،‌ کارایی و‌ اثربخشی، به‌وسیله استفاده از روشهای حسابرسی مبتنی بر کامپیوتر بهبود بخشند .
پیشرفتهای اخیر در حوزه فناوری اطلاعات و خطر دستکاری اطلاعات با استفاده از آن ممکن است از توانایی حرفه حسابرسی پیشی بگیرد و حسابرسان نتوانند از عهده آن برآیند. تقلبهای کامپیوتری که بر کیفیت صورتهای مالی حسابرسی‌شده اثر می‌گذارد، به‌طور مستقیم به حسابرسان مربوط می‌شود.
اگرچه بسیاری از مؤسسه‌های حسابرسی هنوز به آموزش حرفه‌ای مستمر۲ به‌عنوان یک هزینه اجباری می‌نگرند، باید برای مقابله با چالش پیش‌گفته و بالا بردن سطح صلاحیت و آگاهی مؤسسه‌های حسابرسی، از طریق تشویق (یا اجبار) مؤسسه‌های حسابرسی، ‌حسابرسان را به دریافت مدرک رسمی حسابرسی سیستمهای اطلاعاتی برانگیخت.

فناوری اطلاعات و مفاهیم اهمیت و ریسک
اهمیت، موضوعی است که با ریسک حسابرسی بسیار در ارتباط است. در واقع، ریسک حسابرسی در ارتباط با احتمال کشف نشدن تحریفهای حسابداری بااهمیت، ‌بیان می‌شود. بنابراین، ‌ارتباط اساسی موضوع اهمیت با حسابرسان، زمانی که ریسک حسابرسی یک رویداد مالی را ارزیابی می‌کنند، ‌عبارت است از اینکه در چه نقطه‌ای یک تحریف احتمالی به اندازه کافی بااهمیت می‌شود تا بر عملیات حسابرسی و اظهارنظر آن اثر گذارد؟
در کار حسابرسی دو عامل مرتبط با این موضوع وجود دارد؛ اول ریسک کشف تحریف حسابداری به‌وسیله حسابرسان (به‌دلیل عوامل مرتبط با کنترلهای شرکت و سطح صلاحیت حسابرسان) و دوم ،‌مسئله ماهیت کمی و یا کیفی تحریف و اثر بر صورتهای مالی حسابرسی‌شده و گزارش حسابرسی. بنابراین، ‌اهمیت باید به‌عنوان موضوعی با ماهیت چندبعدی در نظر گرفته شود؛ موضوعی که هم بر حسابدار و هم بر حسابرس اثر می‌گذارد؛ به‌خصوص در ارتباط با اطلاعاتی که محتوای آن بر قضاوت استفاده‌کننده اثر می‌گذارد. در مورد مفهوم اهمیت در حسابرسی، موضوع مشخص این است که اهمیت به‌طور مستقیم بر تصمیمهای حسابرسی در مورد کیفیت صورتهای مالی گزارش‌شده، اثر گذار است. اهمیت بر مربوط بودن و قابلیت اعتماد صورتهای مالی اثر می‌گذارد. بنابراین اهمیت باید به‌وسیله حسابرس و در ارتباط با تاثیر آن بر عملکرد و تصمیمهای استفاده‌کن

