کانال رسمی آموزش حسابداری

تلگرام پارمیس

کانال رسمی آموزش پارمیس همراه

تلگرام پارمیس

کانال رسمی تلگرام پارمیس

تلگرام پارمیس

دنبال کردن اینستاگرام پارمیس

اینستاگرام پارمیس

 صورت سود و زیاد جامع

این نوع از صورت مالی نشاندهنده تغییرات افزایشی یا کاهشی ناشی از درآمدها و هزینه ها اعم از تحقق یافته یا نیافته در طی دوره مالی است.صورت سود و زیان جامع، شامل کلیه درآمدها و هزینه های شناسایی شده در دوره مالی است که قابل انتساب به صاحبان سرمایه است و آنها را به تفکیک اجزای تشکیل دهنده نشان می دهد به همین دلیل این صورت مالی را جزء صورتهای اساسی مالی می دانند.

 

میتوان گفت این گزارش تغییرات تمامی اقلامی که حقوق صاحبان سرمایه به غیر از آورده و ستانده صاحبان سرمایه را نشان می دهد . صورت سود و زیان جامع دارای مواردی است که در زیر به آنها اشاره می کنیم:

 

الف) سود یا زیان خالص دوره طبق صورت سود یا زیان

ب) سایر درآمدها و هزینه‌های شناسایی شده به تفکیک

 

صورت گردش وجوه نقد

یکی دیگر از صورتهای اساسی مهم، صورت گردش وجوه نقد است که خلاصه جریانات در طول دوره زمانی مشخص که در نتیجه عملیات، سرمایه‌گذاری و فعالیت‌های تامین مالی است را به‌ صورت مجزا بیان می‌کند. در حقیقت این گزارش مالی بیان می‌کند که چه مقدار وجه نقد بابت فعالیت‌های شرکت در سیکل مالی آن، وارد یا خارج شده است. گزارشی که بدست می آید می تواند تعیین کننده ادامه و ماندگاری در آن فعالیت یا افزایش سرمایه گذاری باشد.

 

همچنین از این صورت مالی اساسی به دلیل ایجاد جریان های نقدی در آینده میتوان گزارش هایی مبنی بر اطلاعات مالی درباره وضعیت شرکت، عملکرد مالی شرکت و همچنین نقدینگی آن برای پرداخت بدهی ها و انعطاف پذیری شرکت بدست آورد.

 

تجزیه و تحلیل صورت جریان وجوه نقد

 

بررسی های انجام شده بر روی صورت جریان وجوه نقد میتوان نتایجی را استنباط کرد که عبارت است از:

  1. داخلی یا خارجی بودن منابع تامین مالی عملیات تجار شرکت
  2. توانایی شرکت در پرداخت بدهی‌های خود
  3. توانایی شرکت در پرداخت سود به سهامداران
  4. انعطاف پذیری شرکت در زمینه تامین مالی عملیات تجاری یا تولیدی خود

 

 

تجزیه و تحلیل صورت جریان وجوه نقد | 4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

 

چه منابعی برای جریانات نقدی شرکت قابل شناسایی هستند؟

جریان نقدی عملیاتی: این جریانات نقدی ناشی از فعالیتهای اصلی شرکت و درآمد ایجاد شده توسط آنها است. جریان نقدی عملیاتی در اثر فعالیت های عملیاتی شرک و اثرات نقدی مبادلات و رویدادهای اقتصادی است که در تعیین سود عملیاتی لحاظ می شوند.

 

جریان نقدی سرمایه گذاری: فعالیت های سرمایه گذاری مانند اعطای وام و وصول اقساط آن، خرید و فروش داراییهای ثابت که انتظار می رود برای شرکت درآمد ایجاد کنند و خرید و فروش اوراق بهادار جریان نقدی سرمایه گذاری را ایجاد می کنند.

 

جریان نقدی مالی: این جریان نقدی در اثر فعالیت هایی همچون تامین مالی شامل استراض وجه نقد از اعتبار دهندگان و بازپرداخت مبلغ استقراض شده و دریافت منبع از مالکان و بازگشت سرمایه گذاری آنها است.

 

یادداشت های توضیحی (پیوست) و صورت گزارش ویژه سهامداران

اغلب صورتهای مالی دارای اطلاعاتی بیشتر از ترازنامه، صورت سود و زیان و جریان وجوه نقد داند که در قالب گزارش های  مالی که در بالا ذکر شد نمی گنجد بنابراین در بخشی از صورتهای مالی یادداشت های پیوست برای ارائه اطلاعات اضافی آورده می شود.

 

اطلاعات یادداشت های ضمیمه میتواند شامل خط مشی شرکت، روشهای حسابداری، روش استهلاک، اطلاعات ذخیره ترازنامه، انواع داراییهای اجاره ای و ... در این یادداشت ها ذخیره می گردد.

 

نکته: درست و یا نادرست بودن اطلاعات صورتهای مالی و توجیه آنها از وظایف یادداشت های ضمیمه نمی باشد.

 

صورت گزارش ویژه سهامداران نوع دیگری از گزارشات مالی محسوب می شود که ترازنامه را به صورت سود و زیان متصل می کند و تغییرات حساب حقوق صاحبان سهام را بیشتر مورد ارزیابی و تحلیل قرار می دهد. اطلاعاتی که میتوان از این نوع از صورت مالی گرفت عبارت از تعداد سهام صادر شده، عملیات سهام و بازخرید سهام است.

منتشر شده در مقالات

بدهی ها (Liability)

در حالت کلی بدهی ها معادل تعهدات شرکت به بستانکارانش می باشد و در ترازنامه سه گروه بدهی وجود دارد که در ذیل توضیح می دهیم.

 

بدهی هایی که باید در طول یک چرخه عملیاتی و یا یک سال مالی (هر کدام که طولانی تر است) پرداخت گردند را بدهی های جاری گویند.از ویژگی های این نوع از بدهی ها می توان به اقلامی که شامل سر رسید کمتر از یک دوره مالی دارد اشاره کرد که در ترازنامه در مقابل داراییهای جاری قرار می گیرند و باید از بخش داراییهای جاری تسویه و پرداخت شوند.

 

هر دو گروه دارای سر رسید مشابه هستند و انتظار نمی رود که برای تسویه تعهدات جاری وام (نرم افزار تسهیلات) یا مطالبات بستانکاران شرکت اقدام به فروش زمین، ساختمان و یا سایر اقلام دارایی ثابت خود نماید.

 

بستانکاران، اسناد پرداختنی، وام ها و هزینه های تعهد شده مانند حقوق و دستمزد (نرم افزار حقوق و دستمزد) از نمونه های این نوع از بدهی ها می باشد.

 

در طرف دیگر بدهی های بلند مدت وجود دارند که جرء گروهی از تعهدات شرکت به حساب می آیند که می توانند در مدت بیشتر از یک سال پرداخت شوند بنابراین سر رسید این بدهی ها بیشتر از یک سال است.

 

هدف اصلی این گروه از بدهی ها تنها کسب داراییهای سرمایه ای در شرکت ها است، محل پرداخت این بدهی ‌ها عواید ناشی از سرمایه‌گذاری‌های شرکت از محل همین بدهی‌ها است. برخی از انواع این بدهی‌ها شامل وام بلند مدت پرداختنی، اسناد بلند مدت پرداختنی، اوراق قرضه بلند مدت و …

 

حقوق صاحبان سهام (Shareholders Equity)

منافع صاحبان اصلی موسسه در یک شرکت نشان دهنده حقوق صاحبان سهام است. داراییهای شرکت از دو طریق بدست می آید:

 

1. آورده سهامداران (نقدی و غیر نقدی)

2. ایجاد بدهی

 

حقوق صاحبان سهام شامل بخشی از داراییها است که توسط صاحبان شرکت (سهامداران) تامین می شود که از مهم ترین اجزای این بخش میتوان به ترازنامه سرمایه، سود و زیان سنواتی، اندوخته قانونی و سایر اندوخته‌ها و صرف سهام اشاره کرد.

 

ترازنامه شرکت الف – سال مالی ۱۳۹۰

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

صورت سود و زیان

 خلاصه ای از درآمدها و هزینه های یک واحد تجاری که در یک دوره زمانی که معمولا 1 ماهه، 3 ماهه، 6 ماهه و یکساله است را صورت سود و زیان گویند. در واقع این صورت مالی نشان دهنده سود یا زیان شرکت است که نتیجه عملیات و تصمیمات مالی شرکت در طول یک دوره مالی مشخص (دوره مالی) را برآورد می کند و به صورت خلاصه در قالب صورت مالی سود و زیان نشان می دهد.

 

به صورت مالی سود و زیان، صورت حساب درآمد یا صورت حساب عملیات نیز گفته می شود و عملکرد واحد تجاری را در یک دوره زمانی مشخص بیان می کند.

 

گزارشی که سود و زیان ارائه می دهد به دو صورت می باشد:

 

روش تک مرحله ای: در این روش باید کلیه درآمدها ذکر شود سپس کلیه هزینه ها در ادامه و زیر آن آورده شود. حاصل تفاضل آنها سود یا زیان البته قبل از کسر مالیات است.

 

روش دو مرحله ای: در این روش نیز ابتدا باید درآمدهای عملیاتی و سپس هزینه های عملیاتی را پشت سر هم ذکر کرد سپس تفاضل این دو سود یا زیان ناویژه را به نشان می دهد، حال در ادامه باید درآمدهای غیر عملیاتی و هزینه های غیر عملیاتی را مثل قبل بیاوریم که در این صورت حاصل تفاضل این دو را از سود ناویژه کسر می کنیم.

 

نکته: سود یا زیان قبل از کسر مالیات بدست می آید، ما با کسر مالیات به سود یا زیان بعد از کسر مالیات یا سود یا زیان ویژه بدست می آید.

 

نکته: مهم ترین بخش صورت سود و زیان بخش پایانی آن یعنی سود و زیان ویژه است.

 

در صورت حساب سود و زیان چه اقلامی با اهمیت هستند؟

در حالت کلی اقلام با اهمیت در صورت سود و زیان همان درآمدها و هزینه ها است.

 

درآمدها: افزایش در حقوق صاحبان سهام به جز در مواردی که به آورده صاحبان سهام مربوط می شود را درآمد گویند که به دو دسته کلی تقسیم می شوند.

 

درآمدهای عملیاتی: مجموعه درآمدهایی هستند که در پایان فعالیتی که در راستای اساسنامه و با هدف رسیدن به هدف خاصی که برای آن به وجود آمده است بدست می آیند. جنبه دائمی و پایدار این گروه از درآمدها با توجه به اصل تداوم شرکت می باشد. استمرار رشد این گروه از درآمدها نقطه قوت یا ضعف شرکت را مشخص می کند.

 

درآمدهای غیر عملیاتی: درآمدهای غیر عملیاتی شرکت گروهی از درآمدها هستنند که در قالب اساسنامه شرکت نیستند. به عنوان نمونه شرکت تصمیم به خرید زمینی می گیرد که مازاد بر نیاز شرکت است، بنابراین زمانی که تصمیم به فروش آن قطعه زمین می گیرد؛ درآمد کسب شده از آن جزء درآمدهای غیر عملیاتی قرار می گیرد.

 

از جمله دلایل غیر عملیاتی بودن این گروه از درآمدها به صورت زیر است:

1. تحصیل دارایی به منظور افزایش قیمت در آینده نزدیک و کسب عایدی توسط شرکت پس از فروش نبوده است.

2. فروش این بخش از دارایی نتیجه تصمیمات مدیریتی  در جهت استفاده تهیه از دارایی صورت گرفته است.

3. هدف از تاسیس شرکت در اساسنامه خرید و فروش این دارایی‌ها نیست.

4. این گونه از درآمدها تکرار پذیر نیستند. ناپایدار نیستند و سود حاصل از آنها قابل برنامه‌ریزی نیست.

 

نکته: در برخی موارد پیش می آید که درآمدهای غیر عملیاتی با ثبات و ادامه دار شوند در این حالت این بخش از درآمدهای غیر عملیاتی را از نظر ماهیت مانند درآمدهای مالیاتی در نظر میگیرم.

 

هزینه ها

یک مفهوم کلی برای شناختن هزینه ها این است که کاهش حقوق صاحبان سهام به جز در مواردی که به ستانده صاحبان سهام مربوط می شود گویند. هزینه ها دارای انواع مختلفی هستند که در ذیل به آنها اشاره می کنیم.

 

بهای تمام شده کالا (قیمت تمام شده کالا): شرکت برای محصولات خود هزینه هایی را مصرف می کند که به آنها بهای تمام شده (نرم افزار بهای تمام شده) کالا گویند، این نوع از هزینه ها به صورت مستقیم در تولید دخالت دارد و یا زمینه های لازم برای تولید کالا را فراهم می کند.

 

بهای تمام شده دارای عناصری می باشد که عبارت است از:

الف) مواد اولیه مستقیم: تشکیل دهنده بخش اصلی محصول هستند.

 

ب) دستمزد مستقیم تولیدی: حقوق و دستمزدی (نرم افزار حقوق و دستمزد) که به پرسنل واحد تولید پرداخت می گردد زیرا نتیجه عملکرد آنان به تولید محصول منتهی می شود.

 

ج) سربار: به جزء هزینه هایی که برای تولید صرف می کنیم و هزینه های حقوق دستمرد پرسنل، هزینه های باقی مانده را هزینه های سربار می گوییم به عنوان مثال هزینه تعمیرات و نگهداری ماشین الات تولیدی. می توان گفت که این نوع از هزینه ها برای ادامه جریان تولید مورد نیاز هستند اما نمی توانیم آنها را به محصول خاصی نسبت بدهیم.

 

یک نکته بسیار مهم در زمینه بهای تمام شده کالا (نرم افزار بهای تمام شده کالا)، این است که بیشترین بخش بهای تمام شده کالا (نرم افزار بهای تمام شده کالا) در کدام ردیف قرار می گیرد زیرا دانستن این موضوع در پیش بینی عملکرد آینده شرکت بسیار تاثیر گذار است.

 

به عنوان نمونه هزینه شرکت های سیمانی به نوعی مربوط به هزینه های انرژی است بنابراین دانشتن این موضوع در چشم انداز مثبت می تواند تاثیراتی را بگذارد.

 

سایر هزینه های غیر عملیاتی: هزینه های غیر عملیاتی به هزینه هایی غیر از بهای تمام شده کالا (نرم افزار بهای تمام شده کالا)، هزینه های اداری و مالی و توزیع و فروش گویند زیرا این دسته از هزینه ها دائمی نیستند و با نوع عملکرد شرکت مرتبط نیستند.

 

سایر هزینه های عملیاتی: هزینه هایی مانند هزینه های فروش، بازاریابی و هزینه های مالی و اداری شرکت که ارتباط مستقیمی با هزینه های تولید کالا دارند گویند و نمی توانیم آنها را حذف کنیم زیرا از الزامات بقای سازمان هستند.

 

هزینه های مالی: هزینه های دریافت وام (نرم افزار تسهیلات) و تامین مالی شرکت جزء هزینه های مالی شرکت محسوب می شوند، این هزینه ها دارای اهمیت خاصی هستند به همین دلیل است که دارای طبقه بندی خاصی هستند. البته این نوع از هزینه ها دارای هزینه بهره و سایر هزینه های مرتبط با وام (نرم افزار تسهیلات) است.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

انواع سود و زیان محاسبه شده برای شرکت ها:

سود و زیان ناویژه: در صورتی که درآمدهای عملیاتی را از بهای تمام شده کالا (نرم افزار بهای تمام شده کالا) کم کنیم این نوع از سود و زیان بدست می آید. در واقع این سود وزیان عایدی اصلی که برای شرکت به وجود می آید را نشان می دهد.

