کانال رسمی آموزش حسابداری

تلگرام پارمیس

کانال رسمی آموزش پارمیس همراه

تلگرام پارمیس

کانال رسمی تلگرام پارمیس

تلگرام پارمیس

دنبال کردن اینستاگرام پارمیس

اینستاگرام پارمیس



سوالی که معمولا برای بیشتر صاحبان کسب و کار بوجود می آید، تفاوت میان حسابدار مالی و حسابدار مدیریتی است، زیرا هر کدام به ظاهر کاری یکسان انجام میدهند ولی در اصل مسیرهای شغلی گوناگونی را طی کرده و اطلاعات مختلفی را ارائه مینمایند. به طور کلی، حسابدار مالی به جمع آوری اطلاعات حسابداری در صورتهای مالی میپردازد و اطلاعات جمع آوری شده از حسابهای مالی را برای ارائه به شرکت های خارجی و اداره مالیاتی و مراجع قانونی اماده میکند در حالی که حسابدار مدیریتی اطلاعات برای تصحیح و تحلیل فرآیندهای داخلی و سیر مسیر پیشرفت شرکت اماده و ارئه میکند.

12 تفاوت میان حسابدار مالی و حسابدار مدیریتی به شرح زیر میباشد:

1-تراکم اطلاعات: گزارشات حسابدار مالی اساسا بر مبنای کل یک کسب و کار ارائه میشود اما حسابدار مدیریتی همیشه در سطوح دقیق تری از کسب کار گزارش تهیه میکند مانند مقدار سود کسب شده برای هر محصول، خط تولید، مشتریان و علایق آنها و منطقه جغرافیایی.

2-کارایی: گزارشات حسابدار مالی بر سودآوری و در نتیجه کارایی یک کسب و کار تاکید دارد در حالی که گزارشات حسابدار مدیریتی به طور خاص به این میپردازد که چه چیزی باعث رخ دادن مشکل خاصی شده و چگونه میتوان این مشکل را حل نمود.

3-اطلاعات ثبت شده: حسابداری مالی مستلزم آن است که سوابق مالی و ترازنامه ها و در مجموع همه مدارک مالی و مالیاتی نگهداری و بایگانی شود تا بتوان بعدا به صورت قانونی از آنها استفاده شود اما حسابداری مدیریتی اغلب با برآوردها و تخمین ها روبه رو است و کمتر اسناد مالی قابل اسناد را نگهداری میکند.

4- تمرکز گزارشات: در حسابداری مالی تمرکز گزارشات بر روی صورتهای مالی است که در داخل و خارج از شرکت بوجود می آید اما در حسابداری مدیریتی بیشتر بر روی گزارشات عملیاتی تمرکز میشود که فقط در شرکت بوجود می آید.

5-استاندارها: حسابداری مالی باید بر طبق استانداردهای تعیین شده توسط مراجع قانونی فعالیت نماید در حالی که حسابداری مدیریتی به دلیل اینکه در داخل شرکت استفاده خواهد شد، نیازی به مطابقت با استانداردهای قانونی ندارد.

بهترین نرم افزار حسابداری چیست؟

7-بازه زمانی: : حسابداری مالی مربوط به نتایجی است که در حال حاضر به دست آمده است اما حسابداری مدیریتی ممکن است از طریق پیش بینی هایی که انجام میدهد به اینده مرتبط شود.

8-زمان سنجی: : حسابداری مالی مستلزم آن است که گزارش های مالی را پس از پایان دوره حسابرسی صادر نماید در حالی که در حسابداری مدیریتی ممکن است گزارشات مکرر و در فواصل کوتاه زمانی تولید شود زیرا این گزارشات دارای اهمیت زیادی هستند و هر زمانی که مدیران احساس نیاز و یا خطر نمایند باید به آنها دسترسی پیدا کنند.

9-ارزش گزاری: حسابدار مالی دارایی ها و بدهی ها را ارزیابی میکند و بنابراین با اختلالات ارزی و پولی و نواسانات درگیر است اما حسابداری مدیریتی نه تنها با ازرش اقلام در ارتباط است بلکه با بهره وری و سودآوری اقلام نیز در ارتباط میباشد.

10-مورد استفاده از اطلاعات: اطلاعات حسابدار مالی برای افراد خارج از شرکت مانند دولت، سازمان مالیاتی، شرکا، وام دهندگان، بانک ها و غیره استفاده میشود ولی اطلاعات حسابدار مدیریتی برای استفاده داخلی توسط مدیران و کارمندان تولید میشود.

11-ماهیت اطلاعات: : اطلاعات مالی فقط ماهیت مالی دارند ولی اطلاعات مدیریتی هم ماهیت مالی و هم ماهیت غیر مالی دارند.

12-محدودیت های قانونی: حسابدار مالی دارای محدودیت های قانون و مالیاتی است اما حسابدار مدیریتی هیچگونه محدودیتی ندارد.

در نتیجه موارد بالا به این نتیجه میرسیم که وجود حسابدار مالی در یک شرکت به صورت ضروری تلقی شده ولی حسابدار مدیریتی به صورت یک انتخاب مطرح است که در صورتی که صاحب شرکت خواهان افزایش بهره وری و سودآوری باشد میتواند به استخدام حسابدار مدیریتی مبادرت ورزد.

منتشر شده در مقالات

 صورت سود و زیاد جامع

این نوع از صورت مالی نشاندهنده تغییرات افزایشی یا کاهشی ناشی از درآمدها و هزینه ها اعم از تحقق یافته یا نیافته در طی دوره مالی است.صورت سود و زیان جامع، شامل کلیه درآمدها و هزینه های شناسایی شده در دوره مالی است که قابل انتساب به صاحبان سرمایه است و آنها را به تفکیک اجزای تشکیل دهنده نشان می دهد به همین دلیل این صورت مالی را جزء صورتهای اساسی مالی می دانند.

 

میتوان گفت این گزارش تغییرات تمامی اقلامی که حقوق صاحبان سرمایه به غیر از آورده و ستانده صاحبان سرمایه را نشان می دهد . صورت سود و زیان جامع دارای مواردی است که در زیر به آنها اشاره می کنیم:

 

الف) سود یا زیان خالص دوره طبق صورت سود یا زیان

ب) سایر درآمدها و هزینه‌های شناسایی شده به تفکیک

 

صورت گردش وجوه نقد

یکی دیگر از صورتهای اساسی مهم، صورت گردش وجوه نقد است که خلاصه جریانات در طول دوره زمانی مشخص که در نتیجه عملیات، سرمایه‌گذاری و فعالیت‌های تامین مالی است را به‌ صورت مجزا بیان می‌کند. در حقیقت این گزارش مالی بیان می‌کند که چه مقدار وجه نقد بابت فعالیت‌های شرکت در سیکل مالی آن، وارد یا خارج شده است. گزارشی که بدست می آید می تواند تعیین کننده ادامه و ماندگاری در آن فعالیت یا افزایش سرمایه گذاری باشد.

 

همچنین از این صورت مالی اساسی به دلیل ایجاد جریان های نقدی در آینده میتوان گزارش هایی مبنی بر اطلاعات مالی درباره وضعیت شرکت، عملکرد مالی شرکت و همچنین نقدینگی آن برای پرداخت بدهی ها و انعطاف پذیری شرکت بدست آورد.

 

تجزیه و تحلیل صورت جریان وجوه نقد

 

بررسی های انجام شده بر روی صورت جریان وجوه نقد میتوان نتایجی را استنباط کرد که عبارت است از:

  1. داخلی یا خارجی بودن منابع تامین مالی عملیات تجار شرکت
  2. توانایی شرکت در پرداخت بدهی‌های خود
  3. توانایی شرکت در پرداخت سود به سهامداران
  4. انعطاف پذیری شرکت در زمینه تامین مالی عملیات تجاری یا تولیدی خود

 

 

تجزیه و تحلیل صورت جریان وجوه نقد | 4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

 

چه منابعی برای جریانات نقدی شرکت قابل شناسایی هستند؟

جریان نقدی عملیاتی: این جریانات نقدی ناشی از فعالیتهای اصلی شرکت و درآمد ایجاد شده توسط آنها است. جریان نقدی عملیاتی در اثر فعالیت های عملیاتی شرک و اثرات نقدی مبادلات و رویدادهای اقتصادی است که در تعیین سود عملیاتی لحاظ می شوند.

 

جریان نقدی سرمایه گذاری: فعالیت های سرمایه گذاری مانند اعطای وام و وصول اقساط آن، خرید و فروش داراییهای ثابت که انتظار می رود برای شرکت درآمد ایجاد کنند و خرید و فروش اوراق بهادار جریان نقدی سرمایه گذاری را ایجاد می کنند.

 

جریان نقدی مالی: این جریان نقدی در اثر فعالیت هایی همچون تامین مالی شامل استراض وجه نقد از اعتبار دهندگان و بازپرداخت مبلغ استقراض شده و دریافت منبع از مالکان و بازگشت سرمایه گذاری آنها است.

 

یادداشت های توضیحی (پیوست) و صورت گزارش ویژه سهامداران

اغلب صورتهای مالی دارای اطلاعاتی بیشتر از ترازنامه، صورت سود و زیان و جریان وجوه نقد داند که در قالب گزارش های  مالی که در بالا ذکر شد نمی گنجد بنابراین در بخشی از صورتهای مالی یادداشت های پیوست برای ارائه اطلاعات اضافی آورده می شود.

 

اطلاعات یادداشت های ضمیمه میتواند شامل خط مشی شرکت، روشهای حسابداری، روش استهلاک، اطلاعات ذخیره ترازنامه، انواع داراییهای اجاره ای و ... در این یادداشت ها ذخیره می گردد.

 

نکته: درست و یا نادرست بودن اطلاعات صورتهای مالی و توجیه آنها از وظایف یادداشت های ضمیمه نمی باشد.

 

صورت گزارش ویژه سهامداران نوع دیگری از گزارشات مالی محسوب می شود که ترازنامه را به صورت سود و زیان متصل می کند و تغییرات حساب حقوق صاحبان سهام را بیشتر مورد ارزیابی و تحلیل قرار می دهد. اطلاعاتی که میتوان از این نوع از صورت مالی گرفت عبارت از تعداد سهام صادر شده، عملیات سهام و بازخرید سهام است.

منتشر شده در مقالات

بدهی ها (Liability)

در حالت کلی بدهی ها معادل تعهدات شرکت به بستانکارانش می باشد و در ترازنامه سه گروه بدهی وجود دارد که در ذیل توضیح می دهیم.

 

بدهی هایی که باید در طول یک چرخه عملیاتی و یا یک سال مالی (هر کدام که طولانی تر است) پرداخت گردند را بدهی های جاری گویند.از ویژگی های این نوع از بدهی ها می توان به اقلامی که شامل سر رسید کمتر از یک دوره مالی دارد اشاره کرد که در ترازنامه در مقابل داراییهای جاری قرار می گیرند و باید از بخش داراییهای جاری تسویه و پرداخت شوند.

 

هر دو گروه دارای سر رسید مشابه هستند و انتظار نمی رود که برای تسویه تعهدات جاری وام (نرم افزار تسهیلات) یا مطالبات بستانکاران شرکت اقدام به فروش زمین، ساختمان و یا سایر اقلام دارایی ثابت خود نماید.

 

بستانکاران، اسناد پرداختنی، وام ها و هزینه های تعهد شده مانند حقوق و دستمزد (نرم افزار حقوق و دستمزد) از نمونه های این نوع از بدهی ها می باشد.

 

در طرف دیگر بدهی های بلند مدت وجود دارند که جرء گروهی از تعهدات شرکت به حساب می آیند که می توانند در مدت بیشتر از یک سال پرداخت شوند بنابراین سر رسید این بدهی ها بیشتر از یک سال است.

 

هدف اصلی این گروه از بدهی ها تنها کسب داراییهای سرمایه ای در شرکت ها است، محل پرداخت این بدهی ‌ها عواید ناشی از سرمایه‌گذاری‌های شرکت از محل همین بدهی‌ها است. برخی از انواع این بدهی‌ها شامل وام بلند مدت پرداختنی، اسناد بلند مدت پرداختنی، اوراق قرضه بلند مدت و …

 

حقوق صاحبان سهام (Shareholders Equity)

منافع صاحبان اصلی موسسه در یک شرکت نشان دهنده حقوق صاحبان سهام است. داراییهای شرکت از دو طریق بدست می آید:

 

1. آورده سهامداران (نقدی و غیر نقدی)

2. ایجاد بدهی

 

حقوق صاحبان سهام شامل بخشی از داراییها است که توسط صاحبان شرکت (سهامداران) تامین می شود که از مهم ترین اجزای این بخش میتوان به ترازنامه سرمایه، سود و زیان سنواتی، اندوخته قانونی و سایر اندوخته‌ها و صرف سهام اشاره کرد.

 

ترازنامه شرکت الف – سال مالی ۱۳۹۰

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

صورت سود و زیان

 خلاصه ای از درآمدها و هزینه های یک واحد تجاری که در یک دوره زمانی که معمولا 1 ماهه، 3 ماهه، 6 ماهه و یکساله است را صورت سود و زیان گویند. در واقع این صورت مالی نشان دهنده سود یا زیان شرکت است که نتیجه عملیات و تصمیمات مالی شرکت در طول یک دوره مالی مشخص (دوره مالی) را برآورد می کند و به صورت خلاصه در قالب صورت مالی سود و زیان نشان می دهد.

 

به صورت مالی سود و زیان، صورت حساب درآمد یا صورت حساب عملیات نیز گفته می شود و عملکرد واحد تجاری را در یک دوره زمانی مشخص بیان می کند.

 

گزارشی که سود و زیان ارائه می دهد به دو صورت می باشد:

 

روش تک مرحله ای: در این روش باید کلیه درآمدها ذکر شود سپس کلیه هزینه ها در ادامه و زیر آن آورده شود. حاصل تفاضل آنها سود یا زیان البته قبل از کسر مالیات است.

 

روش دو مرحله ای: در این روش نیز ابتدا باید درآمدهای عملیاتی و سپس هزینه های عملیاتی را پشت سر هم ذکر کرد سپس تفاضل این دو سود یا زیان ناویژه را به نشان می دهد، حال در ادامه باید درآمدهای غیر عملیاتی و هزینه های غیر عملیاتی را مثل قبل بیاوریم که در این صورت حاصل تفاضل این دو را از سود ناویژه کسر می کنیم.

 

نکته: سود یا زیان قبل از کسر مالیات بدست می آید، ما با کسر مالیات به سود یا زیان بعد از کسر مالیات یا سود یا زیان ویژه بدست می آید.

 

نکته: مهم ترین بخش صورت سود و زیان بخش پایانی آن یعنی سود و زیان ویژه است.

 

در صورت حساب سود و زیان چه اقلامی با اهمیت هستند؟

در حالت کلی اقلام با اهمیت در صورت سود و زیان همان درآمدها و هزینه ها است.

