بدهی ها (Liability)

در حالت کلی بدهی ها معادل تعهدات شرکت به بستانکارانش می باشد و در ترازنامه سه گروه بدهی وجود دارد که در ذیل توضیح می دهیم.

 

بدهی هایی که باید در طول یک چرخه عملیاتی و یا یک سال مالی (هر کدام که طولانی تر است) پرداخت گردند را بدهی های جاری گویند.از ویژگی های این نوع از بدهی ها می توان به اقلامی که شامل سر رسید کمتر از یک دوره مالی دارد اشاره کرد که در ترازنامه در مقابل داراییهای جاری قرار می گیرند و باید از بخش داراییهای جاری تسویه و پرداخت شوند.

 

هر دو گروه دارای سر رسید مشابه هستند و انتظار نمی رود که برای تسویه تعهدات جاری وام (نرم افزار تسهیلات) یا مطالبات بستانکاران شرکت اقدام به فروش زمین، ساختمان و یا سایر اقلام دارایی ثابت خود نماید.

 

بستانکاران، اسناد پرداختنی، وام ها و هزینه های تعهد شده مانند حقوق و دستمزد (نرم افزار حقوق و دستمزد) از نمونه های این نوع از بدهی ها می باشد.

 

در طرف دیگر بدهی های بلند مدت وجود دارند که جرء گروهی از تعهدات شرکت به حساب می آیند که می توانند در مدت بیشتر از یک سال پرداخت شوند بنابراین سر رسید این بدهی ها بیشتر از یک سال است.

 

هدف اصلی این گروه از بدهی ها تنها کسب داراییهای سرمایه ای در شرکت ها است، محل پرداخت این بدهی ‌ها عواید ناشی از سرمایه‌گذاری‌های شرکت از محل همین بدهی‌ها است. برخی از انواع این بدهی‌ها شامل وام بلند مدت پرداختنی، اسناد بلند مدت پرداختنی، اوراق قرضه بلند مدت و …

 

حقوق صاحبان سهام (Shareholders Equity)

منافع صاحبان اصلی موسسه در یک شرکت نشان دهنده حقوق صاحبان سهام است. داراییهای شرکت از دو طریق بدست می آید:

 

1. آورده سهامداران (نقدی و غیر نقدی)

2. ایجاد بدهی

 

حقوق صاحبان سهام شامل بخشی از داراییها است که توسط صاحبان شرکت (سهامداران) تامین می شود که از مهم ترین اجزای این بخش میتوان به ترازنامه سرمایه، سود و زیان سنواتی، اندوخته قانونی و سایر اندوخته‌ها و صرف سهام اشاره کرد.

 

ترازنامه شرکت الف – سال مالی ۱۳۹۰

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

صورت سود و زیان

 خلاصه ای از درآمدها و هزینه های یک واحد تجاری که در یک دوره زمانی که معمولا 1 ماهه، 3 ماهه، 6 ماهه و یکساله است را صورت سود و زیان گویند. در واقع این صورت مالی نشان دهنده سود یا زیان شرکت است که نتیجه عملیات و تصمیمات مالی شرکت در طول یک دوره مالی مشخص (دوره مالی) را برآورد می کند و به صورت خلاصه در قالب صورت مالی سود و زیان نشان می دهد.

 

به صورت مالی سود و زیان، صورت حساب درآمد یا صورت حساب عملیات نیز گفته می شود و عملکرد واحد تجاری را در یک دوره زمانی مشخص بیان می کند.

 

گزارشی که سود و زیان ارائه می دهد به دو صورت می باشد:

 

روش تک مرحله ای: در این روش باید کلیه درآمدها ذکر شود سپس کلیه هزینه ها در ادامه و زیر آن آورده شود. حاصل تفاضل آنها سود یا زیان البته قبل از کسر مالیات است.

 

روش دو مرحله ای: در این روش نیز ابتدا باید درآمدهای عملیاتی و سپس هزینه های عملیاتی را پشت سر هم ذکر کرد سپس تفاضل این دو سود یا زیان ناویژه را به نشان می دهد، حال در ادامه باید درآمدهای غیر عملیاتی و هزینه های غیر عملیاتی را مثل قبل بیاوریم که در این صورت حاصل تفاضل این دو را از سود ناویژه کسر می کنیم.

 

نکته: سود یا زیان قبل از کسر مالیات بدست می آید، ما با کسر مالیات به سود یا زیان بعد از کسر مالیات یا سود یا زیان ویژه بدست می آید.

 

نکته: مهم ترین بخش صورت سود و زیان بخش پایانی آن یعنی سود و زیان ویژه است.

 

در صورت حساب سود و زیان چه اقلامی با اهمیت هستند؟

در حالت کلی اقلام با اهمیت در صورت سود و زیان همان درآمدها و هزینه ها است.

 

درآمدها: افزایش در حقوق صاحبان سهام به جز در مواردی که به آورده صاحبان سهام مربوط می شود را درآمد گویند که به دو دسته کلی تقسیم می شوند.

 

درآمدهای عملیاتی: مجموعه درآمدهایی هستند که در پایان فعالیتی که در راستای اساسنامه و با هدف رسیدن به هدف خاصی که برای آن به وجود آمده است بدست می آیند. جنبه دائمی و پایدار این گروه از درآمدها با توجه به اصل تداوم شرکت می باشد. استمرار رشد این گروه از درآمدها نقطه قوت یا ضعف شرکت را مشخص می کند.

 

درآمدهای غیر عملیاتی: درآمدهای غیر عملیاتی شرکت گروهی از درآمدها هستنند که در قالب اساسنامه شرکت نیستند. به عنوان نمونه شرکت تصمیم به خرید زمینی می گیرد که مازاد بر نیاز شرکت است، بنابراین زمانی که تصمیم به فروش آن قطعه زمین می گیرد؛ درآمد کسب شده از آن جزء درآمدهای غیر عملیاتی قرار می گیرد.

 

از جمله دلایل غیر عملیاتی بودن این گروه از درآمدها به صورت زیر است:

1. تحصیل دارایی به منظور افزایش قیمت در آینده نزدیک و کسب عایدی توسط شرکت پس از فروش نبوده است.

2. فروش این بخش از دارایی نتیجه تصمیمات مدیریتی  در جهت استفاده تهیه از دارایی صورت گرفته است.

3. هدف از تاسیس شرکت در اساسنامه خرید و فروش این دارایی‌ها نیست.

4. این گونه از درآمدها تکرار پذیر نیستند. ناپایدار نیستند و سود حاصل از آنها قابل برنامه‌ریزی نیست.

 

نکته: در برخی موارد پیش می آید که درآمدهای غیر عملیاتی با ثبات و ادامه دار شوند در این حالت این بخش از درآمدهای غیر عملیاتی را از نظر ماهیت مانند درآمدهای مالیاتی در نظر میگیرم.

 

هزینه ها

یک مفهوم کلی برای شناختن هزینه ها این است که کاهش حقوق صاحبان سهام به جز در مواردی که به ستانده صاحبان سهام مربوط می شود گویند. هزینه ها دارای انواع مختلفی هستند که در ذیل به آنها اشاره می کنیم.