 

سود و زیان عملیاتی: این نوع سود و زیان نتیجه اضافه و یا کسر سایر درآمدها، هزینه های عملیاتی از سود و زیان ناویژه است. گزارشی که این سود و زیان بدست می آید نشاندهنده خالص درآمدهای شرکت است که عملیات اصلی و تولیدی (نرم افزار حسابداری تولیدی) است.

 

سود و زیان ویژه: منافع مالی یک شرکت در پایان یک دوره مالی در این نوع از سود و زیان مشخص می شود. برای تهیه این گزارش ابتدا باید درآمدها و هزینه های غیر عملیاتی و مالی را کسر و یا اضافه کنیم البته از از عدد بدست امده مالیات کسر شود سود و زیان ویژه بدست می آید.

 

این سود یا زیان بیان کننده سهمی از کل عملیات دوره‌های مالی شرکت است که در صورت نبود زیان انباشته در صورت‌های مالی، قابلیت تقسیم بین سهامداران را دارد.

 

نکته ۱: در صورت سود و زیان شرکت‌های تولیدی (نرم افزار حسابداری تولیدی) معمولا در پایین صورت مالی، جداول ظرفیت تولید شرکت قرار داد.  در این جداول بر اساس تنوع محصول ظرفیت اسمی سال مالی جاری و سال مالی آینده به تفکیک، درکنار هم قرار می‌گیرند.

 

نکته ۲: در مورد شرکت‌های سرمایه‌گذاری به دلیل آنکه سود این شرکت‌ها در پایان سال مالی و پس از برگزاری مجامع شناسایی می‌شود، عمدتاًً این شرکت‌ها سال مالی خود را منتهی به ۳۰ آذرماه قرار می‌دهند تا بتوانند سود حاصل  را محاسبه نمایند.

 

نکته ۳: در بررسی صورت سود و زیان شرکت‌ها، شناخت نوع فعالیت شرکت از نظر بازار فروش و هزینه های فصلی حائز اهمیت است. برخی از شرکت‌ها و صنایع در دوره‌های خاص از سال مقدار فروش و یا هزینه‌هایشان افزایش می‌یابد. آگاهی از این موضوع می‌تواند سرمایه‌گذاران را از اتخاذتصمیم‌های هیجانی در زمان افزایش درآمد یا هزینه فصلی باز دارد. 

 

نمونه صورت سود و زیان شرکت الف- سال مالی ۱۳۹۰

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

منتشر شده در مقالات

 یکی از روش هایی که سرمایه گذاران از آن برای سرمایه گذاری در بازار سرمایه استفاده می کنند تحلیل بنیادی است زیرا استفاده از این روش باعث می شود تا سرمایه گذار در طول بلند مدت سود مناسبی را دریافت کند. در این میان یکی از گام های اصلی در تحلیل بنیادی بررسی مواردی است که جزء اصول فاندامنتال است که در ذیل آنها را معرفی می کنیم.

 

  1. بررسی وضعیت مالی شرکت ها (استفاده از صورت های مالی)
  2. سودآوری شرکت ها
  3. تصمیم گیری برای انتخاب سهام شرکت ها 

 

برای ارزیابی وضعیت مالی شرکت ها و سوددهی شرکت ها باید به سراغ اولین و اساسی ترین معیارهای سنجش وضعیت مالی یعنی استفاده و بررسی صورت های مالی برویم زیرا صورت های مالی هستند که به صورت شفاف اطلاعات مالی، دارایی ها و شرایط آنها و بدهی هایی که شرکت دارد را به ما نشان می دهند.

 

۴ صورت مالی بسیار مهم و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی

 

بنابراین برای ارزیابی وضعیت مالی شرکت ها و بنگاه های اقتصادی باید بتوانیم عناصر و اجزای تشکیل دهنده این صورت های مالی را به صورت دقیق مورد بررسی قرار دهیم زیرا این امر بسیار ضروری است.

 

هدف از ایجاد یک واحد اقتصادی چیست؟

هدف اصلی موسسین و سهامداران از ایجاد یک واحد تجاری کسب سود و منفعت است در واقع کسب سود از موارد مورد انتظار تامین کنندگان اصلی یک واحد تجاری به شمار می رود از طرفی عملکردها و فعالیت هایی که در یک واحد تجاری نمود مالی دارند را می توان در صورت های مالی مشاهده کرد.

 

صورت های مالی

مجموعه عملیات تامین مالی و فعالیت های سرمایه گذاری را به صورت خلاصه صورت های مالی گویند، گزارش هایی که از طریق صورت های مالی فراهم می شوند حاوی موارد مهم و اطلاعات پرکاربردی هستند که از آنها برای سرمایه گذاری و افزایش اعتبار از آنها استفاده می کنند.

 

گزارش ها حاوی اطلاعات مهم مالی هستند که بر مبنای موارد زیر تهیه می شوند.

 

  • حاصل فعالیت بنگاه اقتصادی در یم دوره زمانی مشخص
  • تنظیم بر اساس استانداردهای مشخص و بر مبنای اصول حسابداری
  • استفاده برای پیش بینی و مقایسه شرکت ها

 

 

چه چیزی در تدوین صورت های مالی به عنوان هدف مطرح است؟

آنچه که در تدوین و تنظیم صورت های مالی به صورت یک هدف مورد بحث است ارائه اطلاعاتی از وضعیت مالی، عملکرد مالی و منعطف بودن واحد تجاری به صورتی خلاصه و طبقه بندی شده است (یکی از اصول مهم حسابداری طبقه بندی اطلاعات مالی است) است و اما این گزارشات باید به گونه ای باشد که برای استفاده کنندگان غایی این اطلاعات به صورت گزارشی، سودمند باشد تا بتوانند تصمیمات مرتبط را به درستی بگیرند.

 

صورت های مالی اساسی کدامند؟

صورت های مالی اساسی و مهم به چهار دسته تقسیم می شوند که عبارت است از: ترازنامه، صورت حساب سود و زیان، صورت گردش وجوه نقد و صورت سود و زیان جامع؛ البته این نکته نیز حائز اهمیت است که یادداشت هایی که به هرکدام از این صورت های مالی پیوست می شوند نیز از اهمیت بالایی برخوردار هستند.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

در صورت های مالی مفروضاتی نیز در نظر گرفته می شوند که در ذیل به معرفی آنها می پردازیم.

 

  • صورت‌های مالی با استفاده از سیستم حسابداری تعهدی و اصل تطابق تهیه می‌شوند.
  • صورت‌های مالی با فرض تداوم فعالیت شرکت تهیه می‌شوند.
  • صورت‌های مالی با فرض محافظه‌کاری تهیه می‌شوند.
  • الزام به افشای کامل هر گونه ارقام یا اعداد اضافی در یادداشت‌های ضمیمه وجود دارد.

 

 

ترازنامه

یکی از صورت های مالی اساسی ترازنامه است که اقلام دائمی واحد تجاری در پایاین یک دوره زمانی مشخص را به ما نشان می دهد بنابراین در این گزارش خلاصه ای از موارد زیر را می توان بدست آورد:

 

  • دارایی ها
  • بدهی ها
  • سرمایه و حقوق صاحبان سرمایه

 

 

این گزارش در انتهای سال در شرکت ها ارائه می شود، ترازنامه گزارشی است که هدف اصلی از ارائه آن مشخص کردن میزان دارایی های (زمین، ساختمان، ماشین، وجه نقد و ...) و میزان بدهی های (حساب های پرداختنی و ..) شرکت ها است.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

ترازنامه نشان دهنده وضعیت مالی شخصیت حقوقی یک شرکت در زمانی مشخص است بنابراین در مواردی از آن به عنوان صورت شرایط مالی و یا صورت وضعیت مالی نیز یاد می کنند. صورت مالی ترازنامه اطلاعات مهمی درباره وضعیت مالی شرکت ارائه می دهد که حاوی ساختار مالی، میزان نقدینگی و انعطاف پذیری شرکت است.

 

وضعیت مالی شرکت ها ممکن است شامل موارد زیر باشد که عبارت است از:

 

  • منابع اقتصادی تحت کنترل
  • ساختار مالی شرکت
  • میزان نقدینگی
  • توان بازپرداخت بدهی‌ها
  • ظرفیت سازگاری با محیط عملیاتی شرکت

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

 

نکته: در حقیقت ترازنامه منعکس کننده بهای تمام شده تاریخی است اما در مواردی به اشتباه ترازنامه را منعکس کننده ارزش های جاری حساب های مختلف تلقی می کنند.

ترازنامه همانند صورت های مالی دیگر دارای اجزایی هستند که عبارت است از:

الف- دارایی‌ها

ب- بدهی‌ها

ج- سرمایه

 

با توجه به اجزای مذکور، اساس ترازنامه شرکت‌ها بر پایه معادله زیر قرار می‌گیرد که به آن معادله حسابداری می‌گویند:

 

سرمایه+ بدهی‌ها=دارایی‌ها

 

 

الف) دارایی ها (ASSET)

به اموال و یا منابع اقتصادی که متعلق به یک شرکت است دارایی گویند، برای اینکه بتوانیم یک قلم را در شرکت به عنوان دارایی محسوب کنیم باید ویژگی های زیر را در نظر بگیریم.

منبع اقتصادی باشد یعنی برای واحد تجاری منافع آتی داشته باشد

  • در تسلط مالکانه واحد تجاری باشد
  • قابل تبدیل به پول باشد

 

دارایی ها به دسته کلی دارایی های مشهود مانند زمین، ساختمان، موجودی نقدی و موجودی کالا و دارایی های نامشهود مانند صورت حقوق مالی،

 امتیازات غیر قابل رویت (سرقفلی و ...) تقسیم می شوند که ممکن است ثابت و یا جاری باشند.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

دارایی های موجود در ترازنامه به دسته کلی داراییهای ثابت (نرم افزار داراییهای ثابت) و دارایی های جاری طبقه بندی می شوند. دارایی های جاری به گروهی از دارایی ها گفته می شوند که دارایی قدرت نقدشوندگی بالایی هستند. این نوع از دارایی های دارای ویژگی های خاصی هستن یعنی در کوتاه مدت به صورت مستقیم و یا طی یک فرایند یا یک چرخه عملیاتی به وجه نقد تبدیل می شوند.

 

انواع دارایی های جاری شامل مواردی از قبیل وجوه نقد، بانک، سرمایه گذاری های کوتاه مدت، اسناد دریافتنی، بدهکاران، موجودی ها و اوراق بهادار قابل فروش هستند. نکته مهم در این زمینه این است که وجوه نقد و بانک به صورت ذاتی ماهیت نقد شوندگی را در کوتاه مدت دارا هستند. به داریی‌های جاری، سرمایه در گردش یا دارایی‌های در گردش هم گفته می‌شود.

 

چرخه عملیات یا چرخه فرایند در حسابداری به چه معناست؟

چرخه فرایند از چندین مرحله تشکیل شده است که از مرحله سرمایه گذاری و خرید مواد خام برای تولید کالا و خدمات شروع می شود و با مراحل جمع آوری وجه نقد از طریق فروش کالا یا خدمات پایان می پذیرد.

 

4 صورت مالی بسیار مهم در حسابداری و کاربرد آنها در تحلیل بنیادی شرکت‌ها

 

اجزای دارایی های جاری چیست؟

دارایی های جاری شامل موارد مختلفی است که به اختصار در ذیل توضیح می دهیم.

 

وجوه نقد و بانک: پول رایج، اسکناس، سکه، سپرده‌های بانکی و دارایی‌هایی که فورا قابل تبدیل به وجه نقد هستند، در این گروه از دارایی‌های جاری قرار دارند.

 

اسناد دریافتنی: مبالغ باقی‌مانده (موجود) نزد مشتریانی که کالا یا خد مات شرکت را خریداری کرده‌اند  ولی هنوز برای آن‌ها وجهی پرداخت نکرده‌اند.

 

موجودی کالا: ارزش ریالی موارد خام، در جریان ساخت و کالای ساخته شده که هنوز فروش نرفته است.

 

وراق بهادار قابل فروش: این اوراق بهادار، اوراقی هستند که در زمان نیاز به وجه نقد به سهولت معامله شده و به وجه نقد تبدیل می‌شود.

 

داراییهای ثابت (نرم افزار داراییهای ثابت) که نوع دیگری از دارایی ها در حسابداری محسوب می شوند، دارایی های غیر جاری شرکت به حساب می آیند و انتظار نمی رود که در چرخه فرایند (چرخه عملیات) به وجوه نقد تبدیل شوند.  به این نوع، دارایی های بلند مدت نیز می گویند.

 

این نوع از دارایی ها تمامی اقلامی که در سمت راست ترازنامه (دارایی ها) به جزء دارایی های جاری را شامل می شوند.

 

ویژگی های داراییهای ثابت (دارایی های غیر جاری)

برخلاف دارایی جاری فاقد قدرت نقدشوندگی بالا هستند و شرکت تصمیم به نقد کردن این دارایی‌ها در کوتاه مدت ندارد.

 

این گروه از دارایی‌‎ها مولد هستند؛ به این معنا که بطور مستقیم در فرایند تولید مشارکت دارند و یا اینکه برای تولید تسهیلات مهم و اساسی به‌عنوان مثال ماشین آلات تولیدی، ساختمان و… ایجاد می‌کنند.

 

داراییهای ثابت (نرم افزار داراییهای ثابت) به‌ غیر از زمین دارای استهلاک هستند.

 

داراییهای ثابت نامشهود نیز نوعی از داراییهای ثابت (نرم افزار داراییهای ثابت) محسوب می شود که منعکس کننده سرمایه گذاری های بلند مدت در شرکت است که از نمونه های آن می توان به حق اختراع و سرقفلی اشاره کرد.

منتشر شده در مقالات

 انواع کلي خدمات حسابداران رسمي

خدمات اطمینان بخش

خدمات نااطمينان بخش 
ماهيت خدمات اطمينان بخش  : 
خدماتي است که خطر اطلاعاتي را براي استفاده کنندگان آن اطلاعات کاهش مي دهد.
در اين قبيل خدمات، حسابدار رسمي با بيان نتيجه گيري خود که همراه با سطح معيني از اطمينان بخشي نسبت به اطلاعات مورد نظر مي باشد - اين وظيفه را انجام مي دهد. 
انواع کلي خدمات اطمينان بخشي : 
 خدمات با اطمينان بخشي محدود
 خدمات با اطمينان بخشي معقول
مثالهايي از خدمات حسابداران رسمي :
انواع کلي حسابرسي
حسابرسي صورتهاي مالي
حسابرسي رعايتي
حسابرسي عملياتي
منتشر شده در کانال حسابداری
دارايی: 
منبع تحت كنترل واحد تجاری در نتيجه وقوع رويدادی در گذشته است كه انتظار ميرود از طريق آن، منافع اقتصادی آتی به واحد تجاری جريان يابد. 
بدهی:
 تعهد فعلی واحد تجاری در نتيجه وقوع رويدادی در گذشته است كه انتظار می رود بابت تسويه آن، منابع دارای منافع اقتصادی آتی از واحد تجاری خارج شود.
حقوق صاحبان سرمايه (مالكانه): 
منافع باقيمانده در داراييها پس از كسر بدهيهاست. 
عنوان صورت وضعيت مالی، شامل نام واحد تجاری ، نام صورت مالی و تاريخ گزارشگری است. نام واحد تجاری بايد به همان ترتيبی كه در اسناد قانونی ايجاد شركت (مانند اساسنامه، شركتنامه و ...) آمده است، در بالای صورت وضعيت مالی مشخص گردد. همچنين اين عنوان بايد بيانگر وضعيت قانونی واحد تجاری (مانند شركت سهامی عام، شركت سهامی خاص، شركت تضامنی و...) باشد.
منتشر شده در کانال حسابداری
چهارشنبه, 27 مرداد 1395 10:11

مدیریت مالی صورت هاي مالي مبنا

 صورت مالي چيست؟ چه چيزي را نشان مي دهد ؟ چرا بايد به آن توجه كرد؟

يك واحد تجاري جدا از مالكان آن مي بايست اسناد مالي خود را حفظ كند .اين كار مستلزم وجود يك سري قوانين فدرال و ايالتي است . اما حتي اگر قوانين وجود نداشته باشد، حفظ اسناد، معقولانه به نظر مي رسد . شركتهاي تجاري كالاها و خدمات مهمي را براي اعضاي جامعه تأمين مي كنند . براي مردم شغل ايجاد مي كنند ، با مالياتي كه مي پردازند جاده ها بازسازي مي شود و پاركها و مدارس ساخته مي شوند و اين آرزوي تمام مردم است كه شركتهاي تجاري جامعة آنها موفق باشند .