 

درآمدها: افزایش در حقوق صاحبان سهام به جز در مواردی که به آورده صاحبان سهام مربوط می شود را درآمد گویند که به دو دسته کلی تقسیم می شوند.

 

درآمدهای عملیاتی: مجموعه درآمدهایی هستند که در پایان فعالیتی که در راستای اساسنامه و با هدف رسیدن به هدف خاصی که برای آن به وجود آمده است بدست می آیند. جنبه دائمی و پایدار این گروه از درآمدها با توجه به اصل تداوم شرکت می باشد. استمرار رشد این گروه از درآمدها نقطه قوت یا ضعف شرکت را مشخص می کند.

 

درآمدهای غیر عملیاتی: درآمدهای غیر عملیاتی شرکت گروهی از درآمدها هستنند که در قالب اساسنامه شرکت نیستند. به عنوان نمونه شرکت تصمیم به خرید زمینی می گیرد که مازاد بر نیاز شرکت است، بنابراین زمانی که تصمیم به فروش آن قطعه زمین می گیرد؛ درآمد کسب شده از آن جزء درآمدهای غیر عملیاتی قرار می گیرد.

 

از جمله دلایل غیر عملیاتی بودن این گروه از درآمدها به صورت زیر است:

1. تحصیل دارایی به منظور افزایش قیمت در آینده نزدیک و کسب عایدی توسط شرکت پس از فروش نبوده است.

2. فروش این بخش از دارایی نتیجه تصمیمات مدیریتی  در جهت استفاده تهیه از دارایی صورت گرفته است.

3. هدف از تاسیس شرکت در اساسنامه خرید و فروش این دارایی‌ها نیست.

4. این گونه از درآمدها تکرار پذیر نیستند. ناپایدار نیستند و سود حاصل از آنها قابل برنامه‌ریزی نیست.

 

نکته: در برخی موارد پیش می آید که درآمدهای غیر عملیاتی با ثبات و ادامه دار شوند در این حالت این بخش از درآمدهای غیر عملیاتی را از نظر ماهیت مانند درآمدهای مالیاتی در نظر میگیرم.

 

هزینه ها

یک مفهوم کلی برای شناختن هزینه ها این است که کاهش حقوق صاحبان سهام به جز در مواردی که به ستانده صاحبان سهام مربوط می شود گویند. هزینه ها دارای انواع مختلفی هستند که در ذیل به آنها اشاره می کنیم.

 

بهای تمام شده کالا (قیمت تمام شده کالا): شرکت برای محصولات خود هزینه هایی را مصرف می کند که به آنها بهای تمام شده (نرم افزار بهای تمام شده) کالا گویند، این نوع از هزینه ها به صورت مستقیم در تولید دخالت دارد و یا زمینه های لازم برای تولید کالا را فراهم می کند.

 

بهای تمام شده دارای عناصری می باشد که عبارت است از:

الف) مواد اولیه مستقیم: تشکیل دهنده بخش اصلی محصول هستند.

 

ب) دستمزد مستقیم تولیدی: حقوق و دستمزدی (نرم افزار حقوق و دستمزد) که به پرسنل واحد تولید پرداخت می گردد زیرا نتیجه عملکرد آنان به تولید محصول منتهی می شود.

 

ج) سربار: به جزء هزینه هایی که برای تولید صرف می کنیم و هزینه های حقوق دستمرد پرسنل، هزینه های باقی مانده را هزینه های سربار می گوییم به عنوان مثال هزینه تعمیرات و نگهداری ماشین الات تولیدی. می توان گفت که این نوع از هزینه ها برای ادامه جریان تولید مورد نیاز هستند اما نمی توانیم آنها را به محصول خاصی نسبت بدهیم.

 

یک نکته بسیار مهم در زمینه بهای تمام شده کالا (نرم افزار بهای تمام شده کالا)، این است که بیشترین بخش بهای تمام شده کالا (نرم افزار بهای تمام شده کالا) در کدام ردیف قرار می گیرد زیرا دانستن این موضوع در پیش بینی عملکرد آینده شرکت بسیار تاثیر گذار است.

 

به عنوان نمونه هزینه شرکت های سیمانی به نوعی مربوط به هزینه های انرژی است بنابراین دانشتن این موضوع در چشم انداز مثبت می تواند تاثیراتی را بگذارد.

 

سایر هزینه های غیر عملیاتی: هزینه های غیر عملیاتی به هزینه هایی غیر از بهای تمام شده کالا (نرم افزار بهای تمام شده کالا)، هزینه های اداری و مالی و توزیع و فروش گویند زیرا این دسته از هزینه ها دائمی نیستند و با نوع عملکرد شرکت مرتبط نیستند.

 

سایر هزینه های عملیاتی: هزینه هایی مانند هزینه های فروش، بازاریابی و هزینه های مالی و اداری شرکت که ارتباط مستقیمی با هزینه های تولید کالا دارند گویند و نمی توانیم آنها را حذف کنیم زیرا از الزامات بقای سازمان هستند.

 

هزینه های مالی: هزینه های دریافت وام (نرم افزار تسهیلات) و تامین مالی شرکت جزء هزینه های مالی شرکت محسوب می شوند، این هزینه ها دارای اهمیت خاصی هستند به همین دلیل است که دارای طبقه بندی خاصی هستند. البته این نوع از هزینه ها دارای هزینه بهره و سایر هزینه های مرتبط با وام (نرم افزار تسهیلات) است.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

انواع سود و زیان محاسبه شده برای شرکت ها:

سود و زیان ناویژه: در صورتی که درآمدهای عملیاتی را از بهای تمام شده کالا (نرم افزار بهای تمام شده کالا) کم کنیم این نوع از سود و زیان بدست می آید. در واقع این سود وزیان عایدی اصلی که برای شرکت به وجود می آید را نشان می دهد.

 

سود و زیان عملیاتی: این نوع سود و زیان نتیجه اضافه و یا کسر سایر درآمدها، هزینه های عملیاتی از سود و زیان ناویژه است. گزارشی که این سود و زیان بدست می آید نشاندهنده خالص درآمدهای شرکت است که عملیات اصلی و تولیدی (نرم افزار حسابداری تولیدی) است.

 

سود و زیان ویژه: منافع مالی یک شرکت در پایان یک دوره مالی در این نوع از سود و زیان مشخص می شود. برای تهیه این گزارش ابتدا باید درآمدها و هزینه های غیر عملیاتی و مالی را کسر و یا اضافه کنیم البته از از عدد بدست امده مالیات کسر شود سود و زیان ویژه بدست می آید.

 

این سود یا زیان بیان کننده سهمی از کل عملیات دوره‌های مالی شرکت است که در صورت نبود زیان انباشته در صورت‌های مالی، قابلیت تقسیم بین سهامداران را دارد.

 

نکته ۱: در صورت سود و زیان شرکت‌های تولیدی (نرم افزار حسابداری تولیدی) معمولا در پایین صورت مالی، جداول ظرفیت تولید شرکت قرار داد.  در این جداول بر اساس تنوع محصول ظرفیت اسمی سال مالی جاری و سال مالی آینده به تفکیک، درکنار هم قرار می‌گیرند.

 

نکته ۲: در مورد شرکت‌های سرمایه‌گذاری به دلیل آنکه سود این شرکت‌ها در پایان سال مالی و پس از برگزاری مجامع شناسایی می‌شود، عمدتاًً این شرکت‌ها سال مالی خود را منتهی به ۳۰ آذرماه قرار می‌دهند تا بتوانند سود حاصل  را محاسبه نمایند.

 

نکته ۳: در بررسی صورت سود و زیان شرکت‌ها، شناخت نوع فعالیت شرکت از نظر بازار فروش و هزینه های فصلی حائز اهمیت است. برخی از شرکت‌ها و صنایع در دوره‌های خاص از سال مقدار فروش و یا هزینه‌هایشان افزایش می‌یابد. آگاهی از این موضوع می‌تواند سرمایه‌گذاران را از اتخاذتصمیم‌های هیجانی در زمان افزایش درآمد یا هزینه فصلی باز دارد. 

 

نمونه صورت سود و زیان شرکت الف- سال مالی ۱۳۹۰

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

منتشر شده در مقالات

 یکی از روش هایی که سرمایه گذاران از آن برای سرمایه گذاری در بازار سرمایه استفاده می کنند تحلیل بنیادی است زیرا استفاده از این روش باعث می شود تا سرمایه گذار در طول بلند مدت سود مناسبی را دریافت کند. در این میان یکی از گام های اصلی در تحلیل بنیادی بررسی مواردی است که جزء اصول فاندامنتال است که در ذیل آنها را معرفی می کنیم.

 

  1. بررسی وضعیت مالی شرکت ها (استفاده از صورت های مالی)
  2. سودآوری شرکت ها
  3. تصمیم گیری برای انتخاب سهام شرکت ها 

 

برای ارزیابی وضعیت مالی شرکت ها و سوددهی شرکت ها باید به سراغ اولین و اساسی ترین معیارهای سنجش وضعیت مالی یعنی استفاده و بررسی صورت های مالی برویم زیرا صورت های مالی هستند که به صورت شفاف اطلاعات مالی، دارایی ها و شرایط آنها و بدهی هایی که شرکت دارد را به ما نشان می دهند.

 

۴ صورت مالی بسیار مهم و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی

 

بنابراین برای ارزیابی وضعیت مالی شرکت ها و بنگاه های اقتصادی باید بتوانیم عناصر و اجزای تشکیل دهنده این صورت های مالی را به صورت دقیق مورد بررسی قرار دهیم زیرا این امر بسیار ضروری است.

 

هدف از ایجاد یک واحد اقتصادی چیست؟

هدف اصلی موسسین و سهامداران از ایجاد یک واحد تجاری کسب سود و منفعت است در واقع کسب سود از موارد مورد انتظار تامین کنندگان اصلی یک واحد تجاری به شمار می رود از طرفی عملکردها و فعالیت هایی که در یک واحد تجاری نمود مالی دارند را می توان در صورت های مالی مشاهده کرد.

 

صورت های مالی

مجموعه عملیات تامین مالی و فعالیت های سرمایه گذاری را به صورت خلاصه صورت های مالی گویند، گزارش هایی که از طریق صورت های مالی فراهم می شوند حاوی موارد مهم و اطلاعات پرکاربردی هستند که از آنها برای سرمایه گذاری و افزایش اعتبار از آنها استفاده می کنند.

 

گزارش ها حاوی اطلاعات مهم مالی هستند که بر مبنای موارد زیر تهیه می شوند.

 

  • حاصل فعالیت بنگاه اقتصادی در یم دوره زمانی مشخص
  • تنظیم بر اساس استانداردهای مشخص و بر مبنای اصول حسابداری
  • استفاده برای پیش بینی و مقایسه شرکت ها

 

 

چه چیزی در تدوین صورت های مالی به عنوان هدف مطرح است؟

آنچه که در تدوین و تنظیم صورت های مالی به صورت یک هدف مورد بحث است ارائه اطلاعاتی از وضعیت مالی، عملکرد مالی و منعطف بودن واحد تجاری به صورتی خلاصه و طبقه بندی شده است (یکی از اصول مهم حسابداری طبقه بندی اطلاعات مالی است) است و اما این گزارشات باید به گونه ای باشد که برای استفاده کنندگان غایی این اطلاعات به صورت گزارشی، سودمند باشد تا بتوانند تصمیمات مرتبط را به درستی بگیرند.

 

صورت های مالی اساسی کدامند؟

صورت های مالی اساسی و مهم به چهار دسته تقسیم می شوند که عبارت است از: ترازنامه، صورت حساب سود و زیان، صورت گردش وجوه نقد و صورت سود و زیان جامع؛ البته این نکته نیز حائز اهمیت است که یادداشت هایی که به هرکدام از این صورت های مالی پیوست می شوند نیز از اهمیت بالایی برخوردار هستند.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

در صورت های مالی مفروضاتی نیز در نظر گرفته می شوند که در ذیل به معرفی آنها می پردازیم.

 

  • صورت‌های مالی با استفاده از سیستم حسابداری تعهدی و اصل تطابق تهیه می‌شوند.
  • صورت‌های مالی با فرض تداوم فعالیت شرکت تهیه می‌شوند.
  • صورت‌های مالی با فرض محافظه‌کاری تهیه می‌شوند.
  • الزام به افشای کامل هر گونه ارقام یا اعداد اضافی در یادداشت‌های ضمیمه وجود دارد.

 

 

ترازنامه

یکی از صورت های مالی اساسی ترازنامه است که اقلام دائمی واحد تجاری در پایاین یک دوره زمانی مشخص را به ما نشان می دهد بنابراین در این گزارش خلاصه ای از موارد زیر را می توان بدست آورد:

 

  • دارایی ها
  • بدهی ها
  • سرمایه و حقوق صاحبان سرمایه

 

 

این گزارش در انتهای سال در شرکت ها ارائه می شود، ترازنامه گزارشی است که هدف اصلی از ارائه آن مشخص کردن میزان دارایی های (زمین، ساختمان، ماشین، وجه نقد و ...) و میزان بدهی های (حساب های پرداختنی و ..) شرکت ها است.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

ترازنامه نشان دهنده وضعیت مالی شخصیت حقوقی یک شرکت در زمانی مشخص است بنابراین در مواردی از آن به عنوان صورت شرایط مالی و یا صورت وضعیت مالی نیز یاد می کنند. صورت مالی ترازنامه اطلاعات مهمی درباره وضعیت مالی شرکت ارائه می دهد که حاوی ساختار مالی، میزان نقدینگی و انعطاف پذیری شرکت است.

 

وضعیت مالی شرکت ها ممکن است شامل موارد زیر باشد که عبارت است از:

 

  • منابع اقتصادی تحت کنترل
  • ساختار مالی شرکت
  • میزان نقدینگی
  • توان بازپرداخت بدهی‌ها
  • ظرفیت سازگاری با محیط عملیاتی شرکت

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

 

نکته: در حقیقت ترازنامه منعکس کننده بهای تمام شده تاریخی است اما در مواردی به اشتباه ترازنامه را منعکس کننده ارزش های جاری حساب های مختلف تلقی می کنند.

ترازنامه همانند صورت های مالی دیگر دارای اجزایی هستند که عبارت است از:

الف- دارایی‌ها

ب- بدهی‌ها

ج- سرمایه

 

با توجه به اجزای مذکور، اساس ترازنامه شرکت‌ها بر پایه معادله زیر قرار می‌گیرد که به آن معادله حسابداری می‌گویند:

 

سرمایه+ بدهی‌ها=دارایی‌ها

 

 

الف) دارایی ها (ASSET)

به اموال و یا منابع اقتصادی که متعلق به یک شرکت است دارایی گویند، برای اینکه بتوانیم یک قلم را در شرکت به عنوان دارایی محسوب کنیم باید ویژگی های زیر را در نظر بگیریم.