نده، ارائه صادقانه پدیده‌ها و در واقع مسئله پاسخگویی مدیریت به صاحبان سهام و سایر ذینفعان، ارزیابی شود.
 نقطه تمرکز حسابرسی مبتنی بر ریسک به‌واسطه فناوری تغییر کرده است. با استفاده از امکانات کامپیوتری و شبکه‌های ارتباطی، بسیاری از اموری که پیش از این به‌صورت جداگانه انجام می‌گرفت، با هم ترکیب شده‌اند که این کار، احتمال خطای سیستمی تکرار شونده را افزایش داده است. تعریف ساده حسابرسی مبتنی بر ریسک چنین است: “یک حسابرسی که درآن گروه حسابرسی تلاشهای خود را بر مواضع دارای ریسک بیشتر متمرکز می‌کند.” از این‌رو، ‌افراد حرفه‌ای باید برای اینکه وقت خود را کجا صرف کنند، ‌دست به انتخاب بزنند. طبیعی است که تمرکز بر مواضع، ‌دارای بیشترین ریسک منطقی خواهد بود و این همان هدف حسابرسی مبتنی بر ریسک است .
سرشت بسیار تکرارشونده بسیاری از توابع استفاده‌شده در برنامه‌های کامپیوتری به این مفهوم است که خطاهای کوچک ممکن است به زیانهای بزرگ بینجامند. برای مثال، یک خطا در محاسبه مالیات بر درامد کارکنان تنها در یک مورد اتفاق نخواهد افتاد؛ اما به محض اینکه یک خطا در سیستم کامپیوتری رخ دهد، بر تمام موارد اثر خواهد گذاشت. آزمون فرایندهای نامرئی، آسیب‌پذیری‌ها در یک سیستم اطلاعاتی را برای ممیزی بازبین، حتمی و لازم‌الاجرا می‌کند تا این اطمینان پدید آید که نه‌تنها کنترلهای کافی وجود دارند، بلکه این کنترلها به‌صورت موثری کار می‌کنند. همچنین اطمینان داده می‌شود که این کنترلها مطابق با ریسکها براورد شده‌اند و عملیات سازمان را در مقابل خطاها، کلاهبرداریها، ‌تقلب و دیگر اعمال، فجایع و تصادفهایی که ممکن است رخ دهد، ارزیابی می‌کنند.
 با توجه به تغییر نقطه تمرکز حسابرسی مبتنی بر ریسک به‌واسطه فناوری و سرشت بسیار تکرارشونده بسیاری از توابع استفاده‌شده در برنامه‌های کامپیوتری، تعریف مفهوم اهمیت به معنای بازبینی اعداد بزرگ به شناسایی موارد پرتکرار تغییر کرده است.

کنترلهای فناوری: آنچه درست درک نشده است
بیانیه استانداردهای حسابرسی شماره ۷۸ با عنوان بررسی ساختار کنترل داخلی در حسابرسی صورتهای مالی بیان می‌کند که کنترل داخلی فرایندی است که «برای فراهم کردن اطمینان معقول از دستیابی به هدفهایی که در گروههای زیر می‌آیند، طراحی شده است: الف) اعتمادپذیری گزارشگری مالی، ب) اثربخشی و کارایی عملیات، و ج) رعایت قوانین و مقررات مربوط».
 حسابرسان برای دستیابی به درک مورد نیاز از کنترلها باید آشنایی فزاینده‌ای با کنترلهای فناوری اطلاعات بیابند‌؛ ولی عمده حسابرسان آگاهی کافی از این موضوع ندارند.‌ هیئت تدوین استاندارد حسابرسی این مشکل را تشخیص داده و در بیانیه استاندارد حسابرسی شماره ۷۸، رهنمودهای بیشتری درباره کنترلهای فناوری اطلاعات ارائه کرده است. متاسفانه این بیانیه تاثیر اندکی بر نحوه اجرای حسابرسی به‌وسیله مؤسسه‌های حسابرسی داشت؛ بنابراین هیئت تدوین استانداردهای حسابرسی در بیانیه ۹۴ تاثیر فناوری اطلاعات بر بررسی کنترلهای داخلی به‌وسیله حسابرسان را مورد توجه قرار داد. به‌صورت مختصر، در این استاندارد چنین بیان شده است: «بشتابید حسابرسان؛ ‌دیگر نمی‌توانید فناوری را نادیده بگیرید!». برای خنثی نمودن تغییرهای فناوری برای مقابله با چالش سریع در حسابرسیِ صاحبکار با ریسک بالا یا پیچیده، ‌مؤسسه‌های حسابرسی باید استفاده از متخصصان فناوری را به‌عنوان عضوی از گروه، ‌مدنظر قرار دهند. به‌طور مسلم این همکاری منجر به حسابرسی با کیفیت بالاتری خواهد شد و احتمال دارد گروه حسابرسی با شناسایی ضعفها و فرصتهای فناوری اطلاعات،‌ خدمات بهتری را به صاحبکاران ارائه نماید .

 برای درک بهتر کنترلهایی که ممکن است در شرکت وجود داشته باشد، از الگوی مفهومی مؤسسه آدیت واچ (Audit Watch) استفاده شده است. در این الگوی مفهومی، مسیر حرکت یک معامله از آغاز تا مقصد نهایی که همانا صورتهای مالی است، به‌صورت «جریان» نمایش داده شده است:
کنترلهای ورودی۳ موجب اطمینان از ورود صحیح اطلاعات به سیستم رایانه‌ای می‌شوند. برای مثال، حسابداری قبل از وارد کردن اطلاعات به رایانه اثبات می‌کند که همه سفارشهای خرید به‌نحو مناسبی تایید و کدگذاری شده است. طی سالها،‌ حسابرسان به هنگام کسب شناخت از سیستم صاحبکار روی این نوع کنترلها تمرکز کرده‌اند.