صاحبان واحدهاي تجاري ريسك مي كنند . اگر هيچ كس تمايلي به خريد كالاها و خدمات آنها نداشته باشد ، چه اتفاقي مي افتد ؟

صاحب شركت براي شروع تجارت دقت و پول خود را صرف مي كند ، زميني را خريداري مي كند و يا ساختمان و تجهيزات را خريداري مي كند . افرادي را بر كار در شركت به كار مي گيرد و … وي تمام اين كارها را به اميد موفقيت در تجارت انجام مي دهد . و اگر در تجارت خود موفقيت كسب نكند ، ممكن است تمام پس انداز (سرمايه) خود را از دست دهد ، كاركنان او بايد به دنبال شغل بگردند و بدهي طلبكاران نيز پرداخت نشود .

اگرچه اطلاعات مالي ممكن است موفقيت يك شركت را تضمين نكند اما به صاحبان شركت كمك مي نمايد در تجارت تصميمات معقولانه اي اتخاذ نمايند . اين اطلاعات همچنين مي تواند به بانكها و يا طلبكاران كمك نمايد تا نسبت به پرداخت وام يا سرمايه گذاري ارزيابي بهتري داشته باشند و سازمان دارايي كشور نيز نسبت به جمع آوري صحيح ماليات علاقه مند مي باشد . بنابراين اطلاعات مالي با اهداف گوناگون تنظيم مي شوند . اطلاعات مالي به اشكال مختلف تدوين مي شوند اما مهمترين نوع آن به شكل صورتهاي مالي مي باشد . اطلاعات مالي مرتبط به هم به شكلي كه براي تصميم گيريهاي مهم شركت مفيد واقع شود ، در صورتهاي مالي جمع آوري مي شود . اگر اين كار ممكن نبود تمام فرآيند جمع آوري اطلاعات ، اتلاف وقت بود . اطلاعات بسيار زياد هم به همين ميزان بي فايده مي باشد . صورتهاي مالي حجم زيادي از معاملات را در رديفهاي كوچكتر خلاصه مي كنند . اطلاعات مالي بر آنكه مفيد واقع شوند مي بايست منظم و سازمان يافته باشند .

صورتهاي مالي مؤسسات تجاري :

الف) شامل ترازنامه ، صورت سود و زيان و اظهارنامه مالياتي مي باشند 

ب) اطلاعاتي در مورد ميزان سوددهي و وضعيت مالي شركت ارائه مي نمايد .

ج) اولين قدم در فرآيند حسابداري مي باشد .

د) با صرف هزينه اي توسط هيئت استانداردهاي حسابداري مالي تنظيم مي شود .

صورتهاي مالي عموماً فرم يكساني دارند و از قوانين يكساني پيروي مي كنند . اين مسأله ، تمام افراد را در يك زمينة كاري يكسان قرار مي دهد و مقايسة شركتهاي مختلف با يكديگر و يا ارزيابي عملكرد مالي مختلف يك شركت را ممكن مي سازد سه صورت مالي اصلي وجود دارد :

1ـ صورت درآمد

2ـ ترازنامه

3ـ صورت گردش نقدينگي

هر صورت مالي ، موضوع مخصوص به خود دارد . صورتهاي مالي مختلف با هم يك تصوير مالي جامع از شركت ، نتايج فعاليتهاي تجاري آن ، شرايط مالي آن و منابع و موارد استفادة نقدينگي را تشكيل مي دهند . ارزيابي عملكرد گذشته به مديران كمك مي نمايد تا استراتژيهاي موفقيت آميزي اتخاذ كنند ، هزينه اي غير ضروري را حذف كنند براي آينده بودجه مناسبي تعيين نمايند . مديراني كه مجهز به اين اطلاعات باشند قادرند تا به موقع تصميمات تجاري لازم را اتخاذ نمايند .

فرآيند حسابداري به طور خلاصه :

1ـ معاملات تجاري را ثبت و ضبط مي نمايد .

2ـ معاملات تجاري را در حسابهاي مناسب طبقه بندي مي كند .

3ـ اطلاعات مربوط به معاملات را در دفاتر حساب ثبت مي كند .

4ـ ترازهاي دفاتر حساب را خلاصه كرده و گزارش مربوط به آنها را در صورتهاي مالي ثبت مي نمايد .

پنج نوع حساب وجود دارد :

1ـ حساب سرمايه

2ـ حساب بدهي

3ـ حق سهام مالك (حق سهام سهامدار براي سرمايه گذاري در شركت)

4ـ حساب هزينه ها

تمام اين حسابها در يك سيستم حسابداري در يك جدول مربوط به حسابها ، ليست مي شوند . اين حسابها به ترتيب بالا قرار مي گيرند . اين جدول ها به ما كمك مي نمايد تا صورتهاي مالي را به وسيلة حسابهاي كاملاً منظم كه به همان ترتيب در صورتهاي مالي استفاده مي شوند ، تنظيم نماييم .

صورتهاي مالي :

ترازنامه ، تراز تمام سرمايه ها ، بدهيها و حقوق سهام سهامدار را نشان مي دهد.

صورت درآمد ، تراز تمام درآمدها و هزينه ها را نشان مي دهد .

ترازنامه و صورت درآمد مي بايست با يكديگر هم خواني داشته باشند تا با GAAP هماهنگ باشند صورتهاي مالي كه به صورت جداگانه ارائه مي شوند با GAAP سازگار نيستند . اين كار براي ارائه يك تصوير مالي حقيقي و كامل از شركت به كاربران صورتهاي مالي ضروري مي باشد .

تمامي حسابها در ترازنامه ها يا صورتهاي درآمد ، و نه در هر دو آنها ، استفاده مي شوند . تمامي حسابها تنها و تنها يك بار در صورتهاي مالي ثبت مي شوند . ترازنامه ، تراز حسابها در يك تاريخ مشخص را نشان مي دهد . صورتهاي مالي مجموع حسابهاي درآمد و هزينه را در طي يك دورة معين كه معمولاً يك سال مي باشد ، نشان مي دهد . صورت درآمد را مي توان براي هر دورة زماني تنظيم كرد و شركتها اغلب اين صورتها را به صورت ماهانه يا سه ماهه تهيه مي كنند .

در سازمانها اينطور معمول است كه صورتي از سود انباشته و يا حقوق سهام سهامدار تهيه مي كنند اما يكي از اين صورتها مورد نياز GAAP نمي باشد . اين صورتها ، يك نوع ارتباط ميان صورت درآمد و ترازنامه ايجاد مي كند . اين صورتها همچنين سبب هماهنگي ميان حقوق سهام سهامدار و سود انباشته از آغاز تا پايان مي شود .

صورت گردش نقدينگي , سومين صورت مالي مي باشد كه از طرف GAAP براي بررسي كامل خواسته مي شود . صورت گردش نقدينگي ميزان ورود و خروج نقدينگي را طي يك دوره زماني كه معمولاً يكسال مي باشد نشان مي دهد .

دورة زماني صورت گردش نقدينگي با دورة صورت درآمد منطبق مي باشد . در حقيقت ، ترازهاي حساب در صورت گردش نقدينگي استفاده نمي شوند . اين حسابها مورد تحليل قرار مي گيرند تا منبع (ورود نقدينگي) و استفاده (خروج نقدينگي) نقدينگي را در طول يك دوره تعيين نمايند .

سه نوع گردش نقدينگي وجود دارد :

1ـ جريانهاي نقدينگي عملياتي كه با فعاليتهاي عادي شركت ايجاد مي شوند .

2ـ جريانهاي نقدينگي سرمايه گذاري كه از طريق خريد / فروش سرمايه : ساختمان ، املاك غيرمنقول ، اوراق بهادار و تجهيزات ايجاد مي شوند .

3ـ جريانهاي نقدينگي تأمين مالي كه از محل سرمايه گذاران و يا سرمايه گذاريهاي بلندمدت ايجاد مي شوند .

كميسيون بورس و اوراق بهادار (SEC) از شركتها مي خواهد تا مطابق مقررات GAAP در تنظيم صورتهاي مالي خود عمل نمايند و اين بدان معناست كه شركتها اجازه ندادند هر چرا كه خواستند انجام دهند . حسابرسان شركتهاي مستقلي هستند كه توسط واحدهاي تجاري به كار گرفته مي شوند تا مشخص سازند كه آيا تمامي مقررات GAAP و حسابهاي مالي به درستي در صورتهاي مالي رعايت شده است يا خير .

معادله حسابداري :

شايد شنيده باشيد كه يك نفر در هنگام اشاره اسناد به حسابهاي شركت بگويد كه «حسابها تراز است .» اين اصطلاح به استفاده از يك سيستم دو جانبه در حسابداري اشاره دارد كه از دو ورودي برابر در دو يا چند حساب استفاده مي كند تا هر معاملة شركت را ثبت نمايد . از آنجايي كه مقادير دو حساب با هم برابر مي باشد ، ممكن است بگوييم كه معامله «تراز» مي باشد . مي توان اين شيوه را به دو كفة ترازو تشبيه كرد ، كه به جاي پاوند ، (وزن) ارزش اجناس را با دلار (وزن) ارزش اجناس را با دلار (قيمت آن) اندازه گيري مي نمايد .

حسابداري دو جانبه از يك قانون ساده پيروي مي كند كه معادله حسابداري ناميده مي شود . معادلة حسابداري واقعي به صورت زير است :

حقوق سهام مالكان +   تعهدات (بدهيها)  =   سرمايه

راه ديگري كه مي توان به آن نگاه كرد به صورت زير مي باشد :

چه كسي اين سرمايه ها را تأمين مالي مي كند = هر آنچه كه ما داريم

به خاطر داشته باشيد گفتيم كه هر معامله ، هم يك شی دو هم نحوه تأمين مالي آن را نشان مي دهد . در معادلة حسابداري ، سرمايه ها همان اشياء مي باشند كه در طرف چپ معادله قرار مي گيرند . بدهيها (تعهدات) نمايانگر قرض و طلب ميباشند .حقوق سهام سهامدر نشان دهندة ، سرمايه گزاريهاي سهامداران ارزش خالص مازاد و درآمد انباشته حاصل از فعاليتهاي تجاري آتي مي باشد .

در معادلة حسابداري از اعداد رياضي استفاده مي شود و تنها مستلزم جمع و منها مي باشد . در حقيقت ، تقريباً تمام عملياتي كه شما در اين رشته استفاده مي كنيد همين رياضيات معمولي مي باشد . گاهي اوقات از ضرب و تقسيم هم استفاده مي شود اما تمام عملیات مربوط به حسابها ، از طريق جمع و تفريق محاسبه مي شود .

اگر هر معامله اي كه انجام مي شود به صورت يك آرتيكل تراز در دفاتر ثبت شود ، دفاتر نيز به صورت تراز باقي مي مانند .

عموماً سه نوع معامله و آرتيكل وجود دارد :

1ـ اتفاقات عملياتي عادي و روزانه ، بالغ بر 99 درصد تعاملات را تشكيل مي دهد .

2ـ رويدادهاي موضعي كه شامل معاملات مهم سرمايه ها ، تعهدات و حقوق سهام سهامداران مي باشد .

3ـ تطبيق و تبين حسابها ، كه براي تهية صورتها و تبين دفاتر در پايان سال به كار مي رود .

معادلة حسابداري را مي توان به 3 روش بيان كرد .

1ـ حقوق سهامدارن     +  تعهدات     =  سرمايه 

2ـ حقوق سهامدارن      ـ    سرمايه ها =  تعهدات

3ـ تعهدات             ـ    سرمايه ها   =  حقوق سهامداران

اگر شما دو تا از اين مقادير را داشته باشيد مي توانید مقدار سوم را محاسبه كنيد .تست سريع عملاً اين معادلات را حل مي كند .

حقوق سهامدار   +      تعهدات =    سرمايه

مشاهده مي كنيم كه معادلة حسابداري در ساختار ترازنامه ، منعكس مي شود . توجه داشته باشيد كه ارزش سرماية نهايي با مجموع تعهدات نهايي و سهم سهامداران ، برابر مي باشد .

حسابها و طرح حسابها (فهرست) :

يك حساب سندي است كه براي خلاصه سازي افزايش و يا كاهش سرمايه و يا تعهدات درآمد يا هزينه و يا حقوق سهام سهامداران به كار مي رود . حسابها معمولاً عناوين ساده و رايجي نظير : نقدينگي ، حسابهاي پرداختي ، ليست فروش و موجودي مي باشد . اينها اصطلاحات ساده و توصيفي مي باشند كه زير بسياري از معاملات قابل ثبت مي باشند .

حسابها در فهرست حسابها ، تدوين مي شوند . فهرست حسابها يك ليست ساده از عناوين حسابها مي باشد كه به ترتيب ذيل قرار مي گيرند : سرمايه‌ ها ، تعهدات ، حقوق سهام سهامداران ، درآمد و هزينه ها .تنظيم حسابها با ترتيب درست ، تهيه صورتهاي مالي و ثبت معاملات را تسهيل مي نمايد . 

منتشر شده در مقالات
یکشنبه, 24 مرداد 1395 12:12

حسابداری در گذر زمان

حسابداری با تمدن بشر همزاد است و به اندازه آن قدمت دارد. تاریخ نخستین مدارک کشف شده حسابداری به ۳۶۰۰ سال قبل از میلاد بر می گردد و همواره همراه با سایر دانشها و در پاسخ به نیازهای فزاینده بشری رشد و تکامل یافته وبه صورت ابزاری کارآمد در خدمت پیشرفت وتوسعه اقتصادی– اجتماعی جوامع مختلف قرار گرفته و به زبان تجارت تبدیل گردیده است.

در فرایند پیشرفت و توسعه تمدن ها در سطح جهان, تحولاتی بنیادی رخ داد که سبب پیشرفت دانش حسابداری شد از جمله می توان به تحولات دوران باستان, رنسانس, انقلاب صنعتی و تشکیل بازار سرمایه و شرکت های سهامی و تحولات دیگر اشاره کرد. در این مقاله سعی گردیده با نگاهی گذرا، مراحل تحول تاریخی حسابداری در دوره های فوق الاشاره بررسی گردد.