منبع اقتصادی باشد یعنی برای واحد تجاری منافع آتی داشته باشد

  • در تسلط مالکانه واحد تجاری باشد
  • قابل تبدیل به پول باشد

 

دارایی ها به دسته کلی دارایی های مشهود مانند زمین، ساختمان، موجودی نقدی و موجودی کالا و دارایی های نامشهود مانند صورت حقوق مالی،

 امتیازات غیر قابل رویت (سرقفلی و ...) تقسیم می شوند که ممکن است ثابت و یا جاری باشند.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

دارایی های موجود در ترازنامه به دسته کلی داراییهای ثابت (نرم افزار داراییهای ثابت) و دارایی های جاری طبقه بندی می شوند. دارایی های جاری به گروهی از دارایی ها گفته می شوند که دارایی قدرت نقدشوندگی بالایی هستند. این نوع از دارایی های دارای ویژگی های خاصی هستن یعنی در کوتاه مدت به صورت مستقیم و یا طی یک فرایند یا یک چرخه عملیاتی به وجه نقد تبدیل می شوند.

 

انواع دارایی های جاری شامل مواردی از قبیل وجوه نقد، بانک، سرمایه گذاری های کوتاه مدت، اسناد دریافتنی، بدهکاران، موجودی ها و اوراق بهادار قابل فروش هستند. نکته مهم در این زمینه این است که وجوه نقد و بانک به صورت ذاتی ماهیت نقد شوندگی را در کوتاه مدت دارا هستند. به داریی‌های جاری، سرمایه در گردش یا دارایی‌های در گردش هم گفته می‌شود.

 

چرخه عملیات یا چرخه فرایند در حسابداری به چه معناست؟

چرخه فرایند از چندین مرحله تشکیل شده است که از مرحله سرمایه گذاری و خرید مواد خام برای تولید کالا و خدمات شروع می شود و با مراحل جمع آوری وجه نقد از طریق فروش کالا یا خدمات پایان می پذیرد.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

اجزای دارایی های جاری چیست؟

دارایی های جاری شامل موارد مختلفی است که به اختصار در ذیل توضیح می دهیم.

 

وجوه نقد و بانک: پول رایج، اسکناس، سکه، سپرده‌های بانکی و دارایی‌هایی که فورا قابل تبدیل به وجه نقد هستند، در این گروه از دارایی‌های جاری قرار دارند.

 

اسناد دریافتنی: مبالغ باقی‌مانده (موجود) نزد مشتریانی که کالا یا خد مات شرکت را خریداری کرده‌اند  ولی هنوز برای آن‌ها وجهی پرداخت نکرده‌اند.

 

موجودی کالا: ارزش ریالی موارد خام، در جریان ساخت و کالای ساخته شده که هنوز فروش نرفته است.

 

وراق بهادار قابل فروش: این اوراق بهادار، اوراقی هستند که در زمان نیاز به وجه نقد به سهولت معامله شده و به وجه نقد تبدیل می‌شود.

 

داراییهای ثابت (نرم افزار داراییهای ثابت) که نوع دیگری از دارایی ها در حسابداری محسوب می شوند، دارایی های غیر جاری شرکت به حساب می آیند و انتظار نمی رود که در چرخه فرایند (چرخه عملیات) به وجوه نقد تبدیل شوند.  به این نوع، دارایی های بلند مدت نیز می گویند.

 

این نوع از دارایی ها تمامی اقلامی که در سمت راست ترازنامه (دارایی ها) به جزء دارایی های جاری را شامل می شوند.

 

ویژگی های داراییهای ثابت (دارایی های غیر جاری)

برخلاف دارایی جاری فاقد قدرت نقدشوندگی بالا هستند و شرکت تصمیم به نقد کردن این دارایی‌ها در کوتاه مدت ندارد.

 

این گروه از دارایی‌‎ها مولد هستند؛ به این معنا که بطور مستقیم در فرایند تولید مشارکت دارند و یا اینکه برای تولید تسهیلات مهم و اساسی به‌عنوان مثال ماشین آلات تولیدی، ساختمان و… ایجاد می‌کنند.

 

داراییهای ثابت (نرم افزار داراییهای ثابت) به‌ غیر از زمین دارای استهلاک هستند.

 

داراییهای ثابت نامشهود نیز نوعی از داراییهای ثابت (نرم افزار داراییهای ثابت) محسوب می شود که منعکس کننده سرمایه گذاری های بلند مدت در شرکت است که از نمونه های آن می توان به حق اختراع و سرقفلی اشاره کرد.

منتشر شده در مقالات

 انواع کلي خدمات حسابداران رسمي

خدمات اطمینان بخش

خدمات نااطمينان بخش 
ماهيت خدمات اطمينان بخش  : 
خدماتي است که خطر اطلاعاتي را براي استفاده کنندگان آن اطلاعات کاهش مي دهد.
در اين قبيل خدمات، حسابدار رسمي با بيان نتيجه گيري خود که همراه با سطح معيني از اطمينان بخشي نسبت به اطلاعات مورد نظر مي باشد - اين وظيفه را انجام مي دهد. 
انواع کلي خدمات اطمينان بخشي : 
 خدمات با اطمينان بخشي محدود
 خدمات با اطمينان بخشي معقول
مثالهايي از خدمات حسابداران رسمي :
انواع کلي حسابرسي
حسابرسي صورتهاي مالي
حسابرسي رعايتي
حسابرسي عملياتي
منتشر شده در کانال حسابداری
شنبه, 30 مرداد 1395 09:23

سيستم اطلاعات مديريتي (MIS)

 سيستم هاي اطلاعات مديريتي(MIS) به آن دسته از سيستم هاي اطلاعاتي اطلاق مي گردد كه معمولا بر اساس كامپيوتر استوار بوده و در داخل يك سازمان مورد استفاده قرار مي گيرد . شبكه جهاني از سيستم اطلاعاتي به عنوان سيستمي ياد مي كند كه شامل شبكه همه كانالهاي اطلاعاتي مي باشد كه در داخل يك سازمان مورد استفاده قرار مي گيرد . همچنين مي توان سيستم اطلاعات مديريتي را به عنوان سيستمي تعريف كرد كه به جمع آوري و پردازش اطلاعات پرداخته و اين اطلاعات را در اختيار مديران قرار داده تا از آن در جهت تصميم گيري ، برنامه ريزي ، اجراي برنامه و نظارت استفاده نمايند . يك سيستم اطلاعاتي مشتمل بر همه بخشهايي است كه به گردآوري ، پردازش و اشاعه اطلاعات مي پردازند . معمولا اين سيستم شامل سخت افزار ، نرم افزار ، انسانها ، سيستم هاي ارتباطي مانند خطوط تلفن و اطلاعات مي باشند . فعاليت هايي كه در اين سيستم صورت مي گيرد عبارتند از وارد كردن داده ها ، پردازش داده به اطلاعات ، ذخيره سازي داده ها و اطلاعات و توليد خروجي هايي از قبيل گزارشات مديريتي . 

از سيستم اطلاعات تحت عنوان مديريت تكنولوژي اطلاعات ياد مي شود .معمولا مطالعه سيستم هاي اطلاعاتي جزء رشته مديريت بازرگاني بوده و شامل برنامه ريزي و اجراي برنامه هاي نرم افزاري مي شود . بنابراين حوزه از مطالعات با دانش كامپيوتر يا مهندسي كامپيوتر اشتباه شود . دانش كامپيوتر از نظر ماهيت بيشتر نظري بوده و در رابط با توليد نرم افزار مي باشد و مهندسي كامپيوتر نيز بيشتر بر طراحي سخت افزار هاي كامپيوتري تمركز دارد . 

در بازرگاني سيستمهاي اطلاعاتي روشها و عملكردهاي تجاري ، تصميم گيري و استراتژي هاي رقابتي پشتيباني مي شوند . 

نقش حمايت كاربردي :

روش ها و عملكردهاي تجاري از عملي پشتيباني مي كند كه به عنوان اساسي ترين كاركرد محسوب مي گردد . اين عملكردها شامل جمع آوري ، ثبت ، ذخيره سازي و پردازش اطلاعات مي باشد . سيستم هاي اطلاعاتي به يكي از روشهاي زير از روش ها و عملكردهاي تجاري پشتيباني مي شود . 

  • ثبت و ذخيره سازي داده هاي فروشي ، داده هاي خريد ، داده هاي سرمايه گذاري ، داده هاي كل و دستمزد پرداختي و ساير دفاتر حسابداري 
  • پردازش اين دفاتر حسابداري در گزارش هاي در آمد ، ترازنامه ، دفاتر حساب ، گزارشهاي مديريت و ساير گونه هاي اطلاعاتي مالي 
  • ثبت و ذخيره سازي داده هاي فهرست موجودي ،پردازش داده ها ، اصلاح دانش و حفظ و نگهداري داده ها فراهم كردن زنجيره داده ها و ساير دفاتر توليد عملكرد 
  • پردازش اين دفاتر عملكرد در طرح هاي توليدي ، ناظران توليد ، سيستم هاي فهرست موجودي و سيستم هاي تنظيم كننده توليد 
  • ثبت و ذخيره سازي داده هاي مربوط به كاركنان ، داده هاي مربوط به حقوق كاركنان ، تاريخچه اشتغال و ساير دفاتر منابع انساني 
  • پردازش دفاتر منابع انساني در گزارشات هزينه كارمندان و عملكرد هايي كه بر اساس اين گزارشات مي باشد .
  • ثبت و ذخيره سازي داده هاي بازار شرح حال خريدار ، تاريخچه خريد مشتري ، داده هاي مربوط به تحقيق بازاريابي ، داده هاي مربوط به تبليغات بازرگاني و ساير دفاتر بازرايابي 
  • پردازش اين دفاتر بازاريابي در گزارشات انعطاف پذيري تبليغات بازرگاني ، طرح هاي بازاريابي و گزارشات فعاليت فروش 
  • ثبت و ذخيره سازي داده هاي مربوط به دانش تجارت ، داده هاي مربوط به بررسي و تحليل رقبا و داده هاي صنعت اهداف گروهي و ساير دفاتر استراتژيك مديريتي 
  • پردازش اين دفاتر استراتژيك مديريتي در گزارشات روش مالي صنعتي ، گزارشات سهام بازار ، گزارشات مربوط به اهداف عمده و الگوهاي مربوط به موجودي اوراق بهادار 
  • به كاربران همه موارد بالا در اجرا ، نظارت و تنظيم برنامه ها ، استراتژيها ، روشها ، توليدات جديد ، الگوهاي تجاري جديد يا معاملات جديد تجاري 

نقش حمايت از تصميم :

نقش حمايت تصميم گيري تجاري در مقايسه با نقش هاي حمايت كاربردي يك مرحله فراتر مي رود . تصميم گيري تجاري جزء لاينفك تصميم گيري محسوب مي گردد . اين نوع تصميم گيري امكان مطرح كردن پرسشنامه هاي چه مي شود ... را فراهم مي سازد . برخي از اين سوالات عبارتند از : چه مي شود اگر قيمت را 5 در صد افزايش دهيم ؟ چه مي شود اگر قيمت را 0 در صد افزايش دهيم ؟ چه مي شود اگر قيمترا 5% كاهش دهيم ؟ چه مي شود اگر هم اكنون قيمت را 10 درصد افزايش داده و سپس آن را به مدت 3 ماه به ميزان 5 درصد كاهش دهيم ؟ همچنين تصميم گيري هاي تجاري امكان پرداختن به اين احتمالات را فراهم مي نمايد : اگر تورم به ميزان 5 درصد افزايش يابد (به جاي افزايش 2 درصدي) چه بايد كرد ؟ اگر با يك اعتصاب يا تهديد رقابتي جديد مواجه شديم چه بايد كرد ؟ 

اساسي ترين و كاربردي ترين ابزار تصميم گيري برگه گسترده مي باشد . اكثر برنامه هاي پيچيده معمولا ابزارهاي آماري تصميم گيري را در هم ادغام مي نمايد برخي از اين ابزارها عبارتند از تحليل حساسيت ، تحليل مونت كارلو ، تحليل ريسك ، تحليل زماني كه در آن زمان دخل و خرج برابر شود و تحليل bayesion به طور مثال اگر براي تصميم گيري درباره عرضه يك كالاي جديد از سيستم اطلاعاتي استفاده مي نماييد در اين برنامه بايد از ابزارهاي ديگري نيز بهره جست برخي از اين ابزارها عبارتند از تحليل B.C.G تحليل همبسته ، تحليل اختلاف ماليات ويژه ، درجه بندي چند بعدي ، تحليل فاكتوري GE ، تحليل فاكتور ، تحليل دسته ، تحليل مميز ، توسعه تابع كيفيت و رگرسيون ارجحيت 

نقش سيستم پشتيباني از مبادله تصميم :

سيستم اطلاعاتي قادر به حمايت از وضعيت رقابتي شركت مي باشد . در اين جا سه سطح از سطوح تجزيه تجليل ارائه مي گردد : 

1- حمايت به منظور كمك به هدايت زنجيره ارزشهاي دروني . اين حمايت ها به عنوان جديدترين و واقع گرايانه ترين سيستم در تحقيقات مدير به شمار مي رود . اين حمايت ها راه حلهاي كاهش هزينه و مديريت عملكرد محسوب مي شوند و معمولا آن ها را تحت عنوان تحليل جريان فعاليت تجاري (BWA) يا P2P سيستم هاي مديريت بازرگاني مي نامند . اين حمايت ها تضمين كننده نظارت بر هدايت عملكردهاي يك شركت مي باشد . برتري بي وقفه در هزينه هاي سوء عملكرد باعث فاصله گرفتن از محاسبه ، ارزيابي و حسابرسي مي شود . كه در ارزشيابي و گزارشهاي كيفي ارائه مي شود . 

2- همه شركت هاي موفق داراي يك يا 2 عملكرد تجاري مي باشند كه تحت عنوان مهارتهاي اصلي ناميده مي شود . چنانچه مهارت اصلي يك شركت باعث ايجاد يك برتري بلند مدت براي شركت در بازار شود از اين مهارت به عنوان برتري پايدار رقابتي ياد مي شود . شرايط لازم براي تبديل يك مهارت اصلي به برتري پايدار رقابت عبارتند از : دشواري در تقليد آن مهارت ، منحصر به فرد بودن و تداوم مهارت و قابليت استفاده در چندين موقعيت . برخي از ويژگي هاي شركتي كه داراي برتري پايدار رقابتي است عبارتند از : كيفيت برتر توليد ، قرار دادهاي جامع توزيع ، ارزش فراوان مارك شركت ، شهرت و اعتبار مثبت شركت ، روشهاي كم هزينه توليد ، حقوق انحصاري و كپي رايت ، كالاهاي انحصاري مورد حمايت دولت ، كاركنان برتر و تيم مديريتي . فهرست خصوصيات برتري پايدار رقابتي بسيار طولاني است . با اين وجود برخي از كارشناسان معتقدند كه در جهان رقابتي و متغيير امروز هيچ برتري در بلند مدت حفظ نمي شود آنها عقيده دارند كه فقط برتري رقابتي واقعا پايدار قادر به ايجاد سازماني است كه بدون توجه به تغييرات موجود قادر به دستيابي به برتري است . 