 

 کنترلهای فناوری اطلاعات‌، کنترلهایی خودکارند که به پیشگیری از تحریفها کمک می‌کنند. برای مثال، ممکن است یک نرم‌افزار حقوق و دستمزد، اطلاعات غیرمعقولی مانند حقوق ساعتی بیش از ۵۰۰ هزار تومان را نپذیرد. با وجود رواج فزاینده فناوری اطلاعات در دنیای تجارت‌، بسیاری از حسابرسان این کنترلها را نمی‌فهمند و در نتیجه از آنها دوری می‌کنند.
 کنترلهای خروجی۴ پس از پردازش اطلاعات در سیستم رایانه‌ای وارد عمل می‌شوند. این کنترلها در هنگام بررسی ستانده‌های تولیدشده به‌وسیله سیستم، مورد استفاده قرار می‌گیرد.‌ برای مثال اگر برای اطمینان از ثبت کلیه بدهیها،‌ پرداختهای بعد از تاریخ ترازنامه کنترل شود،‌ این کنترلها می‌توانند بسیار مفید باشد. به‌همین دلیل، تعداد فزاینده‌ای از حسابرسان برای درک بهتر نحوه عملکرد آنها زمان صرف می‌کنند .
هر چند به‌طور معمول میزان اتکا کردن به کنترلها اختیاری است، ‌اما حسابرسان برای برنامه‌ریزی مناسب حسابرسی، ‌همواره ملزم به درک کافی کنترلها هستند. کنترلهای فناوری اطلاعات به‌منظور کاهش ریسکهای مرتبط در محیط فناوری اطلاعات در نظر گرفته می‌شوند. ‌این کنترلها جزئی از فرایند کنترل داخلی کلی درونی هر سازمان تحت بازبینی هستند. مدیران ارشد مؤسسه‌های حسابرسی باید ضمن در اولویت قرار دادن کنترلهای فناوری اطلاعات، در زمینه حسابسازی و تهدیدکنندگان زیرساختهای سیستم از جمله ویروس۵، ‌تروآ‌۶، درب پشتی۷، ‌یابنده‌های رمز۸،‌ استراق سمع۹‌، و حمله‌های مهندسی اجتماعی، آگاهی داشته باشند و از واگذاری مسئولیتهای خود به رده‌های پایینتر‌، بدون اعمال نظارتی موثر، خودداری کنند.

فناوری اطلاعات و خطرتقلب
سازمانها در همه زمینه‌ها نظیر انجام کسب‌وکار، برقراری ارتباطات۱۰ و فراوری اطلاعات مالی، بر واحد فناوری اطلاعات تکیه می‌کنند. در شرایطی که فناوری اطلاعات به‌طور مناسبی طراحی نشده و یا به‌نحو مطلوبی کنترل نمی‌شود، سازمان ممکن است در معرض تقلب قرار داشته باشد. امروزه سیستمهای رایانه‌ای که متصل به شبکه‌های ملی و بین‌المللی هستند، در معرض تهدیدهای مداوم فضای مجازی و انواع تهدیدهایی قرار دارند که ممکن است منجر به زیانهای اطلاعاتی و مالی بیشماری شوند. فناوری اطلاعات جزو پراهمیتی از فرایند مدیریت خطر است؛ به‌ویژه زمانی که خطر تقلب در دستور کار قرار گیرد. خطرهای فناوری اطلاعات شامل تهدید علیه تمامیت و پیوستگی اطلاعات و همچنین تهدیدهای نفوذکنندگان رایانه‌ای، امنیت سیستم و دزدی اطلاعات حساس مالی مربوط به کسب‌وکار سازمان است. خطر فناوری اطلاعات به‌هر صورتی که باشد، از قبیل نفوذ رایانه‌ای،‌ جاسوسی اقتصادی، ‌دگرگون‌سازی، ‌دستبرد به اطلاعات، ویروسها، دستیابی غیرمجاز به اطلاعات و سایر خطرهای تقلب فناوری اطلاعات، هر کسی را ممکن است تحت تاثیر قرار دهد. در حقیقت، فناوری می‌تواند از سوی افرادی که نیت ارتکاب تقلب دارند، در هریک از سه زمینه تقلبهای مربوط به شغل که به‌وسیله انجمن بررسی‌کنندگان خبره تقلب تعریف شده است، مورد استفاده قرار گیرد.