تمدن از یک سو به رواج دادوستد واز سوی دیگر به جریان درآمد و هزینه حکومت انجامید که نیاز به ثبت و ضبط اطلاعات را در پی داشت. در تمدنهای باستانی بین النهرین که بخش زیادی از ثروتهای جامعه در اختیار حکام بود, از جمله در تمدن باستانی سومر, نظام مالی جامعی برقرار بود و درآمدهای حکومتی به نوعی محاسبه می گردید.

مدارک و شواهد بدست آمده از تمدن باستانی مصر حکایت از آن دارد که در اجرای طرحهای ساختمانی در این تمدن نوعی کنترل حسابداری رواج داشت که بهره گیری از نیروی کار هزاران هزار نفر را در امر ایجاد بنا و حمل و نقل مصالح ساختمای در تشکیلاتی منظم میسر می کرده است، همچنین در سواحل رود نیل کشاورزان مصری بهای آب را با الیاف و غله می پرداختند و سپس تصویر مقدار غله و الیاف به عنوان رسید تسویه حساب آب بر دیوار منازل کشاورزان حک می گردید.

شواهد و مدارک بدست آمده از یونان باستان نیز حکایت از استقرار کنترلهای حسابداری دارد.از جمله حساب معبد پارنتون در لوحه های مرمرین حک و بخشی از آن هنوز هم باقی است.

در رم باستان حسابداری پیشرفته ای وجود داشته و نوعی جمع وخرج تنظیم می شده است .یک جمعدار، یک مامور دولت ویا شخصی که محافظت پول یا دارایی دیگری به او محول می شد، در مقاطعی از زمان حساب خود را گزارش می نموده است.

پیشینه حسابداری در ایران نیز به نخستین تمدنهای شکل گرفته در این سرزمین بر میگردد, مدارک حسابداری بدست آمده با ۲۵ قرن قدمت گواه بر پیشرفت این دانش در ایران باستان دارد.در طول تاریخ روشهای حسابداری متنوع و متعددی برای اداره امور حکومتی و انجام دادن فعالیتهای اقتصادی ابداع شد. به طور مثال در یکی از لوح های بدست آمده از کاخ تخت جمشید, رسید پرداخت دستمزد به کارگرانی که تخت جمشید را می ساختند بدست آمده که در آن نام کارگران, مدت کار آنان, تاریخ و مبلغ پرداختی به آنان ثبت گردیده است.

در ایران عصر هخامنشی، نظام پولی و مالی جامع و منسجمی بر پایه طلا و نقره با رابطه مبادله ثابت پایه گذاری شد .ممیزی املاک در تمدنهای ساسانی در جریان اصلاحات خسرو انوشیروان به منظور تشخیص مالیات کلیه زمینهای مزروعی کشور ممیزی و مشخصات آن از جمله مساحت، نوع زمین ونوع محصول در دفتری ثبت می گردید.

در مسیر تکامل حسابداری برای نگهداری حساب درآمد و مخارج حکومتی و نگهداری حساب فعالیتهای بازرگانی, نگارش اعداد به صورت علا ئمی کوتاه از اعداد عربی استفاده گردید که به سیاق معروف شد.حسابداری سیاق که احتمالا در دوران سلجوقیان تکامل یافته, روشی است که بر اساس آن جمع و خرج هرولایت در دفتر آن ولایت ثبت و در عین حال یک دفتر اصلی در مرکز نگهداری می شده که خلاصه جمع و خرج هر ولایت به خط سیاق نوشته می شده است .این روش در دوران قاجاریه تکمیل شد,سپس نگهداری دفتری به نام "دستک" که در آن دادوستد تاجر به ترتیب وقوع ودفتری که حساب اشخاص و اجناس به طور جداگانه به خط سیاق در آن نوشته می شد مرسوم گشت.

در ایران نظامهای حسابداری جدید که در حال حاضر مورد استفاده است حدود ۳۵ سال پیش مورد پذیرش قرار گرفت. سیستم های حسابداری جدید توسط شرکت های خارجی که دارای دفتر یا نمایندگی بودند استفاده شد و برخی از بانکها و شرکت های ایرانی مثل شرکت نفت نیز سیستم جدید را مورد استفاده قرار دادند. زمان اولین مشارکت فعال ایرانیان در حرفه حسابداری به سال ۱۹۳۶ میلادی بر می گردد که طی آن ۱۲نفر از حسابداران با بورسیه بانک ملی جهت آموزش حسابداری خبره به انگلستان اعزام شدند. 

بطوریکه ملا حظه شد حسابداری در گذشته دور تنها جنبه های محدودی از فعالیتهای مالی را در برداشت و با سیستم جامعی که کلیه عملیات مالی حکومت را ثبت کند و یا به نگهداری حساب معاملات تجاری بپردازد فاصله زیادی داشت.

رنسانس ، تجارت و حسابداری

از دوران باستان تا اواخرقرون وسطی تغییری اساسی درجهت تبدیل حسابداری به یک سیستم جامع صورت نگرفت, از اوایل قرن ۱۳، جمهوریهای کوچکی خارج از سلطه پادشاهان وخوانین فئودال در ایتالیای کنونی شکل گرفت که فضای سیاسی- اقتصادی مناسبی را برای رشد تجارت فراهم آورد وبا رونق دادوستد،پول در مبادلات تجاری رواج یافت.

از اواخر قرن ۱۱ تا اواخر قرن ۱۳ میلادی مبادلات بازرگانی بین تجار اروپا و کشورهای شرقی گسترش یافت, همزمان با توسعه تجارت و انباشت ثروت، فعالیت بنگاههاو شیوه های مشارکتی انجام کار رفته رفته جای تجارت انفرادی را گرفت واین امکان فراهم آمد تا شرکتها به عنوان شخصیتی مستقل از مالکان آنها به رسمیت شناخته شوند. رابطه ای که در میان اعضای یک بنگاه پدید آمد نیز به نوبه خود تاثیری مهم در توسعه حسابداری بر جای گذاشت و به علت ایجاد رابطه مباشرت و مالکیت نیاز به حسابرسی و بحث استفاده از آن طرح شد.

استفاده از سیستم های دفترداری دوطرفه بتدریج ازقرون ۱۳ و ۱۴ میلادی در چندین مرکز بازرگانی در شمال ایتالیا آغازشد و با رشد بازرگانی, صنعت و بانکداری پیشرفت زیادی درتکنیک نگهداری حساب بوجودآمد. در نیمه قرن سیزدهم حسابداران ایتالیائی متوجه این نکته شدندکه دریافت پول از یک نفر بدهکار, دو ثبت را ضروری می کند. در اوایل قرن چهاردهم دو اصطلاح بدهکار و بستانکار کاملا متداول گردید. پیشرفت تازه در قرن چهاردهم ابداع شکل دو طرفه حساب بود.

درپی ابداعات پیاپی در فاصله سالهای ۱۳۵۰- ۱۲۵۰ میلادی در چند جمهوری کوچک ایتالیا سیستم دفترداری زاده شد و شهرهای فلورانس، ونیز و جنوا پیشرو این تحول بودند .

گسترش فن دفترداری دوطرفه به سراسر اروپا مرهون انتشار کتاب ریاضیات توسط "لوکاپاچیولی"به سال ۱۴۹۴ میلادی است. وی که یک کشیش بود نخستین کسی است که به تدوین حسابداری پرداخت.کشیش پاچیولی در دانشگاههای پروجا, ناپل, پیزا و فلورانس تدریس میکرد و با اندیشمندان بزرگ هم عصر خود ازجمله "پیرودلافرانسیسکا","لئون آلبرتی" و "لئوناردوداوینچی "دوستی نزدیک داشت. مطالب کتاب ریاضیات مزبور را پاچیولی نوشت و شکلهای آن را داوینچی ترسیم کرد. بخشی ازاین کتاب شامل چند فصل به حسابداری اختصاص داشت که نخستین توصیف مدون از سیستم حسابداری دوطرفه بود.در این کتاب، پاچیولی با استفاده از منابع و روشهای موجود به دفتر باطله، دفتر روزنامه و دفترکل همت گماشت و سپس حسابداری به عنوان رشته ای از دانش مطرح شد. ابداع سیستم ثبت دو طرفه توسط پاچیولی در واقع نقطه عطفی در تاریخ دانش حسابداری است. اندیشمندانی همانند "نیچه"(فیلسوف) ماکس وبر"(جامه شناس ) سومبارت "(مورخ ) شومپیتر" (اقتصاددان ) سیستم دفترداری دوطرفه را به لحاظ تاثیر قابل ملاحظه و تسهیل پیشرفت های بعدی و تحول جامعه بشری ستوده اند.

از قرن ۱۶تا اوایل قرن ۱۹ میلادی تحولی بنیادی در حسابداری بوجود نیامد، تنها تغییر اساسی تئوری جدیدی بودکه توسط "استوین" هلندی در اواخر قرن ۱۶ عنوان شد، براساس این تئوری در هر معامله در مقابل هر بدهکار باید یک بستانکار وجود داشته باشد، همچنین ضرورت تفکیک اموال موسسه از اموال شخصی صاحب سرمایه مطرح و لزوم نگهداری حسابی جداگانه برای سرمایه نیز عنوان گردید. در قرن ۱۸ به علت معاملات قمارگونه برخی از شرکتهای سهامی در انگلستان، تشکیل این شرکتها ممنوع گشت.

سده نوزدهم جایگاه مهمی در تاریخ حسابداری دارد زیرا در بریتانیا وآمریکا شرکتهای سهامی با رشد چشمگیری ایجاد گردیدند و سرمایه گذاریهای عامه مردم بصورت خرید اوراق بهادار این شرکتها زیاد شد, نیاز به استفاده از فعالیتهای مدیریتی رفته رفته حسابداری صنعتی را پدید آورد و نیاز به محافظت سرمایه سرمایه گذاران موجب پیدایش حسابرسان مستقل گردید. در این بین ملتهای دیگر متوجه شدند که حسابداران منشاء ارایه خدمات شایانی هستند، بنابراین رشد و توسعه حسابداری بصورت یک جنبش جهانی درآمد وحسابداری و تکنیکهای آن به ابزار پیشرفته ای جهت کمک به مدیریت باهدف دست یافتن به کارایی و سودآوری تبدیل گشت و حرفه حسابرسی در جهت تامین خاطر وام دهندگان و تامین کنندگان سرمایه نقشی اساسی یافت.

انقلاب صنعتی

حسابداری قبل از انقلاب صنعتی اساساً وظیفه ثبت مبادلات خارجی یک واحد اقتصادی را با سایر واحدها به عهده داشت و متون دفترداری این دوره عمدتاً فاقدثبت مبادلات داخلی است، با وقوع انقلاب صنعتی که بارزترین شاخصه آن قرار گرفتن ماشین در خدمت تولید بود که شیوه تولید را از دستی به کارخانه ای متحول کرد. با وقوع این انقلاب دومین نقطه عطف در حیات حسابداری فرا رسید و بدین ترتیب دوران رکود حسابداری نیز خاتمه یافت. استفاده از سرمایه بیشتر، ضرورتی اقتصادی شد و بانکها برای تامین چنین نیازهایی بوجود آمدند. تا سال ۱۸۰۰ میلادی بیش از ۴۰۰ بانک در کشور انگلستان بوجود آمد که ۸۰ بانک فقط در شهر لندن به فعالیت مشغول بود. 

پیدایش و رشد کارخانه های کوچک و بزرگ به جهت ساختن کالاهای همسان به مقدار زیاد, از یک سو به زوال صنایع دستی, روستایی و خانگی در مدت کوتاهی انجامید و از سوی دیگر رقابت بین کارخانه دارن را ایجاد کرد. وجود رقابت, نیاز به آگاهی از بهای تمام شده محصول را ایجاب نمود و در پاسخ به این ضرورت نوعی دفترداری صنعتی با هزینه یابی که بعداً حسابداری صنعتی نامیده شد ابداع و اولین سیستم جامع حسابهای صنعتی بوسیله "پاین "در سال ۱۸۱۸ میلادی معرفی گردید و چون دارایی های ثابت بخش چشمگیری از بهای تمام شده کالا را تشکیل میداد مفهوم استهلاک و اهمیت آن نمایان گشت, همچنین با توجه به سرمایه عظیم و مشارکت افراد در جهت تامین آن و تشکیل شرکتهای سهامی, لزوم تفکیک مالکیت از مدیریت مطرح شد, سپس اطلاعات مالی که ابتدا با هدف ارایه به مدیران تهیه می شد بطور فزاینده ای از جانب سهامداران, سرمایه گذاران, بستانکاران و دولت درخواست گردید که این امر به نوبه خود لزوم تکامل اطلاعات مندرج در صورتهای مالی را جهت رفع نیازهای استفاده کنندگان افزایش داد.

حسابداری صنعتی به دلایل متعدد از جمله عدم تقاضای مدیران برای اطلاعات هزینه با وجود رشد سریع تولیدات صنعتی تا سال ۱۸۸۵ میلادی شاهد تحول چشمگیری نشد. بین سالهای ۱۹۲۰-۱۸۸۵ حسابداری صنعتی مراحل تکامل خود را از سطح ابتدائی قرون وسطی به سطحی تقریباً معادل دانش امروزین آن رساند .

تحولات بعدی 

پس از جنگ جهانی دوم , اجرای برنامه های بازسازی ناشی از ویرانه های جنگ در کشورهای اروپایی و ژاپن و اجرای برنامه های رشد و توسعه اقتصادی در کشورهای آسیایی, آفریقایی و آمریکای لاتین, زمینه مداخله دولت را در امور اجتماعی بالا برد و استفاده از سیاستهای مالیاتی در جهت تشویق و یا جلوگیری از انواع فعالیتهای اقتصادی برای جهت دادن به سرمایه گذاریها بیشتر شد, همچنین قوانین مربوط به شرکتها و بورسهای اوراق بهادار تحت کنترل دولت در آمد. این گونه قوانین حسابداری را در جهت رعایت الزامات قانونی انعطاف پذیر کرد و سبب ایجاد روشها و راه حلهای جدید گردید. در این خصوص مراجع دولتی بر کار حسابداری نظارت داشته و مراجع حرفه ای حسابداری نیز خود به تدوین دستورالعملهایی پرداختند تا روشهای حسابداری متناسب با رعایت الزامات قانونی را ارایه و نیازهای دولت به اطلاعات مالی را برطرف نمایند برای مثال پس از رسوائی شرکت "انرون " که شوکی عظیم برای جهان تجارت بوجود آورد , حسابداری در کانون توجه اخبار و رسانه ها قرار گرفت .دولتها و مراجع حرفه ای و مسول وضع مقررات حسابداری نه تنها درایالات متحده بلکه درسراسر اروپا ناگریز به بازنگری در سیستم های خود شدند .چون اعتماد عمومی نسبت به بازار اوراق بهادار, مدیران شرکت ها,استقلال حسابرسان و روشهای گزارشگری به شدت کاهش یافت FASB پیشنهاد کرد تا نظام مقررات گذاری به طور اساسی باز بینی گردد.

دولتها و حسابداری 

در گذشته وضع مالیات و خراج توسط دولتها یکی از مهمترین عوامل پیدایش و گسترش حسابداری بود. در عصر حاضر اندیشه کنترل عمومی بر هزینه های دولت و الزام مجریان به پاسخگوئی در خصوص بودجه سبب گسترش حسابداری دولتی شد.