 

بهای تمام شده کالا (قیمت تمام شده کالا): شرکت برای محصولات خود هزینه هایی را مصرف می کند که به آنها بهای تمام شده (نرم افزار بهای تمام شده) کالا گویند، این نوع از هزینه ها به صورت مستقیم در تولید دخالت دارد و یا زمینه های لازم برای تولید کالا را فراهم می کند.

 

بهای تمام شده دارای عناصری می باشد که عبارت است از:

الف) مواد اولیه مستقیم: تشکیل دهنده بخش اصلی محصول هستند.

 

ب) دستمزد مستقیم تولیدی: حقوق و دستمزدی (نرم افزار حقوق و دستمزد) که به پرسنل واحد تولید پرداخت می گردد زیرا نتیجه عملکرد آنان به تولید محصول منتهی می شود.

 

ج) سربار: به جزء هزینه هایی که برای تولید صرف می کنیم و هزینه های حقوق دستمرد پرسنل، هزینه های باقی مانده را هزینه های سربار می گوییم به عنوان مثال هزینه تعمیرات و نگهداری ماشین الات تولیدی. می توان گفت که این نوع از هزینه ها برای ادامه جریان تولید مورد نیاز هستند اما نمی توانیم آنها را به محصول خاصی نسبت بدهیم.

 

یک نکته بسیار مهم در زمینه بهای تمام شده کالا (نرم افزار بهای تمام شده کالا)، این است که بیشترین بخش بهای تمام شده کالا (نرم افزار بهای تمام شده کالا) در کدام ردیف قرار می گیرد زیرا دانستن این موضوع در پیش بینی عملکرد آینده شرکت بسیار تاثیر گذار است.

 

به عنوان نمونه هزینه شرکت های سیمانی به نوعی مربوط به هزینه های انرژی است بنابراین دانشتن این موضوع در چشم انداز مثبت می تواند تاثیراتی را بگذارد.

 

سایر هزینه های غیر عملیاتی: هزینه های غیر عملیاتی به هزینه هایی غیر از بهای تمام شده کالا (نرم افزار بهای تمام شده کالا)، هزینه های اداری و مالی و توزیع و فروش گویند زیرا این دسته از هزینه ها دائمی نیستند و با نوع عملکرد شرکت مرتبط نیستند.

 

سایر هزینه های عملیاتی: هزینه هایی مانند هزینه های فروش، بازاریابی و هزینه های مالی و اداری شرکت که ارتباط مستقیمی با هزینه های تولید کالا دارند گویند و نمی توانیم آنها را حذف کنیم زیرا از الزامات بقای سازمان هستند.

 

هزینه های مالی: هزینه های دریافت وام (نرم افزار تسهیلات) و تامین مالی شرکت جزء هزینه های مالی شرکت محسوب می شوند، این هزینه ها دارای اهمیت خاصی هستند به همین دلیل است که دارای طبقه بندی خاصی هستند. البته این نوع از هزینه ها دارای هزینه بهره و سایر هزینه های مرتبط با وام (نرم افزار تسهیلات) است.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

انواع سود و زیان محاسبه شده برای شرکت ها:

سود و زیان ناویژه: در صورتی که درآمدهای عملیاتی را از بهای تمام شده کالا (نرم افزار بهای تمام شده کالا) کم کنیم این نوع از سود و زیان بدست می آید. در واقع این سود وزیان عایدی اصلی که برای شرکت به وجود می آید را نشان می دهد.

 

سود و زیان عملیاتی: این نوع سود و زیان نتیجه اضافه و یا کسر سایر درآمدها، هزینه های عملیاتی از سود و زیان ناویژه است. گزارشی که این سود و زیان بدست می آید نشاندهنده خالص درآمدهای شرکت است که عملیات اصلی و تولیدی (نرم افزار حسابداری تولیدی) است.

 

سود و زیان ویژه: منافع مالی یک شرکت در پایان یک دوره مالی در این نوع از سود و زیان مشخص می شود. برای تهیه این گزارش ابتدا باید درآمدها و هزینه های غیر عملیاتی و مالی را کسر و یا اضافه کنیم البته از از عدد بدست امده مالیات کسر شود سود و زیان ویژه بدست می آید.

 

این سود یا زیان بیان کننده سهمی از کل عملیات دوره‌های مالی شرکت است که در صورت نبود زیان انباشته در صورت‌های مالی، قابلیت تقسیم بین سهامداران را دارد.

 

نکته ۱: در صورت سود و زیان شرکت‌های تولیدی (نرم افزار حسابداری تولیدی) معمولا در پایین صورت مالی، جداول ظرفیت تولید شرکت قرار داد.  در این جداول بر اساس تنوع محصول ظرفیت اسمی سال مالی جاری و سال مالی آینده به تفکیک، درکنار هم قرار می‌گیرند.

 

نکته ۲: در مورد شرکت‌های سرمایه‌گذاری به دلیل آنکه سود این شرکت‌ها در پایان سال مالی و پس از برگزاری مجامع شناسایی می‌شود، عمدتاًً این شرکت‌ها سال مالی خود را منتهی به ۳۰ آذرماه قرار می‌دهند تا بتوانند سود حاصل  را محاسبه نمایند.

 

نکته ۳: در بررسی صورت سود و زیان شرکت‌ها، شناخت نوع فعالیت شرکت از نظر بازار فروش و هزینه های فصلی حائز اهمیت است. برخی از شرکت‌ها و صنایع در دوره‌های خاص از سال مقدار فروش و یا هزینه‌هایشان افزایش می‌یابد. آگاهی از این موضوع می‌تواند سرمایه‌گذاران را از اتخاذتصمیم‌های هیجانی در زمان افزایش درآمد یا هزینه فصلی باز دارد. 

 

نمونه صورت سود و زیان شرکت الف- سال مالی ۱۳۹۰

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

منتشر شده در مقالات

حسابداری بهای تمام شده (هزینه) یک نوع از فرایند حسابداری است که با هدف به تصرف درآوردن هزینه های یک شرکت در تولید، با ارزیابی هزینه های ورودی از هر مرحله از تولید و همچنین هزینه های ثابت مانند استهلاک تجهیزات سرمایه ایجاد شده است. حسابداری بهای تمام شده (هزینه) در درجه اول عملیات اندازه گیری را انجام می دهد و این هزینه را ضبط می کند و به صورت جداگانه برای مقایسه نتایج ورودی و انتقال آن به خروجی یا خروجی واقعی برای کمک به مدیریت شرکت در اندازه گیری عملکرد مالی مورد استفاده قرار می گیرد.

به نوعی یک نوع روش حسابداری است که در آن همه هزینه های متحمل شده در انجام یک فعالیت و یا انجام یک هدف در ابتدا جمع آوری، طبقه بندی و ثبت می شوند و سپس این اطلاعات خلاصه و به صورت تجزیه و تحلیل در یک قیمت فروش می رسند و یا برای تعیین جایی که پس انداز در آن امکان پذیر باشد آماده می گردند.