گزارشگری مالی متقلبانه
دسترسی غیرمجاز به سیستمهای عملیاتی حسابداری-
کارکنان با دسترسی غیرمجاز به دفتر کل، ‌سیستمهای فرعی یا ابزار گزارشگری مالی، ممکن است نسبت به انجام ثبتهای متقلبانه اقدام کنند.
بی‌اثر کردن سیستمهای کنترلهای داخلی- کنترلهای عمومی رایانه‌ای۱۱ شامل محدودیت در دستیابی به سیستم، ‌دستیابی محدود به سیستمهای عملیاتی و کنترلهای تعویض برنامه است. کارکنان فناوری اطلاعات ممکن است قادر به دستیابی غیرمجاز به اطلاعات محدودشده و یا تعدیل ثبتها به‌طور متقلبانه باشند.

سوء‌استفاده از داراییها
سرقت داراییهای مشهود- در سازمانها، ‌افرادی که به داراییهای مشهود (مانند پول نقد، ‌کالا و داراییهای ثابت) و به سیستمهای حسابداری مربوط به ثبت فعالیتهای این داراییها دسترسی دارند، می‌توانند با استفاده از فناوری اطلاعات، ‌دزدی داراییها را مخفی کنند. برای نمونه، ‌فردی ممکن است تامین‌کننده‌ای جعلی در پرونده اصلی تامین‌کنندگان ایجاد کند تا پرداخت در مقابل صورتحساب جعلی خرید را تسهیل سازد؛ یا فردی کالای موجود را دزدیده و بهای اقلام سرقت‌شده را در حساب بهای تمام‌شده ثبت کند تا به این ترتیب، ‌دارایی از ترازنامه حذف شود.
سرقت داراییهای نامشهود- در دنیای امروز ‌با توجه به اقتصادِ دانش محور و مبتنی بر خدمات، پر ارزش‌ترین داراییهای سازمان، ‌داراییهای نامشهودی مانند فهرست مشتریان، ‌تجربه‌های تجاری، ‌حق ‌اختراع و حق چاپ و تقلید است. به‌عنوان نمونه‌هایی از دزدی دارایی نامشهود می‌توان دزدی نرم‌افزارها یا محصولات، یا حق چاپ و تقلید به‌وسیله افراد داخل یا خارج از سازمان را نام برد.

فساد
سوء‌استفاده از مشتریان- کارکنان داخل یا خارج از سازمان می‌توانند اطلاعات کارکنان یا مشتریان را به‌دست آورند و از این اطلاعات برای دستیابی به اعتبار یا هدفهای متقلبانه دیگر استفاده کنند.
به‌خاطر داشته باشید که افراد متقلب در فضای مجازی، ‌حتی مجبور به ترک خانه‌های خود برای ارتکاب به تقلب نیستند؛ ‌بلکه آنها می‌توانند به‌طور عادی و از طریق شرکتهای تلفن محلی، ‌خدمات راه دور،‌ ارائه‌دهندگان خدمات اینترنت و شبکه‌های ماهواره‌ای و بی‌سیم، با دیگران ارتباط برقرارکنند.
آنان می‌توانند قبل از حمله به سیستمهای هدف در سراسر جهان و به‌منظور اختفای خود، به رایانه‌های مستقر در سایر کشورهای جهان وارد شده و ازآنجا اقدام کنند.آنچه اهمیت دارد این است که تمام اطلاعات و نه‌تنها اطلاعات مالی از این بابت در خطر است و خسارتهای ناشی از این‌گونه مخاطرات روزبه‌روز و همزمان با تکامل فناوری، بیشتر و بیشتر می‌شود.
 به‌منظور مدیریت خطر رو به رشد اداره سازمانها در عصر اطلاعات، باید زمینه‌های آسیب‌پذیری شناسایی شود و باید قادر بود مخاطرات را به‌روشی مقرون به‌صرفه کاهش داد. بنابراین، خطر فناوری اطلاعات باید  در ارزیابی خطر تقلب کلی سازمان مورد توجه قرار گرفته و به‌طور کامل در نظر گرفته شود .
ممیزی سیستمهای اطلاعاتی باید این اطمینان را ایجاد کند که علاوه بر حفاظت شایسته از داراییها، امکان استفاده بهینه از آنها در جهت رسیدن به هدفهای سازمانی نیز فراهم است.