انقلاب روسیه(۱۹۱۷ م) و بحران بزرگ اقتصادی (۱۹۳۳-۱۹۲۹ م) از یکسو به پیدایش اقتصاد متمرکز دولتی و از سوی دیگر به مداخله دولت در اقتصاد منجر شد و برنامه ریزی اقتصادی در کشورها جهت فراهم آوردن اطلاعات مالی همانند تولید, مصرف, سرمایه گذاری و... سبب گسترش حسابداری ملی شد.

حسابداری، تحولات تکنولوژی و آینده آن :

تغییرات تکنولوژی در عین حال که سبب ابداع و کاربرد تکنیکهای جدیدشد, زمینه رشد دانش بشری را فراهم کرد و حسابداری نیز ازاین قاعده مثتثنی نبود. تحول در ابزار کار حسابداری با عرضه ماشینهای مکانیکی حساب وسایر ماشینهای مکانیکی و الکترومکانیکی اداری در اوایل قرن بیستم رخ داد و وسایل مزبور به سرعت در انجام عملیات روزمره حسابداری به خدمت گرفته شد.

تغییرات وسیع در تکنولوژی و استفاده تجاری از کامپیوترهای نسل اول در کارهای تولیدی واداری ازاوایل دهه ۱۹۵۰تحول بنیادی در ابزارکار حسابداری پدید آورد وبسیاری از عملیات تکراری حسابداری را مطابق برنامه با سرعت و دقت بسیار انجام و اطلاعات جامعی برای برنامه ریزی وکنترل فراهم آورد.

ابداع و رواج زبانهای ساده رایانه ای , تکامل نرم افزار و پیدایش رایانه های کوچک در دردهه اخیر که از لحاظ اندازه کوچک و از لحاظ قیمت ارزان وکار با آن نسبتا آسان است و درعین حال توانایی بالایی از لحاظ پذیزش برنامه وپردازش اطلاعات دارد, آن را به مهمترین ابزار کار حسابداری تبدیل نموده است و انتظار میرود عملیات تکراری و خسته کننده دستی در آینده نزدیک کاملا حذف شود.

بهرحال رایانه چیزی جز ابزار کار نیست و در صورتی می تواند در کار حسابداری مفید واقع شود که بکارگیری آن با اطلاع وآگاهی کامل ازاصول وروشهای حسابداری توام باشد. با توجه به اینکه حسابداری به زبان تجارت تبدیل شده, رایانه و توانمندیهای آن هنگامی میتواند به صورت موثر در کارهای حسابداری به خدمت گرفته شود که استفاده کنندگان از آن آگاهی کاملی از اصول، روشها و استانداردهای حسابداری داشته باشند، در غیر اینصورت نه تنها فایده ای نخواهد داشت بلکه این خطر را افزایش خواهد داد که اطلاعاتی ناقص دراختیار افراد ذینفع و ذی علاقه قرار گرفته و لطمات جبران ناپذیری را به آنان وارد کند.

نخستین تلاشهایی که جهت همگونی عملیات حسابداری صورت گرفت به سال ۱۹۰۴ میلادی که اولین کنگره بین المللی حسابداری در ایالت میسیوری برگزار شد بر میگردد.

گرایش فزاینده استاندارد کردن اصول و روشهای حسابداری در کشورهای صنعتی از اوایل دهه ۷۰ شروع شد، تدوین استانداردهای بین المللی حسابداری از اواخر دهه مزبور در نتیجه کاربرد تکنولوژی نوین در حسابداری است. از طرف دیگر علیرغم وجود عوامل ایجاد کننده تفاوت ها در حسابداری بین المللی همانند میزان توسعه اقتصادی کشورها، وضع پیچیدگی تجارت، اثر گرایش های سیاسی وتکیه بر قوانین خاص، شواهد نشاندهنده آن است که حسابداری به سمت برقراری یک نظم نوین جهانی پیش خواهد رفت .

منتشر شده در مقالات

 تاریخچه حسابداری ارزش‌های منصفانه

سیستم حسابداری مرسوم به نفع استفاده از مقادیر که در آن عناصر صورت‌های مالی را در تاریخ اولیه خود اندازه‌گیری نماییم به عنوان بهاء تمام شده تاریخی مطرح می‌باشند که در این سیستم حسابداری هزینه‌های تاریخی دارای برخی مزایا شامل عینیت و قطعیت شواهد در وهله اول می باشند.طلبکاران متأسفانه هزینه‌های تاریخی ویژگی مناسب و مربوط به تصمیم‌گیری‌های اقتصادی را به زوال می‌برند زیرا تابع تصمیم‌گیری‌های گذشته‌نگر حسابداری که از نقطه‌نظر تاریخی صورت پذیرفته و داده‌های آن فاقد ارزش است می‌باشد ولیکن بخاطر پاسداشت از حسابداری بهاء تمام شده تاریخی صورت پذیرفته است. و این به عنوان یک واکنش در مقابل آن دسته از واحدهای سازمانی صورت می‌پذیرد که در مقابل معایب استانداردهای بهاء تمام شده از ویژگی‌های اندازه‌گیری براساس اطلاعات بازار و به تبع آن براساس آن موضوعات برای تهیه صورت‌های مالی توسط نهادها و سازمان‌های مسئول است. 

ارزش منصفانه به عنوان مفیدترین و مهمترین ویژگی‌های بازار در نظر گرفته می‌شود تا آن که اندازه‌گیری‌های مالی و توانگری آن نگرانی وجود نداشته باشد. زمینه‌های اقتصادی درخصوص ادعای مذکور را می‌توان در بررسی‌های بیتی و همکاران (1996) و یا هیتون و همکاران (2009) گردید با این حال ما باید در اذهان خود به این نتیجه برسیم که ارزش‌های منصفانه نوش دارو نیست و پایگاه‌های اندازه‌گیری رویدادها نیز می‌باید دارای ویژگی‌های مطلوب باشند (بارت 2006) بطوریکه شاید ارزش‌های منصفانه به عنوان یک راه حل مناسب و اولویت‌دار در قبال پایان دادن به مناقشه انتخاب قابلیت اطمینان‌دهی و یا ارتباط (مربوط بودن) اطلاعات است که این امر به علت ماهیت دو ویژگی مذکور و متفاوت از اطلاعت حسابداری شاید هرگز به پایان نرسد.

طرح مفهوم بکارگیری ارزش‌های منصفانه در مفاهیم حسابداری و تجزیه و تحلیل عمده نسبت به ان برای اولین بار در سال 2001 توسط Nobds مطرح شد و پس از آن Plantin و همکاران (2005) و پنمن (2006) اقدام به توصیف‌های اضافی در نمایش مفاهیم عمیق و منفی از ارزش‌های حسابداری و اندازه‌گیری آن مطرح نمودند. در سطح مفهومی (بدنبال آن‌هان نهادهای IASB و FASB) عنوان نمودند که حسابداری ارزش‌های منصفانه قرار است به تولید اطلاعاتی با درجه‌ای بالاتر و سطحی مناسب‌تر از سودمندی اطلاعات برای تصمیم‌گیری و در نتیجه ارتباط داده‌های حسابداری و نتایج ارائه اطلاعات مفید برای سهامداران و سرمایه‌گذاران است و به عنوان یک نتیجه از مفهوم مذکور سرمایه‌گذاران برای تحصیل یک دیدگاه ارزشمندتر از خوب بودن وضعیت سازمان اقدام به استفاده از این اطلاعات می‌نمایند اما از طرفی دیگر اضافه نمودن و یا تغییر در ارزش دارایی‌ها برای استفاده‌کننده انگیزه‌هایی را برای کاهش اعتبار گزارشگری‌های مالی را افزایش می‌دهد. بطوریکه اگر ارزش منصفانه بتواند معیار صحیحی برای ارزش گذاری به استفاده‌ کننده ارائه نماید عملاً نقش بی‌طرفی خود را از دست داده است بطوریکه اگر تغییرات قیمت در بازار شدید باشد اندازه‌گیری ارزش منصفانه را صرفاً می‌توان براساس برداشت‌ها و قضاوت‌های ذهنی و مفروضات آن برآورد و تعیین نمود که این موضوع در نهایت می‌تواند به عنوان یک ابزاری تحت عنوان جعبه سیاه برای تعیین میزان درآمد و سودآوری بنگاه در اختیار مدیریت قرار گیرد که در هر زمان قابل دستکاری و تغییر است. بنابراین مخالفان استفاده از ارزش‌های منصفانه بر این باورند که ارزش گذاری رویدادهای مالی براساس ارزش‌های منصفانه و جاری باعث ایجاد سرعت در بحران مالی شده است و با تأثیرگذاری بر اطلاعات مالی شرکت‌ها عملاً وضعیت آن‌ها را وخیم‌تر کرد بطوریکه انتقاد نسبت به این فرآیند گزارشگری عملاً از بخش بانکداری شروع گردید بطوریکه رئیس انجمن بانکداران امریکا (2008) عنوان نمود مشکلات موجود در بازارهای مالی امروز را که ناشی از عوامل مختلف می‌باشد می‌توان تا حدودی شناسایی نمود بطوریکه یکی از عوامل کلیدی ناشی از آن که منجر به تشدید این بحران شده است به رسمیت شناختن حسابداری ارزش‌های منصفانه است.

اعتراض اصلی به ارزش‌های منصفانه توسط مارتین سالیوان مدیر اجرایی شرکت AIG صورت گرفت که عنوان نمود حسابداری ارزش‌های منصفانه عواقب ناخواسته‌ای را به همراه داشته است و درخواست تعلیق و حذف آن در روزنامه تایمز مالی 2008 احتمالاً به عنوان قوی‌ترین مخالف حسابداری ارزش‌های منصفانه مطرح گردید. که حسابداری ارزش منصفانه به علت اصلی کاهش بی‌سابقه در ارزش دارایی‌های ثبت شده در دفاتر مالی بوده است و این امر منجربه افزایش بی‌ثباتی در وضعیت مؤسسات مالی و در نهایت ایجاد بدترین بحران اقتصادی در ایالات متحده و به تبع آن رکود اقتصادی گردید علاوه بر این او معتقد است که حسابداری ارزش‌های منصفانه طرفدار بازی دوچرخه سواری (شناور بودن قیمت‌ها) است و باید کنار گذاشته شود و یا اینکه حداقل به میزان قابل توجهی در تغییرات آن اطمینان‌بخشی صورت پذیرد بطوریکه صورت‌های مالی و گزارشگری درخصوص وضعیت سازمان بیانگر افشاء عملکرد واقعی باشد نه اینکه به صرف میزان درآمدزایی کاملاً بیان‌کننده قدرت واحد تجاری در صورت سود و زیان تلقی شود.

اما بانک ایالات فدرال رزرو امریکا بن برنانکی گفت نیاز به علامت‌گذاری دارایی در ایجاد انگیزه‌سازی آتش فروش و قیمت یک دور باطل است. اعتقاد بر این است که بکارگیری ارزش منصفانه گسترش مجدد در سیستم بانکی منجر به شکست مجدد خواهد شد و تأثیرات عدیده‌ای بر اقتصاد واقعی را به همراه داشته باشد. برخی دیگر از محققان اندازه‌گیری ارزش منصفانه را به این علت مورد انتقاد قرار می‌دهند که نقطه تناقض در اندازه‌گیری صورت‌های مالی دارد بطوریکه پس از تهیه صورت‌های مالی مجدداً ارزش‌ها دچار تغییر شده‌اند. بطوریکه چنانچه بکارگیری ترکیبی از معیارهای اندازه‌گیری در پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان‌ها وجود داشته باشد عملاً استفاده‌کننده قادر به قضاوت درخصوص اینکه چه میزان از این تعییرات در اثر بکارگیری وجوه و منابع سازمان صورت گرفته و چه میزان ناشی از تصمیم‌گیری مدیریت در بکارگیری پول و دارایی‌های مربوط می‌باشد، نمی‌باشند و بر همین اساس اشاره می‌دارند برای رفع این معضل هم می‌توان 2گونه صورت‌های مالی ناشی از این معیارهای اندازه‌گیری را تهیه و بکار گرفت.

از سوی دیگر نقطه‌نظرات دیگری درخصوص بکارگیری و حمایت از ارزش منصفانه وجود دارد Rummell (2008) معتقد بود که منتقدان به علت و نتیجه بکارگیری ارزش منصفانه را اشتباه گرفته‌اند. بانک‌ها می‌توانند با نصب یک سیستم نرم‌افزاری منجر به قادر باشند با افزایش در اتلاف وام‌های خود آگاهی یابند و براساس آن بکارگیری استاندارد ارزش منصفانه این موضوع کاملاً پیش‌بینی شود. بنابراین از آنجا که توسعه اخیر در فرآیندهای استانداردگذاری و اندازه‌گیری ارزش‌های منصفانه منجر به گزارشگری مالی فراگیر شده است. عملاً منجر به تغییر بی‌سابقه در محتوای اهمیت و سودمندی اطلاعات درخصوص عملکرد مالی سازمان‌ها شده است. ادراک حسابداری از پدیده‌های اقتصادی و آینده اقتصاد در مسیر تحول در صورت‌های مالی و فرآیند ممیزی صورت‌های مالی واحدهای مورد رسیدگی است. بنابراین استفاده از مفاهیم سود و زیان‌های تحقق نیافته ئر نتیجه تغییر در بکارگیری ارزش منصفانه این مفهوم را می‌رساند که سود سهام تحصیلی ممکن است قبل از تحصیل وجه نقد بین سهامداران پرداخت شود که این خود خطراتی برای واحد تجاری را افشاء و گزارش خواهد نمود بنابراین وجود قضاوت و ذهنیت در هر حال فضا را برای امکان دستکاری و تغییر در مبلغ درآمد را برای مدیریت باز خواهد نمود. در حالیکه ارزش عادلانه می‌تواند بدلیل وجود خطای ذاتی غیرقابل اعتماد بودن در اندازه‌گیری تبعاتی را برای استفاده‌کننده از اطلاعات به همراه داشته باشد. بر همین اساس دستیابی به مدلی که در آن مفروضات مذکور پیش‌بینی شده باشد مشکل این مهم را تا حدودی رفع خواهد نمود. بدین‌ترتیب توابع حسابداری می‌توانند در صورت وجود خطای اندازه‌گیری و ارزشگذاری نقض شوند.

با این حال حسابداری به عنوان یک ابزار مهم انتقال اطلاعات اقتصادی برای افراد فعال در محیط اقتصادی مهیا و شناخته شده است بنابراین صدور احکام درخصوص نقش ارزش‌های منصفانه در ایجاد بحران مالی و تداوم آن می‌بایست بصورت صحیح از دیدگاه اقتصادی و نظریه‌ پردازان مورد بررسی قرار گیرد تا امکان اظهار نظر صحیح و کامل درخصوص مشکلات رویه فعلی شناسایی لازم صورت پذیرد.

بر همین اساس نگرانی‌های اصلی موجود در این ارتباط مبنی بر نگرانی در بکارگیری ارزش‌های منصفانه به شرح زیر است:

الف) سود تحقق نیافته:

ارزیابی مجدد دارایی‌ها و بدهی در یک تاریخ تعادل خود را در شناسایی ماب‌التفاوت ارزش شناسایی شده تحت سود شناسایی بعنوان سود تحقق نیافته ایجاد خواهد نمود و چنانچه سود تحقق نیافته بین سهامداران توزیع شود. عملاً خط ابتلای سازمان به توزیع نامناسب سود و توزیع سود تحقق نیافته را در سود قابل توزیعی شرکت (EPS) مورد سؤال قرار داد و عملاً این موضوع منجر به افزایش حساب در توسعه سازمان خواهد شد.