شکستن حسابداری بهای تمام شده (هزینه)

در حالی که حسابداری هزینه است که اغلب در یک شرکت برای کمک به تصمیم گیری استفاده می شود اما حسابداری مالی چیزی است که جامعه سرمایه گذار خارجی به طور معمول می بیند. حسابداری مالی نمایندگی های مختلف از هزینه ها و عملکرد مالی است که شامل دارایی ها و بدهی های یک شرکت است. حسابداری هزینه می تواند به عنوان مفیدترین ابزار برای مدیریت در بودجه بندی و در راه اندازی برنامه کنترل هزینه که می تواند حاشیه خالص این شرکت در آینده باشد تلقی شود.

یکی از تفاوت های کلیدی بین حسابداری هزینه و حسابداری مالی این است که در حسابداری مالی بسته به نوع معامله طبقه بندی، هزینه شده است که شامل حسابداری طبقه بندی با توجه به نیازهای اطلاعاتی مدیریت است ولی در حسابداری هزینه، هزینه به عنوان یک ابزار داخلی توسط مدیریت استفاده می شود به همین دلیل است که برای ارتباط با هر استاندارد خاص تعیین شده توسط اصول عمومی پذیرفته شده و به عنوان نتیجه در بخش های مختلف یک شرکت مورد استفاده قرار می گیرد.

نکته: در بیانی ساده حسابداری مالی، پول را به عنوان معیار عملکرد اقتصادی می داند در حالی که حسابداری بهای تمام شده (هزینه)، پول را به عنوان عامل اقتصادی تولیدی در نظر می گیرد.

توسعه حسابداری

محققان استدلال کرده اند که برای اولین بار از حسابداری هزینه در طول انقلاب صنعتی استفاده شده است یعنی زمانی که اقتصاد در حال ظهور، از عرضه های صنعتی و تقاضا شکل گرفته و تولید کنندگان مجبور به شروع ردیابی اینکه آیا برای کاهش قیمت کالاها، مازاد عرضه خود و یا تولید را باید پایین بیاورند.

در آغاز قرن 20، حسابداری بهای تمام شده (هزینه)، در ادبیات مدیریت کسب و کار به موضوع گسترده ای تبدیل شده بود.

انواع حسابداری

حسابداری هزینه های استاندارد

این نوع از حسابداری بهای تمام شده (هزینه) با استفاده از نسبت مقایسه استفاده کارآمد از نیروی کار و مواد برای تولید کالاها یا خدمات تحت شرایط استاندارد استفاده می کند. بررسی این تفاوت ها است که تجزیه و تحلیل واریانس نامیده می شود. حسابداری هزینه سنتی اساسا بر اساس یک اندازه گیری کار اختصاص داده شده است. با توجه به این واقعیت که هزینه سربار از پیدایش حسابداری هزینه های استاندارد متناسب با هزینه نیروی کار افزایش یافته است، تخصیص هزینه سربار به عنوان هزینه کلی تا تولید بینش گمراه کننده به پایان رسیده است.

هزینه یابی مبتنی بر فعالیت

موسسه منشور حسابداران مدیریت حسابداری مبتنی بر فعالیت به عنوان تعریفی از حسابداری بهای تمام شده (هزینه) "رویکرد به فعالیت های هزینه و نظارت بر فعالیت هایی که شامل ردیابی مصرف منابع و هزینه خروجی نهایی دارند، منابعی اختصاص یافته و به فعالیت ها و هزینه اشیاء بر اساس برآورد مصرف در حالت دوم استفاده از محرک های هزینه به ضمیمه هزینه فعالیت به خروجی متعادلی تبدیل می شوند" بیان کرده اند.

حسابداری بهای تمام شده (هزینه) شامل تکنیک هایی برای:

1.تعیین هزینه محصولات، فرآیندها، پروژه ها، و غیره به منظور گزارش مقدار صحیح بر صورت های مالی، و 

2. کمک به مدیریت در تصمیم گیری و در برنامه ریزی و کنترل یک سازمان است.

به عنوان مثال، حسابداری بهای تمام شده (هزینه) برای محاسبه هزینه واحد از محصولات یک تولید کننده به منظور گزارش هزینه موجودی در ترازنامه آن و هزینه کالاهای فروخته شده در صورت سود و زیان آن استفاده می شود. به همین دلیل است که با روش هایی مانند تخصیص هزینه های سربار تولید و از طریق استفاده از فرآیند هزینه یابی، عملیات هزینه و شغل، سفارش سیستم های هزینه به دست می آید.

هزینه حسابداری با کمک مدیریت ارائه تجزیه و تحلیل رفتار هزینه ها، روابط مقرون به حجم انتفاعی، بودجه ریزی عملیاتی و سرمایه، هزینه یابی استاندارد، واریانس تجزیه و تحلیل برای هزینه ها و درآمدها، قیمت گذاری انتقال، هزینه یابی بر مبنای فعالیت، و غیره بدست می آید.

ریشه های حسابداری هزینه، در کسب و کار تولید است اما امروزه به حوزه کسب و کار خدمات، گسترده شده است. برای مثال، یک بانک برای تعیین هزینه پردازش چک مشتری و یا سپرده از حسابداری هزینه استفاده می کند. این به نوبه خود ممکن است مدیریت را با راهنمایی در قیمت گذاری از این خدمات کمک کند.

مزایای استفاده از حسابداری هزینه

حسابداری بهای تمام شده (هزینه) فرآیند جمع آوری و تفسیر اطلاعات را برای تعیین هزینه یک سازمان بدست آورده و با استفاده از منابع مالی، مزایای متعددی برای استفاده از حسابداری هزینه بوجود آورده است، اطلاعات بسیار عملی تر از صورت های مالی تولید شده از طریق حسابداری مالی از آن فراهم می گردد که در اینجا مزایای کلیدی حسابداری هزینه را با ارائه نکاتی عنوان می کنیم:

تجزیه و تحلیل شی هزینه: درآمدها و هزینه را می توان با مقادیر هزینه مانند محصول، خط تولید، و کانال توزیع برای تعیین آنهایی که سود آور هستند یا نیاز به حمایت بیشتری دارند برررسی کرد.

کشف علل: یک حسابدار مقرون به صرفه نه تنها از مشکلات در یک شرکت، بلکه از طریق داده ها برای تعیین علت دقیق این موضوع و همچنین توصیه راه حل برای مدیریت استفاده می کند.

تجزیه و تحلیل روند: هزینه ها را می توان بر روی یک خط روند ردیابی و برای کشف موج هزینه که ممکن است نشان دهنده روند بلند مدت باشد استفاده کرد.

مدل سازی: هزینه ها را می توان در سطوح مختلف فعالیت مدل سازی کرد. برای مثال، اگر مدیریت به فکر کاهش هزینه ها باشد، حسابداری هزینه می تواند برای استخراج هزینه های اضافی مرتبط با آن تغییر مورد استفاده قرار بگیرد.

صدور صورت حساب پروژه: اگر یک شرکت در صدور صورت حساب مشتری بر اساس هزینه های متحمل شده اقدام کند، می تواند برای جمع آوری هزینه های پروژه و جمع آوری این اطلاعات به صدور صورت حساب مشتری توسط حسابداری هزینه اهتمام ورزد.

انطباق بودجه: هزینه های واقعی صرف شده را می توان به هزینه های بودجه و یا استاندارد، برای دیدن بخشی از یک کسب و کار در حال گذراندن تعمیم داد.