نتیجه‌گیری
شغل حسابرس علاوه بر حسابرسی،‌ پیش‌بینی تغییر جهت فناوری اطلاعات و تاثیری را که این تغییرها و پیامدهای آنها ممکن است بر هدفهای تجاری بگذارند نیز در برمی‌گیرد. سرشت بسیار تکرارشونده بسیاری از توابع استفاده‌شده در برنامه‌های کامپیوتری، موجب شده نقطه تمرکز حسابرسی مبتنی بر ریسک تغییر کند و اهمیت به معنای بازبینی اعداد بزرگ، تعریف خود را با شناسایی موارد پرتکرار تعدیل کند. از طرفی، فناوری می‌تواند در کلیه زمینه‌های تقلبِ تعریف‌شده از سوی انجمن بررسی‌کنندگان خبره تقلب، مورد استفاده قرار گیرد.
پیشرفتهای اخیر در فناوری اطلاعات و خطر دستکاری اطلاعات با استفاده از آن، ممکن است از توانایی حرفه حسابرسی پیشی بگیرد و حسابرسان نتوانند از عهده آن برآیند. حسابرسان نه‌تنها باید مهارتهای فناوری اطلاعات را دارا باشند، ‌بلکه همچنین باید در مهارتهای فناوری اطلاعات متخصص باشند تا از عهده وضعیتهای مختلف حسابرسی برآیند. اگر حسابرسان به‌صورت اثربخشی ‌قادر به حسابرسی سیستمهای فناوری اطلاعاتی که صورتهای مالی از آنها استخراج می‌گردد، ‌نباشند، ‌دیگر دانش تخصصی آنها در مورد اصول پذیرفته‌شده حسابرسی بی‌ارزش خواهد بود.‌
در حال حاضر دستیابی به درکی مناسب از کنترلهای فناوری اطلاعات، ‌برای مؤسسه‌های بزرگ امری بسیار مهم است. مؤسسه‌های کوچکتر زیاد نگرانی ندارند، چون اغلب سیستمهای صاحبکار آنها پیچیده نیست؛ ‌با این حال باید به یاد داشته باشیم که با گذشت زمان، هر سال‌ تمام صاحبکاران از نظر فنی پیچیده‌تر می‌شوند و برای ارتقای مهارت و به‌روز شدن نباید صبر کرد تا با توجه به این موضوع خیلی دیر شود!

 

منتشر شده در مقالات
 مجيد اسكندري: «تبعيت از استانداردهاي بين‌المللي به تنهايي معجزه نخواهد كرد.» اين جمله آغازگر همايش استانداردهاي گزارشگري مالي بين‌المللي (IFRS) بود كه از زبان غلامرضا سلامي، رييس شوراي عالي انجمن حسابداران خبره ايران عنوان شد.
اين همايش روز گذشته با حضور وزير امور اقتصادي و دارايي، روساي سازمان‌هاي بورس و اوراق بهادار و حسابرسي، تشكل‌هاي حرفه‌اي حسابداري و اعضاي آنها در پژوهشگاه نيرو تهران برگزار شد.

نبود قابليت تلفيق و مقايسه بين‌المللي

سلامي در افتتاحيه همايش گفت: پس از گذشت بيش از نيم قرن از كوشش‌هاي انجام شده در زمينه تدوين استانداردها در كشور، هنوز صورت‌هاي مالي اكثريت قريب به اتفاق بنگاه‌هاي بزرگ اقتصادي كشور با صورت‌هاي مالي بنگاه‌هاي مالي متوسط و بزرگ كشورهاي پيشرفته صنعتي قابليت تلفيق و قابليت مقايسه ندارد.