3- معمولا سيستم هاي اطلاعاتي نقش حمايتي دارند و گاهي اوقات اين برتري هاي رقابتي را تشكيل مي دهد . تغييرات سريع دسترسي به اطلاعات محيط رقابتي را امكان پذير مي سازد . سيستم هاي اطلاعاتي نيز مانند سيستم هاي بررسي محيطي تجارت تقريبا از همه برتري هاي پايدار رقابتي پشتيباني مي كند . گاهي اوقات خود سيستم اطلاعاتي يك برتري رقابتي محسوب مي گردد . 

نقش تنظيم كننده عملكرد :

(MIS) سيستم اطلاعات مديريتي صرفا آماده تجزيه تحليل داده نمي باشد بلكه بايد آن ها را به عنوان ابزار MBO (مديريت از طريق اهداف) مورد استفاده قرار داد . سيستم هاي اطلاعاتي ما را در موارد زير ياري مي رساند : 

تعيين اهداف وابسته و سنجش پذير 
تنظيم نتايج و عملكردها 

هشدار به همه مديران در هر سطحي از سازمان ، اين هشدارها در ارتباط با تناقض ميان نتايج و اهداف بودجه هاي از پيش تعيين شده است . 

MIS به عنوان يك ناهنجاري انعطاف پذير :

براي شركتي كه در تكنولوژي اطلاعات سرمايه گذاري كرده است چندين راه وجود دارد تا به منظور ايجاد رشد يا حفظ انعطاف پذيري ناهنجاري اين سرمايه گذاري را با رهن گذاري جور كند . 

1- سرمايه گذاري IT (تكنولوژي اطلاعات) كه از مهارت اصلي شركت حمايت مي نمايد . شركتهاي موفق تمايل دارند كه از يك يا دو مهارت اصلي برخوردار باشند كه در مقايسه با ساير اين مهارت ها را بهتر انجام دهند . اين مهارت ها طيف وسيعي از فعاليت ها را شامل مي گردد كه اين طيف از توسعه كالاهاي جديد يا خدمات خريدار را در بر مي گيرد . معمولا تكنولوژي اطلاعات داده مهمي در اين مهارت اصلي محسوب مي شود . سرمايه گذاري IT در يكي از مهارت هاي اصلي شركت مانع مهمي در ورود به شمار مي رود . 

2- سرمايه گذاري IT در شبكه هاي زنجيره عرضه شركتهايي كه بخشي از يك زنجيره عرضه ادغام شده هستند به عرضه كنندگان اعتماد دارند . معمولا اين اعتماد پذيري باعث زمان تحويل سريعتر ، تحويل بدون اشكال و يك عرضه تضمين شده مي گردد . همچنين اين حس با اعتماد تخفيف قيمت و رفتارهاي خاص ديگري را در پي دارد . ناتواني تازه واردان جديد در سيستم مديريت موجودي زنجيره عرضه به عنوان مانع اصلي ورود محسوب مي گردد . 

3- سرمايه گذاري IT مديريت شبكه توزيع سرمايه گذاري در سيستم هاي مديريت شبكه توزيع نيز مانند ساير شبكه هاي عرضه كننده تضمين كننده زمان تحويل سريع تر ، تحويل بدون اشكال و رفتارهاي خاص ديگر است . سرمايه گذاري در تكنولوژي اطلاعات و تجربه نحوه استفاده آن به عنوان مانع اصلي ورود محسوب مي گردد . وقتي سيستم مديريت شبكه توزيع اعضا مي باشد . مي توان دسترسي به خرده فروشان را تحت كنترل داشت . 

4- سرمايه گذاري IT در ارزش ويژه مدرك معمولا شركتها مبالغ هنگفتي را صرف تبليغات مارك مي نمايند . اين كار با سرمايه گذاري در بازاريابي سيستم هاي اطلاعاتي و سيستم مديريت روابط خريدار تسهيل مي شود . يك مارك خوب و معروف نيز مانع دشواري براي ورود محسوب مي گردد. 

5- سرمايه گذاري IT در فرآيند توليد سيستم هاي توليد به عنوان يك ضرورت در مديريت توليد انبوه به شمار مي رود . سيستم هاي خودكار مقرون به صرفه ترين روش براي سازماندهي فرايند هاي توليد انبوه مي باشد . 

اين شركت ها قادرند كه در تبليغ ، خريد و فروش به اقتصاد معيار و در توزيع و تبليغ ، بودجه كاهش يافته هزينه هاي غير توليدي در هر واحد و كوتاه تر شدن زماني كه دخل و خرج با هم برابر مي شود به اقتصاد هدف دست يابند . اين برتري مطلق هزينه نيز به عنوان يكي از موانع اصلي ورود به شما مي رود . 

6- سرمايه گذاري IT در فرآيند هاي توليد سرمايه گذاري در IT انعطاف پذيري شركت را در سطح توليد سرتاسري امكان پذير مي سازد . 

7- منحني يادگيري سرمايه گذاري با پول قرضي از تجاربي كه در رابطه با IT بهره مند مي گردد . وقتي شركتي با به كاربردن سيستم هاي IT به تجربه اي دست مي يابد با مجموعه اي از بهترين روشها آشنا مي شود كه ساير شركت هاي صنعتي با اين روش ها كمابيش آشنا هستند . شركتهاي غير صنعتي معمولا با جنبه هاي خاص به كارگيري اين سيستم ها آشنايي چنداني ندارند . تازه واردهاي جديد در وضع نامساعدي قرار خواهند گرفت مگر اين كه آن ها بهترين روشهاي صنايع و پيشرفت هاي موجود در شركت را دوباره تعريف نمايند . 

8- سرمايه گذاري IT در فرايند توليد انبوه كالاهاي سفارشي تكنولوژي توليد كنترل شده IT باعث تسهيل توليد كالاهاي سفارشي گروهي ، تطابق پذير ، آشكار يا سطحي مي شود . اين انعطاف پذيري باعث افزايش دارايي خالص و رضايت خريدار مي شود و از آن به عنوان يكي از موانع اصلي ورود ياد مي شود . 

9- سرمايه گذاري IT در كامپيوتر به طرح 6 كمك كرد . سيستم هاي CAD توسعه سريع و عرضه كالاهاي جديد را تسهيل مي كند . اين موضوع باعث ايجاد تفاوت هاي اختصاصي كالا مي شود . تفكيك محصول نيز به عنوان يك مانع ورود به شمار مي رود . 

10 – سرمايه گذاري IT در كامپيوتر به طرح 2 كمك كرد . سيستم هاي CAD توسعه سريع و عرضه كالاهاي جديد را تسهيل مي كند . تفاوت هاي اختصاصي كالا براي ايجاد تناقض ميان كالا هاي رقابتي به كار مي رود . اين تناقض ها نيز در افزايش هزينه هاي انتقال خريداران بسيار موثر است. هزينه هاي بالاي انتقال خريدار مانع ارزشمندي براي ورود به شمار مي رود . 

11- سرمايه گذاري IT در اقتصاد الكترونيك مي تواند وب سايت شركت را براي علايق و انتظارات و نيازهاي خريداران اختصاصي كرد . همچنين مي توان از وب سايت شركت در جهت ايجاد مفهوم وحدت و يگانگي استفاده كرد و هر دوي اين امور در جهت افزايش صداقت و وفاداري به كار مي رود . صداقت خريدار نيز مانع مهمي براي ورود محسوب مي شود . 

12- سرمايه گذاري IT در برقراري ثبات توازن . شركتهايي كه از نظر تكنولوژي بسيار پيچيده هستند از طريق ارتباطات الكترونيك با خريداران عرضه كنندگان و سايرين تماس برقرار مي كنند و از ثبات بيشتري برخوردارند . اين ظاهر عظيم ثبات نيز مانعي براي ورود محسوب مي شود . خصوصا موضوع براي خدمات مالي مصداق پيدا مي كند . 

13- اين حقيقت ساده كه سرمايه گذاري IT مستلزم صرف بودجه است باعث شده كه از آن به عنوان مانع ورود ياد كنند در واقع هر عاملي كه باعث افزايش پيش نيازهاي سرمايه گردد به عنوان مانعي براي ورود محسوب مي شود . 

توسعه تاريخي :

نقش سيستم هاي اطلاعات تجاري در خلال 4 دهه گذشته بسيار تغيير يافته است . 

در دهه آغازين (1950 و 1960) فقط بزرگترين سازمان ها استطاعت برخورداري از سيستم هاي الكترونيك پردازش اطلاعات را دارا بودند . از اين سيستم ها در جهت ثبت و ذخيره سازي داده هاي دفتري از قبيل ثبت روزانه ، دفاتر روزانه ويژه و دفاتر حساب استفاده مي شد . در واقع اين يك نقش حمايت عملكرد محسوب مي شد . 

با آغاز دهه 1960 از سيستم هاي اطلاعات مديريت به منظور ايجاد دامنه محدودي از گزارشات از پيش تعريف شده مانند گزارشات در آمد ، ترازنامه و گزارشات فروشي استفاده مي شد . در حقيقت اين سيستم ها در صدد بودند كه به نقش حمايت تصميم گيري عمل نمايند اما قادر به انجام چنين كاري نبودند . 

با آغاز دهه 1970 سيستم هاي حمايت تصميم عرضه شد . اين سيستم هاي انتخاب از ميان چندين گزينش و وضعيت را امكان پذير مي كرد . با به كاربردن اين سيستم ها نه تنها كاربر مي توانست كه به دلخواه خروجي توليدات خود را ايجاد كند بلكه قادر بود كه براي نيازهاي ويژه خود برنامه ها را به طرز خاصي بسازد . اگرچه استفاده از اين سيستم ها مستلزم صرف هزينه است . به عنوان بخشي از توافق قرار دادي كامپيوترهاي بزرگ و به منظور برخورداري دائمي از توسعه دهنده سيستم IBM در سايت بايد هزينه اي پرداخت گردد . 

پيشرفت عمده اي كه دهه 1980 صورت گرفت عبارت بود از محاسبه تمركز زدايي به جاي برخورداري از يك كامپيوتر بزرگ براي انجام همه امور در سازمان تعداد زيادي كامپيوتر شخصي مورد استفاده قرار گرفت اين بدان معنا است كه به جاي محول كردن يك وظيفه به بخش كامپيوتر به منظور پردازش دسته و انتظار انجام شدن كار توسط متخصصان هر كاربر كامپيوتري در اختيار دارد كه برنامه هاي آن در راستاي اهداف شخصي خود به دلخواه ايجاد مي كند . بسياري از انسان هاي ضعيف با تغيير پذيري داده سامان هاي Dos عملكردهاي bios و برنامه ريزي دسته DOS به مخالفت برخاستند . وقتي كه افراد از مهارت هاي جديد خود رضايت حاصل كردند همه اموري را كه سيستم قادر به انجام آن ها بود را شناسايي كردند . بر خلاف انتظارها كامپيوترها به جاي ايجاد يك اجتماع عاري از كاغذ توده فراواني از كاغذ را به وجود آوردند ، كه اكثر آن ها فاقد ارزش بودند . در دهه 1980 با ارائه سيستم هاي اجرايي اطلاعات تا حدودي از حجم اين اطلاعات كاسته شد . با ارائه اين سيستم ها بر كارايي فعاليت ها افزوده شد . در دهه 1980 نخستين كاربرد تجاري روشهاي تجاري هوش مصنوعي در فرم سيستم هاي متخصص عرضه شد . اين برنامه ها درباره موضوعات بسيار محدودي توصيه هايي را ارائه مي كرد . براي اولين بار وعده حمايت تصميم گيري در دهه 1960 در سيستم هاي اطلاعاتي مديريت به كار رفت و به تدريج به بهره وري رسيد . 

در دهه 1990 سيستم هاي اطلاعات استراتژيك عرضه شد كه عمدتا به خاطر توسعه موضوعات مديريت استراتژيك توسط متخصصاني در دهه 1980 بود . برتري رقابتي به عنوان يك موضوع مهم مديريتي مطرح مي شد ، توسعه دهندگان نرم افزار از ايجاد چنين ابزارهاي بسيار خرسند بودند . 

در حال حاضر نقش سيستم هاي اطلاعات تجاري گسترش يافته و حمايت استراتژيك را نيز در بر مي گيرد . جديدترين اقدامي كه در اين زمينه صورت گرفته عبارتند از : جنبه هاي تجاري دادن به اينترنت ، رشد اينترنت و اكسترانت.

منتشر شده در مقالات

 تاریخچه حسابداری ارزش‌های منصفانه

سیستم حسابداری مرسوم به نفع استفاده از مقادیر که در آن عناصر صورت‌های مالی را در تاریخ اولیه خود اندازه‌گیری نماییم به عنوان بهاء تمام شده تاریخی مطرح می‌باشند که در این سیستم حسابداری هزینه‌های تاریخی دارای برخی مزایا شامل عینیت و قطعیت شواهد در وهله اول می باشند.طلبکاران متأسفانه هزینه‌های تاریخی ویژگی مناسب و مربوط به تصمیم‌گیری‌های اقتصادی را به زوال می‌برند زیرا تابع تصمیم‌گیری‌های گذشته‌نگر حسابداری که از نقطه‌نظر تاریخی صورت پذیرفته و داده‌های آن فاقد ارزش است می‌باشد ولیکن بخاطر پاسداشت از حسابداری بهاء تمام شده تاریخی صورت پذیرفته است. و این به عنوان یک واکنش در مقابل آن دسته از واحدهای سازمانی صورت می‌پذیرد که در مقابل معایب استانداردهای بهاء تمام شده از ویژگی‌های اندازه‌گیری براساس اطلاعات بازار و به تبع آن براساس آن موضوعات برای تهیه صورت‌های مالی توسط نهادها و سازمان‌های مسئول است. 

ارزش منصفانه به عنوان مفیدترین و مهمترین ویژگی‌های بازار در نظر گرفته می‌شود تا آن که اندازه‌گیری‌های مالی و توانگری آن نگرانی وجود نداشته باشد. زمینه‌های اقتصادی درخصوص ادعای مذکور را می‌توان در بررسی‌های بیتی و همکاران (1996) و یا هیتون و همکاران (2009) گردید با این حال ما باید در اذهان خود به این نتیجه برسیم که ارزش‌های منصفانه نوش دارو نیست و پایگاه‌های اندازه‌گیری رویدادها نیز می‌باید دارای ویژگی‌های مطلوب باشند (بارت 2006) بطوریکه شاید ارزش‌های منصفانه به عنوان یک راه حل مناسب و اولویت‌دار در قبال پایان دادن به مناقشه انتخاب قابلیت اطمینان‌دهی و یا ارتباط (مربوط بودن) اطلاعات است که این امر به علت ماهیت دو ویژگی مذکور و متفاوت از اطلاعت حسابداری شاید هرگز به پایان نرسد.