ظرفیت: توانایی یک کسب و کار به حمایت از افزایش سطح فروش را می توان از طریق بررسی میزان ظرفیت بیش از حد آن بررسی کرد. 

ارزیابی موجودی: حسابداری هزینه است که معمولا با جمع آوری هزینه موجودی برای اهداف گزارشگری مالی، وظیفه شارژ کار مستقیم به موجودی و همچنین تخصیص سربار کارخانه به موجودی را برعهده دارد.

منتشر شده در مقالات

قسمت های مختلف یک بنگاه اقتصادی مکلف است که نوعی اطلاعات مالی تهیه نماید که به وسیله آن،مدیر میتواند عملکرد و نتایج آن بخش را تجزیه و تحلیل کند.این اطلاعات می تواند شامل اطلاعاتی نظیر عملیات،وضعیت مالی بنگاه اقتصادی و همچنین عملکرد کلی مسولین سازمان،مشتریان آن بنگاه را شامل شود این اطلاعات مفاهیم خامی می باشند که به تنهایی گزارشی از عملکرد را ارائه نمی دهند و زمانی ارزش محسوب می شوند که با معیارهایی مورد مقایسه قرار گیرند که این معیارها می تواند شامل : روند کلی بنگاه،متوسط صنعت و شرکت های مشابه باشد و نتیجه دیگر آنها به مدیران کمک می کند تا گرفتار اطلاعات غلط بدست آمده نشوند.

مجموعه سیستم های لایه حسابداری مدیریت،شامل شاخص های مانند سیستم مالی سند پرداز هستند که برای شرکت های بزرگ طراحی شده است تا به وسیله آن مدیران بتوانند نظارت دقیقی بر عملکرد بخش های مختلف شرکت داشته باشند.از مزیت های های این سیستم میتوان به محاسبه عملکرد بخش های حسابداری اشاره کرد که علاوه بر آن می تواند در بخش های مختلف دیگر مانند بخش مهندسی،پشتیبانی،منابع انسانی و تولید تاثیر بسزایی داشته باشد.

این سیستم شامل دو بخش اصلی و مجزا به نام های سنجه و شاخص می باشد و قادر است گزارش های مالی جامع دقیقی را در قالب مقادیر دوره ای و روند دوره ای در هر دو مورد فراهم آورد.در واقع سنجه از گردش یا مانده تعدادی حساب حاصل می شود که از ترازنامه ها بدست می آید که به عنوان یک قلم اطلاعاتی مفهوم دار تلقی می گردد و از مزیت های دیگر،آن است که ترازهای مالی شرکت های مختلف را در عین وجود تفاوت در ساختار سر فصل های حساب ها کاملا یکتا و قابل قیاس می کند.

شاخص از تقسیم دو سنجه به وجود می آید که وضعیت شرکت را مشخص می کند به عنوان مثال در خصوص مقایسه صنایع و رقبای شرکت،حداقل روندی که در دوره های مالی یک شرکت نمود زیادی پیدا می کند.

شاخص ها بر اساس موارد زیر مورد ارزیابی نهایی قرار می گیرند :

  • کارایی دپارتمان عملیات حسابداری
  • بازده سرمایه گذاری
  • ساختار سرمایه
  • نقد شوندگی
  • کارایی دپارتمان منابع انسانی
  • ساختار سرمایه
  • کارایی پردازش های مالی
  • کارایی عملیاتی
  • جریان نقد
  • کارایی دپارتمان پشتیبانی
  • کارایی فروش و بازاریابی
  • کارایی دپارتمان تولید

تمامی موارد بالا از جمله موارد پر کاربرد در بخش حسابداری است و می تواند در بخش دیگر نیز تاثیر خود را بگذارد.

نکته : شاخص های مالی بسیار زیادی وجود دارند که در سیستم سند پرداز تنها به 20 مورد از آنها اشاره شده است.

در سیستم شاخص های مالی سند پرداز ابزاری وجود دارد که گزارش را در چهار بعد تهیه می کند و سبب می شود که مدیران سنجه ها و شاخص های مورد نظر خود را به سهولت مشاهده کنند از همین رو می توانند اظلاعات مالی را در دوره های مالی مختلف و در مقایسه با شرکت های مختلف نیز مشاهده کنند.

سنجه ها و شاخص های مهم عبارت است از :

به تمامی اطلاعاتی که از سیستم اطلاعاتی سازمان استخراج می گردد سنجه گویند که از فرم جمع جبری چند حساب یا اعداد استخراج شده از سیستم یکپارچه سازمان (ERP) بدست می آید برای مثال به نمونه های زیر توجه کنید :

  • هزینه های اداری 
  • سرمایه های ثابت خالص 
  • سرمایه های در گردش
  • هزینه های فروش
  • تفاضل سرمایه جاری از موجودی کالا
  • سود عملیاتی که حاصل درامدها و هزینه های عملیاتی است

نکته : با توجه به مفاهیم ساده و در عین حال مهم،مدیران اشتیاق بیشتری به برای بررسی اطلاعات دوره های مالی مختلف بر اساس سنجه را دارند.

شاخص ها :

نسبت فروش به سرمایه در گردش

در ابتدا باید وجوه نقدی را در حد حداقل در سازمان نگه داری کنیم که این امر ضروری است و برای کاهش نیازهای تامین مالی شرکت صورت می گیرد در این خصوص میتوان از شیوه هایی جهت تعیین میزان تغییرات در استفاده از مبالغ نقدی در طول زمان استفاده کرد که از عمده آنها نسبت فروش به سرمایه در گردش است که نشان دهنده میزان وجوه نقد برای حفظ سطح فروش ها است.در صورت توجه به روند این نسبت یک مدیر به راحتی می تواند تغییرات بلند مدت را دز بخش مورد نظر به راحتی مشاهده کند.

نسبت فروش به هزینه های اداری

موضوع اصلی،میزان هزینه سربار مورد نیاز برای حفظ سطح فروش است به عنوان مثال شرکتی که دارای سفارش های بسیار کم به مشتریان خود اما نیازمند به حسابداری بزرگ برای رسیدگی به بخش هاتی مختلف دارد.

نسبت هزینه تعمیر و نگهداری به سرمایه های ثابت

این نسبت در ارتباط با برآورد سرمایه های ثابت گزارش شده است و در صورت نرخ افزایشی آن شاهد جایگزیی برای سرمایه هستیم که نشاندهنده مصرف زیاد سرمایه می باشد.اگر این نسبت بدون افزایشی در میزان سرمایه ثابت کاهش یابد میتوان گفت اعتبار نقدی شرکت تمام شده است و باید سرمایه جدیدی اضافه گردد.

نسبت هزینه های فروش به فروش 

ممکن است برخی از فروش ها برای شرکت به طور پیوسته هزینه بردار باشد که سود حاصل از فروش حتی هزینه سایر فروش ها را در بر نمی گیرد بدین منظور این نسبت ایجاد شده تا مدیریت به کمک آن رویکردهای جدید را پیاده سازی کند.

نرخ سربار 

برای تعیین هزینه سربار این نرخ ایجاد شده است و برای ارائه به مشتری درباره محصول تکمیل شده،تهیه و تنظیم گردد.