ب) قابلیت اطمینان و اندازه‌گیری:

ارزش‌های منصفانه منعکس کننده ارزش‌های فرضی منصفانه است که ناشی از شرایط و موقعیت آن دارایی در سطح بازار است. بر همین اساس در بسیاری از موارد باید شرایط بصورت صحیح و مناسب در برآورد ارزش منصفانه بکار گرفته شود. قابلیت اطمینان در اندازه‌گیری ارزش منصفانه اطمینان‌بخشی سود قابل تحصیل (EPS) را کم خواهد نمود بطوریکه در صورت وجود بازار غیر کارآ و غیرنقدی استفاده از این مدل برای ارزشگذاری دارایی‌ها امری اشتباه می‌باشد و می‌تواند به جای موفقیت سازمان نتیجه شکست دربر داشته باشد.

ج) ارتباط اندازه‌گیری:

شک و تردید در مورد مربوط بودن معیار اندازه‌گیری برای برخی همواره وجود دارد و وجود هم خواهد داشت بطوریکه اطلاعات مندرج در صورت سود و زیان و سودمندی درآمد خالص به عنوان یک اقدام عملکردی در پایگاه داده‌های اندازه‌گیری منجر به ایجاد تعادل و اطمینان‌بخشی بیشتر در ارزشگذاری خواهد شد.

 

د) رفتار غیرمطلوب (پایین‌تر از سطح مطلوب):

عقیده واقعی بر این است که بکارگیری ارزش‌های بازار در حسابداری ارزش‌های منصفانه به جای حسابداری سنتی بهاء تمام شده تاریخی عملاً به شناسایی سود بیشتر منجر خواهد شد و مدیریت ممکن است به منظور دستیابی به اهداف خود به صورت انتخاب‌های گزینشی ارزشگذاری مربوط را بکار گیرد. برخی بر این عقیده هستند که رفتارهای غیراستاندارد شرکت‌ها ممکن است بازارها را تحت تأثیر قرار دهد و این خطر در ابتلاء‌سازی اقتصاد و منجر به نظام‌مند نمودن بازار در سطح کل با این رفتارهای غیراستاندارد گردد. این در حالی است که بکارگیری ارزش‌های منصفانه در اندازه‌گیری رویدادها در این شرایط مالی باعث افزایش اطلاعات غیرواقعی و در نهایت منجر به کاهش شفافیت در سطح صورت‌های مالی خواهد شد.

3. ویژگی‌های اقتصادی قیمت بازار و ارزش منصفانه:

1-3- مفهوم اقتصادی و حسابداری درآمد:

در ابتدا جهت تبیین موضوع ما رابطه متقابل بین سرمایه و درآمد مورد بررسی قرار می‌دهیم بطوریکه اقتصاددانان ایروینگ فیشر (1906 و 1930) ادعا کرد که ارزش سرمایه برابر است با ارزش درآمدب شرکت در آینده است و نرخ بهره را بعنوان تابعی در برآورد و پل ارتباطی درآمد و سرمایه تفسیر و تبیین می‌کنند. در نظریه‌های اقتصاد مدرن تعریف درآمد (سود) بعنوان خالص افزایش در ارزش دارایی‌های شرکت تعریف می‌شود بطوریکه اگر مقدار سرمایه در پایان دوره نسبت به ابتدای دوره افزایش یابد در نهایت بیان می‌شود که سود برای شرکت تحصیل شده است. بر همین اساس سود اقتصادی نشان‌دهنده افزایش در ثروت سهامداران تعریف می‌شود.

در تئوری‌های حسابداری تلاش به ارائه یک مفهوم جهت تعریف درآمد با توجه به مفاهیم اقتصادی و ویژگی‌های کسب و کار بعنوان یک طرف پارامتر و از طرف دیگر عملیاتی که از عمل در سودی دیگر صورت می‌پذیرد تعریف می‌شود. اولین تلاش صورت گرفته در این ارتباط توسط ادوارد و بل در سال‌های 1961 و چمبرز در سال 1966 و 1974 بدین مفهوم درآمد تعریف گردید که درآمد عبارتست از وجه نقد جاری تحصیل ناشی از عملکرد واحد تجاری عنوان شد. بر همین اساس مدل مذکور با استفاده از یک معیار تنها جهت اندازه‌گیری درآمد استفاده شده است. به همین دلیل ارزیابی توانایی یک واحد تجاری برای تعامل با روابط سایر عوامل بازار معادل وجه نقد جاری تحصیلی است که منجر به افزایش زیر تعریف می‌گردد.

 

ارتباط درآمد و سرمایه (مدل فیشر)

بدین‌ترتیب راه‌کار عمل در این ارتباط مدلسازی و تفکیک صحیح سود تحقق نیافته می‌باشد. بدین‌ترتیب استفاده از یک مبنای یکسان و یکنواخت در مفاهیم ارزشگذاری و اندازه‌گیری‌ها بهترین پیامد را درخصوص بکارگیری صحیح ارزش منصفانه دربر خواهد داشت و بنابراین همراهی با بکارگیری صحیح روش نگهداری اطلاعات و رویدادهای مالی پیامدهای قابل توجهی را برای سودمندی اطلاعات حسابداری در تصمیم‌گیری‌های مالی و عملکردی دربر خواهد داشت و این زمانی تحقق خواهد یافت که همه ما با احترام به شروط تعریف شده برای اندازه‌گیری و محاسبه درآمد حسابداری که دارای ویزگی‌های مشابهی با درآمد اقتصادی آن را تعریف و بکار بگیرید چرا که سود اقتصادی بیان نتیجه واقعی عملکرد سازمان است بطوریکه آیا سازمان قادر به حفظ پتانسیل‌های سود خود موفق بوده است در مفاهیم اقتصادی نگهداری پایه تعریف درآمد از محل سرمایه (تغییرات سرمایه) موضوعی اجتناب‌ناپذیر است و این مفهوم می‌تواند بعنوان یک نقطه آغازین در تعریف تحقق درآمد در مفاهیم حسابداری می‌‌باشد قبل از آنکه اقدام به تغییر پایه و یا تغییر مفاهیم آن داشته باشیم.

2-3- ارزش منصفانه و ویژگی اقتصادی آن:

بطور سنتی درآمد براساس مفاهیم نگهداری پول و سرمایه‌های مالی تعریف و مورد استفاده قرار می‌گیرد. مدل هزینه‌های تاریخی معمولی بعنوان پایه اولیه در بررسی این مفهوم بکار گرفته می‌شود چرا که در مقدمه تعریف ارزش منصفانه بیانگر تغییر ادراک و تغییر در محتوای مفهوم درآمد حسابداری سنتی است. با این وجود ارزشگذاری روش ارزش منصفانه عملاً منجر به عنوان یک خدمت به نظریه‌پردازان حسابداری حداقل در سطح مفاهیم نظر می‌گردیده است بر همین اساس ریچارد در سال 2002 نشان داد یک سطح از بکارگیری ارزش منصفانه در رویدادهای مالی را پس از گذشت یک قرن از مفاهیم حسابداری بطوریکه تعداد نظریه حسابداری ارزش منصفانه را در 20 تا 30 سال پیش مطرح نمود.

اگرچه در گذشته نیز تئوری متن‌های حسابداری از جمله Macneal (1939) اندازه‌گیری عناصر حسابداری را بعنوان یک ارزش اقتصادی مطرح نمود و او مفهوم درآمد اقتصادی را مازاد ارزش سرمایه در پایان دوره نسبت به اول دوره تعریف نمود. او همچنین ترجیح داد که با استفاده از ارزش بازار برای اندازه‌گیری رویدادها استفاده نمود ولیکن او سود حاصله را بصورت کامل و بدون تفکیک سود تحقق یافته و سود تحقق نیافته تعریف نمود. او همه تغییرات در ارزش دارایی‌ها و بدهی‌ها را در سود و زیان طبقه‌بندی نمود و مطابق رویکرد مفهوم درآمد مربوط به مفهوم نگهداری سرمایه فیزیکی مطرح نمود. به هر حال او بیان می‌دارد که ارزش‌های بازار منتج از عرضه و تقاضای بازار است او خواستار اندازه‌گیری رویدادها به عنوان ارزش‌های اقتصادی بود و قدرت برابری کالا با پول را بعنوان ارزش اقتصادی هر چیز عنوان نمود و معیار پول اندازه‌گیری می‌شود که در نهایت به قمیت بازار آن رویداد است.

ارزش منصفانه، قیمت فرضی بازار است و نقطه شروع برای محاسبه و بکارگیری ارزش‌های بازار است چرا که بازا منتج شده از تعاملات انسان‌هایی است که در آن انتقال اطلاعات براساس قیمت‌ها تعیین و صورت می‌پذیرد و از نقطه‌نظر اقتصادی قیمت بازار محل تلاقی نگرش خریداران و فروشندگان پس از بازدید خریداران از مغازه فروشندگان و رؤیت کالا صورت می‌پذیرد و از طرف دیگر بازار تنها داروی واقعی برای تعیین ارزش‌های قیمت می‌باشد.

اگرچه برخی معتقدند که قیمت‌های بازار می‌توانند در مواردی به قیمت‌های بالاتر بیش از حد یا کمتر از واقع قیمت‌گذاری شوند و این موضوع تنها دلیلی است که آن‌ها در عدم اتکا به این مدل ارزشگذاری و به دفاع از عمل خود ادامه می‌دهند. این در حالی است که امروزه واحدها پولی مختلفی در بازار وجود دارند که ماهیت قیمت‌گذاری و ارزشگذاری آن‌ها کاملاً متفاوت است. بنابراین با این وجود در تناسب ارزهای مختلف قیمت کالاها و خدمات ارائه شده همواره در نوسان می‌باشد.

بنابراین هیچ چیز ثابتی در شرایط بازار وجود ندارد. بنابراین همانگونه که میزس می‌گوید قیمت‌های واقعی بازار در علم اقتصاد وقایع و حقایق هستند همانگونه یک فیزیکدان خواستار استقرار مقدار وزن مس در دنیای واقعیت است. حوادث تاریخی بیان‌کننده آن چیزی است که برای یکبار و در یک لحظه مشحص اتفاق می‌افتد و در یک شرایط قطعی صورت می‌پذیرد. در حالیکه صرفاً گروه کمی از مخالفین این نظریه قادر به درک تغییرات بازار نبوده‌اند و آن‌ها این شیوه ارزیابی را مختص گروه‌های مشهود تلقی می‌نمایند اما اقتصاددانان با بی‌اعتنایی به این اظهار نظرهای مذکور با بیان اینکه نباید ک واقعیت را فراموش نمود که نابرابر ذاتی و اکتسابی بین همه انسان‌ها با توجه به شرایط زیست محیطی آن‌ها وجود دارد بنابراین از نظریه‌های خود دفاع نمودند.

هر فرد، هر انسان و فعال اقتصادی بگونه‌ای در بازار خرید و فروش در قیمت‌گذاری بازار نقش دارد و تأثیر او بر قیمت‌گذاری ذر بازار بستگی به میزان سهم در بازار او و اندازه بازار دارد. بطوریکه چنانچه اندازه بازار خاص و کوچک باشد فرد قدرت کافی برای تعیین قیمت دارد و قادر به نفوذ و تعیین قیمت در بازار است. شرکت‌کنندگان در بازار که به نام قیمت‌ساز بازار تعریف می‌شوند و خریداران و سایر شرکت‌کنندگان غیرمؤثر بر بازار را قیمت‌گیرنده بازار می‌نامند.

بدین‌ترتیب با توجه به تعاریف مذکور می‌توانیم در ساخت مدل ارزیابی از قیمت‌گذاری واقعی براساس ارزش واقعی بازار مبادله استفاده کنیم زیرا که نحوه و مدل ارزشگذاری توسط افراد بصورت قصاوتی است و نتایج مختلفی را دربرخواهد داشت. ما می‌توانیم قیمت بازار را بعنوان یک مفهوم همانند مفهوم مشابه حسابداری اقتصادی بعنوان مفهوم ارزش منصفانه تبیین نماییم و سپس درآمد ارزش مصفانه را به عنوان تقریبی از درآمد اقتصادی محاسبه و تبیین نماییم. زیرا ارزش منصفانه یک مدل ارزشگذاری بازار است و قیمت‌ها در بازار همیشه شامل انتظار از معادله‌گران بازار در مورد عرضه و تقاضا حسب یک شرایط اقتصادی خوب است. برهمین اساس قیمت در شرایط فعلی براساس مدل‌های تنزیل شده قابل تبدیل به ارزش‌های آتی می‌باشد بنابراین مدل ارزش منصفانه یک مدل آینده‌گرا می‌باشدکه حسابداری بهاء تمام شده تاریخی شده تاریخی به علت عدم این ویژگی از آن رنج می‌برد.

4. بررسی مسائل مربوط به ارزش منصفانه در جریان بحران مالی:

1-4- سود تحقق نیافته و فرسایش سرمایه:

تغییرات در ارزش منصفانه دارایی‌ها و بدهی‌ها به عنوان سود و زیان به رسمیت شناخته شده است و حسب شرایط تحقق این بخش از سود و زیان به سود و زیان تحقق یافته در فرآیندهای گزارشگری تبدیل شده است بنابراین تغییر ارزش‌های منصفانه تنها دنبال انتظار در تحقق تفاوت ارزش دارایی و بدهی‌ها تحت عنوان سود و زیان می‌باشد که این امر تابع و مشروط به عوامل بسیاری است از جمله در جدوال: 1.تصمیم‌گیری مدیریت، 2. انحلال موقعیت، 3. ثبات یا بی‌ثباتی در بازار. در بی‌ثباتی قیمت‌ها باید آگاه باشیم نسبت به توزیع سود شرکت و جلوگیری از توزیع سود شرکت و جلوگیری از توزیع سود تحقق نیافته.

این مدل ممکن است خطر فرسایش‌پذیری را ناشی از توزیع سود تحقق نیافته بدنبال داشته باشد بنابراین توابع حسابداری می‌بایست مانع از توزیع سود تحقق نیافته بصورت ناخواسته باشند و گزارشگری مالی باید فقط به کاربران و تصمیم‌گیران اطلاع دهد که چه میزان سود بین سهامداران تقسیم کنند که باعث فرسایش سرمایه واحد تجاری نگردد و یا شاید این موضوع در صورتی که ایجادکننده محدودیت قانونی برای بنگاه‌ها باشد مؤثر عمل خواهد نمود و منتقدان ارزش منصفانه بر این باروند که مدل هزینه‌های تاریخی بهاء تمام شده و یا مدل هزینه استهلاک می‌باید چنانچه بوسیله مدل ارزش‌های منصفانه جایگزین شوند باعث فرسایش سرمایه بنگاه‌ها خواهد شد. در حالیکه در مدل‌های قبلی این عمل رخ نخواهد داد چرا که حسابداری بهاء تمام شده تاریخی مشوقی برای دستاوردهای تجاری بنگاه‌ها با نگهداشت سرمایه واقعی خواهد بود و صرفاً در زمان فروش دارایی که فعل اقتصادی قابل مشاهده صورت می‌پذیرد اقدام به شناسایی سود خواهد نمود زیرا چنانچه این وجوه قابل تخصیص در ارزش منصفانه مجدداً در شرکت سرمایه‌گذاری و منجر به کسب سود گردد عملاً سودآوری شرکت را در مقایسه با مدل ارزش منصفانه بیشتر خواهد نمود و بر همین اساس است که همواره عده‌ای خواستار استفاده از مدل بهاء تمام شده تاریخی در ارزشگذاری رویدادها و گزارشگری اطلاعات مالی می‌باشند.