طرح مفهوم بکارگیری ارزش‌های منصفانه در مفاهیم حسابداری و تجزیه و تحلیل عمده نسبت به ان برای اولین بار در سال 2001 توسط Nobds مطرح شد و پس از آن Plantin و همکاران (2005) و پنمن (2006) اقدام به توصیف‌های اضافی در نمایش مفاهیم عمیق و منفی از ارزش‌های حسابداری و اندازه‌گیری آن مطرح نمودند. در سطح مفهومی (بدنبال آن‌هان نهادهای IASB و FASB) عنوان نمودند که حسابداری ارزش‌های منصفانه قرار است به تولید اطلاعاتی با درجه‌ای بالاتر و سطحی مناسب‌تر از سودمندی اطلاعات برای تصمیم‌گیری و در نتیجه ارتباط داده‌های حسابداری و نتایج ارائه اطلاعات مفید برای سهامداران و سرمایه‌گذاران است و به عنوان یک نتیجه از مفهوم مذکور سرمایه‌گذاران برای تحصیل یک دیدگاه ارزشمندتر از خوب بودن وضعیت سازمان اقدام به استفاده از این اطلاعات می‌نمایند اما از طرفی دیگر اضافه نمودن و یا تغییر در ارزش دارایی‌ها برای استفاده‌کننده انگیزه‌هایی را برای کاهش اعتبار گزارشگری‌های مالی را افزایش می‌دهد. بطوریکه اگر ارزش منصفانه بتواند معیار صحیحی برای ارزش گذاری به استفاده‌ کننده ارائه نماید عملاً نقش بی‌طرفی خود را از دست داده است بطوریکه اگر تغییرات قیمت در بازار شدید باشد اندازه‌گیری ارزش منصفانه را صرفاً می‌توان براساس برداشت‌ها و قضاوت‌های ذهنی و مفروضات آن برآورد و تعیین نمود که این موضوع در نهایت می‌تواند به عنوان یک ابزاری تحت عنوان جعبه سیاه برای تعیین میزان درآمد و سودآوری بنگاه در اختیار مدیریت قرار گیرد که در هر زمان قابل دستکاری و تغییر است. بنابراین مخالفان استفاده از ارزش‌های منصفانه بر این باورند که ارزش گذاری رویدادهای مالی براساس ارزش‌های منصفانه و جاری باعث ایجاد سرعت در بحران مالی شده است و با تأثیرگذاری بر اطلاعات مالی شرکت‌ها عملاً وضعیت آن‌ها را وخیم‌تر کرد بطوریکه انتقاد نسبت به این فرآیند گزارشگری عملاً از بخش بانکداری شروع گردید بطوریکه رئیس انجمن بانکداران امریکا (2008) عنوان نمود مشکلات موجود در بازارهای مالی امروز را که ناشی از عوامل مختلف می‌باشد می‌توان تا حدودی شناسایی نمود بطوریکه یکی از عوامل کلیدی ناشی از آن که منجر به تشدید این بحران شده است به رسمیت شناختن حسابداری ارزش‌های منصفانه است.

اعتراض اصلی به ارزش‌های منصفانه توسط مارتین سالیوان مدیر اجرایی شرکت AIG صورت گرفت که عنوان نمود حسابداری ارزش‌های منصفانه عواقب ناخواسته‌ای را به همراه داشته است و درخواست تعلیق و حذف آن در روزنامه تایمز مالی 2008 احتمالاً به عنوان قوی‌ترین مخالف حسابداری ارزش‌های منصفانه مطرح گردید. که حسابداری ارزش منصفانه به علت اصلی کاهش بی‌سابقه در ارزش دارایی‌های ثبت شده در دفاتر مالی بوده است و این امر منجربه افزایش بی‌ثباتی در وضعیت مؤسسات مالی و در نهایت ایجاد بدترین بحران اقتصادی در ایالات متحده و به تبع آن رکود اقتصادی گردید علاوه بر این او معتقد است که حسابداری ارزش‌های منصفانه طرفدار بازی دوچرخه سواری (شناور بودن قیمت‌ها) است و باید کنار گذاشته شود و یا اینکه حداقل به میزان قابل توجهی در تغییرات آن اطمینان‌بخشی صورت پذیرد بطوریکه صورت‌های مالی و گزارشگری درخصوص وضعیت سازمان بیانگر افشاء عملکرد واقعی باشد نه اینکه به صرف میزان درآمدزایی کاملاً بیان‌کننده قدرت واحد تجاری در صورت سود و زیان تلقی شود.

اما بانک ایالات فدرال رزرو امریکا بن برنانکی گفت نیاز به علامت‌گذاری دارایی در ایجاد انگیزه‌سازی آتش فروش و قیمت یک دور باطل است. اعتقاد بر این است که بکارگیری ارزش منصفانه گسترش مجدد در سیستم بانکی منجر به شکست مجدد خواهد شد و تأثیرات عدیده‌ای بر اقتصاد واقعی را به همراه داشته باشد. برخی دیگر از محققان اندازه‌گیری ارزش منصفانه را به این علت مورد انتقاد قرار می‌دهند که نقطه تناقض در اندازه‌گیری صورت‌های مالی دارد بطوریکه پس از تهیه صورت‌های مالی مجدداً ارزش‌ها دچار تغییر شده‌اند. بطوریکه چنانچه بکارگیری ترکیبی از معیارهای اندازه‌گیری در پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان‌ها وجود داشته باشد عملاً استفاده‌کننده قادر به قضاوت درخصوص اینکه چه میزان از این تعییرات در اثر بکارگیری وجوه و منابع سازمان صورت گرفته و چه میزان ناشی از تصمیم‌گیری مدیریت در بکارگیری پول و دارایی‌های مربوط می‌باشد، نمی‌باشند و بر همین اساس اشاره می‌دارند برای رفع این معضل هم می‌توان 2گونه صورت‌های مالی ناشی از این معیارهای اندازه‌گیری را تهیه و بکار گرفت.

از سوی دیگر نقطه‌نظرات دیگری درخصوص بکارگیری و حمایت از ارزش منصفانه وجود دارد Rummell (2008) معتقد بود که منتقدان به علت و نتیجه بکارگیری ارزش منصفانه را اشتباه گرفته‌اند. بانک‌ها می‌توانند با نصب یک سیستم نرم‌افزاری منجر به قادر باشند با افزایش در اتلاف وام‌های خود آگاهی یابند و براساس آن بکارگیری استاندارد ارزش منصفانه این موضوع کاملاً پیش‌بینی شود. بنابراین از آنجا که توسعه اخیر در فرآیندهای استانداردگذاری و اندازه‌گیری ارزش‌های منصفانه منجر به گزارشگری مالی فراگیر شده است. عملاً منجر به تغییر بی‌سابقه در محتوای اهمیت و سودمندی اطلاعات درخصوص عملکرد مالی سازمان‌ها شده است. ادراک حسابداری از پدیده‌های اقتصادی و آینده اقتصاد در مسیر تحول در صورت‌های مالی و فرآیند ممیزی صورت‌های مالی واحدهای مورد رسیدگی است. بنابراین استفاده از مفاهیم سود و زیان‌های تحقق نیافته ئر نتیجه تغییر در بکارگیری ارزش منصفانه این مفهوم را می‌رساند که سود سهام تحصیلی ممکن است قبل از تحصیل وجه نقد بین سهامداران پرداخت شود که این خود خطراتی برای واحد تجاری را افشاء و گزارش خواهد نمود بنابراین وجود قضاوت و ذهنیت در هر حال فضا را برای امکان دستکاری و تغییر در مبلغ درآمد را برای مدیریت باز خواهد نمود. در حالیکه ارزش عادلانه می‌تواند بدلیل وجود خطای ذاتی غیرقابل اعتماد بودن در اندازه‌گیری تبعاتی را برای استفاده‌کننده از اطلاعات به همراه داشته باشد. بر همین اساس دستیابی به مدلی که در آن مفروضات مذکور پیش‌بینی شده باشد مشکل این مهم را تا حدودی رفع خواهد نمود. بدین‌ترتیب توابع حسابداری می‌توانند در صورت وجود خطای اندازه‌گیری و ارزشگذاری نقض شوند.

با این حال حسابداری به عنوان یک ابزار مهم انتقال اطلاعات اقتصادی برای افراد فعال در محیط اقتصادی مهیا و شناخته شده است بنابراین صدور احکام درخصوص نقش ارزش‌های منصفانه در ایجاد بحران مالی و تداوم آن می‌بایست بصورت صحیح از دیدگاه اقتصادی و نظریه‌ پردازان مورد بررسی قرار گیرد تا امکان اظهار نظر صحیح و کامل درخصوص مشکلات رویه فعلی شناسایی لازم صورت پذیرد.

بر همین اساس نگرانی‌های اصلی موجود در این ارتباط مبنی بر نگرانی در بکارگیری ارزش‌های منصفانه به شرح زیر است:

الف) سود تحقق نیافته:

ارزیابی مجدد دارایی‌ها و بدهی در یک تاریخ تعادل خود را در شناسایی ماب‌التفاوت ارزش شناسایی شده تحت سود شناسایی بعنوان سود تحقق نیافته ایجاد خواهد نمود و چنانچه سود تحقق نیافته بین سهامداران توزیع شود. عملاً خط ابتلای سازمان به توزیع نامناسب سود و توزیع سود تحقق نیافته را در سود قابل توزیعی شرکت (EPS) مورد سؤال قرار داد و عملاً این موضوع منجر به افزایش حساب در توسعه سازمان خواهد شد.

ب) قابلیت اطمینان و اندازه‌گیری:

ارزش‌های منصفانه منعکس کننده ارزش‌های فرضی منصفانه است که ناشی از شرایط و موقعیت آن دارایی در سطح بازار است. بر همین اساس در بسیاری از موارد باید شرایط بصورت صحیح و مناسب در برآورد ارزش منصفانه بکار گرفته شود. قابلیت اطمینان در اندازه‌گیری ارزش منصفانه اطمینان‌بخشی سود قابل تحصیل (EPS) را کم خواهد نمود بطوریکه در صورت وجود بازار غیر کارآ و غیرنقدی استفاده از این مدل برای ارزشگذاری دارایی‌ها امری اشتباه می‌باشد و می‌تواند به جای موفقیت سازمان نتیجه شکست دربر داشته باشد.

ج) ارتباط اندازه‌گیری:

شک و تردید در مورد مربوط بودن معیار اندازه‌گیری برای برخی همواره وجود دارد و وجود هم خواهد داشت بطوریکه اطلاعات مندرج در صورت سود و زیان و سودمندی درآمد خالص به عنوان یک اقدام عملکردی در پایگاه داده‌های اندازه‌گیری منجر به ایجاد تعادل و اطمینان‌بخشی بیشتر در ارزشگذاری خواهد شد.

 

د) رفتار غیرمطلوب (پایین‌تر از سطح مطلوب):

عقیده واقعی بر این است که بکارگیری ارزش‌های بازار در حسابداری ارزش‌های منصفانه به جای حسابداری سنتی بهاء تمام شده تاریخی عملاً به شناسایی سود بیشتر منجر خواهد شد و مدیریت ممکن است به منظور دستیابی به اهداف خود به صورت انتخاب‌های گزینشی ارزشگذاری مربوط را بکار گیرد. برخی بر این عقیده هستند که رفتارهای غیراستاندارد شرکت‌ها ممکن است بازارها را تحت تأثیر قرار دهد و این خطر در ابتلاء‌سازی اقتصاد و منجر به نظام‌مند نمودن بازار در سطح کل با این رفتارهای غیراستاندارد گردد. این در حالی است که بکارگیری ارزش‌های منصفانه در اندازه‌گیری رویدادها در این شرایط مالی باعث افزایش اطلاعات غیرواقعی و در نهایت منجر به کاهش شفافیت در سطح صورت‌های مالی خواهد شد.

3. ویژگی‌های اقتصادی قیمت بازار و ارزش منصفانه:

1-3- مفهوم اقتصادی و حسابداری درآمد:

در ابتدا جهت تبیین موضوع ما رابطه متقابل بین سرمایه و درآمد مورد بررسی قرار می‌دهیم بطوریکه اقتصاددانان ایروینگ فیشر (1906 و 1930) ادعا کرد که ارزش سرمایه برابر است با ارزش درآمدب شرکت در آینده است و نرخ بهره را بعنوان تابعی در برآورد و پل ارتباطی درآمد و سرمایه تفسیر و تبیین می‌کنند. در نظریه‌های اقتصاد مدرن تعریف درآمد (سود) بعنوان خالص افزایش در ارزش دارایی‌های شرکت تعریف می‌شود بطوریکه اگر مقدار سرمایه در پایان دوره نسبت به ابتدای دوره افزایش یابد در نهایت بیان می‌شود که سود برای شرکت تحصیل شده است. بر همین اساس سود اقتصادی نشان‌دهنده افزایش در ثروت سهامداران تعریف می‌شود.

در تئوری‌های حسابداری تلاش به ارائه یک مفهوم جهت تعریف درآمد با توجه به مفاهیم اقتصادی و ویژگی‌های کسب و کار بعنوان یک طرف پارامتر و از طرف دیگر عملیاتی که از عمل در سودی دیگر صورت می‌پذیرد تعریف می‌شود. اولین تلاش صورت گرفته در این ارتباط توسط ادوارد و بل در سال‌های 1961 و چمبرز در سال 1966 و 1974 بدین مفهوم درآمد تعریف گردید که درآمد عبارتست از وجه نقد جاری تحصیل ناشی از عملکرد واحد تجاری عنوان شد. بر همین اساس مدل مذکور با استفاده از یک معیار تنها جهت اندازه‌گیری درآمد استفاده شده است. به همین دلیل ارزیابی توانایی یک واحد تجاری برای تعامل با روابط سایر عوامل بازار معادل وجه نقد جاری تحصیلی است که منجر به افزایش زیر تعریف می‌گردد.