نسبت سربار به بهای تمام شده فروش

در طول زمان هزینه های کار مستقیم با هزینه های سربار در بهای تمام شده کالای فروش رفته جایگزین شده است و بیشترین سهم را در هزینه های یک شرکت دارد و با توجه به نقش پر اهمیت آن نسبت سربار به بهای تمام شده فروش سبب می شود تا مدیران دقت بیشتری در افزایش یا کاهش هزینه ها داشته باشند.

گردش سرمایه

این گردش توسط سهام داران مورد استفاده قرار می گیرد تا برای تبدیل حقوق سهام داران و بدهی به مبالغ فروش تعیین گردد.سطح بالا در کارایی فروش نشان از نسبت بالای فروش به حقوق سهام داران را دارد بنابراین بررسی این معیار میزان تغییرات در سطح کارایی را در طول زمان نشان می دهد.

نسبت سرمایه های عملیاتی

اطلاعات ارائه شده در این بخش از اطلاعات ترازنامه منجر شده است و به مدیران در جهت حذف و یا اضافه کردن سرمایه های شرکت در صورتی که قابلیت های عملیاتی آن از بین نرود کمک می کند.

حاشیه فروش

برای دسترسی به این نسبت ابتدا باید هزینه های توزیع و قیمت فروش رابررسی کنیم تا سود حاصل که جدا از فعالیت های درآمد زای شرکت است تفکیک گردد.

نسبت وجه نقد به سرمایه در گردش

از این نسبت برای تعینن درصدی از سرمایه استفاده می کنند به گونه ای که به راحتی بتوان آنها را به وجه نقد تبدیل کرد و میزان پایین این نسبت نشان دهنده فقدان وجوه نقدی برای پرداخت تعهدات کوتاه مدت مشکل آفرین است.

منتشر شده در مقالات

سرشکن کردن و تخصیص دادن بهای تمام شده دارایی ثابت را به طریقی معقول و منظم به دوره های استفاده از آن را، استهلاک می گویند. 

بهای تمام شده معمولا در طول مدت استفاده از دارایی، ثابت می ماند، بطوريكه در پایان عمر مفید دارایی، مجموع اقلام استهلاک دوره های استفاده از آن برابر می شود با، بهای اولیه منهای ارزشی که برای دارایی اسقاط (Salvage Value) در نظر گرفته شده است.

مجموع اقلام استهلاک دوره های استفاده از آن = بهای اولیه _ ارزش دارایی اسقاط

 

تعریف حسابداری استهلاک

با توجه به نکات فوق حسابداری استهلاک به روشی گفته می شود که بر اساس آن، بهای تمام شده دارایی ثابت، منهای ارزش اسقاط آن، بر مدتی که عمر مفید آن برآورد می شود، به طریقی معقول و منظم سرشکن شود.

بنابراین هدف استهلاک، سرشکن کردن بهای تمام شده است و نه تعیین ارزش دارایی.

به تدریج که از عمر مفید اقتصادی دارایی کاسته می گردد، استهلاک آن به صورت منظم به صورت هزینه به عملیات واحد اقتصادی تخصیص می یابد.

در صورت سود و زیان استهلاک بر اساس ماهیت و مورد استفاده از مال به یکی از سه عنوان هزینه فروش، هزینه اداری و یا هزینه ساخت کالای فروش رفته ارائه می شود.

 

در واقع استهلاک از دو طریق بر صورت سود و زیان اثر می گذارد:

 

1. مستقیماً به بدهکار حساب هزینه منظور و سبب افزایش آن میشود. (مانند هزینه استهلاک خودروهایی که مورد استفاده دایره فروش کالا قرار می گیرد) و طبعا به شکل هزینه فروش انعکاس پیدا می کند.

 

2. دیگری استهلاک ماشین آلات کارخانه که بصورت قسمتی از بهای تمام شده کالا ثبت و پس از فروش کالا به بدهکار حساب بهای تمام شده کالای فروش رفته انتقال می یابد. (مانند استهلاک ماشین آلات تولیدی)

 

انواع استهلاک

در حسابداری، استهلاک را به دو نوع کلی تقسیم می کنند:

 

1. استهلاک به معنای اعم:

 تخصیص بهای تمام شده دارایی ها به دوره های مختلف استفاده از آنها می باشد.

به این ترتیب، هزینه استهلاک در مقابل درآمد هر دوره به حساب منظور می گردد.

استهلاک در این معنا به دو گروه زیر تقسیم می شود:

الف - استهلاک دارایی های مشهود:  یعنی دارایی هایی که وجود خارجی دارند مانند اموال، ماشین آلات و تجهیزات

ب - استهلاک دارایی های نامشهود: که موجودیت مادی ندارند مانند سرقفلی، فرانشیز یا حق امتیاز و حق اختراع و ...

 

2. استهلاک به معنای کاهش منابع طبیعی:

مانند انواع معادن که در نتیجه استخراج از مقدار ذخیره آنها کاسته می شود و وجه افتراق آن با نوع قبلی در این است که گذشت زمان و کاربرد اموال، ماشین آلات و تجهیزات از ارزش آنها می کاهد در حالی که استهلاک منابع طبیعی با کاهش مقدار ( و نه لزوما کاهش کیفیت) آنها همراه است.

 

روشهای محاسبه استهلاک در حسابداری

محاسبه و تعیین مبلغ هزینه استهلاک برای ثبت در هر دوره مالی به طرق مختلف انجام می شود. برای این منظور روشهایی ابداع کرده اند که با وجود این که بهای تمام شده و عمر مفید مال در همه آنها ثابت و یکسان است، ولی هزینه استهلاک دوره مالی در هر روش متفاوت از روش دیگر بدست می آید.

 

روشهای محاسبه استهلاک را می توان به شرح زیر طبقه بندی کرد:

 

الف - محاسبه بر حسب زمان:

1.      روش خط مستقیم یا اقساط مساوی. از لحاظ هزینه استهلاک این روش ثابت هزینه (CONSTANT_CHARGE METHOD) نیز نام دارد.

 

ب - محاسبه بر حسب محصول یا روشهای مبتنی بر تغییر هزینه هر دوره که عبارتند از:

2.روش ساعت کارکرد

3.روش میزان تولید

 

پ - روشهای مبتنی بر استهلاک بیشتر در سالهای اول عمر مال و کاهش تدریجی آن

از نقطه نظر هزینه استهلاک این روش ها را هزینه کاه (Decreasing Charge Methods) هم نامیده اند. به این تعبیر که هر چه پیش می رویم از مبلغی که به حساب هزینه می رود کاسته می شود. این روشها عبارتند از:

4. روش مجموع سنوات

5. روش مانده نزولی یا استهلاک بر اساس ارزش دفتری در هر دوره مالی

 

ت_ روشهای مبتنی بر محاسبات سرمایه گذاری و سود منتسب به آن که از لحاظ هزینه استهلاک، این روشها را هزینه افزا (increasing Charge Methods) گفته اند. به این دلیل که هر چه پیش می رویم مبلغی که به حساب هزینه استهلاک می رود افزایش می یابد. این روشها عبارتند از:

6. قسط السنین

7. سرمایه گذاری وجوه استهلاکی

منتشر شده در مقالات

پیش تر در بخش مقالات سایت پارمیس، مطلبی با موضوع بهای تمام شده تولید در حسابداری را برای شما خوانندگان گرامی آماده نمودیم. جهت آشنایی بیشتر به مقاله بهای تمام شده تولید در حسابداری چیست مراجعه کنید. در این مطلب آموزشی قصد داریم جزییات بیشتری درباره نحوه محاسبه و فرمول بهای تمام شده کالا در حسابداری را بیان کنیم. همراه ما باشید...