علاوه بر این بازگشت مجدد به مدل بهاء تمام شده تاریخی مشکلات قدیمی را به همراه خواهد داشت و وضعیت بحران مالی جهان را بدتر از زمان فعلی خواهد کرد. اگرچه استدلالات انجام شده همواره در مجموع به نفع بکارگیری ارزش منصفانه است تا جائیکه باعث توزیع سود تحقق نیافته نگردد و این بدین معنی نیست همه چیز و موضوعات مطروحه در این مدل کاملاً صحیح است بر همین اساس تجدید نظر در مفهوم سود تحقق نیافته و توزیع‌پذیری آن برای برخی از اهداف مطروحه کاملاً توجیه‌پذیر است. مقررات بانک‌ها و سایر مؤسسات مالی با توجه موارد مطروحه عملاً برای تضمین آینده و بکارگیری یک رفتار محتاطانه و در نتیجه جلوگیری از خطرپذیری در مقابل یک موضوع اقتصادی است بر همین اساس بود که با کنوانسیون بازل، محاسبه و تعیین برخی از نسبت‌ها در بانک‌ها به عنوان سرچشمه این احتیاط‌پذیری بکارگرفته شد. اما ارقام حسابداری با استفاده از ارزش‌های منصفانه به رسمیت شناخته شده است اگرچه برخی از مقادیر (سود تحقق نیافته و ...) موجود در اندازه‌گیری سرمایه در حسابداری متناسب برای مقررات بانکی است ولیکن در هر حال نمی‌توان ارزشگذاری مدل ارزش‌های منصفانه در ارزشگذاری صورت‌های مالی پرهیز نمود زیرا هدف از تهیه و انتشار صورت‌های مالی ارائه اطلاعات مفید و قابل اتکا برای سرمایه‌گذاران بالقوه و بستانکاران و سایر کاربران اقتصادی و ذینفعان را درخصوص تصمیم‌گیری و تخصیص بهینه منابع کمیاب دربر دارد.

از طرفی دیگر ضررهای مالی مطابق استانداردهای حسابداری پذیرفته شده در سراسر جهان آماده اصول‌گرایی و تطبیق‌سازی خود جهت تأمین نیازهای اطلاعاتی استفاده‌کنندگان است.

2-4- قابلیت اطمینان و ارتباط آن با اندازه‌گیری ارزش‌های منصفانه

تعریف انجام شده درخصوص ارزش منصفانه توسط هر دو نهاد GAAP و IFRS بر این اساس استوار است.

ارزشگذاری دارایی‌ها به ارزش‌های روز بدون هیچگونه قصدی درخصوص انحلال و یا توقف فعالیت و بدون انجام هرگونه معامله و یا رویداد در شرایط غیرمتعارف می‌باشد. بنابراین ارزش منصفانه محدود است بعنوان قیمت مورد توافق بین یک خریدار و فروشنده آگاه و مطلع، از طرفی دیگر قیمت‌گذاری براساس ارزش منصفانه مبتنی بر ارزش‌های بازار است و تابع اندازه‌گیری به روش‌های دیگر نمی‌باشد. بنابراین سازمان‌ها بدنبال بهترین معیار برآوردی برای محاسبه و بکارگیری ارزش منصفانه باشند که ارزش منصفانه واقعی باشد. بدین‌ترتیب اگر واحد سازمانی و یا بنگاه قادر باشد با مسئولیت خود اقدام به اندازه‌گیری دارایی‌ها و بدهی‌ها به ارزش‌های منصفانه نماید این موضوع می‌تواند به عنوان یکی از مزایا یا معایب بکارگیری ارزش منصفانه در نحوه قیمت‌گذاری دارایی‌ها یا بدهی‌ها باشد و چنین عملی اساساً در انحراف با الزامات تعیین شده در استانداردهای گزارشگری مالی است. پایین بودن قابلیت اطمینان در اندازه‌گیری ارزش منصفانه مربوط به محاسبه سود هر سهم ((EPS بعنوان مسئله اصلی مطرح است زمانی که قیمت‌ها در بازار به سرعت در حال کاهش هستند و یا بازار از کمبود نقدینگی به این معاملات رنج می‌برد برآورد ارزش منصفانه ممکن است تحریف شود. و این بدین دلیل است که می‌تواند این ارزشگذاری به علت فروش اجباری و یا فروش برای رفع مشکلات شرکت صورت پذیرد.

بنابراین این تعاریف ارزش منصفانه مربوط به فروش‌های اجباری و غیرمنطقی و شرایط آن در بازار نمی‌باشد بلکه مربوط به معاملات منظم می‌باشد.

برای افزایش سودمندی صورت‌های مالی برخی تحلیل‌گران توصیه می‌کنند که تقسیم درآمد و نمایش آن به اشکال زیر صورت پذیرد:

- درآمد حاصل از فعالیت‌های عملیاتی و افشای جداگانه درآمد تحقق یافته و تحقق نیافته، جهت شناسایی سود قابل تقسیم واقع‌ بینی سهامداران می‌باشد. ارزش منصفانه تغییرات شاخص‌های مهم در محاسبه توانمندی سازمان برای پیش‌بینی و توسعه سازمان در آینده و دانش به قیمت‌های واقعی بازار می‌باشد. بنابراین این موارد می‌بایست بصورت جداگانه گزارش شوند حتی اگر قیمت‌های بازار به سرعت در حال افزایش و یا کاهش باشند.

نتیجه‌گیری:

فراگیر شدن اندازه‌گیری ارزش منصفانه، در سازمان‌ها در گزارشات مالی به بیش از 20 سال گذشته برمی‌گردد. تحت عادلانه ارزش حسابداری، اشخاص مکلف و یا مجاز برای اندازه‌گیری دارایی‌ها و بدهی‌های خاص در ارزش منصفانه آن‌ها در تاریخ گزارش است. ارزش منصفانه یک جریان فرضی است مبتنی بر مقادیر و ارزش‌های بازار است. این ارزش بازار همیشه بطور مستقیم قابل مشاهده و اندازه‌گیری است. لذا بحث در مورد سودمندی این موضوع حسابداری ارزش منصفانه در ارتباط با صدای خرد کردن یا خرد شدن زیر دندان یا زیر چرخ فرآیند مالی و غیرمالی که در بحران اقتصادی به نمایش گذاشته شده در سال 2000 به بعد بوجود آمده است.

در طول سنوات 2007-2009 مخالفان استفاده از حسابداری ارزش منصفانه در گزارشگری مالی سازمان‌ها اصرار دارند که اندازه‌گیری ارزش منصفانه، بحران مالی را شتاب بخشیده و بطور قابل توجهی تأثیر بدتری بر شرکت‌های آسیب‌پذیر داشته است. از سوی دیگر عقاید مهم دیگری وجود دارد که به نفع ارائه تصویر و نمایش حسابداری ارزش می‌باشد. هدف ما در این مقاله بوده است که برای کمک به بحث واقعی که آیا حسابداری ارزش منصفانه نقش یک راهبر یا یک محرک را در صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ و غیرمالی اخیر و پس از آن توسعه اقتصادی ایفاء کرده است که در پایان به این نتیجه رسیدیم که مدل‌های ارزش‌گذاری منصفانه اطلاعات مالی اگر چنانچه دارای مکانیزم کنترلی دقیقی باشند بسیار کارآتر از سیستم‌های سنتی عمل می‌نمایند و بنظر می‌رسد اساساً مشکل بحران مالی دنیا ارتباط مستقیمی با مدل‌های ارزش‌گذاری نداشته است بلکه آنچه به این بحران دامن زده است عدم نظارت و کنترل و وجود تقلبات مالی و گزارشگری رویدادهای مالی می‌باشد.

در شرایط فعلی رکود اقتصادی منجر به ارزیابی و تجزیه و تحلیل ویژگی‌های حسابداری ارزش منصفانه از نظر اقتصادی شده است.

اندازه‌گیری عناصر حسابداری یکی از عوامل بسیار مهم در روند تهیه صورت‌های مالی و گزارشگری اطلاعات مالی مطابق با فعالیت‌های اقتصادی و حسابداری سازمان صورت می‌پذیرد می‌باشد. عناصر صورت‌های مالی را می‌توان با ویژگی‌های مختلف اندازه‌گیری که مربوط به طبیعت از یک عنصر و هدف که بری این عنصر توسط سازمان متحمل شده است اندازه‌گیری کرد. قابلیت اطمینان و ارتباط از ویژگی‌های یک اندازه‌گیری می‌باشد. که به عنوان مهم‌ترین نکات کلیدی اندازه‌گیری دارایی، بدهی، حقوق صاحبان سهام و دیگر عناصر یک سازمان است. در ارتباط با بحران مالی اخیر و پس از رکود اقتصادی مربوطه بسیاری از نقطه‌نظرات و پرسش‌ها درخصوص سرزنش در ارتباط با ماهیت اندازه‌گیری ارزش منصفانه مطرح می‌گردد و حتی به نظر می‌رسد که در صورت‌های مالی قابل ارائه از طریق ارزش‌های منصفانه به عنوان راننده اصی این بحران شناسایی شده است. البته مخالفان متعددی در خلاف این نظریه هم وجود دارند که بدان خواهیم پرداخت و در اساس به برسی و به تصویر کشاندن نقاط قووت و ضعف بکارگیری و استفاده از ارزش منصفانه برای اهداف حسابداری خواهیم پرداخت.

منتشر شده در مقالات

مفهوم خطر حسابرسی:

خطر حسابرسی به این خطر اشاره دارد که حسابرس ممکن است بدلیل عدم کشف تحریفات با اهمیت در صورت های مالی یا به دلیل خطا یا تقلب، گزارش فاقد صلاحیت را انتشار دهد. خطر حسابرسی هم در مرحله ی برنامه ریزی و هم در اجرای عملیات مالی، مورد توجه حسابرسان می باشد.

خطر حسابرسی تابعی از خطر تحریف با اهمیت صورتهای مالی و خطر عدم کشف است. خطر تحریف با اهمیت یعنی خطر وجود تحریف با اهمیت در صورتهای مالی و خطر عدم کشف به معنای آن است که حسابرس قادر به کشف این تحریفات نباشد.

حسابرس باید روشهای حسابرسی را برای تشخیص و برآورد خطرهای تحریف با اهمیت اجرا کند و با طراحی و اجرای روشهای حسابرسی مناسب در برخورد با خطرهای مزبور، خطر عدم کشف را محدود و خطر حسابرسی را تا سطح قابل قبول کاهش دهد. این فرآیند، مدیریت خطر حسابرسی نامیده می شود.

 

مفهوم حسابداری مبتنی بر ریسک:

حسابرسی داخلی مبتنی بر ریسک، روشی را فراهم می‌کند که اطمینان می‌دهد ریسک‌های سازمان مدیریت شده‌اند. برآورده کردن نیازهای هیات‌مدیره مسوولیت بخش حسابرسی داخلی است.

در حقیقت حسابرسی داخلی مبتنی بر ریسک، آنچه سازمان و اهداف آن را تهدید می‌کند، بررسی می‌کند. این ریسک‌ها شامل ریسک مالی، عملیاتی و استراتژیک، چه در درون سازمان و چه در برون سازمان خواهد بود.

حسابرسی داخلی مبتنی بر ریسک، روشی است که در بخش حسابرسی داخلی مورد استفاده قرار میگیرد و برای ارائه اطمینان‌بخشی از اینکه ریسک‌ها مدیریت شده‌اند استفاده می شود.

 

انواع خطر های حسابرسی:

1- خطر رد نادرست (خطر آلفا): در مواردی رخ می دهد که صورت های مالی از تمام جنبه های با اهمیت مطابق با استاندارد های حسابداری باشد؛ اما حسابرس گزارش غیر مقبول صادر نماید، این خطر کارایی حسابرسی را تحت تاثیر قرار می دهد.

2- خطر پذیرش نادرست (خطر بتا): در مواردی رخ می دهد که صورت های مالی از جنبه های با اهمیت مطابق با استاندارد های حسابداری نباشد؛ اما حسابرس گزارش مقبول صادر نماید، این خطر اثر بخشی حسابرسی را تحت تاثیر قرار می دهد.

خطر بتا نسبت به خطر آلفا از اهمیت بیشتری برخوردار است.

3- خطر تحریف با اهمیت: حسابرس این خطر را در دو سطح ارزیابی می کند

1) در سطح کلیت صورت های مالی

2) در سطح ادعاها (گروه معاملات، مانده حساب ها و افشاء)

   3-1 خطر ذاتی

   3-2 خطر کنترل

این دو خطر مربوط به واحد مورد رسیدگی است و صرف نظر از حسابرسی شدن یا نشدن صورت های مالی وجود دارد.

4- خطر عدم کشف: خطری که به حسابرس و اثر بخشی حسابرسی ارتباط دارد، خطر عدم کشف نامیده می شود و در فرمول خطر حسابرسی هدف حسابرس یافتن همین خطر می باشد.

   4-1 خطر بررسی تحلیلی

   4-2 خطر عدم کشف ناشی از آزمون جزییات مانده حسابها و گروه معاملات.

 

نکته های مهم:

 

1- حسابرس در تدوین طرح کلی حسابرسی باید شناخت کافی از فعالیت واحد مورد رسیدگی، شناخت سیستم های حسابداری و کنترل داخلی، خطر و اهمیت، نوع و ماهیت، زمانبندی، اجرا و حدود روش های حسابرسی، هماهنگی، هدایت، سرپرستی و بررسی و سایر موارد موثر را در نظر داشته باشد.

 

2- تردید درمورد فرض تداوم فعالیت توسط حسابرس در مرحله ی برنامه ریزی صورت می پذیرد.

 

3- دارایی های با ارزش بالا و با قابلیت نقل و انتقال بسیار، مانند وجوه نقد، چتحریف پذیرتر از سر فصل حساب هایی مانند دارایی ثابت می باشند و از خطر ذاتی بالایی برخوردار می باشند.

 

• هسته های اصلی کار حسابرسی داخلی:

 

1. اطمینان دادن در مورد اینکه فرآیندهای به‌کار رفته توسط مدیریت برای شناسایی همه خطرات قابل توجه موثر هستند.

2. اطمینان دادن در مورد اینکه خطرات به درستی توسط مدیریت بر مبنای اولویت‌بندی آنها ارزیابی شده است.

3. ارزیابی فرآیندهای مدیریت ریسک، برای اطمینان از پاسخ به هر گونه ریسک که مطابق با سیاست‌های سازمان است.

4. ارزیابی گزارش ریسک‎های کلیدی توسط مدیران به هیات مدیره.

5. بررسی ریسک‌های کلیدی توسط مدیران برای اطمینان از کنترل‌های قرار داده شده در داخل عملیات و در حال نظارت.

 

مراحل حسابرسی داخلی مبتنی بر ریسک چیست؟

1. ارزیابی ریسک سازمان

2. تنظیم کردن یک برنامه برای انجام حسابرسی (معمولا به صورت سالانه انجام می‌گیرد.)