اين حسابدار رسمي افزود: اطلاعات مندرج در اين صورت‌هاي مالي از دو ويژگي همزمان قابل اعتماد بودن و مرتبط بودن برخوردار نيست، بنابراين مبناي مناسبي براي تصميم‌گيري سرمايه‌گذاران بالقوه نه در بازارهاي مالي جهان و نه در بورس‌هاي بين‌المللي نيست. وي با انتقاد از محدوديت‌هاي حاكم بر اهداف و الزامات حسابداري كه در گذشته اعمال شده، گفت: در صورتي كه شرايط كشور و محدوديت‌هاي محيطي آن، با فضاي حاكم بر اقتصاد جهاني، مطابقت نداشته باشد، استانداردهاي گزارشگري مالي، هيچ گاه به اندازه كافي با استانداردهاي بين‌المللي در انطباق نخواهد بود.

رييس شوراي عالي انجمن حسابداران خبره ايران با اشاره به بينش متفاوت و منطبق با بينش جهاني سازمان بورس به عنوان مهم‌ترين متقاضي كاربرد استانداردهاي گزارشگري مالي بين‌المللي و سازمان حسابرسي به عنوان مرجع تدوين استانداردهاي حسابداري و حسابرسي گفت: اين دو سازمان با رويكردي مثبت و قدم‌هاي موثر، خواهان اعتبار بخشيدن به صورت‌هاي مالي تهيه شده توسط مديران و حسابداران بنگاه‌هاي بزرگ و حتي متوسط كشور در مجامع بين‌المللي هستند.

وي تاكيد كرد: هنگامي اقتصاد كشور به اقتصاد جهاني پيوند خواهد خورد كه به جاي تبعيت بينش تدوين استانداردهاي حسابداري از بينش‌هاي اقتصادي، بينش‌ها، تصميم‌ها و اقدامات اقتصادي از الگوي پذيرفته شده جهاني از جمله استانداردهاي گزارشگري مالي بين‌المللي تبعيت كند.

سلامي در پايان اظهار اميدواري كرد: اميد است در جهت تحقق اهداف سند چشم‌انداز 1404 زمينه‌هاي اجراي اثربخش استانداردهاي گزارشگري مالي بين‌المللي در بنگاه‌هاي بزرگ و متوسط اقتصادي كشور فراهم شود و شاهد حضور ايران در بازارهاي مالي جهاني باشيم.

رييس سازمان بورس و اوراق بهادار نيز در همایش استانداردهای گزارشگری مالی بین‌المللی گفت: شرکت‌های بزرگ بورسی با در اختیار داشتن امکانات مناسب در بخش مالی و تعامل با شرکت‌های خارجی می‌توانند گزارش‌های مالی خود را به صورت بین‌المللی منتشر کنند.م شدن امکان استفاده بهتر فناوری‌هایی همچون XBRL به منظور افزایش شفافیت اطلاعات، ارتقای شفافیت اطلاعاتی و حمایت بهتر از حقوق سرمایه‌گذاران را از مهم ترین دلایل بهره‌گیری از استانداردهای گزارشگری مالی بین‌المللی اعلام کرد.
سخنگوی سازمان بورس اظهار كرد: صدور مجوز استفاده استانداردهای حسابرسی بین‌المللی، نقطه عطفی در تاریخ اقتصاد ایران است که باید به نحو احسن از آن بهره برد.تدوین در اختیار صاحب‌نظران‌ و اهالی فن قرار می‌گیرد تا بتوانیم چشم‌انداز مناسبی را برای اجرای این طرح پیش‌بینی کنیم. صالح‌آبادي سپس گفت: ما با شركت‌هاي بزرگ شروع مي‌كنيم زيرا اين شركت‌ها بخش مالي قوي و توانمندي مناسب براي اجرا داشته و تعامل بيشتري نيز با دنيا دارند.وي تاكيد كرد: اين كار فني و پيچيده است و نياز به همكاري همگاني دارد كه به اين منظور ما از اهل فن كمك مي‌گيريم و شركت ‌ها را توجيه مي‌كنيم. ضمن اينكه انجمن‌هاي حرفه‌اي و افراد مستقل حرفه نيز بايد به ما و سازمان حسابرسي كمك كنند.
منتشر شده در اخبار حسابداری
نیاز به توضیحات بیشتر دارید؟
کارشناسان پارمیس آماده پاسخگویی به شما هستند...
با ما تماس بگیرید
خبرنامه
خبرنامه پارمیس
با عضویت در خبرنامه آخرین اخبار و اطلاعیه های پارمیس را در ایمیل خود دریافت نمایید.

افتخارات پارمیس

جوایز و افتخارات پارمیس