برخی فرمول های مورد نیاز برای محاسبه بهای تمام شده کالا به شرح زیر هستند.

خرید خالص = خرید طی دوره + اضافات خرید – (برگشت از خرید + تخفیفات درصدی خرید + کسورات خرید)

موجودی کالای آماده برای فروش = موجودی کالای اول دوره + خرید خالص

بهای تمام شده کالای فروش رفته = موجودی کالای آماده برای فروش – موجودی کالای پایان دوره

موجودی کالای پایان دوره = موجودی کالای تعدادی در انبارها که قابل شمارش باشد * بهای هر کالا

برای قیمیت ریالی هر کالا 5 روش داریم که پیشنهاد ما به شما عزیزان استفاده از روش فایفو می باشد .

فایفو : اولین وارده، اولین صادره می باشد. یعنی هر کالای که زود تر وارد انبار شود اول از انبار خارج می شود و موجودی پایان دوره شامل کالاهای که دیرتر خریداری می شوند. این روش مورد تایید می باشد.

لایفو : آخرین وارده ، اولین صادره می باشد. یعنی هر کالایی که دیرتر وارد انبار می شود زود تر از انبار خارج می شود و موجودی کالای پایان دوره شامل کالاهایی ست که اول خریداری شده اند. این روش در ایران ممنوع می باشد.

میانگین : در این روش قیمت کالا بر اساس مجموع خرید ها و موجودی اول دوره تقسیم بر تعداد می باشد و فرقی نمی کند که کالایی که در انبار می باشد از چه زمانی است چون با هر خرید بهای کالا تغییر می کند .

آخرین خرید : در این روش بهای کالا از طریق قیمت آخرین خرید * تعداد کالا می باشد . در این روش میزان بهای تمام شده کالا افزایش می یابد و باعث کاهش سود می شود .

استاندارد : در این روش ما می توانیم یک قیمت استاندارد برای کالا قرار دهیم. در این روش سیستم برای محاسبه موجودی پایان دوره با قیمت خرید کاری نداریم سیستم فقط مبلغ استاندارد را در تعداد کالا ضرب می کند .

نکته: نرم افزار حسابداری پارمیس به شما همراهان روش فایفو را پیشنهاد می دهد.

آموزش حسابداری - نرم افزار حسابداری پارمیس پلاس

لیست مطالب کانال آموزش حسابداری پارمیس پلاس

یکی از وظایف مهم حسابداران، مدیریت و رسیدگی به تمام جوانب و مسائل حسابداری و حسابرسی امور می باشد و از طرفی یکی از مواردی که توسط نرم افزار حسابداری انجام می شود، مدیریت استراتژیک بهای تمام شده است. بدین مفهوم که برای مدیران اطلاعات مناسبی را جهت استفاده کارآمد از منابع در تمامی صنایع خدماتی و تولیدی و ... تهیه نماید. به همین دلیل، لازم است حسابداران اشراف و تسلط کاملی به عناصر و عوامل موثر در بهای تمام شده داشته باشند.

در این مقاله سعی داریم با مفهوم بهای تمام شده تولید در حسابداری و اقلام آن آشنا شویم.

بهای تمام شده تولید عموماً در سه دسته تقسیم بندی می شود: مواد اولیه مستقیم، دستمزد مستقیم و سربار تولید.

-         مواد اولیه مستقیم: عبارتند از موادی که به طور مشهود قابل ردیابی به واحد محصول هستند.

-         دستمزد مستقیم: به دستمزد کارکنانی گفته می شود که فعالیتشان مستقیماً صرف تبدیل مواد اولیه به محصول نهایی می شود.

-         سربار تولید: مخارجی است که بطور غیر مستقیم در رابطه با تولید محصول صرف میشود.

 

نرم افزار تولید و بهای تمام شده پارمیس استار

نرم افزار تولید و بهای تمام شده پارمیس استار، از سری محصولات شرکت فناوری اطلاعات پارمیس با دارا بودن تمامی امکانات مورد نیاز برای مدیریت و حسابداری تولید و بهای تمام شده یک کارخانه، سازمان یا شرکت تولیدی و خدماتی، کاربران و حسابداران را قادر می کند که به صورت کاملاً مکانیزه عملیات تولید را زیر نظر داشته باشند و اقلام بهای تمام شده تولید را از این طریق مدیریت کنند.

همچنین شما با کمک نرم افزار تولید و بهای تمام شده پارمیس استار می توانید قبل از اینکه فرآیند تولید یک محصول را شروع کنید، با توجه به فرمول ساخت هایی که برای هر محصول معرفی کردید، قیمت تمام شده محصول را مشاهده کنید و در صورتیکه صرفه اقتصادی داشت فرآیند تولید را  آغاز کنید. همچنین شما می توانید تولیدات خود را براساس سفارشات گرفته شده انجام دهید. امکانات کاربردی این نرم افزار در مدیریت صحیح و به صرفه اقتصادی بودجه یک سازمان بسیار موثر است و می تواند از ضررهای مالی آتی جلوگیری کند. جهت آشنایی بیشتر با امکانات این نرم افزار، به صفحه نرم افزار تولید و بهای تمام شده مراجعه کنید.

در ادامه به شرح بیشتر اقلام بهای تمام شده تولید در حسابداری میپردازیم.

 

حسابداری بهای تمام شده مواد اولیه مستقیم

مواد اولیه، مواد خام و قطعات اصلی هستند که تولیدکنندگان در فرآیند تولید بکار می برند. به عنوان مثال کارخانه شیرآلات از فلزات، واشر، قطعات جانبی و ... استفاده میکند.

مواد اولیه ای که به شکل مستقیم و مشهود قابل ردیابی در محصولات تکمیل شده باشند، مواد اولیه مستقیم نامیده می شوند. مثلا فلز در تولید اتومبیل ماده اولیه مستقیم است. برخی از اقلامی که در فرآیند تولید استفاده می شوند را نمیتوان به راحتی در محصول نهایی ردیابی کرد. اینها مواد اولیه غیر مستقیم محسوب می شوند. زیرا ارتباط فیزیکی آنها به دلیل بهای تمام شده ناچیزی که دارند ارزش ردیابی ندارد. مثل نوار چسب مصرفی در سیم کشی برق خودرو. مواد اولیه غیرمستقیم جزء سربار تولید در نظر گرفته می شود.

حسابدار باید با حسابداری انبار و روشهای قیمت گذاری کالا، جهت مشخص کردن بهای تمام شده مواد اولیه آشنایی داشته باشد.