3. انجام دادن حسابرسی مبتنی بر ریسک و بازخوردهای نتایج حسابرسی.

 

يك روش جديد كه توسط توماس باير گردآوري شده است . در حسابرسي بر مبناي خطر ، حسابرسان در همان طرف ميز كه مشتري مي ايستد ، آن ها نيز مي ايستند . اكنون مشتري يك نفر را با خود دارد چون ديد آن ها به كار تجاري يكسان است . 

محدوديت هاي روش قديمي :

اكنون بيایید با هم موارد مخصوص مربوط به ساختار كار تجاري را بدست آوريم . در حسابرسي قديمي ، حسابرسان واقعاً تمام تصميمات حسابرسي شان را بر مبناي جنبه مادي اتخاذ مي كردند ، كه آن در صد (يا كسري از درصد ) كار پيمانكار مي باشد . كنترل هاي داخلي كه توسط پيمانكار صورت مي گرفت براي اهداف حسابرسي كه بيمار سودمند بودند به طور گسترده مورد ارزيابي قرار نمي گرفتند ، چون توجه فقط بر روي تغيير ارقام و اعدادي بود كه در صورت حساب هاي مالي گزارش مي شدند  و در پايان حسابرسي چيزي را كه قبلا پيمانكار مي دانست تغيير مي داد كه آن اين بود كه شركت بر روي بعضي شغل سرمايه گذاري كند و همچنين بعضي از شغل ها را رها كند . پس پيمانكار يك صورت حساب و جريان كاري بدست مي آورد كه خودش را دوباره سال بعد تكرار مي كرد . 

در بعضي موقعيت ها اين تنها روشي است كه حسابرسان مي توانند بر عهده بگيرند به خاطر كنترل ضعيف محيط كه در شركت ارائه مي شود به طور كلي زماني كه كنترلهاي ضعيف داخلي وجود دارد  به اين خاطر است كه مديريت تصميم هوشيارانه اي اتخاذ كرده كه كنترلهاي داخلي به اندازه عوامل ديگر كار تجاري مهم نيستند . به هر حال كنترل ضعيف محيط به خودي خود يك خطر آشكاري دست و چيزي است كه بايد مورد توجه مديريت قرار داد (اهميت آن را به ياد مديريت آورد) در حالي كه روش قديمي حسابرسي فقط در محيط هايي با كنترل ضعيف كار مي كرد ، حسابرسي بر مبناي خطر اين ضعف ها را تشخيص مي داد تا اين كه مديريت بتواند گام هاي شايسته اي بردارد تا كنترل هاي داخلي را قوت ببخشد . 

فايده هاي روش بر مبناي خطر 

در حالي كه در حسابرسي بر مبناي خطر به اعداد و ارقام توجه مي شود ، اما به هر حال به درك فعاليت هاي تجاري نيز توجه دارد چون اعداد و ارقام از اين فعاليت ها گرفته شده اند که شامل تسلط بر روي پرسنل اصلي مي شود و بفهميم چگونه آن ها فكر مي كنند و در تصميماتشان از چه اطلاعاتي استفاده مي كنند . در اينجا مواردي ذكر شده كه اساساً در حسابرسي بر مبناي خطر مورد توجه قرار مي گيرد . 

اين ساختار تجاري مخصوص چگونه است كه او را در رقابت مجزا كرده است و موقعيت حساس رقابتي اش چيست ؟

از لحاظ استراتژيكي اهداف بلند مدت و كوتاه مدت پيمانكار چه هستند ؟ 

موانع بلند مدت و كوتاه مدت (مانند كمبودهاي مواد و كار ) چه هستند كه شركت براي رسيدن به اهدافش بايد بر آن ها غلبه كند و چگونه شركت اين كار را طراحي مي كند ؟

مشكلات روزمره مربوط به كار كه مديريت ارشد با آن ها مواجه مي شود چه هستند ؟

چگونه آيا مديريت ضعف هاي مربوط به كار را مورد توجه قرار مي دهد . 

چه كنترل هاي عملي در محيط كار صورت مي گيرد تا مطمئن شويم كه قراردادهاي اجرا شده اند و كار مطابق با روشها و خط مشي هاي داخلي اش صورت گرفته است ؟

چه كنترل هاي داخلي در محيط كار صورت مي گيرد تا مطمئن شويم كه كار مربوط به گزارشات و حساب هاي مالي بدون اشتباه و فريبكاري صورت مي گيرد ؟

چگونه آيا مديريت بايد از درستي اطلاعات مالي كه در اتخاذ تصميمات مهمش از آن ها استفاه مي كند مطمئن شود ؟

از لحاظ تاريخي ، چه افرادي در شركت بي تجربه هستند و يا سطح كمتري از كار را نسبت به افراد قبل انجام داده اند ؟

به عبارت ديگر در حسابرسي بر مبناي خطر ، بر حسابرس واجب است كه تمام ويژگي هاي آن خاص ساختار تجاري كه قرار است مورد حسابرسي قرار دهد ، بفهمد . 

مراحلي كه بايد در يك حسابرسي بر مبناي خطر طي شود : 

در مورد اين سطح جديد خدمات حسابرسي به روش جديدي از آمادگي و هدايت خود حسابرسي نياز است . 

زماني كه روش حسابرسي بر مبناي خطر پذيرفته مي شود ما نيز بيشتر خودمان را براي بررسي مقدماتي و طراحي آماده مي كنيم . ما زمان بيشتر را صرف مي كنيم تا كنترلهاي عملي شركت را بفهميم ،كنترلهاي داخلي آن ها مربوط به كار گزارشات مالي هستند از نقطه نظر حسابرس ، اين كار مقدماتي بسيار با ارزش است . چون ما واقعاً در اين زمان وارد جريان كار مي شويم و جواب اغلب سوالاتي كه قبلا پرسيده ايم را مي دانيم . 

در اينجا سه مرحله اصلي حسابرسي بر مبناي خطر ذكر شده است . 

مرحله اول : سوال از تمام كاركنان اصلي 

در صورت امكان حسابرسي با رئيس / LEO/ يا مالك شركت صحبت مي كند آن فردي است كه مي تواند درباره خطرات و اهداف بلند مدت و كوتاه مدت شركت صحبت كند . پس ما مي خواهيم بدانيم (حسابرس) 

بزرگترين خطري كه شركت سال بعد با آن مواجه مي شود چيست ؟ و در مورد خطر 5 سال بعد چه چيز ؟ 

آيا طرحهايي براي از بين بردن يا رفع آن خطرات وجود دارد ؟

با چه مشكلاتي كار تجاري امسال مواجه شده است ؟ 

آيا نگراني هاي مخصوصي وجود دارد كه ما بايد از آن ها مطلع شويم بخصوص زماني كه كار حسابرسي انجام مي دهيم ؟

و چيزي كه ما انتظار داريم در اعداد و ارقام ببينيم ؟

بعلاوه ما مواردي را كه در حسابرسي سال قبل بيان شده نيز دنبال مي كنيم . پس ما به سوي سطوح پايين تر مديريت مي رويم و با مديريت هاي سطوح پايين تر نيز صحبت مي كنيم و كارمان را با CFO شروع مي كنيم . و از او سوالات مشابه سوالات مديريت ارشد مي پرسيم كه به حوزه مسئوليت او مربوط است . همچنين سودمند است كه در اين مرحله با نمايندگي انبار و كساني كه از كار حمايت مي كنند نيز صحبت كنيم . حتي وكيل مشتري نيز مي تواند اطلاعات سودمندي را در مرحله طراحي در اختيار ما بگذارد . 

از نقطه نظر حسابرس ، اين فرايند كار اوليه در كوتاه كردن و خلاصه كردن روش هاي حسابرسي كمك زيادي خواهد كرد . در اين مرحله ، ما انتظارات حسابرسي را توسعه مي دهيم و به صورت اميدوارانه ، مدارك و شواهد مورد تاييد حسابرسي را بدست مي آوريم كه در زمان كار حسابرسي واقعي از آن ها استفاده كنيم . ما همچنين مي فهميم چه چيز در شركت جديد است و ارزيابي مي كنيم چگونه ما مي توانيم براي مشتري مان با ارزش تر باشيم . 

مرحله دوم : مستند كردن كنترلها (سند كردن كنترلها ) 

بعد از اينكه كنترلهاي مربوط به عملكرد و كنترلهاي داخلي به صورت جزئي وجودشان اثبات شد ، براي ساختار شركت ، كنترل ها در سايت شغل و گردش اطلاعات از سايت شغل به اداره و بر عكس مي تواند به مهمي كنترل هاي داخلي در اداره باشد . در اين مرحله در جريان كار ، ما حسابرسان به گونه اي يكنواخت مي رسيدم چرا ؟ به عنوان مثال چرا اين سياست در اينجا اعمال مي شود . 

چرا آيا نظارت و سرپرستي همان زمان هاي مشخص كه كار بايد صورت بگيرد همانند موارد ديگر حفظ نمي كند ؟ چه خطري را آيا مدير ندانسته پذيرفته و چرا ؟

تمام اين سئوالات ممكنه از نظر مديريت بسيار دردناك باشند . چون هيچ كس دوست ندارد درباره سياست هايش ، روش ها و كنترلهاي داخلي اش صحبت كند . 

به هر حال ، كنترلهاي داخلي فقط به اين مطلب محدود نمي شود كه مطمئن شويم شركت به اندازه كافي وظايفش را در بخش حسابداري تفكيك كرده است . كنترل هاي ديگري نيز وجود دارد كه خارج از حوزه حسابداري صورت مي گيرد كه همچنين بايد ارزيابي شود . براي اينكه به گونه اي شايسته يك حسابرسي بر مبناي خطر را هدايت كنيم ما بايد روش آن استاندارد كار تجارت را بفهميم كه با پرسيدن سوالات سخت ، ضعفهاي آن مهم نيز مشخص مي شوند . بعضي از سوالاتي را كه يك حسابرس ممكنه بپرسد عبارتند از :

چه نوع كنترل ها يا توجهات در شركت براي فرايند تخمينات (براورد ها ) اعمال مي شود . 

آيا شركت از سودها بر روي قرارداد T,M با آماده نكردن مطالبات اجاره اي تجهيزات صرف نظر مي كند ؟ 

چگونه آيا مديريت مطمئن مي شود كه مطالبات مربوط به تجهيزات نسبتا روشن براي شغل ها جمع آوري شده اند جايي كه تجهيزات استفاده شده اند ؟

آيا برآورد كننده ها (تخمين زنندگان) پيشنهاد قيمتي براي خريد كالا را بدون بازنگري مهم از اينكه تا حدودي قيمت را كاهش دهند ارائه مي دهد ؟

اين نوع سوالات و جواب ها كه دريافت مي شوند براي موفقيت حسابرسي بر مبناي خطر ، قطعي هستند . 

سودهاي ساخت CFMA سپتامبر / اكتبر 2002 

مرحله سوم : تحليل و بررسي اطلاعات : 

در شكل سوم حسابرسي بر مبناي خطر ، اطلاعات مالي بازنگري تحليلي اوليه را طي مي كنند و روشهاي حسابرسي توسعه مي يابند . هدف در اينجا اين است كه حسابرسي زيادي را تاحد امكان كه از يك روش تحليلي استفاده نموده انجام دهد . به جاي اينكه جزئيات را مورد تست و آزمايش قرار دهد . اگر ما همانند حسابرسان شما معتقد باشيم كه كنترلهاي داخلي به گونه اي مفيد عمل مي كنند ، ممكنه كنترل را مورد تست قرار دهيم و تست هاي جزئي تر ديگر را كم كنيم . اگر خطرات و كنترلها به اندازه كافي مشخص شوند و ارزيابي شوند ، ما مي توانيم پس روشهاي تحليل مان را بر مبناي انتظاراتي درباره اينكه چه چيزهايي بايد اطلاعات مالي نشان دهد را گسترش دهيم . 

چون ما قبلا سوالاتي را مطرح كرده ايم و اطلاعاتي را از سطوح مختلف مديريتي جمع آوري كرده ايم ، پس ما مي توانيم روش هاي تحليلي مان را بر روي اين اطلاعات قرار دهيم . اگر اعداد و ارقام انتظارات ما را برآورده نمي كنند ، پس ما متعهديم روشهاي بيشتري را انجام دهيم . به عنوان مثال ، برنامه شغلي براي پيمانكاران استاندارد يك سري اطلاعات كليدي است و كسي است كه ما قبلا در حسابرسي براي تحليل خطر نياز داشتيم . 

در حقيقت ما ممكنه اين اطلاعات را قبل از انجام مراحل 1و2 بالا در مقابل مان داشته باشيم . موضوع اين نيست كه تخليل ما از خطر در مراحل مقدماتي حسابرسي چه نشان مي دهد برآوردهاي مديريت (كه دربرنامه شغلي هستند ) هميشه نقطه مركزي هستند زماهني كه ما درباره خطر صحبت مي كنيم . بنابراين برنامه شغلي به گونه اي مجزا مورد تحليل و بررسي قرار مي گيرد تا مشخص كند كدام شغل ها خطر بيشتري را ارائه مي دهند . در زير تعدادي از عوامل ذكر شده اند كه در اتخاذ تصميمات استفاده مي شوند . 

  • درصد اطلاعات تكميل شده در تراز نامه 
  • اندازه قرارداد 
  • نوع قرار داد 
  • تجربه پيمانكار در نوع قرار داد 
  • كارمندان اصلي در قرار داد (سرپرست ، مدير ، پروژه)
  • ناخالصي سود برآورده شده 
  • ميزان هزينه هاي كار در قرار داد 
  • وجود شروطي در قرار داد مانند مجازات هايي براي تاخير تكميل كار 
  • وجود مصرف زياد زمان يا هزينه بيش از ميزان انتظار داشته يا مشكلات ديگري با توجه به پرسش آن ديگر ذكر شد . 

روشهاي تحليلها معمولا به ما اجازه مي دهند كه زمان اختصاص يافته به تست ها درباره جزئيات را به حداقل برسانيم . زماني كه روشهاي آن تحليلي مدرك حسابرسي با ارزش تري نسبت به روشهاي حسابرسي ديگر در اختيار ما مي گذارند پس ما نه فقط موثرتر نيستم بلكه ما همچنين كار آمد تر نيز هستيم . حسابرسي بر مبناي خطر به درستي مثالي از موقعيت موفقيت آميز چيزي است كه احتمالا چنين مطلبي را شما درباره حسابرسي قديمي نشنيده ايد . 

نتايج :

اگر حسابرسي بر مبناي خطر بدرستي انجام شود به هر كسي اجازه مي دهد كه تا انتهاي فرآيند كار جلو برود و درباره چيزي كه انجام شده نيز احساس خوبي داشته باشد . حسابرسان احساس مي كنند خدماتي با ارزش واقعي براي مشتري فراهم كرده اند مشتريان نيز احساس مي كنند كه آن ها اطلاعات با ارزش دريافت كرده اند كه آن ها مي توانند استفاه كنند تا شركت هايشان را قدرتمند سازند ، بالاخره من اعتقاد دارم كه حسابرسي بر مبناي خطر مي تواند كل فرآيند حسابرسي را تغيير داده و به يك تجربه پاداشي براي تمام قسمت ها تبديل كند .

منتشر شده در مقالات
خبرنامه
خبرنامه پارمیس
با عضویت در خبرنامه آخرین اخبار و اطلاعیه های پارمیس را در ایمیل خود دریافت نمایید.

افتخارات پارمیس

جوایز و افتخارات پارمیس