 

ارتباط درآمد و سرمایه (مدل فیشر)

بدین‌ترتیب راه‌کار عمل در این ارتباط مدلسازی و تفکیک صحیح سود تحقق نیافته می‌باشد. بدین‌ترتیب استفاده از یک مبنای یکسان و یکنواخت در مفاهیم ارزشگذاری و اندازه‌گیری‌ها بهترین پیامد را درخصوص بکارگیری صحیح ارزش منصفانه دربر خواهد داشت و بنابراین همراهی با بکارگیری صحیح روش نگهداری اطلاعات و رویدادهای مالی پیامدهای قابل توجهی را برای سودمندی اطلاعات حسابداری در تصمیم‌گیری‌های مالی و عملکردی دربر خواهد داشت و این زمانی تحقق خواهد یافت که همه ما با احترام به شروط تعریف شده برای اندازه‌گیری و محاسبه درآمد حسابداری که دارای ویزگی‌های مشابهی با درآمد اقتصادی آن را تعریف و بکار بگیرید چرا که سود اقتصادی بیان نتیجه واقعی عملکرد سازمان است بطوریکه آیا سازمان قادر به حفظ پتانسیل‌های سود خود موفق بوده است در مفاهیم اقتصادی نگهداری پایه تعریف درآمد از محل سرمایه (تغییرات سرمایه) موضوعی اجتناب‌ناپذیر است و این مفهوم می‌تواند بعنوان یک نقطه آغازین در تعریف تحقق درآمد در مفاهیم حسابداری می‌‌باشد قبل از آنکه اقدام به تغییر پایه و یا تغییر مفاهیم آن داشته باشیم.

2-3- ارزش منصفانه و ویژگی اقتصادی آن:

بطور سنتی درآمد براساس مفاهیم نگهداری پول و سرمایه‌های مالی تعریف و مورد استفاده قرار می‌گیرد. مدل هزینه‌های تاریخی معمولی بعنوان پایه اولیه در بررسی این مفهوم بکار گرفته می‌شود چرا که در مقدمه تعریف ارزش منصفانه بیانگر تغییر ادراک و تغییر در محتوای مفهوم درآمد حسابداری سنتی است. با این وجود ارزشگذاری روش ارزش منصفانه عملاً منجر به عنوان یک خدمت به نظریه‌پردازان حسابداری حداقل در سطح مفاهیم نظر می‌گردیده است بر همین اساس ریچارد در سال 2002 نشان داد یک سطح از بکارگیری ارزش منصفانه در رویدادهای مالی را پس از گذشت یک قرن از مفاهیم حسابداری بطوریکه تعداد نظریه حسابداری ارزش منصفانه را در 20 تا 30 سال پیش مطرح نمود.

اگرچه در گذشته نیز تئوری متن‌های حسابداری از جمله Macneal (1939) اندازه‌گیری عناصر حسابداری را بعنوان یک ارزش اقتصادی مطرح نمود و او مفهوم درآمد اقتصادی را مازاد ارزش سرمایه در پایان دوره نسبت به اول دوره تعریف نمود. او همچنین ترجیح داد که با استفاده از ارزش بازار برای اندازه‌گیری رویدادها استفاده نمود ولیکن او سود حاصله را بصورت کامل و بدون تفکیک سود تحقق یافته و سود تحقق نیافته تعریف نمود. او همه تغییرات در ارزش دارایی‌ها و بدهی‌ها را در سود و زیان طبقه‌بندی نمود و مطابق رویکرد مفهوم درآمد مربوط به مفهوم نگهداری سرمایه فیزیکی مطرح نمود. به هر حال او بیان می‌دارد که ارزش‌های بازار منتج از عرضه و تقاضای بازار است او خواستار اندازه‌گیری رویدادها به عنوان ارزش‌های اقتصادی بود و قدرت برابری کالا با پول را بعنوان ارزش اقتصادی هر چیز عنوان نمود و معیار پول اندازه‌گیری می‌شود که در نهایت به قمیت بازار آن رویداد است.

ارزش منصفانه، قیمت فرضی بازار است و نقطه شروع برای محاسبه و بکارگیری ارزش‌های بازار است چرا که بازا منتج شده از تعاملات انسان‌هایی است که در آن انتقال اطلاعات براساس قیمت‌ها تعیین و صورت می‌پذیرد و از نقطه‌نظر اقتصادی قیمت بازار محل تلاقی نگرش خریداران و فروشندگان پس از بازدید خریداران از مغازه فروشندگان و رؤیت کالا صورت می‌پذیرد و از طرف دیگر بازار تنها داروی واقعی برای تعیین ارزش‌های قیمت می‌باشد.

اگرچه برخی معتقدند که قیمت‌های بازار می‌توانند در مواردی به قیمت‌های بالاتر بیش از حد یا کمتر از واقع قیمت‌گذاری شوند و این موضوع تنها دلیلی است که آن‌ها در عدم اتکا به این مدل ارزشگذاری و به دفاع از عمل خود ادامه می‌دهند. این در حالی است که امروزه واحدها پولی مختلفی در بازار وجود دارند که ماهیت قیمت‌گذاری و ارزشگذاری آن‌ها کاملاً متفاوت است. بنابراین با این وجود در تناسب ارزهای مختلف قیمت کالاها و خدمات ارائه شده همواره در نوسان می‌باشد.

بنابراین هیچ چیز ثابتی در شرایط بازار وجود ندارد. بنابراین همانگونه که میزس می‌گوید قیمت‌های واقعی بازار در علم اقتصاد وقایع و حقایق هستند همانگونه یک فیزیکدان خواستار استقرار مقدار وزن مس در دنیای واقعیت است. حوادث تاریخی بیان‌کننده آن چیزی است که برای یکبار و در یک لحظه مشحص اتفاق می‌افتد و در یک شرایط قطعی صورت می‌پذیرد. در حالیکه صرفاً گروه کمی از مخالفین این نظریه قادر به درک تغییرات بازار نبوده‌اند و آن‌ها این شیوه ارزیابی را مختص گروه‌های مشهود تلقی می‌نمایند اما اقتصاددانان با بی‌اعتنایی به این اظهار نظرهای مذکور با بیان اینکه نباید ک واقعیت را فراموش نمود که نابرابر ذاتی و اکتسابی بین همه انسان‌ها با توجه به شرایط زیست محیطی آن‌ها وجود دارد بنابراین از نظریه‌های خود دفاع نمودند.

هر فرد، هر انسان و فعال اقتصادی بگونه‌ای در بازار خرید و فروش در قیمت‌گذاری بازار نقش دارد و تأثیر او بر قیمت‌گذاری ذر بازار بستگی به میزان سهم در بازار او و اندازه بازار دارد. بطوریکه چنانچه اندازه بازار خاص و کوچک باشد فرد قدرت کافی برای تعیین قیمت دارد و قادر به نفوذ و تعیین قیمت در بازار است. شرکت‌کنندگان در بازار که به نام قیمت‌ساز بازار تعریف می‌شوند و خریداران و سایر شرکت‌کنندگان غیرمؤثر بر بازار را قیمت‌گیرنده بازار می‌نامند.

بدین‌ترتیب با توجه به تعاریف مذکور می‌توانیم در ساخت مدل ارزیابی از قیمت‌گذاری واقعی براساس ارزش واقعی بازار مبادله استفاده کنیم زیرا که نحوه و مدل ارزشگذاری توسط افراد بصورت قصاوتی است و نتایج مختلفی را دربرخواهد داشت. ما می‌توانیم قیمت بازار را بعنوان یک مفهوم همانند مفهوم مشابه حسابداری اقتصادی بعنوان مفهوم ارزش منصفانه تبیین نماییم و سپس درآمد ارزش مصفانه را به عنوان تقریبی از درآمد اقتصادی محاسبه و تبیین نماییم. زیرا ارزش منصفانه یک مدل ارزشگذاری بازار است و قیمت‌ها در بازار همیشه شامل انتظار از معادله‌گران بازار در مورد عرضه و تقاضا حسب یک شرایط اقتصادی خوب است. برهمین اساس قیمت در شرایط فعلی براساس مدل‌های تنزیل شده قابل تبدیل به ارزش‌های آتی می‌باشد بنابراین مدل ارزش منصفانه یک مدل آینده‌گرا می‌باشدکه حسابداری بهاء تمام شده تاریخی شده تاریخی به علت عدم این ویژگی از آن رنج می‌برد.

4. بررسی مسائل مربوط به ارزش منصفانه در جریان بحران مالی:

1-4- سود تحقق نیافته و فرسایش سرمایه:

تغییرات در ارزش منصفانه دارایی‌ها و بدهی‌ها به عنوان سود و زیان به رسمیت شناخته شده است و حسب شرایط تحقق این بخش از سود و زیان به سود و زیان تحقق یافته در فرآیندهای گزارشگری تبدیل شده است بنابراین تغییر ارزش‌های منصفانه تنها دنبال انتظار در تحقق تفاوت ارزش دارایی و بدهی‌ها تحت عنوان سود و زیان می‌باشد که این امر تابع و مشروط به عوامل بسیاری است از جمله در جدوال: 1.تصمیم‌گیری مدیریت، 2. انحلال موقعیت، 3. ثبات یا بی‌ثباتی در بازار. در بی‌ثباتی قیمت‌ها باید آگاه باشیم نسبت به توزیع سود شرکت و جلوگیری از توزیع سود شرکت و جلوگیری از توزیع سود تحقق نیافته.

این مدل ممکن است خطر فرسایش‌پذیری را ناشی از توزیع سود تحقق نیافته بدنبال داشته باشد بنابراین توابع حسابداری می‌بایست مانع از توزیع سود تحقق نیافته بصورت ناخواسته باشند و گزارشگری مالی باید فقط به کاربران و تصمیم‌گیران اطلاع دهد که چه میزان سود بین سهامداران تقسیم کنند که باعث فرسایش سرمایه واحد تجاری نگردد و یا شاید این موضوع در صورتی که ایجادکننده محدودیت قانونی برای بنگاه‌ها باشد مؤثر عمل خواهد نمود و منتقدان ارزش منصفانه بر این باروند که مدل هزینه‌های تاریخی بهاء تمام شده و یا مدل هزینه استهلاک می‌باید چنانچه بوسیله مدل ارزش‌های منصفانه جایگزین شوند باعث فرسایش سرمایه بنگاه‌ها خواهد شد. در حالیکه در مدل‌های قبلی این عمل رخ نخواهد داد چرا که حسابداری بهاء تمام شده تاریخی مشوقی برای دستاوردهای تجاری بنگاه‌ها با نگهداشت سرمایه واقعی خواهد بود و صرفاً در زمان فروش دارایی که فعل اقتصادی قابل مشاهده صورت می‌پذیرد اقدام به شناسایی سود خواهد نمود زیرا چنانچه این وجوه قابل تخصیص در ارزش منصفانه مجدداً در شرکت سرمایه‌گذاری و منجر به کسب سود گردد عملاً سودآوری شرکت را در مقایسه با مدل ارزش منصفانه بیشتر خواهد نمود و بر همین اساس است که همواره عده‌ای خواستار استفاده از مدل بهاء تمام شده تاریخی در ارزشگذاری رویدادها و گزارشگری اطلاعات مالی می‌باشند.

علاوه بر این بازگشت مجدد به مدل بهاء تمام شده تاریخی مشکلات قدیمی را به همراه خواهد داشت و وضعیت بحران مالی جهان را بدتر از زمان فعلی خواهد کرد. اگرچه استدلالات انجام شده همواره در مجموع به نفع بکارگیری ارزش منصفانه است تا جائیکه باعث توزیع سود تحقق نیافته نگردد و این بدین معنی نیست همه چیز و موضوعات مطروحه در این مدل کاملاً صحیح است بر همین اساس تجدید نظر در مفهوم سود تحقق نیافته و توزیع‌پذیری آن برای برخی از اهداف مطروحه کاملاً توجیه‌پذیر است. مقررات بانک‌ها و سایر مؤسسات مالی با توجه موارد مطروحه عملاً برای تضمین آینده و بکارگیری یک رفتار محتاطانه و در نتیجه جلوگیری از خطرپذیری در مقابل یک موضوع اقتصادی است بر همین اساس بود که با کنوانسیون بازل، محاسبه و تعیین برخی از نسبت‌ها در بانک‌ها به عنوان سرچشمه این احتیاط‌پذیری بکارگرفته شد. اما ارقام حسابداری با استفاده از ارزش‌های منصفانه به رسمیت شناخته شده است اگرچه برخی از مقادیر (سود تحقق نیافته و ...) موجود در اندازه‌گیری سرمایه در حسابداری متناسب برای مقررات بانکی است ولیکن در هر حال نمی‌توان ارزشگذاری مدل ارزش‌های منصفانه در ارزشگذاری صورت‌های مالی پرهیز نمود زیرا هدف از تهیه و انتشار صورت‌های مالی ارائه اطلاعات مفید و قابل اتکا برای سرمایه‌گذاران بالقوه و بستانکاران و سایر کاربران اقتصادی و ذینفعان را درخصوص تصمیم‌گیری و تخصیص بهینه منابع کمیاب دربر دارد.

از طرفی دیگر ضررهای مالی مطابق استانداردهای حسابداری پذیرفته شده در سراسر جهان آماده اصول‌گرایی و تطبیق‌سازی خود جهت تأمین نیازهای اطلاعاتی استفاده‌کنندگان است.

2-4- قابلیت اطمینان و ارتباط آن با اندازه‌گیری ارزش‌های منصفانه

تعریف انجام شده درخصوص ارزش منصفانه توسط هر دو نهاد GAAP و IFRS بر این اساس استوار است.

ارزشگذاری دارایی‌ها به ارزش‌های روز بدون هیچگونه قصدی درخصوص انحلال و یا توقف فعالیت و بدون انجام هرگونه معامله و یا رویداد در شرایط غیرمتعارف می‌باشد. بنابراین ارزش منصفانه محدود است بعنوان قیمت مورد توافق بین یک خریدار و فروشنده آگاه و مطلع، از طرفی دیگر قیمت‌گذاری براساس ارزش منصفانه مبتنی بر ارزش‌های بازار است و تابع اندازه‌گیری به روش‌های دیگر نمی‌باشد. بنابراین سازمان‌ها بدنبال بهترین معیار برآوردی برای محاسبه و بکارگیری ارزش منصفانه باشند که ارزش منصفانه واقعی باشد. بدین‌ترتیب اگر واحد سازمانی و یا بنگاه قادر باشد با مسئولیت خود اقدام به اندازه‌گیری دارایی‌ها و بدهی‌ها به ارزش‌های منصفانه نماید این موضوع می‌تواند به عنوان یکی از مزایا یا معایب بکارگیری ارزش منصفانه در نحوه قیمت‌گذاری دارایی‌ها یا بدهی‌ها باشد و چنین عملی اساساً در انحراف با الزامات تعیین شده در استانداردهای گزارشگری مالی است. پایین بودن قابلیت اطمینان در اندازه‌گیری ارزش منصفانه مربوط به محاسبه سود هر سهم ((EPS بعنوان مسئله اصلی مطرح است زمانی که قیمت‌ها در بازار به سرعت در حال کاهش هستند و یا بازار از کمبود نقدینگی به این معاملات رنج می‌برد برآورد ارزش منصفانه ممکن است تحریف شود. و این بدین دلیل است که می‌تواند این ارزشگذاری به علت فروش اجباری و یا فروش برای رفع مشکلات شرکت صورت پذیرد.