 

حسابداری بهای تمام شده سربار تولید

سربار تولید شامل هزینه هایی است که به طور غیرمستقیم با تولید محصول در ارتباط هستند. سربار تولید هزینه هایی است که نتوانسته تحت عنوان مواد اولیه مستقیم یا دستمزد مستقیم دسته بندی شود.

سربار تولید شامل هزینه هایی همچون مواد اولیه غیر مستقیم، دستمزد غیر مستقیم، استهلاک ساختمان و ماشین آلات خط تولید، بیمه و مالیات و نگهداری امکانات کارخانه است.

 

حسابداری بهای تمام شده دستمزد مستقیم

اگر بتوان کار بخشی از کارگران را مستقیم با تبدیل مواد اولیه به محصول نهایی مرتبط کرد، به دستمزد این کارگران دستمزد مستقیم گفته می شود. مثلا دستمزد آشپز در یک رستوران، یا تایپیست در یک انتشارات دستمزد مستقیم است. در مقابل دستمزد کارگرانی که ارتباط مستقیم با فرآیند تبدیل مواد اولیه به محصول نهایی را ندارند، دستمزد غیر مستقیم خوانده می شود. مثل دستمزد کارکنان انبار یا سرپرستان خط تولید. اینجا هم دستمزد غیر مستقیم به عنوان سربار تولید محسوب می شود.

 

هرچقدر میزان خودکار شدن در فرآیند تولید بیشتر شود، دستمزد مستقیم سهم کمتری را نسبت به کل بهای تمام شده به خود اختصاص خواهد داد.

 

بهای تمام شده تولید در صورتهای مالی

در سیستم ادواری موجودی کالا، بخش بهای تمام شده کالای فروش رفته در صورت سود و زیان شرکت های تولیدی و بازرگانی متفاوت است. در یک شرکت بازرگانی، بهای تمام شده کالای فروش رفته با افزودن موجودی کالای اول دوره به بهای تمام شده موجودی کالای خریداری شده و سپس کسر کردن موجودی کالای آخر دوره از آنها حاصل می شود. اما در یک شرکت تولیدی، بهای تمام شده کالای فروش رفته با افزودن موجودی کالای ساخته شده اول دوره به بهای تمام شده کالای ساخته شده و سپس کسر کردن موجودی کالای ساخته شده آخر دوره از آن به دست می آید.

 

ثبت عوامل بهای تمام شده تولید

هریک از عوامل بهای تمام شده تولید که در بالا به آنها پرداختیم، عنصری از بهای تمام شده محصول است. بهای تمام شده محصول یا بهای تمام شده کالای ساخته شده به مخارجی گفته میشود که برای تولید محصول ضروری است. این هزینه ها به محض وقوع در حساب موجودی کالا ثبت می شود. مطابق اصل تطابق، این مخارج تا هنگامی که محصول به فروش نرفته است از جمله دارایی های شرکت بوده و به حساب هزینه (بهای تمام شده کالای فروش رفته) منظور نمیشود.

 

منتشر شده در مقالات
چهارشنبه, 08 آبان 1392 09:46

آموزش حسابداری(بخش هشتم)

در ادامه مباحث قبلی ابتدا به تعریف بهای تمام شده کالای آماده فروش می پردازیم :

 

اگر مبلغ موجودی کالای ابتدای دوره را در موسسات بازرگانی با قیمت تمام شده کالای خریداری شده طی دوره (حساب خرید ) جمع کنیم بهای تمام شده کالای آماده فروش بدست خواهد آمد.

یعنی تعیین می کنیم جمعا چه مقدار کالا برای فروش آماده داریم و می توانیم به فروش رسانیم که شامل موارد زیر می باشد :

 

موجودی کالای ابتدای دوره                          ***         

+ بهای تمام شده کالای خریداری شده          ***

بهای تمام شده کالای آماده فروش                ***

                                                    ___________    

بهای تمام شده کالای آماده فروش                ***

 

به عنوان مثال یک موسسه بازرگانی چای دارید موجودی کالای شما در ابتدای دوره 10 کارتن چای به مبلغ 10000000 ریال می باشد اگر در طی دوره تا شهریور ماه 5 بسته کارتن چای دیگر به صورت نسیه به مبلغ 500000 ریال خریداری کرده باشید .

بنابر فرمولی که بالا معرفی شد ، بهای تمام شده کالای آماده فروش برای شما برابر با 1500000 خواهد بود.

 

بهای تمام شده کالای فروش رفته چیست ؟

 

بهای تمام شده کالای فروش رفته از حساب فروش تعیین می شود ولی با حساب فروش اختلاف دارد یعنی در حساب فروش ما مبلغ فروش را ثبت می کنیم و در مفهوم بهای تمام شده کالای فروش رفته منظور ما بهای خرید کالایی است که فروش رفته است.

طریقه محاسبه بهای تمام شده کالای فروش رفته :

 

موجودی کالای آماده فروش                                    ***

-بهای تمام شده موجودی کالای پایان دوره                  ***

                                                               ____________

بهای تمام شده کالای فروش رفته                            ***

 

توجه داشته باشید که در موسسات بازرگانی روش محاسبه سود درآمد منهای هزینه نمی باشد بلکه اگر بهای تمام شده کالای فروش رفته را از فروش کم کنید سود ناخالص محاسبه خواهد شد ، یعنی :

 

                   سود ناخالص =بهای تمام شده کالای فروش رفته  –  فروش

 

نکته ای که در اینجا مطرح می شود این مطلب است که حساب فروش و حساب خرید معمولا ناخالص هستند ما از حساب برگشت از خرید و تخفیفات نقدی خرید و برگشت از فروش و تخفیفات نقدی فروش برای بدست آوردن خرید خالص یا فروش خالص استفاده می کنیم : یعنی :

فروش خالص = برگشت از فروش – تخفیفات نقدی فروش – فروش

خرید خالص = برگشت از خرید – تخفیفات نقدی خرید – خرید

حساب هزینه حمل کالای خریداری شده چیست ؟ و با آن چگونه برخورد می شود ؟

 

مخارجی را که خریدار بابت حمل و تخلیه کالای خریداری شده متحمل می شود معمولا به حساب هزینه حمل کالای خریداری شده منظور می کنند .

حساب هزینه حمل کالای خریداری شده نیز مثل هر حساب هزینه دیگری ماهیت بدهکار دارد . اما نکته قابل توجه در ارتباط با حساب هزینه حمل کالای خریداری شده جایگاه آن در صورت حساب سود و زیان و نحوه محاسبه کالای آماده فروش می باشد.

 

در نحوه محاسبه کالای آماده فروش حساب هزینه حمل را به صورت جداگانه به حساب خرید خالص اضافه می کند به این معنا که اگر بخواهیم کالای آماده فروش را محاسبه کنیم باید به صورت زیر عمل نماییم :

 

بهای تمام شده کالای آماده فروش = (بهای تمام شده کالای خریداری شده) + موجودی کالای اول دوره + ( خرید خالص + هزینه حمل کالای خریداری شده )

 

نمایی از صورتحساب سود و زیان در یک موسسه بازرگانی :

 

فروش خالص :

فروش ناخالص                                                                                              ***                        

کسر می شود :

برگشت از فروش             ***

تخفیفات نقدی فروش       ***

فروش خالص                                                                                            (***)

                                                                                                        _______________ 

کسر می شود :

بهای تمام شده کالای فروش رفته :                                                                  

موجودی کالای اول دوره                                                           ***

+ خرید                                                   ***

کسر می شود :

برگشت از خرید                 ***

تخفیفات نقدی خرید           ***

 

خرید خالص                                             ***

هزینه حمل                                             ***

                                                                                         ***

بهای تمام شده کالای آماده فروش                                              ***

کسر می شود : موجودی کالای پایان دوره                                    (***)

 

بهای تمام شده کالای فروش رفته                                                                       ***

 

سود ناخالص                                                                                                      ***

کسر می شود : هزینه های عملیاتی :

هزینه آب

هزینه ملزومات

هزینه اجاره

هزینه استهلاک

                                                                                       (***)

 

سود خالص                                                                        ***  

                                                                              ___________                                       

                                                                              ___________

منتشر شده در مقالات
سه شنبه, 30 مهر 1392 09:25

آموزش حسابداری(بخش هفتم)

حسابداری مربوط به واحد های بازرگانی (خرید و فروش کالا )

تعریف موسسه بازرگانی :

موسسه ای است که به قصد تحصیل سود به خرید و فروش و یا در واقع معامله نوعی خاص یا انواعی از مواد خام ، فرآورده های کشاورزی و یا کالاهای ساخته شده اشتغال دارد . این گونه موسسات معمولا در شکل و محتوای اجناسی که خریداری می کنند و می فروشند تغییری نمی دهند.

در حسابداری بازرگانی ما با شش حساب جدید که مربوط به فعالیت اصلی موسسه بازرگانی می باشند برخواهین خورد که با عنوانهای زیر بیان می شود :

  • حساب خرید : یک حساب با ماهیت بدهکار است که با ثبت بدهکار افزایش و با ثبت بستانکار کاهش خواهد یافت.
  • حساب فروش : حسابی است که ماهیت بستانکار دارد و با ثبت بستانکار افزایش پیدا خواهد کرد و با ثبت بدهکار کاهش داده می شود.
  • حساب برگشت از خرید و تخفیفات : این حساب عکس حساب خرید می باشد یعنی ماهیت بستانکار دارد و با ثبت بستانکار افزایش و با ثبت بدهکار کاهش خواهد یافت .
  • تخفیفات نقدی خرید : این حساب نیز مانند برگشت از خرید ماهیت بستانکار دارد .
  • حساب برگشت از فروش و تخفیفات : عکس حساب فروش می باشد و با ثبت بدهکار افزایش و با ثبت بستانکار کاهش می یابد.
  • تخفیفات نقدی فروش : این حساب نیز ماهیت بدهکار دارد.

 

روشهای نگهداری حساب موجودی کالا :

در موسسات بازرگانی اصولا بخش زیادی از دارائیها را موجودی کالا تشکیل می دهند بنابراین منطقی است که کنترل موجودیها و حساب و کتاب آنها از اهمیت خاصی برخوردار باشد و صاحبان سرمایه در موسسات بازرگانی سعی کنند اطلاعات زیادی در ارتباط با موجودی کالای خود داشته باشند در نتیجه علم حسابداری سعی نموده نیاز آنها را به نحو ممکن برآورده سازد و به همین دلیل حسابداری دو روش را برای نگهداری حساب موجودی کالا ددر موسسات بازرگانی پیشنهاد کرده است :

 

      روش ثبت دائمی موجودی کالا

      روش ثبت ادواری موجودی کالا

 

روش ثبت دائمی موجودی کالا چیست ؟

در این روش همواره خرید و فروش کالا در حسابی به نام موجودی کالا ثبت می شود و دیگر از حسابهایی به نام خرید و فروش استفاده نمی شود بلکه کالای خریداری شده به حساب موجودی کالا بدهکار و قیمت تمام شده کالای فروش رفته از حساب موجودی کالا خارج و بستانکار می شود .معمولا این روش در موسساتی که هر لحظه می خواهند حساب موجودی کالای خود را بصورت دقیق داشته باشند مورد استفاده قرار می گیرد.

 

در این موسسات معمولا قیمت موجودی کالا بسیار گران و یا حجم کالا زیاد و دفعات گردش خرید و فروش آنها کم می باشد مانند طلافروشیها و همانند بنگاههای معاملات اتومبیل در این جا نکته ظریف و جالبی وجود دارد و آن این است که اتومبیل برای یک شرکت تولیدی یا خدماتی به عنوان دارائیهای ثابت شناخته می شود چون کار اصلی و فعالیت اصلی موسسه خدمات یا تولید است . ولی اتومبیل برای بنگاه معاملات اتومبیل موجودی کالا می باشد و باید توجه داشته باشید برای کلیه موسسات به همین صورت می باشد یعنی هر نوع دارائی که یک موسسه خرید و فروش آن موضوع تجارت و بازرگانی آن موسسه باشد موجودی کالا محسوب می گردد و در صورتی که ممکن است همین دارائی در طبقه دیگری از دارائیهای موسسه دیگری باشد.

روش ثبت ادواری موجودی کالا چگونه است ؟

در روش ثبت ادواری موجودی کالا موسسات حساب موجودی کالای خود را در اول دوره دارند و در طی دوره مالی خرید کالا به حساب خرید و فروش آن را به حساب فروش به قیمت فروش بازار منظور می نمایند.

در پایان دوره مالی کالاهای موجود مورد شمارش قرار گرته تا موجودی کالا در پایان دوره پس از پایان عملیات مشخص شود  پس از ارزیابی به عنوان موجودی کالای پایان دوره شناخته شده به حساب موجودی کالای ابتدای دوره مالی بعد انتقال یابد.

 

از روش ثبت ادواری معمولا در موسساتی که اجناس با قیمت پایین و معمولا گردش زیادی در موجودی کالا دارند استفاده می شود چرا که ثبت بدهکار و بستانکار بسیار در حساب موجودی کالا امکان ایجاد اشتباه را افزایش می دهد به هر صورت برای نمونه به سوپرمارکتها و فروشگاههای لوازم خانگی و غیره میتوان اشاره نمود که از روش ثبت ادواری برای نگهداری حساب موجودی کالای خود استفاده می نمایند.

و اما ارتباط حساب خرید و حساب فروش با حساب موجودی کالا چگونه است ؟

برای شناخت ارتباط بین حساب خرید و حساب فروش با موجودی کالا ابتدا باید تعریف و مفاهیم دیگری را که بسیار با اهمیت می باشند و کاربرد بسیاری در حسابداری دارند فرا گیرید . مفاهیمی از قبیل بهای تمام شده کالای آماده فروش ، بهای تمام شده کالای فروش رفته و .... که در جلسه بعدی به توضیح این مفاهیم می پردازیم .

 

منتشر شده در مقالات
نیاز به توضیحات بیشتر دارید؟
کارشناسان پارمیس آماده پاسخگویی به شما هستند...
با ما تماس بگیرید
خبرنامه
خبرنامه پارمیس
با عضویت در خبرنامه آخرین اخبار و اطلاعیه های پارمیس را در ایمیل خود دریافت نمایید.

افتخارات پارمیس

جوایز و افتخارات پارمیس