بنابراین این تعاریف ارزش منصفانه مربوط به فروش‌های اجباری و غیرمنطقی و شرایط آن در بازار نمی‌باشد بلکه مربوط به معاملات منظم می‌باشد.

برای افزایش سودمندی صورت‌های مالی برخی تحلیل‌گران توصیه می‌کنند که تقسیم درآمد و نمایش آن به اشکال زیر صورت پذیرد:

- درآمد حاصل از فعالیت‌های عملیاتی و افشای جداگانه درآمد تحقق یافته و تحقق نیافته، جهت شناسایی سود قابل تقسیم واقع‌ بینی سهامداران می‌باشد. ارزش منصفانه تغییرات شاخص‌های مهم در محاسبه توانمندی سازمان برای پیش‌بینی و توسعه سازمان در آینده و دانش به قیمت‌های واقعی بازار می‌باشد. بنابراین این موارد می‌بایست بصورت جداگانه گزارش شوند حتی اگر قیمت‌های بازار به سرعت در حال افزایش و یا کاهش باشند.

نتیجه‌گیری:

فراگیر شدن اندازه‌گیری ارزش منصفانه، در سازمان‌ها در گزارشات مالی به بیش از 20 سال گذشته برمی‌گردد. تحت عادلانه ارزش حسابداری، اشخاص مکلف و یا مجاز برای اندازه‌گیری دارایی‌ها و بدهی‌های خاص در ارزش منصفانه آن‌ها در تاریخ گزارش است. ارزش منصفانه یک جریان فرضی است مبتنی بر مقادیر و ارزش‌های بازار است. این ارزش بازار همیشه بطور مستقیم قابل مشاهده و اندازه‌گیری است. لذا بحث در مورد سودمندی این موضوع حسابداری ارزش منصفانه در ارتباط با صدای خرد کردن یا خرد شدن زیر دندان یا زیر چرخ فرآیند مالی و غیرمالی که در بحران اقتصادی به نمایش گذاشته شده در سال 2000 به بعد بوجود آمده است.

در طول سنوات 2007-2009 مخالفان استفاده از حسابداری ارزش منصفانه در گزارشگری مالی سازمان‌ها اصرار دارند که اندازه‌گیری ارزش منصفانه، بحران مالی را شتاب بخشیده و بطور قابل توجهی تأثیر بدتری بر شرکت‌های آسیب‌پذیر داشته است. از سوی دیگر عقاید مهم دیگری وجود دارد که به نفع ارائه تصویر و نمایش حسابداری ارزش می‌باشد. هدف ما در این مقاله بوده است که برای کمک به بحث واقعی که آیا حسابداری ارزش منصفانه نقش یک راهبر یا یک محرک را در صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ و غیرمالی اخیر و پس از آن توسعه اقتصادی ایفاء کرده است که در پایان به این نتیجه رسیدیم که مدل‌های ارزش‌گذاری منصفانه اطلاعات مالی اگر چنانچه دارای مکانیزم کنترلی دقیقی باشند بسیار کارآتر از سیستم‌های سنتی عمل می‌نمایند و بنظر می‌رسد اساساً مشکل بحران مالی دنیا ارتباط مستقیمی با مدل‌های ارزش‌گذاری نداشته است بلکه آنچه به این بحران دامن زده است عدم نظارت و کنترل و وجود تقلبات مالی و گزارشگری رویدادهای مالی می‌باشد.

در شرایط فعلی رکود اقتصادی منجر به ارزیابی و تجزیه و تحلیل ویژگی‌های حسابداری ارزش منصفانه از نظر اقتصادی شده است.

اندازه‌گیری عناصر حسابداری یکی از عوامل بسیار مهم در روند تهیه صورت‌های مالی و گزارشگری اطلاعات مالی مطابق با فعالیت‌های اقتصادی و حسابداری سازمان صورت می‌پذیرد می‌باشد. عناصر صورت‌های مالی را می‌توان با ویژگی‌های مختلف اندازه‌گیری که مربوط به طبیعت از یک عنصر و هدف که بری این عنصر توسط سازمان متحمل شده است اندازه‌گیری کرد. قابلیت اطمینان و ارتباط از ویژگی‌های یک اندازه‌گیری می‌باشد. که به عنوان مهم‌ترین نکات کلیدی اندازه‌گیری دارایی، بدهی، حقوق صاحبان سهام و دیگر عناصر یک سازمان است. در ارتباط با بحران مالی اخیر و پس از رکود اقتصادی مربوطه بسیاری از نقطه‌نظرات و پرسش‌ها درخصوص سرزنش در ارتباط با ماهیت اندازه‌گیری ارزش منصفانه مطرح می‌گردد و حتی به نظر می‌رسد که در صورت‌های مالی قابل ارائه از طریق ارزش‌های منصفانه به عنوان راننده اصی این بحران شناسایی شده است. البته مخالفان متعددی در خلاف این نظریه هم وجود دارند که بدان خواهیم پرداخت و در اساس به برسی و به تصویر کشاندن نقاط قووت و ضعف بکارگیری و استفاده از ارزش منصفانه برای اهداف حسابداری خواهیم پرداخت.

منتشر شده در مقالات
یکشنبه, 17 مرداد 1395 15:54

مفهوم حسابداری مالی

 هدف اصلی حسابداری مالی تهیه صورت های مالی اساسی می باشد به همین دلیل به حسابداری مالی حسابداری گزارش نیز می گویند و برای استفاده کنندگان از صورت های مالی بسیار مفید می باشد.اصل تفکیک شخصیت از جمله دلایل اصلی پیدایش این نوع از حسابداری است و سبب ساز مشارکت صاحبان سرمایه که به تجارت نمی پرداختند شد و بدین ترتیب بنگاه های تجاری رشد و توسعه پیدا کرد.

مشارکت صاحبان سرمایه و از طرفی رشد و توسعه بنگاه های اقتصادی باعث پیدایش سهام و بازار بورس گردید.افزایش شمار شرکت های سهامی نیز یکی از دلایل ایجاد بازار بورس است.برقراری مالیات بر درآمد از جمله موضوعاتی بود که بر حسابداری تاثیر مستقیمی گذاشت.این نوع از مالیات وسیله ای برای تامین عدالت اقتصادی در جوامع امروزی است.

شناخت دقیق سود خالص برای تعیین مالیات بر درآمد سبب شد تا دولت ها که یکی از اصلی ترین استفاده کنندگان صورت های مالی بودند به نگهداری حساب ها و دفاتر منظم و تنظیم صورت های مالی که میزان سود را به درستی نشان می دهد بپردازند.

مفهوم حسابداری مالی 

حسابداری مالی نوعی از حسابداری است که اطلاعات مالی یک شرکت را با استفاده از دستورالعمل های استاندارد و معاملات ثبت شده در قالب ترازنامه ها و صورت های سود و زیان برای استفاده داخلی ارگان های مختلفی که با امر حسابداری سروکار دارند فراهم می کند همچنین از این نوع حسابداری برای ارائه گزارشی از عملکرد مالی سازمان،شرکت و ... به سهام داران و سازمان های دولتی و ناظران استفاده می کنند.در این راستا میتوان از نرم افزار حسابداری پارمیس که یک سیستم یکپارچه برای ارائه گزارشات مالی از جمله صورت های مالی سود و زیان و ترازنامه است استفاده کرد.

امکانات و ویژگی های سیستم حسابداری باید به گونه ای باشد که تمامی موارد زیر را شامل شود برای مثال نرم افزار حسابداری پارمیس برای ارائه صورت های مالی طراحی و توسعه داده شده است.

برخی از امکانات نرم افزار حسابداری پارمیس:

- کاربری آسان و گرافیکی

- دسترسی سریع به بخش های مختلف نرم افزار

- امکان تعریف کاربران و در نظر گرفتن سطوح دسترسی برای هریک از آنها

- امکان تهیه پشتیبان از داده های مشتریان و قابلیت بازگردانی داده ها

- امکانات اختصاصی زیر سیستم ها و قابلیت انجام عملیات مختلف در هریک از زیر سیستم های نرم افزار حسابداری پارمیس استار

- امکان تعریف گروه های اصلی و فرعی کالا

- مدیریت فروشگاه اینترنتی

در واقع هدف از حسابداری مالی ارائه گزارشی از ارزش مالی یک شرکت است به گونه ای که اطلاعات ارائه شده به اندازه کافی برای دیگران که به ارزیابی ارزش مالی یک سرکت یا سازمان می پردازند کافی باشد.حسابداری مالی نیز مانند سایر انواع حسابداری از اصول و قوانین استاندارد حسابداری در جهت ارائه گزارشات مالی استفاده می کند.

حسابداری مالی روند ثبت، خلاصه و گزارش های بی شمار از معاملات ناشی از عملیات کسب و کار در طی یک دوره از زمان است. این معاملات در تهیه صورتهای مالی، از جمله ترازنامه، صورت سود و زیان و جریان وجوه نقد بیانیه، که در محفظه های عملکرد عملیاتی شرکت در طی یک دوره مشخص خلاصه شده است.

به بیان دیگر یک فیلد از حسابداری که رفتار پول به عنوان وسیله ای برای اندازه گیری عملکرد اقتصادی به عنوان یک عامل تولید برای سیستم کنترل و مدیریت پول در داخل سازمان به کار میرود که به این فرایند حسابداری مالی گفته میشود.

منتشر شده در مقالات

 در یک بیان ساده از مالیات،به مبالغی که دولت برای تامین هزینه های خود از اشخاص مشمول دریافت می کند گویند.یکی از فواید درآمدهای مالیاتی برای کشور عدم اتکا به درآمدهای نفتی است که درآمدهای ناپایداری می‌باشند.

مالیات تکلیفی چیست؟

مالیات‌ تکلیفی در لغت به معنای انجام یک تکلیف می‌باشد و هدف از آن،فرایند پرداخت نوعی مالیات است که انجام آن بر عهده اشخاص معینی می باشد که قانون آنها را مکلف ساخته است.بر طبق قانون این اشخاص معین باید قبل از پرداخت هر وجهی به اشخاص ثالث،مکلف هستند که وجوهی که میزان آن را قانون تعیین کرده از مبالغ مذبور کسر کنند و در موعد مشخص به حساب سازمان امور مالیاتی واریز نموده و مابقی آن را پس از کسر سایر کسورات در وجه آن اشخاص ثالث پرداخت نمایند بنابراین سه نقش یعنی کارفرما (فردی که تکلیف پرداخت مالیات بر عهده اوست)،مالیت و اشخاص ثالث در این میان وجود دارند.در قانون مالیاتی،به مالیات های تکلیفی به صورت گسترده تری اشاره شده است که در ذیل به ساده ترین آنها اشاره می کنیم.

یکی از ساده ترین نوع مالیاتی که میتوانیم به آن اشاره کنیم عبارت است از مالیات بر حقوق کارمندان،پرسنل و کارگران (اشخاص ثالث) یک وزارتخانه،سازمان،موسسه،بنگاه اقتصادی و شرکت‌ها و سایر اشخاص حقیقی و حقوقی (کارفرما) است که بر طبق قانون باید ار حقوق پرسنل کسر گردد و در مهلت قانونی مشخص شده به حساب سازمان امور مالیاتی کشور واریز شود.در واقع کسر از حقوق کارمندان و پرداخت آن به سازمان امور مالیاتی از اختیار کارمندان خارج می باشد و به نوعی از سهل الوصول ترین نوع دریافت مالیات است.

واژه پیمانکار دلالت به شخصی دارد که کارفرما بر اساس قراردادی که با وی منعقد می‌کند خدماتی را از وی دریافت می کند و به ازای انجام امور مورد نظر از کارفرما وجوهی را به عنوان اجرت یا حق الزحمه دریافت می کند.در اینجا پیمانکار نقش شخص ثالث را ایفا می‌کند و کارفرما مکلف است قبل از هر پرداختی به پیمانکار درصدی از ناخالص پرداختی را کسر و به حساب سازمان امورمالیاتی واریز نماید بنابراین در این مثال هم وظیفه دریافت و پرداخت مالیات به عهده کارفرما بوده و خارج از اختیار پیمانکار می‌باشد.

نکته : این نوع مالیات موضوع ماده 104 قانون مالیات های مستقیم است که به میزان 5% ناخالص دریافتی پیمانکار بوده و در اصلاحیه صورت گرفته به میزان 3% تغییر پیدا کرده است.

موضوع تبصره 9 ماده 53 قانون مالیات‌های مستقیم به مالیات‌های تکلیفی اشاره دارد و به مالیات بر اجاره املاک،زمین،ساختمان و مغازه مرتبط است که بر طبق قانون،پرداخت آن به صورت تکلیف بر عهده مستاجر است به گونه ای که هر ماه قبل از پرداخت اجاره بها در وجه موجر ابتدا درصدی از آن را که بر اساس قانون مشخص شده از آن کسر و در موعد مقرر به حساب سازمان امور مالیاتی واریز و مابقی آن را به موجر پرداخت می‌نماید.

مالیات بر عملکرد چیست؟

مالیات بر عملکرد یا همان مالیات بر درآمد به انواعی از مالیات گفته می شود که مودیان مالیاتی پس از تنظیم مبالغ سود و زیان شرکت مذبور در یک دوره مالی به میزان 25% از آن را که طبق ماده قانونی مشخص شده در موعد مقرر به حساب سازمان امور مالیاتی واریز می‌نمایند.

بنابراین پس از تنظیم صورت حساب سود و زیان،باید به میزان 25% رقم سود خالص شرکت به عنوان مالیات بر عملکرد محاسبه و ثبت گردد.در پایان یک دوره مالی کلیه درآمدها و هزینه ها در دفاتر حساب به عنوان مبالغ سود و زیان ثبت می گردند.یکی از اقدامات اولیه پس از تنظیم حساب های موقت و واسطه محاسبه و پرداخت مالیات است.

نکته : مبلغ مالیات پرداختی باید در اظهارنامه مالیاتی ثبت و به حساب سازمان مالیاتی واریز شود.

مواردي از تكاليف اشخاص به شرح مواد ذيل مي باشد :

ماده104ـ وزارتخانه‌ها، مؤسسات دولتي‌، شهرداري ها، مؤسسات وابسته به دولت و شهرداري ها وکليه اشخاص حقوقي ‌اعم از انتفاعي و غيرانتفاعي و اشخاص موضوع بند (الف‌) ماده (95) اين قانون مکلف اند در هر مورد که بابت حق‌الزحمه پزشکي‌، هزينه‌هاي بيمارستاني و آزمايشگاهي و راديولوژي ‌، داوري‌، مشاوره‌، کارشناسي‌، حسابرسي‌، خدمات مالي و اداري‌، نويسندگي‌، تأليف و تصنيف‌، آهنگ سازي‌، نوازندگي و هنرپيشگي و خوانندگي‌، نقاشي و دلالي و حق‌العمل‌کاري‌، هر گونه حق الزحمه يا کارمزد ارائه خدمات به استثناي کارمزد پرداختي به بورس ها، بازارهاي خارج از بورس و کارمزد معاملات و تسويه اوراق بهادار و کالا در بورس ها و بازارهاي خارج از بورس بانک ها، صندوق تعاون و مؤسسات اعتباري غيربانکي مجاز، امور مربوط به نظافت ‌اماکن ، اجاره ماشين ‌آلات اداري و محاسباتي‌، کليه خدمات و ارتباطات رايانه‌اي‌، اجاره هر نوع وسايل نقليه موتوري زميني‌، هوايي و دريايي‌، ماشين‌آلات ‌و کارخانجات و سردخانه‌ها، انبارداري‌، نگاهداري و تعمير آسانسور و شوفاژ و تهويه مطبوع‌، هر نوع کار ساختماني و تأسيسات فني و تأسيساتي‌، تهية طرح ساختمان ها و تأسيسات‌، نقشه‌کشي‌، نقشه ‌برداري‌، نظارت و محاسبات فني‌، قرارداد حمل و نقل و وجوهي که بابت حق‌نمايش فيلم به هر عنوان پرداخت مي‌کنند پنج درصد آن را به عنوان ‌علي‌الحساب ماليات مؤدي (دريافت‌کنندگان وجوه‌) کسر و ظرف ‌سي روز به حساب تعيين شده از طرف سازمان امور مالياتي کشور واريز و رسيد آن را به مؤدي تسليم نمايند و همچنين ظرف همين ‌مدت مشخصات دريافت کنندگان را با ذکر نام و نشاني آنها به اداره ‌امور مالياتي ذيربط ارسال دارند.

تبصره6 ـ سازمان امور مالياتي کشور مي‌تواند در صورت ‌خودداري پرداخت کنندگان وجوه موضوع اين ماده از انجام تکاليف ‌مقرر، به آنها مراجعه و پس از رسيدگي‌هاي لازم‌، ماليات متعلق را مطالبه کند. در صورت استنکاف آنها از پرداخت‌، از طريق عمليات ‌اجرايي موضوع فصل نهم از باب چهارم اين قانون‌، ماليات را وصول و در مورد کليه دستگاه هاي اجرايي دولت‌، نهادهاي عمومي ‌غير دولتي و ساير سازمان ها و مؤسساتي که به نحوي از اعتبارات‌دولتي استفاده مي‌کنند و همچنين ساير دستگاههايي که شمول ‌قانون بر آنها مستلزم ذکر نام يا تصريح نام است‌، از حساب بانکي‌آنها برداشت کند.

مادة 86 ـ پرداخت‌کنندگان حقوق هنگام هر پرداخت يا تخصيص آن مکلف اند ماليات متعلق را طبق مقررات مادة (85) اين ‌قانون محاسبه و کسر و ظرف سي روز ضمن تسليم فهرستي ‌متضمن نام و نشاني دريافت‌کنندگان حقوق و ميزان آن به اداره امور مالياتي محل پرداخت و در ماه‌هاي بعد فقط تغييرات را صورت‌ دهند.

تبصره ـ پرداخت هايي که از طرف غير از پرداخت کنندگان ‌مقرري مزد و حقوق اصلي به عمل مي‌آيد پرداخت کنندگان اين‌قبيل وجوه مکلف اند هنگام هر پرداخت ماليات متعلق را بدون ‌رعايت معافيت موضوع مادة (84) اين قانون به نرخ‌هاي مقرر در مادة (85) اين قانون محاسبه و کسر و ظرف 30 روز با صورتي ‌حاوي نام و نشاني دريافت کنندگان و ميزان آن به اداره امور مالياتي‌ محل پرداخت کنند.

تفاوت مالیات تکلیفی و مالیات بر عملکرد چیست؟

در بیانی دیگر منظور از مالیات تکلیفی به آن قسمت از مالیات بر درآمد اشخص گویند که تکلیف کسر و پرداخت آن بر طبق قوانین مصوبه بر عهده پرداخت کنندگان وجوه می‌باشد به عنوان مثال به مقدار مالیاتی که کارفرما قبل از پرداخت اجرت کار کارمندان یا پیمانکار آن را کسر و به سازمان امور مالیاتی پرداخت می نماید گویند و منظور از مالیات بر عملکرد این است که پس از تنظیم صورت های مالی و مشخص شدن سود و زیان به میزان 25% از سود خالص شرکت به عنوان مالیات بر درآمد کسر گردیده و به حساب سازمان مالیاتی پرداخت می گردد بنابراین در مالیات تکلیفی اگر شما دریافت کننده خدمات می‌باشید مکلف هستید که در ارتباط با اشخاص ثالث اعم از کارمندان،پرسنل،کارگران و پیمانکاران از شخص کسب کننده درآمد مالیات را کسر و به سازمان مالیاتی واریز کنید اما در مالیات بر عملکرد،شرکت مذبور، خود ملزم به پرداخت مالیات بر اساس میزان تعیین شده به حساب سازمان مالیاتی می‌‌‌ ‌باشد.

در مجموع میتوان گفت در مالیات تکلیفی انجام امور کسر و پرداخت آن به سازمان مالیاتی بر عهده کارفرما می باشد اما در مالیات بر عملکرد،خود کارفرما موظف به کسر و پرداخت مالیات به سازمان مالیاتی می باشد.

مالیات های تکلیفی مقرر در قانون مالیاتهای مستقیم،مصوب اسفند 66 و اصلاحیه 27/11/80 و تکالیف پرداخت کنندگان وجوه و مهلت ومحل پرداخت مالیات مزبور به شرح زیر می باشد:

1- ماده 53،تبصره 9 (مالیات تکلیفی اجاره املاک)

2- مواد 85 و 86 اصلاحی (مالیات تکلیفی حقوق)

3- ماده 102 (مالیات تکلیفی مضاربه)

4- ماده 103 (مالیات تکلیفی حق الوکاله)

5- ماده 104 (مالیات تکلیفی حق الزحمه ها)

6- ماده 107 (مالیات تکلیفی اشخاص حقوقی خارجی وموسسات مقیم خارج)

7- ماده 109 (مالیات تکلیفی موسسات بیمه)

8- ماده 116 (تکلیف مدیران تصفیه اشخاص حقوقی)

9- ماده 118 (مسئولیت آخرین مدیران شخص حقوقی ومدیران تصفیه وضامن ها)

10- ماده 123 (مالیات تکلیفی منافع بلاعوض اموال)

11- ماده 143 (مالیات تکلیفی نقل وانتقال سهام)

منتشر شده در مقالات

در بخش گذشته به قسمتی از نحوه تنظیم دفاتر قانونی بر اساس قوانین مصوب شده پرداختیم.در این بخش نیز به تنظیم دفاتر قانونی و ممنوعیت های موجود در تنیم این دفاتر می پردازیم. 

فصل سوم : نحوه تحریر و نگهداری دفاتر قانونی

ماده 10 : مودیانی که باید دفتر روزنامه و کل نگهداری کنند،کلیه عملیات مالی و محاسباتی خود را باید در دفاتر قانونی با تاریخ وقوع آنها به ثبت برسانند همچنین این مودیان مشمول باید تمامی درآمد و هزینه ها،خرید و فروش ها و دارایی های قابل استهلاک خود را بر طبق اصول و قوانین آیین نامه مورد نظر در دفاتر قانونی خود به ثبت برسانند.در این راستا می توانند برای نگهداری دفاتر حساب خود از ماشین های مکانیکی یا الکترونیکی و کارت های شتاب استفاده کنند.

تبصره : اشتباهاتی که در هنگام ثبت عملیات انجام می شود در صورتی که در همان سال مربوطه مورد توجه واقع شود و در اصطلاح در دفاتر مبادرات و مستندات نیز ارائه گردد به معتبر بودن دفاتر خللی را وارد نخواهد کرد.

ماده 11 : مودیان مجاز به نگهداری دفاتر قانونی مکلفند که تمام یا قسمتی از درآمدهای روزانه خود را تحت یک شماره ردیف در دفاتر قانونی خود ثبت کنند با این شرط که نوع و تعداد آنها را نیز ذکر کنند و اگر درآمدی دارای اسناد و مدارک بود آن اسناد و مدارک را در ستون مذبور با درج مشخصات لازمه ثبت کنند.مودیان نیز موظفند که اقلام درآمد و هزینه و دارایی های قابل استهلاکی که دارای اسناد و مدارک می باشند را پس از ثبت درآمدها و هزینه ها بر طبق شماره ردیف دفتر،مشخصات اسناد و مدارک موجود را به گونه ای که تشخیص آن برای ماموران مالیاتی سخت نباشد جهت رسیدگی نیز درج بنمایند و نزد خود نگهداری کنند.

ماده 12 : در صورتی که دفتر روزنامه یا کل توسط مودیان نگهداری می شود باید کلیه عملیات مالی و پولی موسسه را در دفاتر قانونی به ثبت رسانند و در مواردی که دفاتر قانونی مشاغل نگهداری می شوند باید تمامی درآمد و هزینه ها،خرید و فروش ها و دارایی های قابل استهلاک در همان روز وقوع،حسب مورد در دفاتر روزنامه یا مشاغل ثبت شوند.

تبصره 1 : تاریخی که در مدارک یا فاکتورهای خرید و فروش و غیره وجود دارند ملاک قطعی برای تاخیر تحریر به حساب نمی آیند و هرگاه اعمال و ختم اینگونه فعالیت ها با توجه به سیستم و طرز کار موسسه تابع اصول و قوانینی باشد تا ثبت موضوع آماده جدید،فاصله بین تاریخ فاکتور یا مدارک و روز آماده شدن آن برای ثبت در دفاتر قانونی تاخیر ثبت تلقی نخواهد شد.

تبصره 2 : تاخیر در تحریر عملیات مالی و پولی در صورتی که به قصد سو استفاده کردن نباشد در موارد استثنایی می تواند تا یک هفته آن هم به تشخیص مالیات و پس از آن به تشخیص هیئت سه نفره که تحت عنوان موضوع بند سوم ماده 97 قانون مالیات های مستقیم که در تاریخ 3/12/66 به تصویب رسیده است،خللی در دفاتر قانونی وارد نخواهد کرد.

تبصره 3 : در شرایطی که دفاتر توسط مقامات قضایی یا سایر مراجع قانونی پلمپ شده و از دسترس مودیان خارج شده باشد و صاحب دفتر از تاریخ وقوع پلمپ شدن تا حداکثر 30 روز دفاتر جدیدی را جهت ثبت عملیات در آن مدت ثبت کند تاخیر ثبت عملیات در این مدت موجب غیز قانونی بودن دفاتر مودی شناخته نخواهد شد.

تبصره 4 : در مواردی که موسسات جدید التاسیس،ثبت دفاتر قانونی خود را برای اولین سال تاسیس تا 30 روز از تاریخ ثبت شخص حقوقی و یا تاریخ شروع به کار سایر اشخاص،مجاز تلقی می شوند.

ماده 13 : تمامی عملیات ثبت شده در دفاتر روزنامه باید تا حداکثر تا 15 ماه بعد به دفاتر کل منتقل گردند.

ماده 14 : موسساتی که دارای شعبه هستند مکلفند تا با توجه به روش های حسابداری منتخب خود،خلاصه عملیات شعب را در صورتی که دارای دفاتر پلمپ شده هستند حداقل سالی یکبار و در غیر این صورت ماه به ماه در دفاتر قانونی شعبه مرکزی ثبت کنند.

ماده 15 : پلمپ دفاتر ضمن سالی مالی مشروط بر اینکه تا تاریخ پلمپ هیچگونه عملیات مالی و پولی صورت نگرفته باشد و تاخیر پلمپ تا حد مجاز که در تبصره های 3 و 4 ماده 12 آیین نامه مذکور در دفاتر روزنامه و مشاغل و ماده 13 این آیین نامه در مورد دفاتر کل مقرر شده است سبب غیر قانونی بودن دفاتر نخواهد شد.

ماده 16 : اشخاصی که حساب های خود را در دفاتر مشترک روزنامه و کل نگهداری میکنند مکلف هستند برای ثبت عملیات خود دفاتر کل جداگانه ای را در نظر گرفته و نگهداری کنند.

ماده 17 : مودیانی که مشمول این آیین نامه هستند برای هر سال مالیاتی مکلفند دفتر یا دفاتر تجدید را ثبت و پلمپ نمایند و در موارد استفاده از دفاتر تجدید ثبت و پلمپ شده نانویس سال یا سال های گذشته خود موظفند که در طول 30 روز از تاریخ شروع سال مالیاتی جدید مراتب را با ارائه مشخصات مذبور به حوزه عملیاتی ذیربط اطلاع دهند.

تبصره : حکم این ماده در صورت استفاده از دفاتر ثبت و پلمپ شده تا سال 1367 در صورت عدم مغایرت نوع آنها با اصول و موضوع قانون مالیات های مستقیم که در اسفند ماه 1366 نیز جاری است.

ماده 18 : مودیانی که از سیستم های مکانیکی یا الکترونیکی استفاده می کنند موظفند خلاصه اسناد داده شده به ماشین های مکانیکی یا الکترونیکی را حداقل ماهی یکبار در دفاتر روزنامه ثبت کنند و بر طبق مهلت مقرر شده در ماده 13 همین آیین نامه به دفتر کل منتقل کنند و به منظور تسهیل در امر رسیدگی باید آیین نامه یا دستور العمل های کار ماشین و برنامه های آن را در اختیار مامورین رسیدگی قرار دهند.

ماده 19 : انجام عملیات زیر در دفتر نویسی ممنوع می باشد :

الف) خط خوردگی مطالب درج شده دفاتر قانونی و نوشتن در بین سطرها و حاشیه ها

ب) تراشین و یا پاک کردن مطالب نوشته شده

ج) ناپدید کردن مطالب درج شده در دفاتر قانونی به وسیله رنگ یا جوهر و یا هرگونه مواد شیمیایی پاک کننده

د)خالی گذاشتن در هر صفحه بیش از حد معمول در دفاتر قانونی و یا استفاده نکردن یک یا چند صفحه از دفاتر روزنامه در هنگام عملیات

ه) بستانکاران حساب های نقدی و بانکی

تبصره : حکم بند "د" این ماده شامل مواردی می باشد که سفید ماندن تمام صفحه دفتر برای ثبت تراز افتتاحی باشد نخواهد بود و همچنین سفید ماندن صفحات دفتر در آخر هر روز یا هر ماه مشروط بر اینکه اسناد دارای شماره ردیف بوده و بخش استفاده نشده با خط بسته شود به اعتبار دفتر خللی وارد نمی کند.

منتشر شده در مقالات
صفحه1 از8
خبرنامه
خبرنامه پارمیس
با عضویت در خبرنامه آخرین اخبار و اطلاعیه های پارمیس را در ایمیل خود دریافت نمایید.

افتخارات پارمیس

جوایز و افتخارات پارمیس